📕#فرگشت_انسان
✍#شروین_وکیلی
این کتاب روایتی زیستشناختی از ظهور و دگردیسی گونهی انسان است. جریانهای این کتاب به تاریخی بسیار دورتر از ظهور تمدن ایرانی باز میگردند. بنابراین باید آن را بنیادی دانست که ظهور و تکامل انسانِ هوشمند و عناصر اصلی سازندهی تمدن را روایت میکند.
امروز نیز، همچون همیشه، انسان مسأله است. انسان مسألهای است علمی که باید در پرتو شواهد تجربی و قواعد منطقی بدان پرداخت و فهمش کرد؛ و در ضمن مسألهای است فلسفی که باید همچون کلیدواژهای انباشته از جنبههای بحثبرانگیز بدان اندیشید. انسان، به همین شکل، مسألهای اخلاقی و زیباییشناسانه نیز هست.
انسان، پیچیدهترین جانداری است که امروز بر روی زمین زندگی میکند. موجودی که، از زوایای گوناگون، میتوان جنبههای زیبا یا زشت سرشت بغرنجش را دید و آن را همچون ابن سینا «اشرف مخلوقات» یا مانند پاسکال «کِرمِ احمقِ زمین» نامید.
پرسش مرکزی کتاب فرگشت انسان این است: انسان، به عنوان گونهای از جانداران، چه جایگاهی را در تاریخ تکامل زندگی بر زمین اشغال میکند؟ و چه شده که گونهی انسان ویژگیهای کنونیاش را به دست آورده است؟
هدف این کتاب، به دست دادن تصویری عقلانی و سازگار از انسان به مثابه سیستمی زنده است. تصویری که با شواهد تجربی و یافتههای علمی دهههای اخیر پشتیبانی شود، و فرزانگی لازم برای تحلیل شرایط کنونی خودمان را نیز برایمان فراهم آورد. دستیابی به این هدف تنها زمانی ممکن میشود که قلمروی مورد توجهمان در زمینهی دانشهای انسانمحور مشخص باشد، و راهی برای میانبر زدن از میان شواهد و دادههای غیرمهم را در دست داشته باشیم.
کتاب فرگشت انسان، برای نخستین بار ده سال پیش نوشته شده است. مخاطب آن دانشجویانِ کلاس تکامل دانشگاه تهران بودند که با فقر منابع جدیدِ فارسی در این زمینه روبهرو بودند. کوششهای ارزندهی استادان پیشکسوت ایرانی برای تدوین و انتشار نظریههای جدید دربارهی سیر تکامل زیستی انسان، که در دوران خود سزاوار و شایسته بود، در حال و هوای امروزین بسنده نمینمود. از این رو، این کتاب نگاشته شد تا شواهد انسانشناسانه و رفتارشناسانهی مربوط به تکامل گونهی انسان در متنی فشرده به دانشجویان منتقل شود. دانشجویان در آن زمان این کتاب را به نام «نسل هیولا» میشناختند؛ چرا که در گفتاری مولف گونهی انسان را نوعی هیولا خوانده بود.
♦️@seemorghbook
✍#شروین_وکیلی
این کتاب روایتی زیستشناختی از ظهور و دگردیسی گونهی انسان است. جریانهای این کتاب به تاریخی بسیار دورتر از ظهور تمدن ایرانی باز میگردند. بنابراین باید آن را بنیادی دانست که ظهور و تکامل انسانِ هوشمند و عناصر اصلی سازندهی تمدن را روایت میکند.
امروز نیز، همچون همیشه، انسان مسأله است. انسان مسألهای است علمی که باید در پرتو شواهد تجربی و قواعد منطقی بدان پرداخت و فهمش کرد؛ و در ضمن مسألهای است فلسفی که باید همچون کلیدواژهای انباشته از جنبههای بحثبرانگیز بدان اندیشید. انسان، به همین شکل، مسألهای اخلاقی و زیباییشناسانه نیز هست.
انسان، پیچیدهترین جانداری است که امروز بر روی زمین زندگی میکند. موجودی که، از زوایای گوناگون، میتوان جنبههای زیبا یا زشت سرشت بغرنجش را دید و آن را همچون ابن سینا «اشرف مخلوقات» یا مانند پاسکال «کِرمِ احمقِ زمین» نامید.
پرسش مرکزی کتاب فرگشت انسان این است: انسان، به عنوان گونهای از جانداران، چه جایگاهی را در تاریخ تکامل زندگی بر زمین اشغال میکند؟ و چه شده که گونهی انسان ویژگیهای کنونیاش را به دست آورده است؟
هدف این کتاب، به دست دادن تصویری عقلانی و سازگار از انسان به مثابه سیستمی زنده است. تصویری که با شواهد تجربی و یافتههای علمی دهههای اخیر پشتیبانی شود، و فرزانگی لازم برای تحلیل شرایط کنونی خودمان را نیز برایمان فراهم آورد. دستیابی به این هدف تنها زمانی ممکن میشود که قلمروی مورد توجهمان در زمینهی دانشهای انسانمحور مشخص باشد، و راهی برای میانبر زدن از میان شواهد و دادههای غیرمهم را در دست داشته باشیم.
کتاب فرگشت انسان، برای نخستین بار ده سال پیش نوشته شده است. مخاطب آن دانشجویانِ کلاس تکامل دانشگاه تهران بودند که با فقر منابع جدیدِ فارسی در این زمینه روبهرو بودند. کوششهای ارزندهی استادان پیشکسوت ایرانی برای تدوین و انتشار نظریههای جدید دربارهی سیر تکامل زیستی انسان، که در دوران خود سزاوار و شایسته بود، در حال و هوای امروزین بسنده نمینمود. از این رو، این کتاب نگاشته شد تا شواهد انسانشناسانه و رفتارشناسانهی مربوط به تکامل گونهی انسان در متنی فشرده به دانشجویان منتقل شود. دانشجویان در آن زمان این کتاب را به نام «نسل هیولا» میشناختند؛ چرا که در گفتاری مولف گونهی انسان را نوعی هیولا خوانده بود.
♦️@seemorghbook
👍12