کتابخانه سیمرغ
73.9K subscribers
15.6K photos
1.2K videos
7.39K files
474 links
Download Telegram
چه زيباست، كه با مهر، دل از كينه بشوييم
چه نيكوست كه با عشق، گل از خار برآريم

اگر تيغ ببارند، جز از مهر نگوييم
و گر تلخ بگويند، سخن از شكر آريم

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍173
هرکه گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته مى‌شود انسان پاک
هرکه با گرگش مدارا مى‌کند
خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند...

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍384👏1😁1🤩1
مشت می کوبم بر در
پنجره می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم، خفقان!
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم:
- آی!
با شما هستم!
این درها را باز کنید!

من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی،
سر کوهی،
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه!
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد!

من به فریاد،
همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد،
مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها،
محتاجم.

من هوارم را سر خواهم داد!
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما «-خفته چند-!»
چه کسی می آید با من فریاد کند؟

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👏15👍74
دل من دیر زمانی است که می پندارد:
« دوستی » نیز گلی است ؛
مثل نیلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظریفی دارد .
بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد
جان این ساقه نازک را دانسته بیازارد !

#فریدون_‌مشیری

♦️@seemorghbook
22👍6
اگر روزی کسی از من بپرسد
چندی که در روی زمین بودی چه کردی؟
من می گشایم پیش رویش دفترم را:

در زیر این نیلی سپهر بی کرانه
چندان که یارا داشتم، در هر ترانه
نام بلند عشق را تکرار کردم

من مهربانی را ستودم
من با بدی پیکار کردم
پژمردن یک شاخه گل را رنج بردم
مرگ قناری در قفس را غصه خوردم
وز غصه مردم، شبی صد بار مردم ...

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍182
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه‌ی غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍1910
ﻧﺮﻡ ﻧﺮﻣﮏ ﻣﯿﺮﺳﺪ ﺍﯾﻨﮏ ﺑﻬﺎﺭ
ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ
ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﭼﺸﻤﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺷﺘﻬﺎ
ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﻭﺳﺒﺰﻩ ﻫﺎ
ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻏﻨﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺎﺯ
ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺨﮏ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﺩ ﺑﻪ ﻧﺎﺯ

ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺁﻓﺘﺎﺏ
ﺍﯼ ﺩﺭﯾﻎ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﭼﻮﻥ ﮔﻞ ﻧﺮﻗﺼﯽ ﺑﺎ ﻧﺴﯿﻢ
ﺍﯼ ﺩﺭﯾﻎ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﺴﺘﻢ ﻧﺴﺎﺯﺩ ﺁﻓﺘﺎﺏ
ﺍﯼ ﺩﺭﯾﻎ ﺍﺯﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﮐﺎﻣﯽ ﻧﮕﯿﺮﯾﻢ ﺍﺯ ﺑﻬﺎﺭ
ﮔﺮﻧﮑﻮﺑﯽ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﻏﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ
ﻫﻔﺖ ﺭﻧﮕﺶ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﺭﻧﮓ...

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
16👍2
هرکه گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته مى‌شود انسان پاک
هرکه با گرگش مدارا مى‌کند
خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند...

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍423
گر تو آزاد نباشی،همه دنیا قفس است.!
هر كجا هست،زمین تا به ثریا قفس است!

تا كه نادان به جهان حكمروايي دارد!
همه‌جا در نظرِ مردم دانا قفس است..!

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍18👏6
ای عشق، پناهگاه پنداشتمت
ای چاهِ نهفته، راه پنداشتمت
ای چشم سیاه، آه، ای چشم سیاه
آتش بودی، نگاه پنداشتمت

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍182👏1
📕#پنج_دفتر_شعر

#فریدون_مشیری

خلاصه رمان پنج شعر

به پیش روی من، تا چشم یاری می کند، دریاست!
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست
درین ساحل که من افتاده ام خاموش.
غمم دریا، دلم تنهاست.
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست!


خروش موج، با من می کند نجوا،
که : هر کس دل به دریا زد رهایی یافت!
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت …
مرا آن دل که بر دریا زنم، نیست!
ز پا این بند خونین بر کنم نیست،
امید آنکه جان خسته ام را،
به آن نادیده ساحل افکنم نیست!

♦️@seemorghbook
👍11
گر تو آزاد نباشی همه دنيا قفس است
هر كجا هست زمين تا به ثريا قفس است
تا كه «نادان» به جهان حكمروایی دارد
همه جا در نظر مردم «دانا» قفس است

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍25😭94
دل من دیر زمانی است که می پندارد:
« دوستی » نیز گلی است ؛
مثل نیلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظریفی دارد .
بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد
جان این ساقه نازک را دانسته بیازارد !

#فریدون_‌مشیری

♦️@seemorghbook
👍164
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

پشه ای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود
کودکی -از شیطنت- بازی کنان
بست با دستش دهان استکان!
پشه دیگر طعمه اش را لب نزد
جست تا از دام کودک وا رهد
خشک لب، میگشت، حیران، راه جو
زیر و بالا ، بسته هر سو راه او
روزنی میجست در دیوار و در
تا به آزادی رسد بار دگر
هر چه بر جست تکاپو می فزود
راه بیرون رفتن از چاهش نبود
آنقدر کوبید بر دیوار سر
تا فرو افتاد خونین بال و پر
جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
لیک آزادی گرامی تر ، عزیز

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍45👏83
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

پشه ای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود
کودکی -از شیطنت- بازی کنان
بست با دستش دهان استکان!
پشه دیگر طعمه اش را لب نزد
جست تا از دام کودک وا رهد
خشک لب، میگشت، حیران، راه جو
زیر و بالا ، بسته هر سو راه او
روزنی میجست در دیوار و در
تا به آزادی رسد بار دگر
هر چه بر جست تکاپو می فزود
راه بیرون رفتن از چاهش نبود
آنقدر کوبید بر دیوار سر
تا فرو افتاد خونین بال و پر
جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
لیک آزادی گرامی تر ، عزیز

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👏21👍94👎1
گر تو آزاد نباشی
نه همین غمکده، ای مرغکِ تنها قفس است
گر تو آزاد نباشی همه دنیا قفس است
تا پر و بال تو و راهِ تماشا بسته است
هر کجا هست، زمین تا به ثریا قفس است
تا که نادان به جهان حکمروایی دارد
همه جا در نظر مردم دانا قفس است.

#فریدون_مشیری
♦️@seemorghbook
👍296👎1
مردمان گر یکدِگر را می‌درند

گرگ‌هاشان رَهنما و رهبرند

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍256
دیدارِ تو گر صبحِ ابد هم دهَدَم دست

من سرخوشم از لذتِ این چشم به راهی..

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
11👍1🥰1
ﻫﯿﭻ ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟
ﺗﻮﯼ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ،
ﺳﯿﻠﯽ ﺳﺮﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﺎﮎ ﭼﻪ ﮐﺮﺩ؟
ﺑﺎ ﺳﺮ ﻭ ﺳﯿﻨﻪ ﯼ ﮔﻞ ﻫﺎﯼ ﺳﭙﯿﺪ،
ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺎﺩ ﻏﻀﺒﻨﺎﮎ ﭼﻪ ﮐﺮﺩ؟
ﻫﯿﭻ ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟

#ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ_ﻣﺸﯿﺮﯼ

♦️@seemorghbook
29😢17👍2
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده است
چرا باید تو بستانی؟

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍55👏83😢1