کتابخانه سیمرغ
73.4K subscribers
15.3K photos
1.18K videos
7.37K files
478 links
Download Telegram
📕#قاتلی_با_ابروی_لنگه_به_لنگه

#پرویز_قاضی_سعید

قسمتی از داستان:

پنجره باز بود و پرده های سپید توری را به بازی گرفته بود. رقص پرده سپید در تاریکی شب همچون اشباح ناشناسی بنظر میرسید. شبح, از روی تراس آهسته و آرام به پنجره نزدیک میشد. به پاهایش به جای کفش چند لا نمد دیده میشد و از برجستگی جیب کتش بخوبی معلوم بود که یک سلاح گرم در جیب دارد… مرد به پنجره رسید چند لحظه صبر کرد, عرق از سر و رویش می چکید. قلبش با چنان شدتی می تپید که گوئی صدای آن را می شنود. آنقدر ایستاد تا نفسش آرام گرفت. آنوقت پایش را لب پنجره گذاشت و با یک حرکت سریع به داخل اتاق رفت و….

@seemorghbook
1