📕#اخلاق شناسایی درستی و نادرستی
✍#لویی_پویمان #جیمز_فیسر
این کتاب از همان آغاز آشنایی و خواندن شوری در من پدید آورد که تا به امروز همچنان زبانه
میکشد. و آن شور به سبب کلید دروازهی خرد بود که آن را در فلسفه ی اخالق یافتم. متن اخالقی
ِ فیلسوفانه سرشار از چهارچوب دید و نگاه
های منطق خردورزی است و این تنوع پایان ناپذیری های
منطقی در تفکر اخالقی، ادله و برهانهای آن و دست آوردها و پی آمدهای آن در حوزهی زندگی
اجتماعی فلسفهی اخالق ساخت. در ایران در دانشکدهی ادبیات پیوسته شکایت بشر مرا بسیار شیفته
از این داشتم که کجاست آن دید منطقی و اندیشهای قابل تأمل. در پس آن انبوه استعاره ها و تشبیهات و
اصرار بر حفظ کردن ابیاتی چند که چاپ شده بودند، به جای نقد و تحلیلشان، آنچه بود نگاههای
ِی ما بودند که چرا در قاب
سطحی و اندیشه های سطحی بود که به نوعی بیانگر جلوهی تاریخی ذهن
تمدنی جهان سوم مانده ایم و دست و پا میزنیم. در بیرون از دانشکده متون چندانی در دسترس نبودند
مگر "سیر حکمت در اروپا" از فروغی و یکی دو متن ترجمه از داریوش آشوری و "آسیا در برابر
غرب" داریوش شایگان که به طرح سؤال ، که البته او در پس وجودی شرق پرداخته است و دیگر هیچ
آن سؤال کند. هوشمندانه دارد به زوال شرق اشاره می
فلسفهی اخالق یکی از قدیمترین شاخه های فلسفی و از مهمترین آنها است. موضوع آن بررسی زندگی
بشر در فردیت آن و نیز در جمعیت آن است، اینکه چگونه انسانها در کنار هم جمع شوند و از یکدیگر
در برابر تهاجم و تجاوز بیگانگان دفاع کنند و نیز از یکدیگر در برابر هم دفاع کنند، و اینکه چگونه
میتوانند شرف انسانی بشناسند و پاس بدارند و حق را تعریف کنند، و بر پایهی آن قانون بنویسند، و با
قانون آزادی را تعریف کنند، و آن قانون را با دستگاهی به نام دولت اجرا کنند. این نکتهی مهمی است
که خود قانون نیز نیازمند دفاع است. بنابر این یک نیاز جدی به نظام فکری منسجمی در بطن جامعه
وجود دارد تا به این پرسش های حیاتی پاسخی درخور و کارآمد بدهد. وظیفهی فلسفهی اخالق
پاسخگویی به این گونه پرسشها است.
♦️@seemorghbook
✍#لویی_پویمان #جیمز_فیسر
این کتاب از همان آغاز آشنایی و خواندن شوری در من پدید آورد که تا به امروز همچنان زبانه
میکشد. و آن شور به سبب کلید دروازهی خرد بود که آن را در فلسفه ی اخالق یافتم. متن اخالقی
ِ فیلسوفانه سرشار از چهارچوب دید و نگاه
های منطق خردورزی است و این تنوع پایان ناپذیری های
منطقی در تفکر اخالقی، ادله و برهانهای آن و دست آوردها و پی آمدهای آن در حوزهی زندگی
اجتماعی فلسفهی اخالق ساخت. در ایران در دانشکدهی ادبیات پیوسته شکایت بشر مرا بسیار شیفته
از این داشتم که کجاست آن دید منطقی و اندیشهای قابل تأمل. در پس آن انبوه استعاره ها و تشبیهات و
اصرار بر حفظ کردن ابیاتی چند که چاپ شده بودند، به جای نقد و تحلیلشان، آنچه بود نگاههای
ِی ما بودند که چرا در قاب
سطحی و اندیشه های سطحی بود که به نوعی بیانگر جلوهی تاریخی ذهن
تمدنی جهان سوم مانده ایم و دست و پا میزنیم. در بیرون از دانشکده متون چندانی در دسترس نبودند
مگر "سیر حکمت در اروپا" از فروغی و یکی دو متن ترجمه از داریوش آشوری و "آسیا در برابر
غرب" داریوش شایگان که به طرح سؤال ، که البته او در پس وجودی شرق پرداخته است و دیگر هیچ
آن سؤال کند. هوشمندانه دارد به زوال شرق اشاره می
فلسفهی اخالق یکی از قدیمترین شاخه های فلسفی و از مهمترین آنها است. موضوع آن بررسی زندگی
بشر در فردیت آن و نیز در جمعیت آن است، اینکه چگونه انسانها در کنار هم جمع شوند و از یکدیگر
در برابر تهاجم و تجاوز بیگانگان دفاع کنند و نیز از یکدیگر در برابر هم دفاع کنند، و اینکه چگونه
میتوانند شرف انسانی بشناسند و پاس بدارند و حق را تعریف کنند، و بر پایهی آن قانون بنویسند، و با
قانون آزادی را تعریف کنند، و آن قانون را با دستگاهی به نام دولت اجرا کنند. این نکتهی مهمی است
که خود قانون نیز نیازمند دفاع است. بنابر این یک نیاز جدی به نظام فکری منسجمی در بطن جامعه
وجود دارد تا به این پرسش های حیاتی پاسخی درخور و کارآمد بدهد. وظیفهی فلسفهی اخالق
پاسخگویی به این گونه پرسشها است.
♦️@seemorghbook
❤10