و زبان
که قلمرو
«بی گناه ترینِ همه ی پیشه هاست»،
«خطرناک ترینِ همه ی داشته ها»
نیز هست.
#مارتین_هایدگر
@seemorghbook
که قلمرو
«بی گناه ترینِ همه ی پیشه هاست»،
«خطرناک ترینِ همه ی داشته ها»
نیز هست.
#مارتین_هایدگر
@seemorghbook
👍1
گیاهان فاقد عقلاند اما اگر آنها را باسرپوشی بپوشانی که دارای یک سوراخ باشد آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند ، پس چرا ما با داشتن عقل نور را دنبال نمیکنیم؟
#مارتین_هایدگر
@seemorghbook
#مارتین_هایدگر
@seemorghbook
گیاهان فاقد عقلاند
اما اگر آنها را با سرپوشی بپوشانی که
دارای یک سوراخ باشد
آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند
پس چرا ما با داشتن عقل نور را دنبال نمیکنیم؟
#مارتین_هایدگر
@seemorghbook
اما اگر آنها را با سرپوشی بپوشانی که
دارای یک سوراخ باشد
آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند
پس چرا ما با داشتن عقل نور را دنبال نمیکنیم؟
#مارتین_هایدگر
@seemorghbook
👍1
گیاهان فاقد عقلاند،
اما اگر آنها را با سرپوشی بپوشانی که
دارای یک سوراخ باشد،
آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند
پس چرا ما با داشتن عقل، نور را دنبال نمیکنیم؟
#مارتین_هایدگر
@seemorghbook
اما اگر آنها را با سرپوشی بپوشانی که
دارای یک سوراخ باشد،
آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند
پس چرا ما با داشتن عقل، نور را دنبال نمیکنیم؟
#مارتین_هایدگر
@seemorghbook
کتابخانه سیمرغ via @like
📕#هستی_و_زمان
✍#مارتین_هایدگر
هستی و زمان یا وجود و زمان (به آلمانی: Sein Und Zeit) کتابی از مارتین هایدگر است که برخی آن را مهمترین اثر فلسفی قرن بیستم نامیدهاند. برخی آن را به بمبی در عالم فلسفه مانند کردهاند. گفتهاند که حتی منتقدانش از تأثیر این کتاب در امان نماندهاند.این کتاب جریان فکری اگزیستانسیالیسم، ساختارشکنی، هرمنوتیک و الهیات مدرن و (تاحدی) نظریات نقد ادبی و هنری، روانکاوی و بسیاری از جنبشهای علوم انسانی معاصر را به شدت تحت تأثیر قرار دادهاست.
کتاب هستی و زمان هایدگر از یک مقدمه و یک بخش تشکیل شدهاست. هایدگر در مقدمه این کتاب به ضرورت پرداختن به پرسش دربارهٔ بودن یا هستی اشاره میکند. وی این ضرورت را بر دوپایه وجودشناسی و هستیشناسی تشخیص میدهد. بر پایه اول موضوع اصلی خود بودن است و انسان نیز از آن منظر دیده میشود. بر پایه دوم منظر بودنیها است که محور است. بخش اصلی کتاب خود مشتمل بر دو بحث کلی است یکی تحلیلی بنیادین دازاین (Dasein) و دیگری هستی و زمان هر یک از این دو بحث کلی از شش فصل تشکیل شدهاند. در فصول ششگانه، مبحث اول هایدگر پس از ارائه روش تحلیل وجودی، به تفاوت آن با انسانشناسی و روانشناسی و هستیشناسی تأکید میکند. آن گاه بر همین اساس به تشریح مباحثی چون بودن در دنیا بودگی دنیا، نگرش هرمنوتیکی با دیگری بودن، خود بودن خود-روزمره، فهم حالت بودن ارتباط زبانی و نهایتاً دغدغه میپردازد.
♦️@seemorghbook
✍#مارتین_هایدگر
هستی و زمان یا وجود و زمان (به آلمانی: Sein Und Zeit) کتابی از مارتین هایدگر است که برخی آن را مهمترین اثر فلسفی قرن بیستم نامیدهاند. برخی آن را به بمبی در عالم فلسفه مانند کردهاند. گفتهاند که حتی منتقدانش از تأثیر این کتاب در امان نماندهاند.این کتاب جریان فکری اگزیستانسیالیسم، ساختارشکنی، هرمنوتیک و الهیات مدرن و (تاحدی) نظریات نقد ادبی و هنری، روانکاوی و بسیاری از جنبشهای علوم انسانی معاصر را به شدت تحت تأثیر قرار دادهاست.
کتاب هستی و زمان هایدگر از یک مقدمه و یک بخش تشکیل شدهاست. هایدگر در مقدمه این کتاب به ضرورت پرداختن به پرسش دربارهٔ بودن یا هستی اشاره میکند. وی این ضرورت را بر دوپایه وجودشناسی و هستیشناسی تشخیص میدهد. بر پایه اول موضوع اصلی خود بودن است و انسان نیز از آن منظر دیده میشود. بر پایه دوم منظر بودنیها است که محور است. بخش اصلی کتاب خود مشتمل بر دو بحث کلی است یکی تحلیلی بنیادین دازاین (Dasein) و دیگری هستی و زمان هر یک از این دو بحث کلی از شش فصل تشکیل شدهاند. در فصول ششگانه، مبحث اول هایدگر پس از ارائه روش تحلیل وجودی، به تفاوت آن با انسانشناسی و روانشناسی و هستیشناسی تأکید میکند. آن گاه بر همین اساس به تشریح مباحثی چون بودن در دنیا بودگی دنیا، نگرش هرمنوتیکی با دیگری بودن، خود بودن خود-روزمره، فهم حالت بودن ارتباط زبانی و نهایتاً دغدغه میپردازد.
♦️@seemorghbook
👍1
کتابخانه سیمرغ via @like
📕#چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفکر؟
✍#مارتین_هایدگر
هایدگر بر آن است که وقتی فلسفه قرون وسطی و فلسفه عصر جدید ماهیت یونانی لوگوس و نوس را بنا به مفهومی که از ratio دارند توضیح میدهند با این توضیح به جای آن که روشن کنند در ظلمت فرومیبرند. «روشنگری برآمدگاه ذاتی تفکر را تاریک میکند.» هیچ چیز مرموزی در کار نیست. آنچه را هایدگر در باب فراخوانش یا ندای امر اندیشیدنی میگوید، چه درست باشد چه نادرست، به درستی نفهمیدهایم اگر گمان بریم که از نوعی وحی و الهام حکایت دارد. مسئله بسی سادهتر از آنی است که، مثلاً، آدرنو در قطعه نقل شده تصویرش میکند. هنوز ندای «بازگشت به سوی خود چیزها» در حضور امر حاضر به گوش میرسد. هایدگر هنوز پدیدارشناس است و بلکه تلویحا میرساند که پدیدارشناسی ریشه در یونان باستان، ریشه در الثیا یا نامستوری، ریشه در لوگوس و نوس و امر حاضر، حضور امر حاضر دارد. در حقیقت «بازگشت به سوی خود چیزها»، که شعار مدرسه پدیدارشناسی هوسرل بود، انتشار جنجالبرانگیز هستی و زمان که حتی تا به امروز در میان آثار پدیدارشناسان شاهکاری یگانه و طرفه به حساب میآید، انتشار تاریخ و آگاهی طبقاتی که شاید قویترین و محکمترین تحلیل فلسفی نظریههای اقتصادی مارکسیستی باشد و بالاخره تلاشهای نظری و عملی رزا لوکسمبورگ و بعدها تأسیس مکتب فرانکفورت و رخدادهای دیگر در هنر، تئاتر، سینما و ادبیات در زمان جمهوری وایمار، به لحاظ مقاصد و غایات، مشترکات شگفتانگیزی داشتند که مشکل میتوان آنها را به نوعی همقرانی تصادفی نسبت داد. مارکس بالاخره فلسفه را به انقلاب اکتبر کشانده بود.
♦️@seemorghbook
✍#مارتین_هایدگر
هایدگر بر آن است که وقتی فلسفه قرون وسطی و فلسفه عصر جدید ماهیت یونانی لوگوس و نوس را بنا به مفهومی که از ratio دارند توضیح میدهند با این توضیح به جای آن که روشن کنند در ظلمت فرومیبرند. «روشنگری برآمدگاه ذاتی تفکر را تاریک میکند.» هیچ چیز مرموزی در کار نیست. آنچه را هایدگر در باب فراخوانش یا ندای امر اندیشیدنی میگوید، چه درست باشد چه نادرست، به درستی نفهمیدهایم اگر گمان بریم که از نوعی وحی و الهام حکایت دارد. مسئله بسی سادهتر از آنی است که، مثلاً، آدرنو در قطعه نقل شده تصویرش میکند. هنوز ندای «بازگشت به سوی خود چیزها» در حضور امر حاضر به گوش میرسد. هایدگر هنوز پدیدارشناس است و بلکه تلویحا میرساند که پدیدارشناسی ریشه در یونان باستان، ریشه در الثیا یا نامستوری، ریشه در لوگوس و نوس و امر حاضر، حضور امر حاضر دارد. در حقیقت «بازگشت به سوی خود چیزها»، که شعار مدرسه پدیدارشناسی هوسرل بود، انتشار جنجالبرانگیز هستی و زمان که حتی تا به امروز در میان آثار پدیدارشناسان شاهکاری یگانه و طرفه به حساب میآید، انتشار تاریخ و آگاهی طبقاتی که شاید قویترین و محکمترین تحلیل فلسفی نظریههای اقتصادی مارکسیستی باشد و بالاخره تلاشهای نظری و عملی رزا لوکسمبورگ و بعدها تأسیس مکتب فرانکفورت و رخدادهای دیگر در هنر، تئاتر، سینما و ادبیات در زمان جمهوری وایمار، به لحاظ مقاصد و غایات، مشترکات شگفتانگیزی داشتند که مشکل میتوان آنها را به نوعی همقرانی تصادفی نسبت داد. مارکس بالاخره فلسفه را به انقلاب اکتبر کشانده بود.
♦️@seemorghbook
👍1
📕#چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفکر_؟
✍#مارتین_هایدگر
هایدگر بر آن است که وقتی فلسفه قرون وسطی و فلسفه عصر جدید ماهیت یونانی لوگوس و نوس را بنا به مفهومی که از ratio دارند توضیح میدهند با این توضیح به جای آن که روشن کنند در ظلمت فرومیبرند. «روشنگری برآمدگاه ذاتی تفکر را تاریک میکند.» هیچ چیز مرموزی در کار نیست. آنچه را هایدگر در باب فراخوانش یا ندای امر اندیشیدنی میگوید، چه درست باشد چه نادرست، به درستی نفهمیدهایم اگر گمان بریم که از نوعی وحی و الهام حکایت دارد. مسئله بسی سادهتر از آنی است که، مثلاً، آدرنو در قطعه نقل شده تصویرش میکند. هنوز ندای «بازگشت به سوی خود چیزها» در حضور امر حاضر به گوش میرسد. هایدگر هنوز پدیدارشناس است و بلکه تلویحا میرساند که پدیدارشناسی ریشه در یونان باستان، ریشه در الثیا یا نامستوری، ریشه در لوگوس و نوس و امر حاضر، حضور امر حاضر دارد. در حقیقت «بازگشت به سوی خود چیزها»، که شعار مدرسه پدیدارشناسی هوسرل بود، انتشار جنجالبرانگیز هستی و زمان که حتی تا به امروز در میان آثار پدیدارشناسان شاهکاری یگانه و طرفه به حساب میآید، انتشار تاریخ و آگاهی طبقاتی که شاید قویترین و محکمترین تحلیل فلسفی نظریههای اقتصادی مارکسیستی باشد و بالاخره تلاشهای نظری و عملی رزا لوکسمبورگ و بعدها تأسیس مکتب فرانکفورت و رخدادهای دیگر در هنر، تئاتر، سینما و ادبیات در زمان جمهوری وایمار، به لحاظ مقاصد و غایات، مشترکات شگفتانگیزی داشتند که مشکل میتوان آنها را به نوعی همقرانی تصادفی نسبت داد. مارکس بالاخره فلسفه را به انقلاب اکتبر کشانده بود.
♦️@seemorghbook
✍#مارتین_هایدگر
هایدگر بر آن است که وقتی فلسفه قرون وسطی و فلسفه عصر جدید ماهیت یونانی لوگوس و نوس را بنا به مفهومی که از ratio دارند توضیح میدهند با این توضیح به جای آن که روشن کنند در ظلمت فرومیبرند. «روشنگری برآمدگاه ذاتی تفکر را تاریک میکند.» هیچ چیز مرموزی در کار نیست. آنچه را هایدگر در باب فراخوانش یا ندای امر اندیشیدنی میگوید، چه درست باشد چه نادرست، به درستی نفهمیدهایم اگر گمان بریم که از نوعی وحی و الهام حکایت دارد. مسئله بسی سادهتر از آنی است که، مثلاً، آدرنو در قطعه نقل شده تصویرش میکند. هنوز ندای «بازگشت به سوی خود چیزها» در حضور امر حاضر به گوش میرسد. هایدگر هنوز پدیدارشناس است و بلکه تلویحا میرساند که پدیدارشناسی ریشه در یونان باستان، ریشه در الثیا یا نامستوری، ریشه در لوگوس و نوس و امر حاضر، حضور امر حاضر دارد. در حقیقت «بازگشت به سوی خود چیزها»، که شعار مدرسه پدیدارشناسی هوسرل بود، انتشار جنجالبرانگیز هستی و زمان که حتی تا به امروز در میان آثار پدیدارشناسان شاهکاری یگانه و طرفه به حساب میآید، انتشار تاریخ و آگاهی طبقاتی که شاید قویترین و محکمترین تحلیل فلسفی نظریههای اقتصادی مارکسیستی باشد و بالاخره تلاشهای نظری و عملی رزا لوکسمبورگ و بعدها تأسیس مکتب فرانکفورت و رخدادهای دیگر در هنر، تئاتر، سینما و ادبیات در زمان جمهوری وایمار، به لحاظ مقاصد و غایات، مشترکات شگفتانگیزی داشتند که مشکل میتوان آنها را به نوعی همقرانی تصادفی نسبت داد. مارکس بالاخره فلسفه را به انقلاب اکتبر کشانده بود.
♦️@seemorghbook
👍5❤1💋1
گیاهان فاقد عقلاند اما اگر آنها را باسرپوشی بپوشانی که دارای یک سوراخ باشد آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند ، پس چرا ما با داشتن عقل نور را دنبال نمیکنیم؟
#مارتین_هایدگر
♦️@seemorghbook
#مارتین_هایدگر
♦️@seemorghbook
👏24❤10👍10
گیاهان فاقد عقلاند اما اگر آنها را باسرپوشی بپوشانی که دارای یک سوراخ باشد آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند ، پس چرا ما با داشتن عقل نور را دنبال نمیکنیم؟
#مارتین_هایدگر
♦️@seemorghbook
#مارتین_هایدگر
♦️@seemorghbook
👍23❤7👏2😁1