کتابخانه سیمرغ
74.8K subscribers
15.6K photos
1.22K videos
7.4K files
478 links
Download Telegram
📕#داراب_نامه

✍#محمدبن_احمد_بیغمی

با مقدمه، تصحیح و تعلیقات: دکتر ذبیح الله صفا

افسانه­ ها یا داستان­های عامیانه از دیر باز به صورت شفاهی سینه به سینه از زمان­های دور از نسلی به نسلی در کشور ما به یادگار مانده است.
این داستان­ها اغلب توسط راویان و نقالان در محافل یا در قهوه خانه­ ها نقالی می­شد. در زمان­های نه چندان دور که وسائل ارتباط جمعی مثل امروز نبود، مردم برای سرگرم شدن و گذراندن اوقات فراغت بیشتر به قهوه­ خانه می­رفتند و پای نقالان و افسانه­ پردازان قهوه ­خانه ها می ­نشستند و یا در محافل خانوادگی در شب­های طولانی زمستان گوش به قصه­ ها و داستان­های مادر بزرگ و پدر بزرگ­ها می­ سپردند.
بیشتر افسانه­ ها و داستان­های عامیانه ایرانی، زاده تخیل راویان و نقالان بوده، اغراق و کارهای محیرالعقول و سرگذشت جن و پری، دیو و اژدها از ارکان این داستان­هاست. زمان و مکان در داستان­های ایرانی از هیچ اصول قص ه­نویسی پیروی نمی­کند. ممکن است در قصه­ ها از مکانهای تاریخی نام برده شود اما هیچ گونه سندیت تاریخی ندارند.
بیشتر داستان­های عامیانه­ی ایرانی، حماسی، عیاری و جوانمردی است و بعضی دیگر عشقی و مذهبی است. بیشتر داستان­های عامیانه فارسی متعلق به دوران صفوی است. مثل داستان حسین کرد شبستری. این از آن جهت بود که صفویان به دو عنصر ایرانی و شیعی بیشتر از عناصر دیگر توجه می­کردند. این هم به­ خاطر مشروعیت دادن به حکومتشان بود. نقالان حکومتی در زمان صفویان داستان­های ملی و مذهبی را در محافل عمومی برای مشروعیت بخشیدن به حکومت روایت می­کردند. صفویان برای پیشبرد اهداف حکومت­شان در بین مردم بیشتر به عیاران و جوانمردان کوچه بازار تکیه می­کردند. عیاران و پهلوانان مردمی را وسیله ای برای اغفال مردم قرار می­داده ­اند.
قصه­ های عامیانه شفاهی توسط یک فرد کم سواد یا خود راوی به تحریر کشیده می­شده است.

♦️@seemorghbook
👍14❤1