☕️قطعهای از کتاب
آنها بارها چشم انتظار کمکی از طرف دیگران بودهاند، بارها به این کمکها دل بستهاند و بارها امید و انتظارشان نقش بر آب شده: کمک موعود یا در آخرین لحظه از آنها دریغ شده یا درست برخلافِ انتظارهایشان از کار درآمده است. به تعبیری عمیقتر، پای چیز دیگری در میان است -پای نجات همهی ما، هم من و هم طرف گفتوگویم. اصلا شاید پای همهی ما به یک اندازه گیر است؟ آیا دورنمای تاریک آینده یا، برعکس، امیدهای من همان دورنمای تاریک آینده یا امیدهای طرف گفتوگویم نیست؟ آيا بازداشت من تعرضی به او نبوده و فریبی که او در معرضش قرار دارد تعرضی به من نیست؟ آیا سرکوب انسانها در پراگ، سرکوب تمام انسانها نیست؟ آیا بیاعتنایی به اتفاقهایی که اینجا افتاده یا حتی توهم راجعبه این اتفاقها، آماده کردن زمینه برای همین مصیبتها در جای دیگری نیست؟ آیا تیرهروزی آنها مبتنی بر تیرهروزی ما نیست؟
📕#نامه_های_سرگشاده
✍#واتسلاف_هاول
♦️@seemorghbook
آنها بارها چشم انتظار کمکی از طرف دیگران بودهاند، بارها به این کمکها دل بستهاند و بارها امید و انتظارشان نقش بر آب شده: کمک موعود یا در آخرین لحظه از آنها دریغ شده یا درست برخلافِ انتظارهایشان از کار درآمده است. به تعبیری عمیقتر، پای چیز دیگری در میان است -پای نجات همهی ما، هم من و هم طرف گفتوگویم. اصلا شاید پای همهی ما به یک اندازه گیر است؟ آیا دورنمای تاریک آینده یا، برعکس، امیدهای من همان دورنمای تاریک آینده یا امیدهای طرف گفتوگویم نیست؟ آيا بازداشت من تعرضی به او نبوده و فریبی که او در معرضش قرار دارد تعرضی به من نیست؟ آیا سرکوب انسانها در پراگ، سرکوب تمام انسانها نیست؟ آیا بیاعتنایی به اتفاقهایی که اینجا افتاده یا حتی توهم راجعبه این اتفاقها، آماده کردن زمینه برای همین مصیبتها در جای دیگری نیست؟ آیا تیرهروزی آنها مبتنی بر تیرهروزی ما نیست؟
📕#نامه_های_سرگشاده
✍#واتسلاف_هاول
♦️@seemorghbook
☕️قطعهای از کتاب
«مردم از ترس عواقب رأی ندادن، در انتخابات شرکت میکنند و به نامزدهای تعیینشده رأی میدهند و وانمود میکنند این مراسمِ تشریفاتی یک انتخابات واقعی بوده؛ از ترس معیشت و موقعیت یا آیندهٔ شغلیشان به گردهماییها میروند، به هر تصمیمی که لازم باشد رأی میدهند، یا لااقل اعتراضی نمیکنند... از ترس اینکه مبادا لو بروند، عقاید و دیدگاههای حقیقیشان را در جمعهای عمومی و حتی خصوصی ابراز نمیکنند... مردم از روی ترسشان در همهٔ این جشنها و راهپیماییها و تظاهرات شرکت میکنند. بسیاری از دانشمندان و هنرمندان به خاطر ترس از ممنوعیت ادامهٔ کار، خودشان را به ایدهها و اندیشههایی وفادار نشان میدهند که در حقیقت اصلاً قبولشان ندارند، چیزهایی را مینویسند که یا با آنها مخالفند یا میدانند دروغ است... حتی خیلیها برای نجات خود درست بهخاطر همان رفتاری نام دیگران را به مقامات ذیربط گزارش میدهند که خودشان با آن خو گرفتهاند.»
📕#نامه_های_سرگشاده
✍#واتسلاف_هاول
♦️@seemorghbook
«مردم از ترس عواقب رأی ندادن، در انتخابات شرکت میکنند و به نامزدهای تعیینشده رأی میدهند و وانمود میکنند این مراسمِ تشریفاتی یک انتخابات واقعی بوده؛ از ترس معیشت و موقعیت یا آیندهٔ شغلیشان به گردهماییها میروند، به هر تصمیمی که لازم باشد رأی میدهند، یا لااقل اعتراضی نمیکنند... از ترس اینکه مبادا لو بروند، عقاید و دیدگاههای حقیقیشان را در جمعهای عمومی و حتی خصوصی ابراز نمیکنند... مردم از روی ترسشان در همهٔ این جشنها و راهپیماییها و تظاهرات شرکت میکنند. بسیاری از دانشمندان و هنرمندان به خاطر ترس از ممنوعیت ادامهٔ کار، خودشان را به ایدهها و اندیشههایی وفادار نشان میدهند که در حقیقت اصلاً قبولشان ندارند، چیزهایی را مینویسند که یا با آنها مخالفند یا میدانند دروغ است... حتی خیلیها برای نجات خود درست بهخاطر همان رفتاری نام دیگران را به مقامات ذیربط گزارش میدهند که خودشان با آن خو گرفتهاند.»
📕#نامه_های_سرگشاده
✍#واتسلاف_هاول
♦️@seemorghbook
👍13👏3❤1