کتابخانه سیمرغ
73.2K subscribers
15.3K photos
1.17K videos
7.37K files
464 links
Download Telegram
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ
ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ
ﺍﻋﻼﻡ ﻗﯿﺎﻡ ﮐﻨﺪ؟
ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ
ﺧﻮﺩﮐﺎﻣﮕﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻧﺪﺍﺯﺩ؟
ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ
ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ
ﺁﺗﺸﻔﺸﺎﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﻭﺍ ﺩﺍﺭﺩ
ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﺵ ﺩﺍﺭﯾﻢ؟
ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ
ﺍﮔﺮ ﺗﺎﺝ،
ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ
ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﻧﮕﯿﺮﺩ؟

#نزار_قبانی

@seemorghbook
مرا دوست بدار
دور از سرزمین خشم و سرکوب
دور از شهرمان که سیراب شد از مرگ!

#نزار_قبانی

@seemorghbook
هنگامی که بیروت می‌سوخت
و آتش‌نشان‌ها
لباسِ سرخ بیروت را می‌شستند
و تلاش می‌کردند تا
گنجشککان روی گل‌های گچبری را آزاد کنند
من پابرهنه در خیابان‌ها
بر آتش‌های سوزان و ستون‌های سرنگون
و تکه‌های شیشه‌های شکسته می‌دویدم
در حالی که چهره‌ی تو را که بود چون کبوتری محصور
جستجو می‌کردم...

#نزار_قبانی
@seemorghbook
در جهان سوم حاکمان
از جیک‌جیکِ گنجشکان
و از انتشار رایحه‌ی گل‌ها
و بق بقِ کبوتران می‌هراسند
و دریا را -اگر پُرحرفی کند -
به زندان می‌افکنند!
برای حاکمان جهان سوم دشوار است
که با اندیشه آشتی کنند
و قلم را تأید..!
آیا گرگ می‌تواند با گوسفندان از در آشتی درآید؟


#نزار_قبانی

@seemorghbook
👍1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ
ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ
ﺍﻋﻼﻡ ﻗﯿﺎﻡ ﮐﻨﺪ؟
ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ
ﺧﻮﺩﮐﺎﻣﮕﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻧﺪﺍﺯﺩ؟
ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ
ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ
ﺁﺗﺸﻔﺸﺎﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﻭﺍ ﺩﺍﺭﺩ
ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﺵ ﺩﺍﺭﯾﻢ؟
ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ
ﺍﮔﺮ ﺗﺎﺝ،
ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ
ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﻧﮕﯿﺮﺩ؟

#نزار_قبانی

@seemorghbook
👍41
در جهان سوم حاکمان
از جیک‌جیکِ گنجشکان
و از انتشار رایحه‌ی گل‌ها
و بق بقِ کبوتران می‌هراسند
و دریا را -اگر پُرحرفی کند -
به زندان می‌افکنند!
برای حاکمان جهان سوم دشوار است
که با اندیشه آشتی کنند
و قلم را تأید..!
آیا گرگ می‌تواند با گوسفندان از در آشتی درآید؟


#نزار_قبانی

♦️@seemorghbook
👏22👍4
در جهان سوم حاکمان
از جیک‌جیکِ گنجشکان
و از انتشار رایحه‌ی گل‌ها
و بق بقِ کبوتران می‌هراسند
و دریا را -اگر پُرحرفی کند -
به زندان می‌افکنند!
برای حاکمان جهان سوم دشوار است
که با اندیشه آشتی کنند
و قلم را تأید..!
آیا گرگ می‌تواند با گوسفندان از در آشتی درآید؟


#نزار_قبانی

♦️@seemorghbook
👍30
نمی‌توانم زنده بمانم
بی‌ هوایی که نفس می‌کشی
بی کتابی که می‌خوانی
بی قهوه‌ای که می‌نوشی
هرگز نمی‌توانم از دلپسندهای تو جدا بمانم
هر چند ساده باشد
هر چند کودکانه و ناممکن
چرا که عشق این است؛
همه‌چیز را با تو قسمت کنم
از گیره‌ی سر تا دستمال کاغذی.

#نزار_قبانی

♦️@seemorghbook
👍11
نمی‌توانم زنده بمانم
بی‌ هوایی که نفس می‌کشی
بی کتابی که می‌خوانی
بی قهوه‌ای که می‌نوشی
هرگز نمی‌توانم از دلپسندهای تو جدا بمانم
هر چند ساده باشد
هر چند کودکانه و ناممکن
چرا که عشق این است؛
همه‌چیز را با تو قسمت کنم
از گیره‌ی سر تا دستمال کاغذی.

#نزار_قبانی

♦️@seemorghbook
👍133
آقای نزار چقد قشنگ یکی از دغدغه هامونو گفتی؛
"بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم
مبادا خسته شوی،
و بیمِ آن دارم که سکوت کنم
مبادا گمان کنی که دیگر برای قلبم مهم نیستی..."

#نزار_قبانی

♦️@seemorghbook
21👍7
خیابان‌هایی که در آن‌ها قدم می‌زنیم،
ساکت نمی‌مانند؛
و گنجشکان باران‌زده‌ای
که روی دوش ما نشسته‌اند،
به گنجشکان دیگر خبر خواهند داد.
چگونه از من می‌خواهی
قصه‌ی عاشقانه‌مان را
از حافظه‌ی گنجشکان پاک کنم؟
چگونه می‌توانم
گنجشکان را وادار کنم
که خاطراتشان را منتشر نکنند؟

#نزار_قبانی
♦️@seemorghbook
👍13
چشم‌هایت
چون دو جوی اندوه‌اند
دو جوی موسیقی..‌.
می‌کشانند مرا به دورها،
به ماورای زمان‌ها.

#نزار_قبانی

♦️@seemorghbook
👍71
مرا دوست بدار
دور از سرزمین خشم و سرکوب
دور از شهرمان که سیراب شد از مرگ!

#نزار_قبانی

♦️@seemorghbook
19