کتابخانه سیمرغ
73.7K subscribers
15.5K photos
1.19K videos
7.39K files
464 links
Download Telegram
☕️قطعه‌ای از کتاب


تاریخ به خنده می افتد از این که می‌بیند شب بر آن است تا به چشم برهم زدنی تضادها را از میان بردارد.

دامگه تاریخ خطیرتر از دامگه خدایان است. توقعات هولناکی دارد تاریخ، در عرصه‌ی آگاهی مصالحه جو نیست، تاریخ قدیس سازی می‌کند شب و روز، قدیس مطالبه‌گر، قدیس خاموش، تاریخ هیچ وقت مجالی برای رستگاری فراهم نمی‌سازد، مگر برای مطالبات، مطالباتی برای رستگاری و خلاف رستگاری. تاریخ می خندد بی صدا، در دل شب، و رخنه می کند توی کله‌ی یکی از ما، می خندد به سر و صدای ابتذال که از اتاقک اس اس ها بلند است بچه ها را هم که بسوزانند، شب اعتنایی نمی‌کند. شب سکون یافته‌ای است. در جوار ما محبوسان توی کلیسا. ستاره‌ها هم خاموشند بالای سرمان. اما این سکون و این فروماندگی نه به لحاظ جوهری و نه در وجه نمادین، نشانی از حقیقت مطلوب در خود ندارد، بلکه حاکی از نهایت بی‌تفاوتی است.
شب دهشناکی بود، بیشتر از تمام شب ها. تنها بودم در آنجا، در حد فاصل دیوار کلیسا و اتاقک اس اس ها. از ادرارم بخار بلند می‌شد، پس زنده بودم. بایست باور می‌کردم که زنده‌ام. بار دیگر چشم انداختم به آسمان، به گمانم تنها من بودم که نظاره‌گر شب بودم. در بخار ادرار، رو در روی خلاء در میانه‌ی دهشت، نوعی سعادت می‌دیدم. باید بگویم که آن شب بی‌شک یک شب قشنگی بود .

📕#نوع_بشر

#روبر_آنتلم

♦️@seemorghbook
👍8