کتابخانه سیمرغ via @like
📕#چنگیز_خان
✍#هارولد_لمب
چنگیز خان سردار مغول، کسی که شنیدن اسمش لرزه بر اندام پادشاهان می انداخت، از چین و هندوستان تا ایران و عثمانی و حتی اروپا کسی را یارای مقابله با او نبود. این سردار سفاک موفق به تعلیم و تربیت فداکارترین نظامیان شده است. چنگیز خان مغول کسی است که قبل از نوشتن این کتاب همه او را یک راهزن سفاک و خشن میدانستند ولی هارولد لمب با این کتاب او را به همه جهانیان شناساند.
چنگیزخان مغول با نام اصلی تموچین، خان مغول و سردار جنگی بود که قبایل مغول را متحد ساخت و با فتح قسمت زیادی از آسیا شامل چین، روسیه، ایران و خاورمیانه، و همچنین اروپای شرقی، امپراتوری مغول را پایهگذاری کرد. او پدربزرگ قوبلایخان اولین امپراتور از سلسله یوان در چین و همچنین هلاکو خان نخستین ایلخان ایران بود.
خونخوارترین مرد تاریخ، تازیانه خشم خدا، شجاعترین سردار جهان، مالک کلیه تخت و تاجهای جهان، اینها القابی هستند که تنها میتوانند شایسته چنگیزخان مغول باشند..
♦️@seemorghbook
✍#هارولد_لمب
چنگیز خان سردار مغول، کسی که شنیدن اسمش لرزه بر اندام پادشاهان می انداخت، از چین و هندوستان تا ایران و عثمانی و حتی اروپا کسی را یارای مقابله با او نبود. این سردار سفاک موفق به تعلیم و تربیت فداکارترین نظامیان شده است. چنگیز خان مغول کسی است که قبل از نوشتن این کتاب همه او را یک راهزن سفاک و خشن میدانستند ولی هارولد لمب با این کتاب او را به همه جهانیان شناساند.
چنگیزخان مغول با نام اصلی تموچین، خان مغول و سردار جنگی بود که قبایل مغول را متحد ساخت و با فتح قسمت زیادی از آسیا شامل چین، روسیه، ایران و خاورمیانه، و همچنین اروپای شرقی، امپراتوری مغول را پایهگذاری کرد. او پدربزرگ قوبلایخان اولین امپراتور از سلسله یوان در چین و همچنین هلاکو خان نخستین ایلخان ایران بود.
خونخوارترین مرد تاریخ، تازیانه خشم خدا، شجاعترین سردار جهان، مالک کلیه تخت و تاجهای جهان، اینها القابی هستند که تنها میتوانند شایسته چنگیزخان مغول باشند..
♦️@seemorghbook
👍2
کتابخانه سیمرغ via @like
📕#کوروش_کبیر
✍#هارولد_لمب
«هارولد لمب» متن انگلیسی این کتاب را در سال ۱۹۶۰ میلادی در نیویورک منتشر کرد.
وی طی چند سفر مطالعاتی به ایران و با تحقیق در تاریخ، ادب و داستانهای ایران و بعضی ملل مجاور، مقالات و کتابهایی در این زمینه منتشر کرده که تعدادی از آنها به فارسی نیز ترجمه و طبع شده است.
تألیفات معروف این نویسنده نظیر عروس ایران، عمر خیام، چنگیزخان، تیمور لنگ، جنگهای صلیبی، سلیمان فاتح، اسکندر مقدونی و... از جمله کتابهای این پژوهشگر است.
کتاب «کوروش کبیر» در بهمنماه سال ۱۳۳۵ با همکاری موسسه انتشارات فرانکلین و توسط کتابفروشی زوار در تهران طبع و نشر شد، سبک مولف در تمام این تألیفات، شرح مطالب تاریخ به شکل وصف و داستان است.
در این کتاب تاریخی نامیدن نقاط جغرافیایی با نامهای وصفی مانند «دریای گیاه» به جای جلگههای شمالی اروپا و «سرزمین گود» به جای دره تفلیس، «کوههای سفید» به جای کوههای قفقاز، «کوه بلورین» به جای دماوند و «دریای کبود» به جای دریای سیاه و نظایر آن، ابهام خواننده را به دنبال دارد.
در باب بعضی از نامهای دیگر مذکور در کتاب نیز میتوان با ملاحظاتی اظهار کرد که «ارپیگ» یا «هارپاگوس» به نظر یوستی (دانشمند اهل ماد) حتی از خاندان شاهی بوده و معلوم نیست چرا مولف او را ارمنی دانسته، مادها و ارمنیها با اینکه هر دو از قوم ایرانی بودهاند؛ ولی قوم واحد بهشمار نمیرفتهاند.
این کتاب در هفت بخش تنظیم شده است که میتوان به شناخت کوروش، آغاز کودکی در کوهستان، سوگند کوروش، گنج کرزوس، در آتش باختری، بابل سقوط میکند، دعوت مغ و پایان کار اشاره کرد.
فهرست اعلام، پایان بخش این کتاب تاریخی است که خوانندگان را با واژههای اصلی این کتاب آشنا میکند.
♦️@seemorghbook
✍#هارولد_لمب
«هارولد لمب» متن انگلیسی این کتاب را در سال ۱۹۶۰ میلادی در نیویورک منتشر کرد.
وی طی چند سفر مطالعاتی به ایران و با تحقیق در تاریخ، ادب و داستانهای ایران و بعضی ملل مجاور، مقالات و کتابهایی در این زمینه منتشر کرده که تعدادی از آنها به فارسی نیز ترجمه و طبع شده است.
تألیفات معروف این نویسنده نظیر عروس ایران، عمر خیام، چنگیزخان، تیمور لنگ، جنگهای صلیبی، سلیمان فاتح، اسکندر مقدونی و... از جمله کتابهای این پژوهشگر است.
کتاب «کوروش کبیر» در بهمنماه سال ۱۳۳۵ با همکاری موسسه انتشارات فرانکلین و توسط کتابفروشی زوار در تهران طبع و نشر شد، سبک مولف در تمام این تألیفات، شرح مطالب تاریخ به شکل وصف و داستان است.
در این کتاب تاریخی نامیدن نقاط جغرافیایی با نامهای وصفی مانند «دریای گیاه» به جای جلگههای شمالی اروپا و «سرزمین گود» به جای دره تفلیس، «کوههای سفید» به جای کوههای قفقاز، «کوه بلورین» به جای دماوند و «دریای کبود» به جای دریای سیاه و نظایر آن، ابهام خواننده را به دنبال دارد.
در باب بعضی از نامهای دیگر مذکور در کتاب نیز میتوان با ملاحظاتی اظهار کرد که «ارپیگ» یا «هارپاگوس» به نظر یوستی (دانشمند اهل ماد) حتی از خاندان شاهی بوده و معلوم نیست چرا مولف او را ارمنی دانسته، مادها و ارمنیها با اینکه هر دو از قوم ایرانی بودهاند؛ ولی قوم واحد بهشمار نمیرفتهاند.
این کتاب در هفت بخش تنظیم شده است که میتوان به شناخت کوروش، آغاز کودکی در کوهستان، سوگند کوروش، گنج کرزوس، در آتش باختری، بابل سقوط میکند، دعوت مغ و پایان کار اشاره کرد.
فهرست اعلام، پایان بخش این کتاب تاریخی است که خوانندگان را با واژههای اصلی این کتاب آشنا میکند.
♦️@seemorghbook
👍19
📕#قدم_به_قدم_با_اسکندر_در_ایران
✍#هارولد_لمب #هرودت
كتاب حاضر نوشته "هارولد لمب "زندگینامه نویس معاصر آمریكایی از سه بخش اصلی تشكیل شده است .بخش نخست گزارشی است از سفر جنگی اسكندر به شرق . مباحث این بخش عبارتاند از : ورود اسكندر به آسیای صغیر، ازدواج اسكندر با زن ایرانی، حوادث سال 331ق.م، جنگ در ساحل دجله، اقامت اسكندر در بابل، تصرف پرسپولیس، گفت و گوهای اسكندر با یونانیان، روابط ایرانیان و مقدونیان، مراسم تدفین داریوش سوم، ویرانگریهای اسكندر و سپاهیانش در ایران .بخش دوم كتاب با عنوان "از بلخ تا نیشابور "ترجمهای است از فصلی از كتاب "چنگیز " به قلم همین مولف كه طی آن به جنگ و گریز سلطان محمد خوارزمشاه در رویارویی با سپاه مغولان اشاره میشود .تعقیب سلطان محمد توسط سربازان چنگیز، ورود مغولها به قفقاز، یاسای چنگیز، ساختار سپاه و خلاصه تهاجمات و لشكركشی چنگیز از دیگر مطالب این بخش است .آخرین بخش كتاب نیز حاوی گزیدهای از كتاب "جنگهای ایران "تالیف هرودوت است كه طی آن این مطالب بازگو میشود : لشكركشی كمبوجیه به مصر و پی آمدهای آن، اعزام هیاتی از سوی كمبوجیه به دربار پادشاه حبشه و كشته شدن بردیا به دست داریوش .
♦️@seemorghbook
✍#هارولد_لمب #هرودت
كتاب حاضر نوشته "هارولد لمب "زندگینامه نویس معاصر آمریكایی از سه بخش اصلی تشكیل شده است .بخش نخست گزارشی است از سفر جنگی اسكندر به شرق . مباحث این بخش عبارتاند از : ورود اسكندر به آسیای صغیر، ازدواج اسكندر با زن ایرانی، حوادث سال 331ق.م، جنگ در ساحل دجله، اقامت اسكندر در بابل، تصرف پرسپولیس، گفت و گوهای اسكندر با یونانیان، روابط ایرانیان و مقدونیان، مراسم تدفین داریوش سوم، ویرانگریهای اسكندر و سپاهیانش در ایران .بخش دوم كتاب با عنوان "از بلخ تا نیشابور "ترجمهای است از فصلی از كتاب "چنگیز " به قلم همین مولف كه طی آن به جنگ و گریز سلطان محمد خوارزمشاه در رویارویی با سپاه مغولان اشاره میشود .تعقیب سلطان محمد توسط سربازان چنگیز، ورود مغولها به قفقاز، یاسای چنگیز، ساختار سپاه و خلاصه تهاجمات و لشكركشی چنگیز از دیگر مطالب این بخش است .آخرین بخش كتاب نیز حاوی گزیدهای از كتاب "جنگهای ایران "تالیف هرودوت است كه طی آن این مطالب بازگو میشود : لشكركشی كمبوجیه به مصر و پی آمدهای آن، اعزام هیاتی از سوی كمبوجیه به دربار پادشاه حبشه و كشته شدن بردیا به دست داریوش .
♦️@seemorghbook
👍16
📕#تیمور_لنگ
✍#هارولد_لمب
تیمور پسر تراغای، از ملاکین شهر کَش ترکستان بود، وی در ۷۱۴ ه.خ در همان شهر کش به دنیا آمد. طایفهاش از شاخهٔ «برلاس» ترکستان بود، ولی در آن زمان وابستگی به قوم مغول که «چنگیز خان» نامآورترین آن بود نوعی افتخار به حساب میآمد؛ از این رو «تیمور» تبار خود را به چنگیز خان و قوم مغول میرساند.
یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای تیمور فتوحات او در سنین بالاست. تیمور در ابتدای جوانی هیچ نقش جدی و مهمی در تاریخ تحولات منطقهٔ خود نداشت. بسیاری رخدادها در منطقه پدید آمد اما او هیچ واکنشی نشان نداد. بهویژه شواهد بسیار زیادی وجود دارد که بهدقت به تحولات داخلی ایران مینگریست و مواظب اختلافات موجود میان شاهان و سردستگان ایرانی و مغول بود. او منتظر فرصت مناسب بود و بهدقت برنامههایش را تنظیم کرده بود. تنها در حدود پنجاهسالگی است که ناگاه بخش بزرگی از آسیای مرکزی و غربی را فتح میکند و به خاک و خون میکشد.
موارد بسیار زیادی از قتلعامها و خشونتهای تیمور را در تاریخها آورده اند. اما تیمور علاوه بر آن، بسیاری از هنرمندان و دانشمندان شهرهای فتحشده را به پایتخت خود یعنی سمرقند میآورد.
تیمور مردی دوستدار دانش و هنر بود و به عالمان و هنرمندان احترام بسیار میگذاشت و حتی هنگام قتلعام یک شهر دستور میداد که از کشتن دانشمندان و فقیهان و هنرمندان خودداری کنند.
در اداره کشور و انتخاب فرماندهان سپاه کسی را انتخاب میکرد که دیندارتر و بی رحم تر و از نظر منش و شخصیت سنگدل تر باشد. بیرحمتر از این مرد در جهان یافت نمیشد و اگر مقابل چشم او صدهزار مرد و زن و کودک را سر میبریدند کوچکترین تأثیری در او نمیکرد. او در جامعهٔ اسلامی مورد توجه مردم مسلمان و علما و دراویش قرار گرفت، و خیلی به دینداری اهمیت میداد. به گفته خودش از چهل سالگی حتی یک وقت از نمازهایش قضا نمیشد
مگر در هنگام جنگ او برای ساختن سمرقند و قصرها و مساجد آن از تمام شهرهای ایران هنرمندان و صنعتگران را به آن جا برد.
در ۱۹۴۱ م. خاورشناسان شوروی قبر تیمور را شکافتند تا بتوانند از روی شکل جمجمهاش مجسمهٔ او را بسازند. بعد از ۵۷۵ سال اسکلت او سالم بود و پای چپش کوتاهتر از پای راستش بود و روی جمجمهاش هنوز مقداری از ریش او که حنایی رنگ بود وجود داشت.
تیمور در سال ۸۰۷ (۷۸۳ ه.خ.) به سمرقند پایتخت خویش برگشت، عزم تسخیر چین را نمود ولی اجل مهلتش نداد و در سال ۸۰۷ (۷۸۳ ه.خ.) در ۶۹ سالگی در قزاقستان درگذشت.
♦️@seemorghbook
✍#هارولد_لمب
تیمور پسر تراغای، از ملاکین شهر کَش ترکستان بود، وی در ۷۱۴ ه.خ در همان شهر کش به دنیا آمد. طایفهاش از شاخهٔ «برلاس» ترکستان بود، ولی در آن زمان وابستگی به قوم مغول که «چنگیز خان» نامآورترین آن بود نوعی افتخار به حساب میآمد؛ از این رو «تیمور» تبار خود را به چنگیز خان و قوم مغول میرساند.
یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای تیمور فتوحات او در سنین بالاست. تیمور در ابتدای جوانی هیچ نقش جدی و مهمی در تاریخ تحولات منطقهٔ خود نداشت. بسیاری رخدادها در منطقه پدید آمد اما او هیچ واکنشی نشان نداد. بهویژه شواهد بسیار زیادی وجود دارد که بهدقت به تحولات داخلی ایران مینگریست و مواظب اختلافات موجود میان شاهان و سردستگان ایرانی و مغول بود. او منتظر فرصت مناسب بود و بهدقت برنامههایش را تنظیم کرده بود. تنها در حدود پنجاهسالگی است که ناگاه بخش بزرگی از آسیای مرکزی و غربی را فتح میکند و به خاک و خون میکشد.
موارد بسیار زیادی از قتلعامها و خشونتهای تیمور را در تاریخها آورده اند. اما تیمور علاوه بر آن، بسیاری از هنرمندان و دانشمندان شهرهای فتحشده را به پایتخت خود یعنی سمرقند میآورد.
تیمور مردی دوستدار دانش و هنر بود و به عالمان و هنرمندان احترام بسیار میگذاشت و حتی هنگام قتلعام یک شهر دستور میداد که از کشتن دانشمندان و فقیهان و هنرمندان خودداری کنند.
در اداره کشور و انتخاب فرماندهان سپاه کسی را انتخاب میکرد که دیندارتر و بی رحم تر و از نظر منش و شخصیت سنگدل تر باشد. بیرحمتر از این مرد در جهان یافت نمیشد و اگر مقابل چشم او صدهزار مرد و زن و کودک را سر میبریدند کوچکترین تأثیری در او نمیکرد. او در جامعهٔ اسلامی مورد توجه مردم مسلمان و علما و دراویش قرار گرفت، و خیلی به دینداری اهمیت میداد. به گفته خودش از چهل سالگی حتی یک وقت از نمازهایش قضا نمیشد
مگر در هنگام جنگ او برای ساختن سمرقند و قصرها و مساجد آن از تمام شهرهای ایران هنرمندان و صنعتگران را به آن جا برد.
در ۱۹۴۱ م. خاورشناسان شوروی قبر تیمور را شکافتند تا بتوانند از روی شکل جمجمهاش مجسمهٔ او را بسازند. بعد از ۵۷۵ سال اسکلت او سالم بود و پای چپش کوتاهتر از پای راستش بود و روی جمجمهاش هنوز مقداری از ریش او که حنایی رنگ بود وجود داشت.
تیمور در سال ۸۰۷ (۷۸۳ ه.خ.) به سمرقند پایتخت خویش برگشت، عزم تسخیر چین را نمود ولی اجل مهلتش نداد و در سال ۸۰۷ (۷۸۳ ه.خ.) در ۶۹ سالگی در قزاقستان درگذشت.
♦️@seemorghbook
👍16❤4👏3👎2