کلوخهی غم را
باید به آب دهان خیس کرد
و به زبان هی چرخاند و
چرخاند
و بعد فرو داد؛
گفتن ندارد...
#هوشنگ_گلشیری
باید به آب دهان خیس کرد
و به زبان هی چرخاند و
چرخاند
و بعد فرو داد؛
گفتن ندارد...
#هوشنگ_گلشیری
دروغ میگویند، امینه. باور کن! من میشناسم این مردم را. اگر شاد باشند، سوروسات بزمی را بخواهند بچینند، اول پردههاشان را کیپ تا کیپ میکشند؛ اما وای اگر عمهای، دختر عمهایشان بمیرد؛ یا حتی پای خواجهی باخواجهشان ناغافل مو بردارد، نه که بشکند، فقط مو بردارد، آنوقت بیا و تماشا کن که چطور میکنندش توی بوق، که: «آی، ایها الناس!»
#هوشنگ_گلشیری
@seemorghbook
#هوشنگ_گلشیری
@seemorghbook
پس ما مینویسیم تا مخاطبان ما ملتهای گوناگون را به رغم تصاویر تلویزیونی، اخبار روزمره و فیلمهای تبلیغاتی، از منظر نویسندگان آن ملتها بشناسند...تسامح میان آحاد مردم متعلق به فرهنگهای متفاوت گاهی هم از طریق همین کلام داستانیشده ممکن میشود...شاید به همین دلیل است که در کشور من با این شدت با داستان دشمنی میورزند و در جهان هم هنوز جنگ است و هنوز تا استقرار صلح در جهان راه درازی در پیش است. به همین دلیل است که ما باز هم باید بنویسیم، باز هم ترجمه کنیم...
#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
👍9
مردم فضول ...
تا وقتی کوچکی و نمیتونن با خودت حرفی بزنن، به پر و پای پدر و مادرت میپیچن که چرا لباس بچهتون اینطوره؟
چرا مدرسهش نگذاشتین؟ چرا دستشو به یه کاری بند نکردین؟
بعد که خودت بزرگ شدی قدم به قدم تعقیبت میکنن، هی بیخ گوشت ونگ میزنن:
آقا جون زن بگیر، آدم که بیزن نمیشه، این شتریه که ...
بعد از تو میخوان که بچهدار بشی.
خب، تو از زور پیسی ناچار میشی تخم و ترکه پس بیندازی.
میگی با یکی در دهنشونو میبندم، اما اونا که راضی نمیشن. اگه دختره، یه برادر یا خواهر میخواد.
باز اگه دختر شد دست بردار که نیستن، باید یکی رو درست کنی که توی عزات، جلو مردم بلند شه و بنشینه.
تازه اگه همشون پسر شدن، هان؟ یکی رو میخوان که دنبال تابوتت شیون کنه، به سر و سینهاش بزنه، موهاشو بکنه.
بعد میرن سر وقت شوهر دادن دخترهات یا زن دادن پسرت.
روزی دو سه نفر پیدا میکنن.
بعد نوه ازت میخوان و وقتی تا اینجا تعقیبت کردن چشم به راهن که حلوات رو بخورن و تو باید خیلی احمق باشی که جون سختی کنی و بمونی.
📘#مثل_همیشه
✍#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
تا وقتی کوچکی و نمیتونن با خودت حرفی بزنن، به پر و پای پدر و مادرت میپیچن که چرا لباس بچهتون اینطوره؟
چرا مدرسهش نگذاشتین؟ چرا دستشو به یه کاری بند نکردین؟
بعد که خودت بزرگ شدی قدم به قدم تعقیبت میکنن، هی بیخ گوشت ونگ میزنن:
آقا جون زن بگیر، آدم که بیزن نمیشه، این شتریه که ...
بعد از تو میخوان که بچهدار بشی.
خب، تو از زور پیسی ناچار میشی تخم و ترکه پس بیندازی.
میگی با یکی در دهنشونو میبندم، اما اونا که راضی نمیشن. اگه دختره، یه برادر یا خواهر میخواد.
باز اگه دختر شد دست بردار که نیستن، باید یکی رو درست کنی که توی عزات، جلو مردم بلند شه و بنشینه.
تازه اگه همشون پسر شدن، هان؟ یکی رو میخوان که دنبال تابوتت شیون کنه، به سر و سینهاش بزنه، موهاشو بکنه.
بعد میرن سر وقت شوهر دادن دخترهات یا زن دادن پسرت.
روزی دو سه نفر پیدا میکنن.
بعد نوه ازت میخوان و وقتی تا اینجا تعقیبت کردن چشم به راهن که حلوات رو بخورن و تو باید خیلی احمق باشی که جون سختی کنی و بمونی.
📘#مثل_همیشه
✍#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
👏30👍12❤4🤔2
آدم گاهی دلش می خواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند
درست انگار دارد دوره اش می کند!!
اما کو تا یکی این طور و آن همه اُخت پیدا بشود؟!
#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
درست انگار دارد دوره اش می کند!!
اما کو تا یکی این طور و آن همه اُخت پیدا بشود؟!
#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
👍29❤7
📕#جن_نامه
✍#هوشنگ_گلشیری
جن نامه داستانی پر از شخصیت با زبانی بسیار جذاب که روزهای زندگی شخصی به نام حسین و خانواده اش رو روایت میکند. حسین، عمویی داشته که هم نامش بوده و برای برگرداندن عشقی که از دست داده بود، درگیر نسخه های احضار روح و جن و موارد اینچنینی شده بود.
در پایان جن نامه برگی اضافه شده که روی آن عبارت «تکمله دوم» دیده می شود، که ظاهرا قولی است برای نوشتن و انتشار ادامه رمان. مرگ زودهنگام گلشیری، امّا، اجازه وفای عهد را به او نداد.
«جننامه» درایران منتشر نشد، نشر باران در سوئد آن را به شکلی محدود منتشر کرد و از همین رو در زمان خود آنگونه که باید دیده نشد و به عبارتی همانند بسیاری از آثاری که در خارج از کشور منتشر میشوند، متولد نشده به جوانمرگی دچار شد. این درحالیست که جننامه در سالهای اخیر چه به صورت افست و در بازار غیر رسمی کتاب و چه به صورت نسخه الکترونیکی به وفور در دسترس علاقمندان داخلی و خارجی قرار گرفته، اما با این حال چنین مسئلهای باعث نشده تا این اثر که به زعم بسیاری مهم نیز هست، در داخل مورد نقد و بررسی جدی قرار بگیرد. بیشتر نقدهای نوشته شده بر کتاب هم به آنسوی مرزها تعلق دارند که در ادامه یکی از آنها را می خوانید.
♦️@seemorghbook
✍#هوشنگ_گلشیری
جن نامه داستانی پر از شخصیت با زبانی بسیار جذاب که روزهای زندگی شخصی به نام حسین و خانواده اش رو روایت میکند. حسین، عمویی داشته که هم نامش بوده و برای برگرداندن عشقی که از دست داده بود، درگیر نسخه های احضار روح و جن و موارد اینچنینی شده بود.
در پایان جن نامه برگی اضافه شده که روی آن عبارت «تکمله دوم» دیده می شود، که ظاهرا قولی است برای نوشتن و انتشار ادامه رمان. مرگ زودهنگام گلشیری، امّا، اجازه وفای عهد را به او نداد.
«جننامه» درایران منتشر نشد، نشر باران در سوئد آن را به شکلی محدود منتشر کرد و از همین رو در زمان خود آنگونه که باید دیده نشد و به عبارتی همانند بسیاری از آثاری که در خارج از کشور منتشر میشوند، متولد نشده به جوانمرگی دچار شد. این درحالیست که جننامه در سالهای اخیر چه به صورت افست و در بازار غیر رسمی کتاب و چه به صورت نسخه الکترونیکی به وفور در دسترس علاقمندان داخلی و خارجی قرار گرفته، اما با این حال چنین مسئلهای باعث نشده تا این اثر که به زعم بسیاری مهم نیز هست، در داخل مورد نقد و بررسی جدی قرار بگیرد. بیشتر نقدهای نوشته شده بر کتاب هم به آنسوی مرزها تعلق دارند که در ادامه یکی از آنها را می خوانید.
♦️@seemorghbook
👍21❤5😁2
بخشیدهام، شما هم اگر بخواهید میتوانید ببخشید؛ آدم زمین نیست که بتواند بار همهی این تلخیها را به دوش بکشد.
📘#نیمه_تاریک_ماه
✍#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
📘#نیمه_تاریک_ماه
✍#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
👍16😢3🤯1
کفران نعمت میکنند مردم، نمیرقصند.
📘#انفجار_بزرگ
✍#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
📘#انفجار_بزرگ
✍#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
👍8
📕#بره_گمشده_راعی
✍#هوشنگ_گلشیری
راوی در این رمان آموزگارِ 39 ساله ای به نامِ «راعی» میباشد. راعی، واردِ زندگی مشترک نشده و تنها زندگی میکند.. آنقدر تنها که کوچکترین و ساده ترین مسائل برایِ او خاطره ساز میشود و همدمش سیگار و عرق سگیست
رمان «برهی گمشدهی راعی»، شرح زندگیِ شخصیتهایی است که ازنگاه «راعی» راوی رمان دیده میشوند. نویسنده در فصل اوّل رمان، در پوست راعی فرومیرود و ذهن و نگاه او را بهخواننده میشناساند. گلشیری در این بخش موفق شده است تا روابط راعی را در ارتباط با سایر شخصیتهای رمان، از سطح بهعمق بکشاند و آنها را نه در وضعی که راعی شرح میدهد، که در گذر از ذهن و درون راعی نمایش دهد و همواره خواننده را در دو بُعد جهان بیرون و درونِ نویسندهی راعی نگه دارد.
♦️@seemorghbook
✍#هوشنگ_گلشیری
راوی در این رمان آموزگارِ 39 ساله ای به نامِ «راعی» میباشد. راعی، واردِ زندگی مشترک نشده و تنها زندگی میکند.. آنقدر تنها که کوچکترین و ساده ترین مسائل برایِ او خاطره ساز میشود و همدمش سیگار و عرق سگیست
رمان «برهی گمشدهی راعی»، شرح زندگیِ شخصیتهایی است که ازنگاه «راعی» راوی رمان دیده میشوند. نویسنده در فصل اوّل رمان، در پوست راعی فرومیرود و ذهن و نگاه او را بهخواننده میشناساند. گلشیری در این بخش موفق شده است تا روابط راعی را در ارتباط با سایر شخصیتهای رمان، از سطح بهعمق بکشاند و آنها را نه در وضعی که راعی شرح میدهد، که در گذر از ذهن و درون راعی نمایش دهد و همواره خواننده را در دو بُعد جهان بیرون و درونِ نویسندهی راعی نگه دارد.
♦️@seemorghbook
👍10
📕#کریستین_و_کید
✍#هوشنگ_گلشیری
کریستین و کید نام رمانی از هوشنگ گلشیری است. این کتاب که از هفت داستان بلند به هم پیوسته تشکیل شده برای اولین بار در سال ۱۳۵۰ توسط کتاب زمان و در ۱۳۴ صفحه به چاپ رسید. این رمان پس از انقلاب ۵۷ اجازه تجدید چاپ پیدا نکرد.کریستین و کید به دلیل اتکا بر حکایتی فردی و فقدان بعد اجتماعی در سالهای انتشارش مورد انتقاد قرار گرفت و برجستگیهای تکنیکی و روایتگری بدیع و فن داستان پردازیش مورد توجه قرار نگرفت.اما سالها بعد علیرغم تجدید چاپ رمان، برخی آن را از بهترین کارهای گلشیری نامیدند و حتی به آن عنوان بهترین رمان فارسی دادند.
گلشیری در این داستان توانسته بدون آن که به سانتیمانتالیسم یا رمانتیسم دچار شود، یک رمان عاشقانه مدرن به زبان فارسی بیافریند.
♦️@seemorghbook
✍#هوشنگ_گلشیری
کریستین و کید نام رمانی از هوشنگ گلشیری است. این کتاب که از هفت داستان بلند به هم پیوسته تشکیل شده برای اولین بار در سال ۱۳۵۰ توسط کتاب زمان و در ۱۳۴ صفحه به چاپ رسید. این رمان پس از انقلاب ۵۷ اجازه تجدید چاپ پیدا نکرد.کریستین و کید به دلیل اتکا بر حکایتی فردی و فقدان بعد اجتماعی در سالهای انتشارش مورد انتقاد قرار گرفت و برجستگیهای تکنیکی و روایتگری بدیع و فن داستان پردازیش مورد توجه قرار نگرفت.اما سالها بعد علیرغم تجدید چاپ رمان، برخی آن را از بهترین کارهای گلشیری نامیدند و حتی به آن عنوان بهترین رمان فارسی دادند.
گلشیری در این داستان توانسته بدون آن که به سانتیمانتالیسم یا رمانتیسم دچار شود، یک رمان عاشقانه مدرن به زبان فارسی بیافریند.
♦️@seemorghbook
❤5👍1
☕️قطعهای از کتاب
گاهی آدم نمیداند بعضی چیزها به کجا یا کی تعلق دارد، مینویسیم تا یادمان بیاید و گاهی تا آن پارهی به یاد آمده را متحقق کنیم برایش زمان و مکان میتراشیم. گاهی هم چیزی را مثل وصلهای بر پارچهای میدوزیم تا آن تکهی عریانشده را بپوشانیم، اما بعد میفهمیم آن عریانی همچنان هست.
📕#آینه_های_دردار
✍#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
گاهی آدم نمیداند بعضی چیزها به کجا یا کی تعلق دارد، مینویسیم تا یادمان بیاید و گاهی تا آن پارهی به یاد آمده را متحقق کنیم برایش زمان و مکان میتراشیم. گاهی هم چیزی را مثل وصلهای بر پارچهای میدوزیم تا آن تکهی عریانشده را بپوشانیم، اما بعد میفهمیم آن عریانی همچنان هست.
📕#آینه_های_دردار
✍#هوشنگ_گلشیری
♦️@seemorghbook
❤6💯1
📕#شاه_سیاه_پوشان
✍#هوشنگ_گلشیری
شاه سیاهپوشان داستان کوتاهی که به هوشنگ گلشیری، نویسنده معاصر ایرانی، منسوب است.
این داستان به صورت غیر رسمی انتشار یافتهاست و به دلیل مسائل امنیتی در اکثر نسخههای آن نوشته شدهاست: منسوب به گلشیری.
شاه سیاه پوشان روایت چند ماه از زندانی شدن یک نویسنده در دست عناصر اطلاعاتی است. در همان مدت راوی یا نویسندهٔ روشنفکر داستان با در هم آمیختن روایتهای کهن ایرانی به بیان درد و رنج و تباهی چریکها و مبارزان سیاسی میپردازد.
یکی از عالیترین و درخشانترین صحنههای داستان، زمانی است که یکی از توابین چگونگی شلیک تیر خلاص به همسر سابقش را شرح میدهد.
این داستان در سال 1366 انتشار یافته و به نوعی شرح حال زندگی روشنفکران و نویسندگان ایرانی در دهههای پایان جنگ است.
♦️@seemorghbook
✍#هوشنگ_گلشیری
شاه سیاهپوشان داستان کوتاهی که به هوشنگ گلشیری، نویسنده معاصر ایرانی، منسوب است.
این داستان به صورت غیر رسمی انتشار یافتهاست و به دلیل مسائل امنیتی در اکثر نسخههای آن نوشته شدهاست: منسوب به گلشیری.
شاه سیاه پوشان روایت چند ماه از زندانی شدن یک نویسنده در دست عناصر اطلاعاتی است. در همان مدت راوی یا نویسندهٔ روشنفکر داستان با در هم آمیختن روایتهای کهن ایرانی به بیان درد و رنج و تباهی چریکها و مبارزان سیاسی میپردازد.
یکی از عالیترین و درخشانترین صحنههای داستان، زمانی است که یکی از توابین چگونگی شلیک تیر خلاص به همسر سابقش را شرح میدهد.
این داستان در سال 1366 انتشار یافته و به نوعی شرح حال زندگی روشنفکران و نویسندگان ایرانی در دهههای پایان جنگ است.
♦️@seemorghbook
❤9👎2