اگر دلت میخواهد
کتابخانههایت را قفل کن.
اما با هیچ دری،
با هیچ قفلی و با هیچ زنجیری
نمیتوانی ذهن مرا به بند بکشی...
#ویرجینیا_وولف
@seemorghbook
کتابخانههایت را قفل کن.
اما با هیچ دری،
با هیچ قفلی و با هیچ زنجیری
نمیتوانی ذهن مرا به بند بکشی...
#ویرجینیا_وولف
@seemorghbook
هیچ کدامتان جرأت نداشتید همرنگ جماعت نشوید. برای گذراندن یک روز چقدر زوال روح لازم داشتید، چقدر دروغ، دولا راست شدن، دستمال بهدستی، زبانریزی و نوکرمآبی!
#ویرجینیا_وولف
@seemorghbook
#ویرجینیا_وولف
@seemorghbook
☕️قطعهای از کتاب
می توانیم اظهار نظر های مردان بزرگ را نه تنها از خلال آنچه می گویند، بلکه به واسطه ی آنچه انجام می دهند تفسیر کنیم.
📕#اتاقی_از_آن_خود
✍#ویرجینیا_وولف
♦️@seemorghbook
می توانیم اظهار نظر های مردان بزرگ را نه تنها از خلال آنچه می گویند، بلکه به واسطه ی آنچه انجام می دهند تفسیر کنیم.
📕#اتاقی_از_آن_خود
✍#ویرجینیا_وولف
♦️@seemorghbook
👍1
کتابخانه سیمرغ via @like
📕#پارک_کیو
✍#ویرجینیا_وولف
درمیان باغچهی بیضی شکل، شاید یکصد ساقهی باریک گل روییده بود که در نیمهراهشان به بالا، در برگهای قلب یا زبانشکل گسترده میشدند و در نوک، گلبرگهای سرخ، آبی یا زرد، با لکههای رنگی افراشته می شدند، و از روشنایی سرخ، آبی یا زرد دهانه، پرتو مستقیمی ساطع میشد که انگار با گرد طلا زبر و در انتها اندکی پخش شده بود.
گلبرگها آنقدر انبوه بودند که در نسیم تابستانی تکان بخورند و وقتی به حرکت درآمدند، نورهای سرخ، آبی یا زرد، یکی پس از دیگری از روی هم بگذرند و روی یک اینچ از خاک قهوهیی زیرشان لکهیی از رنگ مرطوب ایجاد کنند. نور یا بر ریگی نرم و خاکستریِ تیره میافتاد یا روی صدف یک حلزون، با آن رگههای قهوهیی و حلقوی، یا با تابیدن در یک قطرهی باران با چنان تنوعی از سرخ، آبی و زرد دیوارههای باریک آب را میگسترانید که انتظار میرفت در هم بشکنند و ناپدید شوند.
♦️@seemorghbook
✍#ویرجینیا_وولف
درمیان باغچهی بیضی شکل، شاید یکصد ساقهی باریک گل روییده بود که در نیمهراهشان به بالا، در برگهای قلب یا زبانشکل گسترده میشدند و در نوک، گلبرگهای سرخ، آبی یا زرد، با لکههای رنگی افراشته می شدند، و از روشنایی سرخ، آبی یا زرد دهانه، پرتو مستقیمی ساطع میشد که انگار با گرد طلا زبر و در انتها اندکی پخش شده بود.
گلبرگها آنقدر انبوه بودند که در نسیم تابستانی تکان بخورند و وقتی به حرکت درآمدند، نورهای سرخ، آبی یا زرد، یکی پس از دیگری از روی هم بگذرند و روی یک اینچ از خاک قهوهیی زیرشان لکهیی از رنگ مرطوب ایجاد کنند. نور یا بر ریگی نرم و خاکستریِ تیره میافتاد یا روی صدف یک حلزون، با آن رگههای قهوهیی و حلقوی، یا با تابیدن در یک قطرهی باران با چنان تنوعی از سرخ، آبی و زرد دیوارههای باریک آب را میگسترانید که انتظار میرفت در هم بشکنند و ناپدید شوند.
♦️@seemorghbook
👍5
کتابخانه سیمرغ via @like
📕#دوشس_و_جواهر_فروش
✍#ویرجینیا_وولف
مجموعهی چهارده داستان طنز کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان است. این کتاب را نیره توکلی به فارسی ترجمه کرده است. عنوان کتاب از داستانی به همین نام اثر ویرجینیا وولف گرفته شده است. داستانهایی که در این مجموعه گردآوردی شدهاند، آثاری ترجمهنشده و کمترخواندهشده از این نویسندگان در اواخر قرن نوزدهم و بیستم هستند. همچنین این داستانها به ترتیب زمانی تاریخ تولد نویسندگان عرضه شدهاند و به همین دلیل میتوان با مقایسهی متن و ساختار و مضمون، سیر طنز در این داستانها را بررسی کرد.
در این کتاب هم از نویسندگان معروف در ایران همچون ویرجینیا وولف و مارک تواین و توماس هاردی و هاینریش بل داستان آورده شده و هم نویسندگان کمترخواندهشده اما بزرگی همچون دبلیو دبلیو جیکوبز که با کمدیهای روستاییاش شناخته شده بود، آلن کورن طنزپرداز انگلیسی که سالها در رادیو و تلویزیون بیبیسی برنامه داشت، آرنولد بنت رماننویسی که معتقد بود ادبیات را باید از چشم مردم معمولی دید، جیمز تربر نویسنده و روزنامهگار، طنزپرداز و تصویرگر انگلیسی که به کارتونهایش در مجلهی نیویورکر شناخته میشد و داستانی از آلن کورن طنزپرداز انگلیسی که نخستین اثر ترجمهشدهی او به فارسی است.
برخی از داستانهای این مجموعه عبارتاند از: فیل سفید مسروقه از مارک تواین که داستانی کارآگاهی است دربارهی یک فیل پیشکشی به سرقت رفته. تونی کایتز فریبکار از توماس هاردی، نویسندهی انگلیسی دربارهی یک دونژوان محلی است که همزمان با تعداد زیادی از زنان وعده میکند. تعقیب باب پرتی از دبلیو دبلیو جیکوبز، حقیقت رک و پوستکنده از اچ.جی.ولز، غارت از آرنولد بنت، آقای همهچیزدان از سامرست موام، دوشس و جواهرفروش از ویرجینیا وولف، گلوی آهنی از میخائیل بولگاکف، معمای جنایت مکبث از جیمز تربر، نخستین اعتراف و سیاهمست از فرانک اوکانر، بز پرنده از اچ اِی. بیتس، مثل کابوس هاینریش بل و انشالله گربه است! از آلن کورن.
♦️@seemorghbook
✍#ویرجینیا_وولف
مجموعهی چهارده داستان طنز کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان است. این کتاب را نیره توکلی به فارسی ترجمه کرده است. عنوان کتاب از داستانی به همین نام اثر ویرجینیا وولف گرفته شده است. داستانهایی که در این مجموعه گردآوردی شدهاند، آثاری ترجمهنشده و کمترخواندهشده از این نویسندگان در اواخر قرن نوزدهم و بیستم هستند. همچنین این داستانها به ترتیب زمانی تاریخ تولد نویسندگان عرضه شدهاند و به همین دلیل میتوان با مقایسهی متن و ساختار و مضمون، سیر طنز در این داستانها را بررسی کرد.
در این کتاب هم از نویسندگان معروف در ایران همچون ویرجینیا وولف و مارک تواین و توماس هاردی و هاینریش بل داستان آورده شده و هم نویسندگان کمترخواندهشده اما بزرگی همچون دبلیو دبلیو جیکوبز که با کمدیهای روستاییاش شناخته شده بود، آلن کورن طنزپرداز انگلیسی که سالها در رادیو و تلویزیون بیبیسی برنامه داشت، آرنولد بنت رماننویسی که معتقد بود ادبیات را باید از چشم مردم معمولی دید، جیمز تربر نویسنده و روزنامهگار، طنزپرداز و تصویرگر انگلیسی که به کارتونهایش در مجلهی نیویورکر شناخته میشد و داستانی از آلن کورن طنزپرداز انگلیسی که نخستین اثر ترجمهشدهی او به فارسی است.
برخی از داستانهای این مجموعه عبارتاند از: فیل سفید مسروقه از مارک تواین که داستانی کارآگاهی است دربارهی یک فیل پیشکشی به سرقت رفته. تونی کایتز فریبکار از توماس هاردی، نویسندهی انگلیسی دربارهی یک دونژوان محلی است که همزمان با تعداد زیادی از زنان وعده میکند. تعقیب باب پرتی از دبلیو دبلیو جیکوبز، حقیقت رک و پوستکنده از اچ.جی.ولز، غارت از آرنولد بنت، آقای همهچیزدان از سامرست موام، دوشس و جواهرفروش از ویرجینیا وولف، گلوی آهنی از میخائیل بولگاکف، معمای جنایت مکبث از جیمز تربر، نخستین اعتراف و سیاهمست از فرانک اوکانر، بز پرنده از اچ اِی. بیتس، مثل کابوس هاینریش بل و انشالله گربه است! از آلن کورن.
♦️@seemorghbook
👍16😁1
کتابخانه سیمرغ via @like
📕#خانم_دالووی
✍#ویرجینیا_وولف
این اثر یکی از نخستین آثار پیشگام در نوعی سبک رمان نویسی است که امروزه رمان نو خوانده میشود.
ویرجینیا وولف یک روز ماه ژوئن از زندگی کلاریسا دالووی در لندن پس از جنگ جهانی اول را از زاویه دید این زن توصیف میکند. خواننده چنین میانگارد که گویا پابهپای راوی در خیابانهای لندن گام برمیدارد و از دریچه نگاه کلاریسا آدمها و محلههای شهر را میبیند. در این گذار تند و ناگسسته، وولف از شهر و آدمهایش تابلویی به پهنای افق در دیدرس خواننده قرار میدهد.
♦️@seemorghbook
✍#ویرجینیا_وولف
این اثر یکی از نخستین آثار پیشگام در نوعی سبک رمان نویسی است که امروزه رمان نو خوانده میشود.
ویرجینیا وولف یک روز ماه ژوئن از زندگی کلاریسا دالووی در لندن پس از جنگ جهانی اول را از زاویه دید این زن توصیف میکند. خواننده چنین میانگارد که گویا پابهپای راوی در خیابانهای لندن گام برمیدارد و از دریچه نگاه کلاریسا آدمها و محلههای شهر را میبیند. در این گذار تند و ناگسسته، وولف از شهر و آدمهایش تابلویی به پهنای افق در دیدرس خواننده قرار میدهد.
♦️@seemorghbook
خوشا سکوت؛ فنجان قهوه، میز، خوشا تنها نشستن چون مرغ دریایی که بر چوبکی بال میگشاید. بگذار تا ابد اینجا با اشیای ساده بنشینیم؛ این فنجان قهوه، این کارد، این چنگال، اشیا در خودشان، من مرا میسازند.
📘#موج_ها
✍#ویرجینیا_وولف
♦️@seemorghbook
📘#موج_ها
✍#ویرجینیا_وولف
♦️@seemorghbook
👍5