کتابخانه سیمرغ
73.2K subscribers
15.3K photos
1.18K videos
7.37K files
471 links
Download Telegram
بزرگترین اشتباه آدم‌ها از دلِ بزرگترین دوست‌داشتن‌هایشان بیرون می‌جهد. از همان چیزهایی که سفت گرفته بودنشان. معمولاً چیزهایی از دست می‌روند که می‌خواهیم هیچگاه از دست نروند. هر چه چیزی را سفت‌تر می‌گیریم خون کمتری به انگشتان می‌رسد و کمی بعد مُشت باز می‌شود.

#ویلیام_فاکنر
@seemorghbook
1
بزرگترین اشتباه آدم‌ها از دلِ بزرگترین دوست‌داشتن‌هایشان بیرون می‌جهد. از همان چیزهایی که سفت گرفته بودنشان. معمولاً چیزهایی از دست می‌روند که می‌خواهیم هیچگاه از دست نروند. هر چه چیزی را سفت‌تر می‌گیریم خون کمتری به انگشتان می‌رسد و کمی بعد مُشت باز می‌شود.

#ویلیام_فاکنر

@seemorghbook
بزرگترین اشتباه آدم‌ها از دلِ بزرگترین دوست‌داشتن‌هایشان بیرون می‌جهد. از همان چیزهایی که سفت گرفته بودنشان. معمولاً چیزهایی از دست می‌روند که می‌خواهیم هیچگاه از دست نروند. هر چه چیزی را سفت‌تر می‌گیریم خون کمتری به انگشتان می‌رسد و کمی بعد مُشت باز می‌شود.

#ویلیام_فاکنر

@seemorghbook
به یک جایی از زندگی که رسیدی
میفهمی رنج را نباید امتداد داد،
باید مثل یک چاقو که چیز ها را می برد و از میانشان میگذرد،از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.

#ویلیام_فاکنر

@seemorghbook
👍2
آن‌چه امروز تهدیدمان می‌کند ترس است. هرگز نترسید که صدایتان را برای صداقت و حقیقت و شفقت بالا ببرید.

#ویلیام_فاکنر

♦️@seemorghbook
هرگز نترس که صدای خود را برای صداقت و حقیقت و دلسوزی در مقابل بی‌عدالتی و دروغگویی و طمع بالا ببری. اگر تمام مردم دنیا این عمل را انجام دهند زمین را تغییر می‌دهند .

#ویلیام_فاکنر

@seemorghbook
به یک جایی از زندگی که رسیدی
میفهمی رنج را نباید امتداد داد،
باید مثل یک چاقو که چیز ها را می برد و از میانشان میگذرد،از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.

#ویلیام_فاکنر

@seemorghbook
👍2
به یک جایی از زندگی که رسیدی
میفهمی رنج را نباید امتداد داد،
باید مثل یک چاقو که چیز ها را می برد و از میانشان میگذرد،از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.

#ویلیام_فاکنر

@seemorghbook
👍4
به یک جايى از زندگى كه رسيدى ميفهمى رنج را نبايد امتداد داد،
بايد مثل يک چاقو كه چيزها را مى بُرد و از ميانشان مى گذرد،
از بعضى آدم ها بگذرى و براى هميشه تمامشان كنی ...

#ویلیام_فاکنر

♦️@seemorghbook
👍142
هرگز نترس که صدای خود را برای صداقت ،حقیقت و دلسوزی در مقابل بی‌عدالتی و دروغ بالا ببری .اگر تمام مردم دنیا این کار را انجام دهند خیلی زودزمین تغییر میکند !!


#ویلیام_فاکنر

♦️@seemorghbook
👍22👏4
به یک جایی از زندگی که رسیدی،
می‌فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را می‌برد
و از میانشان می‌گذرد از بعضی آدم‌ها بگذری
و برای همیشه تمامشان کنی!

#ویلیام‌_فاکنر

♦️@seemorghbook
👏15👍6
قطعه‌ای از کتاب

به يک‏ جايی از زندگی که رسيدی،
ميفهمی رنج را نبايد امتداد داد.
بايد مثل يک چاقو که چيزها را
مي‏بُره و از ميانشون مي‏گذره, از
بعضی آدم‏ها بگذری و برای هميشه
قائله رنج آور را تمام کنی...!

📕#مرثیه_برای_راهب

#ویلیام_فاکنر

♦️@seemorghbook
👍15🤔1
قطعه‌ای از کتاب

به يک‏ جايی از زندگی که رسيدی،
ميفهمی رنج را نبايد امتداد داد.
بايد مثل يک چاقو که چيزها را
مي‏بُره و از ميانشون مي‏گذره, از
بعضی آدم‏ها بگذری و برای هميشه
قائله رنج آور را تمام کنی...!

📕#مرثیه_برای_راهب

#ویلیام_فاکنر

♦️@seemorghbook
👍151
به یک جایی از زندگی که رسیدی
میفهمی رنج را نباید امتداد داد،
باید مثل یک چاقو که چیز ها را می برد و از میانشان میگذرد،از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.

#ویلیام_فاکنر

♦️@seemorghbook
👍225👏2
بزرگترین اشتباه آدم‌ها از دل بزرگترین دوست‌ داشتن ‌هایشان بیرون می‌جهد ... از همان چیزهایی که سفت گرفته بودنشان ... معمولا چیزهایی از دست می‌روند که می‌خواهیم هیچگاه از دست نروند ... هر چه چیزی را سفت‌تر می‌گیریم خون کمتری به انگشتان می‌رسد و کمی بعد از دست میروند ...

#ویلیام_فاکنر

♦️@seemorghbook
👍8
📕#گور_به_گور

#ویلیام_فاکنر

رمان گور به گور، تشریح نفس گیر ویلیام فاکنر است از داستان حماسه گونه و سفر ادیسه وار بوندرن ها که برای به خاک سپاری همسر و مادر خانواده، آدی، مسیری طولانی را طی می کنند. داستان کتاب که به نوبت، توسط تک تک اعضای خانواده[حتی خود آدی]روایت می شود، سبک های متنوعی داشته و از کمدی سیاه تا تراژدی را دربردارد. رمان گور به گور در 59 بخش و توسط 15 شخصیت به مخاطب ارائه شده و داستان مرگ آدی بوندرن و خانواده ی فقیر و روستایی اش را بازگو می کند. بوندرن ها تصمیم دارند تا به وصیت آدی عمل کرده و او را در زادگاهش، جفرسون واقع در می سی سی پی، دفن کنند. در آغاز داستان، آدی زنده اما بسیار مریض و ناخوش احوال است. همه از جمله خود آدی، مرگ را قریب الوقوع دانسته و او با نشستن بر لب پنجره، مراحل ساخت تابوتش را به دست فرزند ارشد خود، کش، به نظاره می نشیند، در حالی که همسرش مانند اغلب اوقات در ایوان وقت گذرانده و دخترش دویی دل، به باد زدن و خنک کردن او مشغول است. شب پس از مرگ آدی، باد و بارانی سخت و شدید درگرفته و بالا آمدن سطح رودخانه ها، پل های منتهی به جفرسون، محل به خاک سپاری مادر خانواده و مقصد بوندرن ها، را خراب می کند.

♦️@seemorghbook
🔥7👍2
قطعه‌ای از کتاب

به يک‏ جايی از زندگی که رسيدی،
ميفهمی رنج را نبايد امتداد داد.
بايد مثل يک چاقو که چيزها را
مي‏بُره و از ميانشون مي‏گذره, از
بعضی آدم‏ها بگذری و برای هميشه
قائله رنج آور را تمام کنی...!

📕#مرثیه_برای_راهب

#ویلیام_فاکنر

♦️@seemorghbook
👍8💯52
📕#این_یازده_تا

#ویلیام_فاکنر

ویلیام فاکنر، نویسنده برجسته قرن بیستم، از هنرمندانی است که با آثار خلاقانه‌اش در جهان ادبیات جایگاه ویژه‌ای دارد. این یازده مجموعه از داستان‌های کوتاه، به ترجمه‌ی توانمند احمد اخوت، توسط نشر ماهی به خوانندگان ارائه شده است. این مجموعه‌ها با عنوان "یادداشت مترجم"، توضیحاتی ارزشمند را در آغاز هر داستان ارائه می‌دهند که به آسانی به خوانندگان کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از مفهوم داستان‌ها پیدا کنند.

احمد اخوت، نویسنده و مترجم برجسته، در سال 1330 در شهر اصفهان به دنیا آمد. او دارای مدرک دکترای آموزش زبان انگلیسی و تخصص در زمینه نشانه‌شناسی ادبیات از دانشگاه ایندیانای امریکا است. اخوت با انتشار مجموعه داستان با عنوان "برادران جمالزاده" به عنوان نامزد جایزه گلشیری شناخته شد و در سال 1382 توانست به عنوان بهترین مجموعه داستان، جشنواره ادبی اصفهان را به خود اختصاص دهد. آثار او با پرداختن به مسائل اجتماعی و انسانی، مخاطبان خود را به تفکر و تأمل در مسائل عمیق‌تر ترغیب می‌کند. اخوت با توانایی در ترجمه آثار برجسته جهانی، نقش مهمی در اثرگذاری بر ادبیات فارسی داشته است.

♦️@seemorghbook
👍94🙏1
📕#ناخوانده_در_غبار

#ویلیام_فاکنر

ناخوانده در غبار، داستان سیاهپوستی به نام لینچ است که به قتل جوانی سفید پوست متهم شده است. جوانی که در یکی از خانواده‌های بانفوذ منطقه به دنیا آمده است و خانواده‌اش همیشه تلاش کردند تا ماجراها را در خانواده خود حل کنند.
حالا که یک سیاهپوست به قتل متهم شده است، سفیدپوستان محل تصمیم گرفتند پای پلیس را به این مسئله باز نکنند. آن‌ها می‌خواهند بدون جستجوی دقیق ماجرا، لینچ را بدون محاکمه اعدام کنند اما لینچ، مانند سیاهپوستان دیگر نیست که مظلوم باشد. او که خود را برده نمی‌داند، می‌خواهد همانند سفیدپوستان از حقوق مساوی برخوردار باشد و برای این کار وکیلی سفدپوست می‌گیرد تا بیگناهی خود را ثابت کند.
اما بعد از اینکه از کار وکیل ناامید می‌شود، به خواهرزاده نوجوانش اعتماد می‌کند و ماجرا را برای او تعریف می‌کند. ویلیام فاکنر در این داستان، به طرزی ظریف نژادپرستی را زیر سوال می‌برد.

♦️@seemorghbook
👏83❤‍🔥2
هرگز نترس که صدای خود را برای صداقت و حقیقت و دلسوزی در مقابل بی‌عدالتی و دروغگویی و طمع بالا ببری. اگر تمام مردم دنیا این عمل را انجام دهند زمین را تغییر می‌دهند .

#ویلیام_فاکنر

♦️@seemorghbook
👍368🔥1🤨1