📕#پلیکوشکا
✍#لئو_تولستوی
«پالیکوشکا» در شهر «پاکرو» شهرت احمقانه ای به خاطر دزدی های مکرر گونی های علف خشک و لگام اسب دارد. او به تازگی تصمیم به اصلاح گرفته است و در این راه از راهنمایی های خانم ارباب که با توسل به انجیل و توصیه های اخلاقی سعی در اصلاح رفتار وی دارد کمک می گیرد. اکنون از شهر «پاکرو» می بایست سه نفر به عنوان سرباز انتخاب شده و به شهری دیگر بروند. دو نفر نیز بدون هیج مناقشه ای انتخاب شده اند و اینک مشاور ارباب، آقای «ایگور میخایلویچ» می بایست یک نفر از بین «پالیکوشکا» و «دوتلوف» که از بهترین کشاورزان منطقه و فردی نیکنام است برگزیند. تردید بین انتخاب این دو باعث به وجود آمدن ماجراهای زیادی می شود که «پالیکوشکا» در آن نقش مهمی ایفا می کند.
پولیکوشا برده ای که در حین دزدی گرفتار می شود و این امر موجب بی اعتمادی ارباب و اطرافیان می گردد..یک روز در راه بازگشت از شهر پاکت پول امانتی ارباب را گم می کند و ...
♦️@seemorghbook
✍#لئو_تولستوی
«پالیکوشکا» در شهر «پاکرو» شهرت احمقانه ای به خاطر دزدی های مکرر گونی های علف خشک و لگام اسب دارد. او به تازگی تصمیم به اصلاح گرفته است و در این راه از راهنمایی های خانم ارباب که با توسل به انجیل و توصیه های اخلاقی سعی در اصلاح رفتار وی دارد کمک می گیرد. اکنون از شهر «پاکرو» می بایست سه نفر به عنوان سرباز انتخاب شده و به شهری دیگر بروند. دو نفر نیز بدون هیج مناقشه ای انتخاب شده اند و اینک مشاور ارباب، آقای «ایگور میخایلویچ» می بایست یک نفر از بین «پالیکوشکا» و «دوتلوف» که از بهترین کشاورزان منطقه و فردی نیکنام است برگزیند. تردید بین انتخاب این دو باعث به وجود آمدن ماجراهای زیادی می شود که «پالیکوشکا» در آن نقش مهمی ایفا می کند.
پولیکوشا برده ای که در حین دزدی گرفتار می شود و این امر موجب بی اعتمادی ارباب و اطرافیان می گردد..یک روز در راه بازگشت از شهر پاکت پول امانتی ارباب را گم می کند و ...
♦️@seemorghbook
❤7🍾1