اما اكنون در تاريكى و دور از نور و چراغهاى شهر و يكه و تنها با باد و كشش يكنواخت بادبان، حس كرد شايد هم اكنون مرده است.
دو دستش را بر هم گذاشت و كف دستهايش را حس كرد. آنها نمرده بودند و تنها با باز و بسته كردنشان ميتوانست درد زندگى را حس كند. پشتش را به چوب انتهاى قايق تكيه داد و دانست كه نمرده است، اين را شانههايش به او ميگفتند.
📘#پیرمرد_و_دریا
✍#ارنست_همینگوی
♦️@seemorghbook
دو دستش را بر هم گذاشت و كف دستهايش را حس كرد. آنها نمرده بودند و تنها با باز و بسته كردنشان ميتوانست درد زندگى را حس كند. پشتش را به چوب انتهاى قايق تكيه داد و دانست كه نمرده است، اين را شانههايش به او ميگفتند.
📘#پیرمرد_و_دریا
✍#ارنست_همینگوی
♦️@seemorghbook
☕️قطعهای از کتاب
خیلی چیز ها باید با خودت می آوردی که نیاوردی.حالا دیگر وقتش نیست که به چیزهایی که نداری فکر کنی پیرمرد.
فکر کن با چیزهایی که داری چه می توانی بکنی !
📕#پیرمرد_و_دریا
✍ #ارنست_همینگوی
♦️@seemorghbook
خیلی چیز ها باید با خودت می آوردی که نیاوردی.حالا دیگر وقتش نیست که به چیزهایی که نداری فکر کنی پیرمرد.
فکر کن با چیزهایی که داری چه می توانی بکنی !
📕#پیرمرد_و_دریا
✍ #ارنست_همینگوی
♦️@seemorghbook
👍10
☕️قطعهای از کتاب
هر صبح یک روز جدید در انتظار ماست. انسان ها می گویند که اگر خوش شانس باشی بهتر است. اما من ترجیح می دهم که هوشیار باشم چرا که وقتی شانس به سراغم بیاید از دستش نخواهم داد...
📕#پیرمرد_و_دریا
✍🏻#ارنست_همینگوی
♦️@seemorghbook
هر صبح یک روز جدید در انتظار ماست. انسان ها می گویند که اگر خوش شانس باشی بهتر است. اما من ترجیح می دهم که هوشیار باشم چرا که وقتی شانس به سراغم بیاید از دستش نخواهم داد...
📕#پیرمرد_و_دریا
✍🏻#ارنست_همینگوی
♦️@seemorghbook
👏9👍4