بعضی آدمها باعث میشوند که
خنده شما کمی بلندتر
لبخندتان کمی درخشان تر،
و زندگی تان کمی بهتر شود.
سعی کنید یکی از این آدمها باشید ...
#گراهام_گرین
♦️@seemorghbook
خنده شما کمی بلندتر
لبخندتان کمی درخشان تر،
و زندگی تان کمی بهتر شود.
سعی کنید یکی از این آدمها باشید ...
#گراهام_گرین
♦️@seemorghbook
معصومیت همیشه با زبان بیزبانی دیگران را دعوت به مراقبت و حمایت از خود میکند در صورتی که به مراتب عاقلانهتر است که شخص از خود در برابر گزند معصومان مراقبت کند. معصوم مانند جزامی که زنگولهاش گم شده باشد در جهان سرگردان است بیآنکه به راستی نیت آزار و صدمه داشته باشد.
📘 #آمریکایی_آرام
✍#گراهام_گرین
♦️@seemorghbook
📘 #آمریکایی_آرام
✍#گراهام_گرین
♦️@seemorghbook
انتظار چه را میکشیم که میگذاریم اینسان ناامیدی بر چهرهمان چین و چروک بیندازد؟
📘#پایان_رابطه
✍#گراهام_گرین
♦️@seemorghbook
📘#پایان_رابطه
✍#گراهام_گرین
♦️@seemorghbook
👍10
📕#انسان_و_درونش
✍#گراهام_گرین
هنری گراهام گرین رماننویس، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و سینمایی و نویسندهٔ پرکار داستانهای کوتاه انگلیسی بود.
او در طول عمر طولانیش در غالب معرکههای سیاسی و انقلابی گوشه و کنار جهان حاضر و ناظر بود و ماجراهای داستانهایش عمدتاً در متن همین وقایع قرن بیستم میگذرد، آثاری که ابهامات انسان نوین در این دنیای ناآرام را مینماید.گراهام گرین چهارمین فرزند از شش فرزند چارلز هنری و ماریون گرین بود. پدر وی چارلز هنری گرین رئیس مدرسه برک همستد بود. برادرش هیو نیز تا مدیر کلی شبکه بیبیسی ترقی کرد.گرین ابتدا در مدرسه پدرش و سپس در آکسفورد تحصیل کرد. در دوران نوجوانی ملال مرضی و مهلکش او را دو بار به خودکشی کشاند. و حتی مدتی به بازی رولت روسی پرداخت؛ به مدت شش ماه هر ماه یک بار به جنگلی دورافتاده میرفت و یک گلوله در خشاب چرخنده یک رولور شش تیر قرار میداد، خشاب را میچرخاند و لوله تپانچه را به شقیقهاش میگذاشت و ماشه را میچکاند. در هر شش بار گلولهای شلیک نشد. و به گفته خودش هجوم آدرنالین در شرایط ترس و هیجان بسیار شیمی خون و روحیهاش را تغییر میداد و افسردگیاش را موقتاً درمان میکرد.
♦️@seemorghbook
✍#گراهام_گرین
هنری گراهام گرین رماننویس، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و سینمایی و نویسندهٔ پرکار داستانهای کوتاه انگلیسی بود.
او در طول عمر طولانیش در غالب معرکههای سیاسی و انقلابی گوشه و کنار جهان حاضر و ناظر بود و ماجراهای داستانهایش عمدتاً در متن همین وقایع قرن بیستم میگذرد، آثاری که ابهامات انسان نوین در این دنیای ناآرام را مینماید.گراهام گرین چهارمین فرزند از شش فرزند چارلز هنری و ماریون گرین بود. پدر وی چارلز هنری گرین رئیس مدرسه برک همستد بود. برادرش هیو نیز تا مدیر کلی شبکه بیبیسی ترقی کرد.گرین ابتدا در مدرسه پدرش و سپس در آکسفورد تحصیل کرد. در دوران نوجوانی ملال مرضی و مهلکش او را دو بار به خودکشی کشاند. و حتی مدتی به بازی رولت روسی پرداخت؛ به مدت شش ماه هر ماه یک بار به جنگلی دورافتاده میرفت و یک گلوله در خشاب چرخنده یک رولور شش تیر قرار میداد، خشاب را میچرخاند و لوله تپانچه را به شقیقهاش میگذاشت و ماشه را میچکاند. در هر شش بار گلولهای شلیک نشد. و به گفته خودش هجوم آدرنالین در شرایط ترس و هیجان بسیار شیمی خون و روحیهاش را تغییر میداد و افسردگیاش را موقتاً درمان میکرد.
♦️@seemorghbook
👍11
آدمهایی هستند که در دلمان میل مقاومتناپذیری برای اذیتکردنشان داریم: آدمهایی که خلقوخویشان با ما فرق میکند.
📘#پایان_رابطه
✍#گراهام_گرین
♦️@seemorghbook
📘#پایان_رابطه
✍#گراهام_گرین
♦️@seemorghbook
👍5❤2
انتظار چه را میکشیم که میگذاریم اینسان ناامیدی بر چهرهمان چین و چروک بیندازد؟
📘#پایان_رابطه
✍#گراهام_گرین
♦️@seemorghbook
📘#پایان_رابطه
✍#گراهام_گرین
♦️@seemorghbook
👍11