➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده ایم
مست از بوسه هایی هستیم که هنوز نگرفته ایم
از روزهایی که هنوز نیامده اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره ذره به دست میآوریم
پرچم را بالا بگیر
تا بر صورت بادها سیلی بزند
حتی لاک پشت ها هم هنگامی که بدانند به کجا می روند
زودتر از خرگوش ها به مقصد می رسند.
#یانیس_ریتسوس
@seemorghbook
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده ایم
مست از بوسه هایی هستیم که هنوز نگرفته ایم
از روزهایی که هنوز نیامده اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره ذره به دست میآوریم
پرچم را بالا بگیر
تا بر صورت بادها سیلی بزند
حتی لاک پشت ها هم هنگامی که بدانند به کجا می روند
زودتر از خرگوش ها به مقصد می رسند.
#یانیس_ریتسوس
@seemorghbook
این سیم خاردار
در کجا به انتها میرسد؟
حلزونها
بر جامهی مردگان میخزند
و با این همه
ما به این جهان نیامدهایم
که به آسانی بمیریم.
نه در سپیدهدمان
که بوی پوست لیمو میآید.
#یانیس_ریتسوس
@seemorghbook
در کجا به انتها میرسد؟
حلزونها
بر جامهی مردگان میخزند
و با این همه
ما به این جهان نیامدهایم
که به آسانی بمیریم.
نه در سپیدهدمان
که بوی پوست لیمو میآید.
#یانیس_ریتسوس
@seemorghbook
چهرهات در برگها نهان بود
برگها را یکان یکان چیدم
تا به کنارت بیایم
آخرین برگ را که چیدم،
رفته بودی.
آنگاه از برگهای چیدهشده
گلتاجی بافتم.
کسی را نداشتم تا به او بدهم آن را
بر تارک خود آویختمش.
#یانیس_ریتسوس
♦️@seemorghbook
برگها را یکان یکان چیدم
تا به کنارت بیایم
آخرین برگ را که چیدم،
رفته بودی.
آنگاه از برگهای چیدهشده
گلتاجی بافتم.
کسی را نداشتم تا به او بدهم آن را
بر تارک خود آویختمش.
#یانیس_ریتسوس
♦️@seemorghbook
شب به پایان راهش نزدیک میشود
ما را
هرگز خوابی نیست
بیدار می مانیم تا سپیده دمان
منتظر می مانیم
تا خورشید چکش اش را
بر تارکِ خانه ها بکوبد
منتظر می مانیم
تا خورشید
چکش اش را
بر پیشانی هایمان بکوبد
بر قلب هایمان بکوبد
آن قدر بکوبد
تا صدا شود
آن قدر تا صدا شنیده شود
صدایی دیگر گونه؛
چرا که سکوت
پر از صدای گلوله هایی ست
که نمی دانیم از کجا شلیک می شوند
#یانیس_ریتسوس
♦️@seemorghbook
ما را
هرگز خوابی نیست
بیدار می مانیم تا سپیده دمان
منتظر می مانیم
تا خورشید چکش اش را
بر تارکِ خانه ها بکوبد
منتظر می مانیم
تا خورشید
چکش اش را
بر پیشانی هایمان بکوبد
بر قلب هایمان بکوبد
آن قدر بکوبد
تا صدا شود
آن قدر تا صدا شنیده شود
صدایی دیگر گونه؛
چرا که سکوت
پر از صدای گلوله هایی ست
که نمی دانیم از کجا شلیک می شوند
#یانیس_ریتسوس
♦️@seemorghbook
❤11👍4
گاهی از پا که میافتی
تن میدهی به خستگی.
میایستی و میگویی: رسیدم
کجا رسیدی؟
میگویی: فهمیدم.
چه را فهمیدی؟
خب، بله، شاید این را فهمیدی
که هیچکس هیچوقت به هیچجا نمیرسد.
حقیقت این است.
ولی حقیقت را نمیگویی
در جیب پالتو مخفیاش میکنی:
کنار دستت، کنار سکوتت، کنار خستگیات.
#یانیس_ریتسوس
♦️@seemorghbook
تن میدهی به خستگی.
میایستی و میگویی: رسیدم
کجا رسیدی؟
میگویی: فهمیدم.
چه را فهمیدی؟
خب، بله، شاید این را فهمیدی
که هیچکس هیچوقت به هیچجا نمیرسد.
حقیقت این است.
ولی حقیقت را نمیگویی
در جیب پالتو مخفیاش میکنی:
کنار دستت، کنار سکوتت، کنار خستگیات.
#یانیس_ریتسوس
♦️@seemorghbook
👍20