#تلنگر 📚
"آیا سگهای مارتین سلیگمن را می شناسید"؟!
دانشمند روانشناس، مارتین ای پی سلیگمن برای شناخت درماندگی آزمایشی انجام داد که منجر به برنده شدن نوبل روانشناسی توسط وی شد.
ایشان ۲۰ سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرد به طوری که سگها در صورت نیاز پدال موجود در قفس را می فشردند و بیرون می رفتند و پس از دستشویی کردن باز می گشتند.
ایشان پس از تربیت این سگ ها، آن ها را به دو قفس و در هر قفس ۱۰ قلاده تقسیم نمود. سپس درب قفس ( آزمایش)B را جوش داد و ۳۰ روز، روزی ۳ بار به قفس B شوک الکتریکی می داد. سگهای قفس B در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میله های قفس میزدند و خونی و زخمی نتیجه ای نمی گرفتند . اما پس از چند روز سگها فهمیدند که با تلاش موفق نمی شوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد می کشند. آنها یاد گرفتند که در زمان شوک در جای خود بایستند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A ( گواه) ملحق نمود ؛ همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز می شد.
سپس شوک الکتریکی داد. فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟؟
تمام ۱۰ سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند اما سگهای ( آزمایش) در سرجایشان ایستاده و حرکت نکردند.
او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، یعنی (درماندگی آموخته شدنی است)
بدین معنا که موجودات یاد می گیرند بدبخت زندگی کنند.
@seemorghbook
"آیا سگهای مارتین سلیگمن را می شناسید"؟!
دانشمند روانشناس، مارتین ای پی سلیگمن برای شناخت درماندگی آزمایشی انجام داد که منجر به برنده شدن نوبل روانشناسی توسط وی شد.
ایشان ۲۰ سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرد به طوری که سگها در صورت نیاز پدال موجود در قفس را می فشردند و بیرون می رفتند و پس از دستشویی کردن باز می گشتند.
ایشان پس از تربیت این سگ ها، آن ها را به دو قفس و در هر قفس ۱۰ قلاده تقسیم نمود. سپس درب قفس ( آزمایش)B را جوش داد و ۳۰ روز، روزی ۳ بار به قفس B شوک الکتریکی می داد. سگهای قفس B در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میله های قفس میزدند و خونی و زخمی نتیجه ای نمی گرفتند . اما پس از چند روز سگها فهمیدند که با تلاش موفق نمی شوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد می کشند. آنها یاد گرفتند که در زمان شوک در جای خود بایستند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A ( گواه) ملحق نمود ؛ همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز می شد.
سپس شوک الکتریکی داد. فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟؟
تمام ۱۰ سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند اما سگهای ( آزمایش) در سرجایشان ایستاده و حرکت نکردند.
او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، یعنی (درماندگی آموخته شدنی است)
بدین معنا که موجودات یاد می گیرند بدبخت زندگی کنند.
@seemorghbook
👍1
یاد میگیرید که بدبخت زندگی کنید
دانشمند روانشناسی آقای مارتین سلیگمن برای درماندگی آزمایشی انجام داد که منجر به برنده شدن نوبل روانشناسی شد.
ایشان 20 سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرد بطوری که سگها در صورت نیاز پدال قفس را میفشردند و بیرون میرفتند و پس از دستشویی کردن باز میگشتند. ایشان پس از تربیت، این سگها را به دو قفس هر کدام 10 قلاده تقسیم نمود و درب قفس B ( آزمایش) را جوش داد و 30 روز و روزی 3 بار به قفس B شوک الکتریکی میداد.
سگها در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میلههای قفس میزدند و خونی و زخمی نتیجهای نمیگرفتند.
اما پس از چند روز سگها فهمیدن که با تلاش موفق نمیشوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد میکشند؛ آنها یاد گرفتن که زمان شوک در جای خود بایستند و فقط کوز کوز کنند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A ( گواه) ملحق نمود؛ همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز میشد.
سپس شوک الکتریکی داد؛
فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟
تمام 10 سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند اما سگهای (آزمایش) در سرجایشان ایستاده و کوز کوز کردند.
او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، (درماندگی آموخته شده) یعنی یاد میگیرند که بدبخت زندگی کنند.
حال آنهایی که فقط در منزل و پیش دوستانشان ابراز ناراحتی میکنند با سگهای سلیگمن یکسان هستند
آنها یاد گرفتند که بدبخت زندگی کنند.
@seemorghbook
دانشمند روانشناسی آقای مارتین سلیگمن برای درماندگی آزمایشی انجام داد که منجر به برنده شدن نوبل روانشناسی شد.
ایشان 20 سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرد بطوری که سگها در صورت نیاز پدال قفس را میفشردند و بیرون میرفتند و پس از دستشویی کردن باز میگشتند. ایشان پس از تربیت، این سگها را به دو قفس هر کدام 10 قلاده تقسیم نمود و درب قفس B ( آزمایش) را جوش داد و 30 روز و روزی 3 بار به قفس B شوک الکتریکی میداد.
سگها در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میلههای قفس میزدند و خونی و زخمی نتیجهای نمیگرفتند.
اما پس از چند روز سگها فهمیدن که با تلاش موفق نمیشوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد میکشند؛ آنها یاد گرفتن که زمان شوک در جای خود بایستند و فقط کوز کوز کنند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A ( گواه) ملحق نمود؛ همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز میشد.
سپس شوک الکتریکی داد؛
فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟
تمام 10 سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند اما سگهای (آزمایش) در سرجایشان ایستاده و کوز کوز کردند.
او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، (درماندگی آموخته شده) یعنی یاد میگیرند که بدبخت زندگی کنند.
حال آنهایی که فقط در منزل و پیش دوستانشان ابراز ناراحتی میکنند با سگهای سلیگمن یکسان هستند
آنها یاد گرفتند که بدبخت زندگی کنند.
@seemorghbook
یاد میگیرید که بدبخت زندگی کنید!!!
دانشمند روانشناسی آقای مارتین سلیگمن برای درماندگی آزمایشی انجام داد که منجر به برنده شدن نوبل روانشناسی شد.
ایشان 20 سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرد بطوری که سگها در صورت نیاز پدال قفس را میفشردند و بیرون میرفتند و پس از دستشویی کردن باز میگشتند.
ایشان پس از تربیت، این سگها را به دو قفس هر کدام 10 قلاده تقسیم نمود و درب قفس B ( آزمایش) را جوش داد و 30 روز و روزی 3 بار به قفس B شوک الکتریکی میداد.
سگها در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میلههای قفس میزدند و خونی و زخمی نتیجهای نمیگرفتند.
اما پس از چند روز سگها فهمیدن که با تلاش موفق نمیشوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد میکشند...
آنها یاد گرفتن که زمان شوک در جای خود بایستند و فقط کوز کوز کنند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A ( گواه) ملحق نمود...
همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز میشد.
سپس شوک الکتریکی داد؛
فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟
تمام 10 سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند اما سگهای (آزمایش) در سرجایشان ایستاده و کوز کوز کردند.
او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، (درماندگی آموخته شده) یعنی یاد میگیرند که بدبخت زندگی کنند.
حال آنهایی که فقط در منزل و پیش دوستانشان ابراز ناراحتی میکنند با سگهای سلیگمن یکسان هستند
آنها یاد گرفتند که بدبخت زندگی کنند.
♦️@seemorghbook
دانشمند روانشناسی آقای مارتین سلیگمن برای درماندگی آزمایشی انجام داد که منجر به برنده شدن نوبل روانشناسی شد.
ایشان 20 سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرد بطوری که سگها در صورت نیاز پدال قفس را میفشردند و بیرون میرفتند و پس از دستشویی کردن باز میگشتند.
ایشان پس از تربیت، این سگها را به دو قفس هر کدام 10 قلاده تقسیم نمود و درب قفس B ( آزمایش) را جوش داد و 30 روز و روزی 3 بار به قفس B شوک الکتریکی میداد.
سگها در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میلههای قفس میزدند و خونی و زخمی نتیجهای نمیگرفتند.
اما پس از چند روز سگها فهمیدن که با تلاش موفق نمیشوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد میکشند...
آنها یاد گرفتن که زمان شوک در جای خود بایستند و فقط کوز کوز کنند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A ( گواه) ملحق نمود...
همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز میشد.
سپس شوک الکتریکی داد؛
فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟
تمام 10 سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند اما سگهای (آزمایش) در سرجایشان ایستاده و کوز کوز کردند.
او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، (درماندگی آموخته شده) یعنی یاد میگیرند که بدبخت زندگی کنند.
حال آنهایی که فقط در منزل و پیش دوستانشان ابراز ناراحتی میکنند با سگهای سلیگمن یکسان هستند
آنها یاد گرفتند که بدبخت زندگی کنند.
♦️@seemorghbook
👍44👏9❤3🤯1
☕️قطعهای از کتاب
شناختگرایان بر این باورند که "زندگی پرواز شادیبخش میان عقابهاست نه دویدنی جنونآمیز میان موشها."
بدان معنی که برای حل مشکلات و دستیابی به شادی، لازم نیست جان کند.
📕#شادمانی_درونی
✍#_مارتین_سلیگمن
♦️@seemorghbook
شناختگرایان بر این باورند که "زندگی پرواز شادیبخش میان عقابهاست نه دویدنی جنونآمیز میان موشها."
بدان معنی که برای حل مشکلات و دستیابی به شادی، لازم نیست جان کند.
📕#شادمانی_درونی
✍#_مارتین_سلیگمن
♦️@seemorghbook
👍6❤1