کتابخوانی📚
6.06K subscribers
6.07K photos
413 videos
12.1K files
990 links
https://www.instagram.com/azad_shafi.7?igsh=a2xwcmp3NGlnNzkz


👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)


Admin:
@ShafiAzad7
Download Telegram
تلخ ترين قسمت هر آهنگ، همون جاييه كه اصلا توجهت به صداى خواننده نيست،
تمام توجهت پيشِ يه تصويرى از گذشته‌ ست...
@shafiazad
❤7🔥4🤔1🤝1
از زمستان تا ته مرداد با یادت گذشت
آمدم کم کم فراموشت کنم پاییز شد

@shafiazad
❤4🔥3👍1💯1😭1💊1
تو با تابستان می‌روی
پاییز با دلتنگے می‌آید
و همیشہ این منم
ڪہ در رفت و آمدِ فصل‌ها
تنها می‌مانم...

@shafiazad
💔4😢2❤1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید این کلیپ به اندازه‌ی کافی گویای همه‌چیز باشه،گریه و اشک در فیلم‌ها.
اما بعنوان تماشاگری خارج از این موضوع،باور دارم که مردان نیز فارغ از جنسیت گریه می‌کنند ولی باید توجه داشت مردان خوب همانند مهربانوان خوب  اشک اطرافیان و عزیزان خود را در نمی‌آورند.
@shafiazad
🤝4👍2💔1
جایی خواندم:
حس‌هایی هستند که نام ندارند.

و می‌نویسم:
آری، حس‌هایی هستند که نام ندارند و تو را از جایی به جایی دیگر می‌برند.
حس‌هایی هستند به مانند پل. به مانند کشتی نجات.
به مانند سفینه‌ای برای رفتن به آنجا که باید!
جایی که نه مکان مشخصی دارد و نه یادی از کسی آنجا جاری‌ست.
حس‌هایی که انگار به در باغ بزرگی می‌رسند که سال‌ها پیش در خواب دیده بودی.
معما بود و معما را زیستی تا به آن رسیدی.
حس‌هایی هستند که عشق، که غم، که شوق و آن زندگی‌ را که همگان تجربه نمی‌کنند، تو به وسعتی عجیب به دوش می‌کشی.
حس‌هایی هستند از جایی دور!
از جایی خیلی دور!
که تو باید به دوش بکشی!
که فقط برای تو هستند!
و باید بپذیری آن را بی‌اعتراض!


@shafiazad
❤4👏4👍1💯1
📎 هر چیزی وقتی ارزشمند است که به آن نیاز باشد.
برای انسانی که از تشنگی در حال مرگ است، آب از طلا گرانبهاتر است. برای انسانی که در حال غرق شدن است، آب هدیه‌ای بی‌فایده و غیرضروری است.


✍تری گودکایند
📚 قانون اول جادوگر

@shafiazad
👏3🔥2❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه فریب ها با دروغ شروع نمیشن... گاهی.....

📚روباه تر از روباه

@shafiazad
❤5👏4🔥1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به آن‌هایی که عاشق‌شان نیستم
خیلی مدیونم.
آسوده‌ام که می‌پذیرم
دیگری بیش از من به آن‌ها نیاز دارد.


‌‌
شادم از این که
گرگِ بره‌هایشان نیستم.
‌‌‌
آرامشی که با آن‌ها دارم،
آزادی که با آن‌ها دارم،
عشق، نه می‌تواند بدهد،
نه بگیرد.
‌
به انتظار نمی‌نشینم،
چنان‌‌که از پنجره تا در، مدام برمی‌گردند.

مثل یک ساعت آفتابی صبورم.
می‌فهمم
آن‌چه را عشق نمی‌تواند درک کند،
و می‌بخشم
آنچه را که عشق هرگز نبخشید
‌
از دیدار، تا نامه
فقط چند روز یا هفته است،
نه یک ابدیت.
  ‌
مسافرت با آن‌ها همیشه راحت است،
کنسرت‌ها شنیده می‌شوند،
کلیساها دیده می‌شوند،
مناظر به چشم می‌آیند.

و وقتی هفت کوه و رودخانه
بین‌مان قرار می‌گیرند،
کوه‌ها و رودهایی هستند
که در هر نقشه‌ای پیدا می‌شوند.

از آن‌ها متشکرم
که در سه بعد زندگی می‌کنم،
در فضایی غیرشاعرانه و غیرخطابه‌ای،
با افقی که تغییر می‌کند و واقعی است.

آن‌ها خودشان هم نمی‌دانند
که چه کارهایی می‌توانند انجام دهند.

عشق خواهد گفت،
درباره‌ی این موضوع:
«من مدیون‌شان نیستم».

✍ ویسواوا شیمبورسکا

@shafiazad
👏5❤3🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی روزها آدم دلش یک معجزه میخواهد،
معجزه ای شبیه به باران،
معجزه ای شبیه به یک خیابان،
که از آنسویش یک نفر بیاید و هوای خوب خیابان را به خانه ات بیاورد،
یا بگذارید اینطور بگویم،
بعضی روزها
آدم دلش
یک نفر را میخواهد
که ازآنسوی خیابان
با باران بیاید
با باران بنشیند و چکه چکه حال تورا خوب کند،


@shafiazad
❤9👏1😍1
به مردم بگویید که یک موجود نامرئی در آسمان وجود دارد که جهان را خلق کرده است، اکثر آنها باور خواهند کرد. به آنها بگویید که رنگ هنوز خشک نشده است، و آنها انگشت خود را در آن فرو خواهند برد تا مطمئن شوند.

@shafiazad
👏7🤝3👍2😐1
من بر پایانِ آب و نان و سوخت
شر‌ط‌بندی نمی‌کنم
بلکه بر پایان صبر، شرط می‌بندم...


@shafiazad
👍7❤3👏1🤔1💔1
بنویس
هنوز زندگی آسان است
هنوز آسمان
ستاره‌باران است
و هنوز
خورشید می‌تابد

بنویس
من عاشق‌ام
و از جهانِ کینه‌ها دورم

بنویس
هنوز زندگی
طعم دارد
و پاییز
همیشگی نیست

ما را ققنوس بنویس
ققنوس بنویس...

که اگر سوختیم
خاکسترمان
آغازِ پرواز باشد

@shafiazad
❤5👍2🔥1💯1
و چون همه‌چیز فرو ریخت،

پرسش این نبود که چه را نجات دهی؛

بلکه این بود که چه چیز، لایق آن است که دوباره برپا شود.

و این سخن حق است که در خرابی، حقیقت آشکار گردد.


@shafiazad
❤3👏3👍1🔥1
شاید بعد از تمام شدن یک رابطه بارها از خودت پرسیده باشی:
" چرا این همه مدت موندم؟"
"چرا زودتر نفهمیدم چه خبره؟! "
چون چیزی که تجربه کردی، از روز اول شبیه آزار نبود.

آزار همیشه با فریاد و توهین و کتک شروع نمی‌شود. گاهی پشت این‌ها پنهان می‌شود:
"دلم برایت تنگ شده"
"هیچکس مثل تو منو نفهمیده"
تو همونی هستی که همیشه می‌خواستم"

و دقیقاً همین گیجت می‌کند.

تو عاشق یک هیولا نشدی؛ عاشق کسی شدی که در ابتدا به نظر می‌رسید، تو را واقعاً می‌بیند.
وقتی بخش بی‌رحمش ظاهر شد، تو از قبل به نسخه مهربانش وابسته شده بودی.

چرخه ی رابطه این طور شکل می‌گیرد:
ایده‌آل سازی> بی ارزش سازی> کنار گذاشتن> برگشتن
و بعد، دوباره از اول.
اما چیزی که تو را نگه می‌دارد، فقط این چهار مرحله نیست؛ بلکه، سردرگمی است.

مرحله اول: ایده‌آل سازی
اوایل همه چیز زیادی خوب است. زیادی نزدیک، زیادی سریع، زیادی عمیق.
ساعت ها حرف می‌زنید، آینده می‌سازید، احساس می‌کنی بالاخره یکی پیدا شده که دقیقاً تو را می‌فهمد، علایقت را دوست دارد، زخم‌هایت را می‌فهمد، رویاهایش شبیه رویاهای توست، ارزش‌هایتان یکی است.
و تو با خودت می‌گویی:
" چطور ممکنه یکی اینقدر شبیه من باشه؟

آنجا یک تفاوت مهم وجود دارد:
کسی می‌تواند به تو گوش بدهد، تا تو را بشناسد؛ و کسی می‌تواند به تو گوش بدهد تا تو را بفهمد.
این که چه چیزی تو را رام می‌کند؟ چه چیزی می‌ترساندت؟ و از کجا می‌شود وارد شد؟
گاهی چیزی که آن زمان، "صمیمیت" به نظر می‌رسید، در واقع، "شدت" بوده است.
صمیمیت به زمان نیاز دارد؛ اما، شدت می‌تواند در مدت چند هفته ساخته شود. و شدت خیلی راحت با عشق اشتباه گرفته می‌شود.

در همین مرحله، تو چیزهای مهمی از خودت نشان می‌دهی: ترس‌هایت، ترک شدن‌هایت، حساسیت‌هایت، نیازهایت، زخم‌های قدیمی ات.
چیزهایی که بعدها ممکن است درست همان جا علیه تو استفاده شوند.

مرحله دوم: بی‌ارزش سازی
بعد ناگهان یک روز چیزی عوض می‌شود. شاید سوال می‌پرسی، شاید اعتراض می‌کنی، شاید یک مرز می‌گذاری، شاید فقط می‌گویی: " نه "
و ناگهان رابطه دیگر مثل قبل نیست.
همان آدمی که می‌گفت: "احساساتت برام مهمه"، حالا می‌گوید: "خیلی حساسی"، "زیادی گیر میدی"، "همیشه دنبال دعوایی"، "تو اون آدمی نبودی که فکر می‌کردم"

و تو شروع می‌کنی به تلاش برای برگرداندن آدم اول رابطه. مهربان‌تر می‌شوی، کمتر اعتراض می‌کنی، بیشتر توضیح می‌دهی، بیشتر کوتاه می‌آیی؛ چون، فکر می‌کنی اگر "درست" رفتار کنی، دوباره همان آدم قبلی برمی‌گردد.
گاهی درست، وقتی دیگر خسته شده‌ای، دوباره کمی محبت می‌بینی، یک شب خوب، یک پیام عاشقانه، یک بغل، یک عذرخواهی نصفه نیمه.
و مغزت می‌گوید: "دیدی؟ هنوز همون آدمه"
و دوباره امیدوار می‌شوی

و بعد گسلایتینگ شروع می‌شود:
"من همچین چیزی نگفتم"، " تو اشتباه یادت مونده"، "باز داری بزرگش می‌کنی"، "همیشه همه چی رو بد برداشت می‌کنی".
این جاست که کم کم به حافظه ی خودت شک می‌کنی.
بعد اتفاق عجیبی می‌افتد:
دیگر سوال نمی‌کنی که "چرا این رفتار رو با من کرد؟"
شروع می‌کنی بپرسی:
"نکنه واقعاً مشکل از منه؟! "
و این یکی از خطرناک‌ترین نقاط رابطه است.
گاهی آنقدر تحریک می‌شوی که بالاخره منفجر می‌شوی.داد می‌زنی، عصبانی می‌شوی، پیام‌های پشت سر هم می‌دهی
و بعد همان واکنش تو تبدیل می‌شود به مدرک:
"دیدی تو مشکل داری؟"

اینجاست کهDARVO وارد می‌شود:
اول کاری که کرده را انکار می‌کند؛ بعد به تو حمله می‌کند، و در آخر، جای قربانی و آزارگر عوض می‌شود.
ناگهان، او تبدیل به قربانی می‌شود و تو باید از خودت دفاع کنی.
بعد یاد می‌گیری برای جلوگیری از دعوا خودت را کوچک کنی، کمتر بخواهی، کمتر اعتراض کنی، مدام حال او را تنظیم کنی.

این همان جایی است که پاسخFawn شکل می‌گیرد:
"اگر راضی نگهش دارم، امن‌ترم".

و کم کم دیگر دنبال یک رابطه ی خوب نیستی، داری دنبال آدمِ اول رابطه می‌گردی؛ همانی که تو را می‌دید، دوستت داشت،  دنبالت می‌آمد.
ولی، نمی‌دانی که همین تعقیب، تو را برای مرحله بعدی آماده کرده:
کنار گذاشته شدن.

@shafiazad
❤10👏5👍3🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سكانس برتر
- بـُرشی کوتاه از فیلمِ ماندگار خوب بد زشت

بازیگران : ایلای والاکـ -لوئیجی پیستیلی
موسیقی متن : انریکه موریکونه
سرپرست نویسندگان وکارگردان:سرجو لئونه

"خوب و بد" همیشه اون قدرها هم از هم دور نیستند. گاهی فقط دو آدم‌‌اند که شرایط متفاوتی داشته‌اند و در مسیرهای متفاوتی افتاده‌اند. و قضاوت اینکه کدوم شون "آدم بهتری" هست، اون قدرها هم ساده نیست...
شاید بهتر باشه بگم در وجود هر کدوم از ما اونقدر بدی وجود داره که میشه اون رو یه هیولا دونست و برعکسش هم هست اونقدر خوبیم که میشه بهمون گفت فرشته

ولی چه هیولا چه فرشته ما آدمای تصمیم گیرنده بین لحظاتی از اما،شاید و اگریم

@shafiazad
❤5👍3💯1🤝1
گفتم که دیگر به سیاست‌ فکر نکنم.
یادم افتاد که پریروزها در روزنامه خواندم که در اوایل دیکتاتوری نظامیان آرژانتین، نزدیک به دو هزار زندانی سیاسی را زنده در دریا انداختند. باورکردنی نیست ولی انگار چیز باورنکردنی در دنیا وجود ندارد؛در دنیای سیاست و جنایت. در دنیای حماقت هم همین‌طور.

@shafiazad
👍7💔5👏3
درخت نخل؛ درخت عجیبی است:
وقتی نخلی را می‌خواهند قطع کنند می‌گویند " بِکُش" ؛ جنوبی‌ها بیشتر می‌دانند که چه می‌گویم.
انگار این درخت چیزی شبیه به آدمیزاد است.
نخل تنها درختی است که اگر سرش را قطع کنی می‌میرد،
بر خلاف همه درخت‌ها که سرشان را که می‌زنی،
بار و برگ‌شان بیش‌تر و تر هم می‌شود.
اما نخل، نه! سرش را که قطع کردی می‌میرد…
مهم نیست ریشه‌اش در خاک سالم باشد، نخل بی‌سر می‌میرد!

این رااولین بار از دکتر مجتهدی، استاد فلسفه دانشگاه تهرانآموختم!
همیشه می‌گفت : فرهنگ مثل درخت نخل است!
مهم نیست ریشه‌ات هزاران سال در خاک تاریخ است،
مهم این است که سرت هم سالم باشد!
یعنی نمود فرهنگی امروز جامعه‌ات هم سالم باشد.
اگر فرهنگ امروز جامعه‌ای بیمار شد، آن فرهنگ می‌میرد، حتی هزاران سال ریشه داشته باشد!



@shafiazad
👍6❤4👏4🤝2💯1🍾1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانس برتر - بُرشی کوتاه از فیلمِ شیرین ساخته‌ای متفاوت از عباس کیارستمی

این حرف با خودم و خودته

حصاری داریم به نام سِن!

از این عدد ناچیز برای خود
مان دیوار چین ساخته ایم!

چه فرقی میکند چند باشد؟؟!
۱۸٬۲۱٬۲۹... و یا حتی ۸۳ و بیشتر...
در هر سِنی میتوانی عاشق شوی!
عاشق چیزهای خوب، مثل رنگ‌های مداد رنگی،
دنباله‌های بادبادک،‌ عروسکها و ماشین‌های کوچکی که زمانی شاید هم قَد و اندازه خودت بودند و حالا...

در هر سنی میتوانی پُفک بخوری و آخرسر انگشتانت را با لذت لیس بزنی، میتوانی بجای اینکه فقط نیمکت‌های پارک را حق خودت بدانی مانند ۷-۸ سالگی‌ات تاپ سوار شوی و تاپ تاپ عباسی بخوانی،
می‌توانی قبل از خواب ستاره‌ها یا حتی گوسفندها را بشماری!
نگرانِ چه هستی؟!
مَردُم؟!؟
بگذار دیوانه خطابت کنند
اما تو زندانی یک عدد نباش!
بگذار بین تمام ناباوری‌ها، دروغ‌ها،
تنهایی‌ها و
آلودگی‌های این شهر لحظاتی مانند کودکی‌ات بخندی!
تو هنوز همانی! چیزی جز یک سن در تو تغییر نکرده!
فقط چند سال بیشتر اسیر زندگی شده‌ای!
فقط چند سال...!
هیچوقت
دیر نیست.

@shafiazad
❤4👏3🔥2🥰1
دنیا همیشه به اندازەی زحمتی که میکشی،بهت پاداش نمیده؛
فاکتورهایی نظیر شانس،شرایط و جایی که در اون متولد شدی
مسیر زندگیت رو تعیین میکنن!

شاید تلخ ترین حقیقت همین باشه:
همه برای رسیدن،شروع یکسانی ندارن!

@shafiazad
👍9🔥2🍾2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم "سوراخ سیاه" محصول سینمای انگلستان با محوریت طمع انسان است.
این فیلم سه دقیقه‌ای، با پایان‌بندی تکان‌دهنده‌اش، مخاطب را میخکوب می کند.
این فیلم برنده‌ی چهار جایزه بین‌المللی شد.

"سوراخ سیاه" در مغز انسان یا همان "سیاه چاله طمع" است که هرگز پر نمی‌شود...


@shafiazad
❤3👍1👏1🤡1🍾1