کتابخوانی📚
6.09K subscribers
6.06K photos
405 videos
12.1K files
990 links
https://www.instagram.com/azad_shafi.7?igsh=a2xwcmp3NGlnNzkz


👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)


Admin:
@ShafiAzad7
Download Telegram
My Time (Anthony Keyrouz Remix)
Monoir, Dara
معلم کیست؟
وظیفه او چیست؟
برتراند راسل

🔴 هدف تعلیم و تربیت باید آن باشد که در مردم آزاد فکری بپروراند و آنان را چنان بار بیاورد که با رغبت به بحثهای دیگران گوش کنند و چنانچه این بحث ها به نتایجی که مورد دلبستگی آنان نیست منتهی گردید، خشمگین نگردند.

🔴هر جا تعصبات عمومی حکمفرما باشد، اعم از تعصبات ملی و نژادی و تنگ نظری‌های مذهبی، مدرسه‌ ها باید آگاهانه کوشش خود را مصروف تعدیل و رفع این تعصبات کنند.

@shafiAzad
عشق به یک ماده‌ی مخدر می‌ماند، در آغاز احساس سرخوشی و تسلیم مطلق به آدم دست می‌دهد، روز به روز بیشتر می‌خواهی، هنوز معتاد نیستی اما از آن احساس خوشت می‌آید و فکر می‌کنی میتوانی در اختیار خودت داشته باشیش، چند دقیقه به معشوق می‌اندیشی و بعد سه ساعت فراموشش می‌کنی. اما کم کم به آن شخص عادت می‌کنی و کاملا به او وابسته می‌شوی، حالا دیگر سه ساعت به او فکر می‌کنی و دو دقیقه فراموشش می‌کنی. اگر در دسترست نباشد همان احساسی را داری که معتادهای خمار دارند. معتاد برای به دست آوردن مواد، تن به هر کاری می‌دهد.



👤پائولو کوئلیو
@ShafiAzad
فقط یک‌جور سعادت هست، اما بدبختی هزار شکل و اندازه دارد. به قول تولستوی سعادت یک تمثیل است، اما بدبختی داستان است.

👤هاروکی موراکامی
📚کافکا در کرانه
@ShafiAzad
👏1
🇹🇷 #Turkey
Salak salak sahipleniyoruz insanları sonra onların hiçbir şeyi olmadığımızı anladığımız anda üzülüyoruz

مثلِ احمق ها عاشق انسانها میشیم، بعد که میفهمیم ارزشی براشون نداریم ناراحت میشیم

@ShafiAzad
تو از من
پشت سر یکی بد میگی
من هم تورو میذارم کنار
هم اون کسی رو که بخاطر «حرف» منو قضاوت کرده.
بعدشم میفهمم صمیمیت برای شناخت آدما مهم نیست، چون اگه دوستِ کسی باشی و اون رو کامل بشناسی به «حرف‌ها» اهمیتی نمیدی.

@ShafiAzad
دلم می‌خواهد بدانم آدمها این همه وقت را که صرفه‌ جویی می‌کنند، به چه مصرفی می‌رسانند.

👤 سیمون دوبوار
📖 همه میمیرند

@ShafiAzad
دلتنگی ؛
آدم را به خیابان می کشد
دلتنگم !
و مردم نمی فهمند
قدم زدن -گاهی-
از گریه کردن غم انگیز تر است...

❤️به جان تو که دگر جـان به جای تو نگزینم

که تا تو باشی و غیری به جای من نگزینی...

#شهریار
شبتون آرام🌙
@shafiAzad
جامعه زن را چنان تربیت می‌کند که نباید هیچ چیز از مسائلِ عشقی بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند و هرجا سخنی از مسائل جنسی به میان آمد، باید مضطرب بگریزد و در کل چنان به زن تلقین می‌شود که سکس مخالف عفت اوست، مسائل جنسی بد است و باید چشم و گوش خود را دربرابر آن بپوشاند.

تا اینکه زن گویی با ضربه‌ی صاعقه‌ای هولناک به درون حقیقت می افتد که نام آن صاعقه ازدواج است. حال زن با حیا و عشق و لذت و... دست‌به‌گریبان می‌شود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود، امروز امری معنوی و انسانی است.

به‌راستی روح زن چگونه اینها را تحمل می‌کند؟!


👤 نیچه
📚 حکمت شادان

@ShafiAzad
‏ما سکوت میکنیم که شما احساس
زرنگی کنید.....

@ShafiAzad
گفتم جفات تا کِی؟گفتا همیشه باشد

از ما وفا نیاید،شاید شنیده باشی
@shafiAzad
فلسفه اپیکور
اپیکور لذت را مساوی با خیر و خوبی می‌داند و وظیفه هر کس را تحصیل لذت و فرار از رنج می‌داند.

اپیکور، لذاتی را که به دنبال خود رنج می‌آورد، سخت نکوهش می‌کند. به همین دلیل مخالف با عیاشی و لذت پرستی به مفهوم دم غنیمتشماری است؛ ولی علی‌رغم نظریه او، در میان مردم گرایش به عیاشی و دم غنیمتشماری به «اپیکوریسم» معروف شده‌است.

اپیکور، لذات را به متحرک و ساکن، یا فعال و منفعل تقسیم می‌کند. مقصودش از لذات متحرک یا فعال، لذاتی است که معمولاً ناشی از یک درد است و به دنبال خود نیز درد و رنج و لااقل فرسودگی و خستگی می‌آورد. مثل لذت غذا خوردن، لذت جنسی، یا لذت جاه و مقام؛ ولی لذت ساکن همان حالت آرامشی است که از نبودن رنج پدید می‌آید، مثل لذت سلامت. اپیکور لذت ساکن را توصیه می‌کند نه لذت متحرک را. اپیکور همواره به سادگی توصیه می‌کند و از این جهت فلسفهاش به فلسفه کلبیون نزدیک است. می‌گوید:

«در حالی که به آب و نان، روز می‌گذارم، تنم از خوشی سرشار است، و بر خوشیهای تجمل آمیز آب دهان می‌اندازم، نه به خاطر خود آن خوشیها بلکه به خاطر سختیهایی که در پی دارند»
@shafiAzad
فلسفه اپیکور، هر چند به نام فلسفه لذت معروف شده‌است، ولی در حقیقت این فلسفه، فلسفه ضد رنج است، یعنی او خیر و فضیلت را در کم کردن رنج می‌داند؛ بنابراین اینکه می‌گویند: «او فضیلت را در حزم در جستجوی لذت می‌داند»، باید گفت: «او فضیلت را در حزم در کاهش رنج می‌داند»
اپیکور می‌گوید:

«بزرگترین خوبی حزم است. حزم حتی از فلسفه گرانبهاتر است».

گاه اپیکورها را به نادرستی هوادار آیین «بخور، بنوش، شاد باش» دانسته‌اند ولی چنین مفهومی از این مکتب بی انصافی در حق فلسفه اپیکوری است. مقصود اپیکور از لذت، لذات زودگذر و احساسات فردی نبود، بلکه لذتی بود که سراسر زندگی شخص را در بر می‌گرفت. او لذت را هم به معنای نبودن درد در جسم و هم نبودن نگرانی در روان می‌دانست. هر چند برخی از پیروان اپیکور به لذت‌های جسمانی و آنی رو آوردند، ولی خود اپیکور چنین گفته‌است:
«وقتی می‌گوییم لذت مقصد زندگی است، مقصودمان به خلاف آنچه عده‌ای می‌گویند، لذات بی‌قید و بند جسمانی نیست، بلکه رها بودن انسان از درد جسمی و رنج روانی است. عقل به ما می‌گوید که

نمی‌توانیم شادمانه زندگی کنیم مگر آنکه عاقلانه، نجیبانه و عادلانه زندگی کنیم.»
@shafiAzad
#اپیکور

ما وقتی به شادمانی فکر می‌کنیم معمولاً مرتکب سه خطا می‌شویم:

۱- تصور می‌کنیم به روابط عاشقانه نیاز داریم : عشق همیشه ذهن مردم را به خود مشغول کرده است. اپیکور دریافت که عشق و شادمانی تقریباً هیچ‌وقت به هم نمی‌رسند. عشق پر است از حسادت، سوتفاهم و تلخ‌کامی. آمیزش جنسی دشواری‌های خاص خود را دارد و به ندرت با مهر و علاقه سازگار می‌شود. به این ترتیب اپیکور نتیجه گرفت که چندان روی روابط عاشقانه حساب نکنید.

بالعکس معتقد بود که در بسیاری از موارد دوستی، مزایای بیشتری به همراه دارد: دوستان مودب هستند، دنبال تفاهم هرچه بیشتر هستند، یکدیگر را سرزنش نمی‌کنند، به هم خیانت نمی‌کنند و احساس مالکیت ندارند.
@shafiAzad
سیاست در فلسفه اپیکور
اپیکورها معتقدند که زندگی در جامعه زیر حکم قانون و رعایت حقوق مایه خرسندی است. وضع بی قانونی یا حالت جنگ در جامعه به هیچ رو برای آرامش روان مناسب نیست. آن‌ها استدلال می‌کردند که روابط اجتماعی و حقوقی به منافع فردی و به خواست‌های افراد برای صیانت نفس از آسیب و زیان بستگی دارد. افراد تا زمانی از قانون اطاعت می‌کنند که برای تحقق هدف آن‌ها کمک کند.

علت محبوبیت فلسفه اپیکور
فلسفه اپیکوری بدان سبب محبوبیت یافت که انسان‌ها را از ترس از مرگ می‌رهانید و احتمال می‌داد که زندگی بعد از مرگ نباشد. همچنین چون پیام آن لذت و احساس فردی بود بین مردم محبوبیت یافت. در حالی که درک و فهم فلسفه دیگر مکاتب برای مردم عامی دشوار بود، این مکتب اهداف و پیام فلسفه خود را بین مردم گسترش دادند
@shafiAzad
خدا در فلسفه اپیکور
یک جنبه مهم از فلسفه اپیکور میل او به حذف توصیف پدیده‌ها طبیعی براساس قدرت خدایان و ماورا طبیعت و جایگزین کردن آن با مکانیسم توصیفی خودش می‌باشد. او آرزو داشت که ترس و اعتقاد مردم به خدایان را از بین برد و توضیحات مبتنی بر نظریه اتمی اش را جایگزین خواست و اراده خدایان برای توضیح پدیده‌های طبیعی نظیر زلزله و رعد و برق و غیره سازد. اپیکور تنها جایگاهی که برای خدایان قایل است ذهن آدمی است. خدای او بکلی با تصورات و تعبیرات متداول فرق می‌کند. خدای او ایده‌آل‌های ذهنی اوست.

به نظر اپیکور مسئول ذهن و روان و فکر آدمی اندامی در بدن اوست وطبیعتا امری است کاملاً مادی و قابل توجیه با نظریه اتمی که مسلماً مرگ و نابودی هم دارد. اپیکور در شناخت‌شناسی کاملاً تجربه گرا و غیرشک گراست. او معتقد است که تمام اطلاعات و معلومات ما از طریق حواس به دست می‌آیند و در صورت استفاده درست، داده‌های حسی قابل اعتماد می‌باشند. به نظر او ذهن ما در عین حالی که فرایندی مادی است اصول و پیش فرض‌هایی برای استدلال و استنتاج هم دارد که خود این‌ها نتایج تجارب تکرار شده انسان است.
@shafiAzad