Forwarded from Atheists Community
عشق يعني صورتت را
از پشت پنجره كافه ببينم،
و منتظر بمانم تا وارد كافه شوي...
در حالي كه تو در شهري ديگر هستي...
@shafiAzad
از پشت پنجره كافه ببينم،
و منتظر بمانم تا وارد كافه شوي...
در حالي كه تو در شهري ديگر هستي...
@shafiAzad
از خانهی خانم و آقای الف بیرون میآیید و به دیدن خانوادهی ب میروید، و حماقت و بدجنسی و وضعیت اسفبار الفها برایتان چون روز روشن میشود. سرشار از ستایش روشنبینی بها میشوید و شرمتان میآید از این که اول برای الفها احترام قائل بودید. اما وقتی دوباره به خانهشان میروید میبینید آنها هم بها را، تقریبا به همان شیوهی خودشان، قصابی میکنند. از خانه یکی به خانهی دیگری رفتن به بازدید از اردوگاههای دو نیروی متخاصم میماند. منتها چون هیچوقت اینها صدای آتشبار آنها را نمیشنوند فکر میکنند فقط خودشان مسلحاند. اما وقتی میبینی که اسلحه همان اسلحه و نیروی دو طرف، یا به عبارت بهتر ضعف دو طرف، کمابیش مساوی است، دیگر جایی برای ستایش از آنی که شلیک میکند، و تحقیرِ آنی که هدف قرار گرفته باقی نمیماند. این مرحلهی شروع فرزانگی است. خود فرزانگی این است که با هر دو قطع رابطه کنی.
خوشیها و روزها
✍ پروست
@shafiAzad
خوشیها و روزها
✍ پروست
@shafiAzad
✨اغلب مردم به قصد فهمیدن گوش نمی دهند، آنها به قصد پاسخ دادن گوش می دهند...!
✍ #استیون_ریچارد
@shafiAzad
✍ #استیون_ریچارد
@shafiAzad
ᴇᴠᴇʀʏᴅᴀʏ ɪ ᴍᴀᴋᴇ ᴀ ᴡɪsʜ ᴊᴜsᴛ ᴛᴏ ʙᴇ ᴡɪᴛʜ ʏᴏᴜ ғᴏʀᴇᴠᴇʀ
من هر روز یک آرزو می کنم
اینکه همیشه فقط با تو باشم
@ShafiAzad
من هر روز یک آرزو می کنم
اینکه همیشه فقط با تو باشم
@ShafiAzad
چیزهایی هست که هر چه هم که نخواهیشان ببینی ، باز میآیند.
باز سنگین و بیرحم میآیند و خود را روی تو میافکنند و گرد تو را میگیرند و توی چشم و جانت میروند و همهٔ وجودت را پر میکنند و آن را میربایند، که دیگر تو نمیمانی ؛
که دیگر تو نماندهای که آنها را بخواهی یا نخواهی، آنها تو را از خودت بیرون راندهاند و جایت را گرفتهاند و خود تو شدهاند.
دیگر تو نیستی که درد را حس کنی، تو خود درد شدهای!
@ShafiAzad
باز سنگین و بیرحم میآیند و خود را روی تو میافکنند و گرد تو را میگیرند و توی چشم و جانت میروند و همهٔ وجودت را پر میکنند و آن را میربایند، که دیگر تو نمیمانی ؛
که دیگر تو نماندهای که آنها را بخواهی یا نخواهی، آنها تو را از خودت بیرون راندهاند و جایت را گرفتهاند و خود تو شدهاند.
دیگر تو نیستی که درد را حس کنی، تو خود درد شدهای!
@ShafiAzad
Your love isn't just love, your love is nourishment, safety, encouragement, and a safe space to love myself and grow, your love is special, you are special.
عشق تو فقط عشق نبود، عشقتو قوت، امنیت، دلگرمی و مکانی امن برای دوست داشتن خودم و رشدکردنم بود، عشق تو خاصه، تو خاصی.
._.♡
@ShafiAzad
عشق تو فقط عشق نبود، عشقتو قوت، امنیت، دلگرمی و مکانی امن برای دوست داشتن خودم و رشدکردنم بود، عشق تو خاصه، تو خاصی.
._.♡
@ShafiAzad
✒از آقای کوینر پرسیدند: «اگر عاشق کسی بشوی چه می کنی؟»، آقای کوینر جواب داد: «طرحی از او می کشم، و مطمئن می شوم که به آن شبیه شود.» فرد گفت: «کدام شبیه شود؟ آن طرح؟» آقای کوینر گفت: «نه، آن شخص».
📖داستان های آقای کوینر ، برتولت برشت
@shafiAzad
📖داستان های آقای کوینر ، برتولت برشت
@shafiAzad
Forwarded from Public Exit
ما بایست بپرسیم که آیا این داستان منطقی است: خدایی که همهچیز را میداند و قدرتمندترین است یک انسان و موجود ناقصی خلق کند و سپس او را برای اشتباهات خودش بازخواست کند؟
@PublicExit
@PublicExit