The best feeling ever is to be surrounded by your arms but when I'm there the worst thoughts came to my head like the day which these arms are no longer here to surround me.
بهترین حس دنیا اینه که تو بغلت باشم ولی وقتی تو بغلتم بدترین فکرها میاد سراغم مثل اینی که یه روزی دیگه این دست ها نباشن تا دورم حلقه شن.
@ShafiAzad
بهترین حس دنیا اینه که تو بغلت باشم ولی وقتی تو بغلتم بدترین فکرها میاد سراغم مثل اینی که یه روزی دیگه این دست ها نباشن تا دورم حلقه شن.
@ShafiAzad
گلها اهمیتی نمیدهند که جوان هستی یا پیر؛
تنها میدانند چطور احساس جوانی را در تو بیدار کنند.
✍ #رومن_گاری
@shafiAzad
تنها میدانند چطور احساس جوانی را در تو بیدار کنند.
✍ #رومن_گاری
@shafiAzad
📚 فرمین موش کتابخوان
✍️ سم سوج
موش کوچولو و لاغرمردنیای که امیدی به زنده ماندنش نبود، در یک کتابفروشی با جویدن کتابها زنده میماند تا از آن پس عاشق کتابها شود.
فرمین، از همان ابتدا با شما “چشم تو چشم” میشود، شما را صدا مىزند تا داستان زندگىاش را برایتان روایت کند، داستانِ کرم کتاب شدنش را. زبان سادهى او که مسائل بزرگ و پیچیده را پیش مىکشد، بهسان امواج آرام دریا مخاطب را همراه مىکند. از افسردگى مىگوید، از عشق، از درد و رنج روح و از مسائلى بیش از حد انسانى. شاید شنیدن این مسائل از زبانِ یک موش، انسانها را بیش از پیش به تفکر وا دارد...👇👇👇👇
@shafiAzad
✍️ سم سوج
موش کوچولو و لاغرمردنیای که امیدی به زنده ماندنش نبود، در یک کتابفروشی با جویدن کتابها زنده میماند تا از آن پس عاشق کتابها شود.
فرمین، از همان ابتدا با شما “چشم تو چشم” میشود، شما را صدا مىزند تا داستان زندگىاش را برایتان روایت کند، داستانِ کرم کتاب شدنش را. زبان سادهى او که مسائل بزرگ و پیچیده را پیش مىکشد، بهسان امواج آرام دریا مخاطب را همراه مىکند. از افسردگى مىگوید، از عشق، از درد و رنج روح و از مسائلى بیش از حد انسانى. شاید شنیدن این مسائل از زبانِ یک موش، انسانها را بیش از پیش به تفکر وا دارد...👇👇👇👇
@shafiAzad
راوی این رمان، “فِرمین” است که داستان زندگی خود را از ابتدا تا انتها در ۱۵ فصل روایت میکند. داستان، زندگی روزمره موشی است که در یک خانواده ۱۳ نفره با مادر الکلی در کتابفروشی در محلهای قدیمی که در حال خرابی بود، به دنیا آمده است. بعد از اینکه مادرش آنها را رها میکند، تمام اعضا خانوادهاش از کتابفروشی میروند ولی او تصمیم میگیرد همانجا تنها زندگی کند. او از همان ابتدا برای سیرکردن شکم خود کتابها را میجود ولی بعدها به خواندن کتابها علاقمند میشود و فقط کنارههای کتاب را میجود "اولش کتابها را فقط براساس طعمشان میخوردم، اما خیلی زود شروع کردم به پراکنده خواندن، با گذشت زمان بیشتر خواندم و کمتر جویدم، تا اینکه در نهایت کمابیش تمام ساعتهای بیداری ام را صرف خواندن میکردم و فقط حاشیهها را میجویدم".
موش این داستان از عشق به صاحب کتابفروشی، تلاشش برای نجات از مرگ، از افکارش، امیدها، نامیدیها، رنجها، خوشیهای و روزمرگیهای خود میگوید.👇👇👇👇👇👇
@shafiAzad
موش این داستان از عشق به صاحب کتابفروشی، تلاشش برای نجات از مرگ، از افکارش، امیدها، نامیدیها، رنجها، خوشیهای و روزمرگیهای خود میگوید.👇👇👇👇👇👇
@shafiAzad
⏹زندگی کوتاه است، اما هنوز میشود قبل از اینکه آدم ریق رحمت را سر بکشد یک چیزهایی هم یاد بگیرد. یکی از چیزهایی که من متوجه شدم این است که چطور منتهاالیهها به هم میرسند. عشق عظیم به نفرت عظیم بدل میشود، صلح بیسروصدا به جنگ پرسروصدا تبدیل میشود، ملال بسیار سبب هیجان عظیم میشود.
⏹من که هر شب در درزهای اسرارآمیز میان خواندن و خوردن زندگی میکردم، رابطهای فوقالعاده، نوعی هماهنگی ازپیشتعریفشده، میان طعم هر کتاب و کیفیت ادبی آن کشف کرده بودم. برای اینکه بدانم چیزی ارزش خواندن دارد یا نه، فقط کافی بود بخشی از قسمتهای چاپشده را بجوم. یاد گرفتم برای این منظور از صفحهی عنوان استفاده کنم و متن کتاب را دست نخورده بگذارم. شعارم این شد: "اگر ارزش خوردن داشته باشد ارزش خواندن هم دارد."
📚 فرمین موش کتابخوان
✍️ سم سوج👇👇👇👇👇
@shafiAzad
⏹من که هر شب در درزهای اسرارآمیز میان خواندن و خوردن زندگی میکردم، رابطهای فوقالعاده، نوعی هماهنگی ازپیشتعریفشده، میان طعم هر کتاب و کیفیت ادبی آن کشف کرده بودم. برای اینکه بدانم چیزی ارزش خواندن دارد یا نه، فقط کافی بود بخشی از قسمتهای چاپشده را بجوم. یاد گرفتم برای این منظور از صفحهی عنوان استفاده کنم و متن کتاب را دست نخورده بگذارم. شعارم این شد: "اگر ارزش خوردن داشته باشد ارزش خواندن هم دارد."
📚 فرمین موش کتابخوان
✍️ سم سوج👇👇👇👇👇
@shafiAzad
⏹تفاوت میان نقاب به چهرهی خود زدن، که همیشه موقعیتی برای آزادی است، و تحمیل شدن اجباریِ نقاب به آدم، تفاوت میان سرپناه و زندان است.
⏹عشق یکطرفه بد است، اما عشقی که اصلاً قابلیت دوطرفه شدن نداشته باشد واقعاً میتواند آدم را داغان کند.
⏹وقتی که کوچک باشی، نابغه بودن کافی نیست.
⏹در طول زندگیام تقدیرگرایی بیاندازهام همیشه مرا از احساسات ناخوشایند و کینه بر حذر داشته است. بهعلاوه، انتقام از او انتقام از یک روح بود، چون کاشف به عمل آمد نورمنی که من میشناختم و دوست داشتم اصلاً وجود خارجی ندارد، و در واقع زاییدهی تخیل من است، نتیجهی سوءتفاهمی بزرگ که به خاطرش فقط باید خودم را شماتت میکردم.
⏹موقعیتهای عجیب و غریب امیدهای عجیب و غریب میآفرینند.
📚فرمین موش کتاب خوان
✍سم سوج👇👇👇
@shafiAzad
⏹عشق یکطرفه بد است، اما عشقی که اصلاً قابلیت دوطرفه شدن نداشته باشد واقعاً میتواند آدم را داغان کند.
⏹وقتی که کوچک باشی، نابغه بودن کافی نیست.
⏹در طول زندگیام تقدیرگرایی بیاندازهام همیشه مرا از احساسات ناخوشایند و کینه بر حذر داشته است. بهعلاوه، انتقام از او انتقام از یک روح بود، چون کاشف به عمل آمد نورمنی که من میشناختم و دوست داشتم اصلاً وجود خارجی ندارد، و در واقع زاییدهی تخیل من است، نتیجهی سوءتفاهمی بزرگ که به خاطرش فقط باید خودم را شماتت میکردم.
⏹موقعیتهای عجیب و غریب امیدهای عجیب و غریب میآفرینند.
📚فرمین موش کتاب خوان
✍سم سوج👇👇👇
@shafiAzad
هیچ چیز مثل خرابکاری حس گرم رفاقت ایجاد نمیکند. و چند دقیقهای در شلوغی این آشفته بازار احساس میکردیم یک خانوادهی بزرگ خوشبختیم. هر وقت مردم از من میخواهند داستانی از کودکیام تعریف کنم، همیشه همین یکی را بلغور میکنم، فقط برای اینکه نشان دهم ما خانوادهای طبیعی بودیم.
📚 فرمین موش کتابخوان
✍️ سم سوج
@shafiAzad
📚 فرمین موش کتابخوان
✍️ سم سوج
@shafiAzad
Forwarded from Atheists Community
جلسه پرسش و پاسخ: خواب، رؤیا، روح، ذهن، جان، اراده و خودآگاهی
دکتر تقی کیمیاییاسدی _ متخصص مغز و اعصاب، فوق تخصص طب تشخیص الکترونیکی، استاد اسبق دانشگاه، نویسنده و مترجم کتب علمی
برگزار شده در گروه: Atheists Community
@Atheists_Community
دکتر تقی کیمیاییاسدی _ متخصص مغز و اعصاب، فوق تخصص طب تشخیص الکترونیکی، استاد اسبق دانشگاه، نویسنده و مترجم کتب علمی
برگزار شده در گروه: Atheists Community
@Atheists_Community
Dreαм ѕo вιɢ тнey cαll yoυ crαzy
انقـدر روياهاىِ بـزرگى داشتـه بـاش
کـه همـه بهت بگـن دیوونـه☺️
@ShafiAzad
انقـدر روياهاىِ بـزرگى داشتـه بـاش
کـه همـه بهت بگـن دیوونـه☺️
@ShafiAzad
The reason Of my breathing Is "you"...
بهونه نفس کشیدنم تویی
@shafiAzad
بهونه نفس کشیدنم تویی
@shafiAzad
тнe ѕтroɴɢeѕт тнιɴɢ ι ever ғelт
wαѕ ғeelιɴɢ ғor yoυ
قویترین چیزی که تا به حال حس کردمـ احساساتم برای تو بود
._.♡
@ShafiAzad
wαѕ ғeelιɴɢ ғor yoυ
قویترین چیزی که تا به حال حس کردمـ احساساتم برای تو بود
._.♡
@ShafiAzad
- چرا همیشه لبخند میزنی؟
+ وقتی هیچ راه فراری نداری و دقیقا به همه نیاز داری. یاد میگیری که چطور با لبخند زدن گریه کنی.
@shafiAzad
+ وقتی هیچ راه فراری نداری و دقیقا به همه نیاز داری. یاد میگیری که چطور با لبخند زدن گریه کنی.
@shafiAzad
⏹فقط چشمها هنوز قادرند فریادی بکشند.
⏹تشخیص مرز بین علاقه و احترام، اینکه بفهمی تا کجاش احترامه و از کجاش میشه علاقه
@shafiAzad
⏹تشخیص مرز بین علاقه و احترام، اینکه بفهمی تا کجاش احترامه و از کجاش میشه علاقه
@shafiAzad
کسی که می خواهد نیک و بد را بیافریند، باید در حقیقت یک مخرب باشد و تمام ارزشها را از میان ببرد. بدین سان بالاترین بدیها، نیکی هاست و این نیکی، خلاق است. هر چه در نتیجه حقایق می شکند، بگذار بشکند خانه های زیادی برای ساختن آماده است.
👤نیچه
@shafiAzad
👤نیچه
@shafiAzad
But I love him, i love him cause i forget all this crying and madnesses when he smiles, i love him cause he's my reason for being alive.
ولی من عاشقشم،(( با همه ی این حسای بدی که بهم میده)) ، عاشقشم چون وقتی لبخند میزنه من همه ی این گریه ها و دیوونگیارو فراموش میکنم، عاشقشم چون اون دلیل زنده بودنمه.
@ShafiAzad
ولی من عاشقشم،(( با همه ی این حسای بدی که بهم میده)) ، عاشقشم چون وقتی لبخند میزنه من همه ی این گریه ها و دیوونگیارو فراموش میکنم، عاشقشم چون اون دلیل زنده بودنمه.
@ShafiAzad