کتابخوانی📚
6.16K subscribers
6.05K photos
391 videos
12.1K files
990 links
https://www.instagram.com/azadshafi7


👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)


Admin:
@ShafiAzad7
Download Telegram
کتابخوانی📚
وقتی به ارتفاع سه هزار متری رسیدی و تا مغز استخوانت شروع به يخ زدن کرد، دیگه هیچ‌چیز حس نمی‌کنی، حتی دیگه نمی‌تونی فکر کنی، حماقت زودتر از همه چیز یخ می‌زد. این جا (در ارتفاع سه هزار متری میان برف‌ها) سکوت فوق‌العاده بود، سکوتی حقیقی، که هیچ جای دیگری پیدا…
عشق فقط هم آغوشی نیست. اگر این‌طور بود می‌شد کاری کرد. عشق زندگی است که می‌خواهد شما را دوباره گرفتارِ خودش بکند.
من درسی ندارم به شما بدم اما این رو از من داشته باشید: عشق دروغ نیست. چیز وحشت‌آوری نیست. به خلاف آنچه می‌گویند به فیلمهای ترسناک هم شباهت ندارد. حقیقت داره. قشنگ غرقتون می‌کنه.


آخه اگر همه می‌تونستن با هم متحد بشن دیگه برای چی دنیا رو عوض کنن؟ دنیا دیگه این جوری نبود. اگر تنها باشی می‌تونی کاری بکنی. می‌تونی دنیای خودت رو عوض کنی. دنیای آدمای دیگه دست تو نیست.


لنی اول با یک جوان که یک کلمه هم انگلیسی نمی‌دانست رفیق شده بود. به همین دلیل روابطشان با هم بسیار خوب بود. اما سه ماه نگذشته بود که او شروع کرد مثل بلبل انگلیسی حرف زدن و فاتحه دوستیشان خوانده شد. فورا دیوار زبان میانشان بالا رفته بود. دیوار زبان وقتی کشیده می‌شود که دو نفر به یک زبان حرف می‌زنند. آن وقت دیگر مطلقا نمی‌توانند حرف هم را بفهمند.


کسانی که عقاید احمقانه شان را ابزار می کنند اغلب بسیار حساسند. هر قدر عقاید کسی احمقانه تر باشد کمتر باید با او مخالفت کرد.

📚خداحافظ گری کوپر
رومن گاری
@shafiAzad
کتابخوانی📚
چون یکی مُرده دلیل نمی‌شه که دیگه دوسش نداشته باشی... مخصوصاً اگه هزار بار از جماعتِ زنده بهتر باشه. 📚 ناطور دشت جی دی سالینجر @shafiAzad
یادت هست گفتم اکلی تو عادتای شخصیش لجنه؟ استرادلیتر همین ریختی بود ولی یه جور دیگه.

یعنی لجن مخفی بود. 👌همیشه ظاهر تر و تمیزی داشت ولی مثلا همین که داشت صورتشو باهاش می‌تراشید دیدن داشت؛ یه تیغ زنگ‌زده که همیشه پر کف و خورده ریش و کثافت بود. هیچ وقت تمیزش نمی‌کرد. همیشه وقتی کارش تموم می‌شد ظاهر تر و تمیزی داشت ولی اگه اون‌قدر که من می‌شناختمش می‌شناختیش می‌فهمیدی که یه لجن مخفیه.

📚 ناطور دشت
جی دی سالینجر
@shafiAzad
Forwarded from Atheists Community
موضوع سخنرانی: آیا بگوییم خدا مرده است یا بگوییم خدایی نیست؟

سخنران: دکتر جلال ایجادی _ استاد جامعه‌شناس دانشگاه پاریس

برگزار شده در گروه: Atheists Community

@Atheists_Community
کتابخوانی📚
یادت هست گفتم اکلی تو عادتای شخصیش لجنه؟ استرادلیتر همین ریختی بود ولی یه جور دیگه. یعنی لجن مخفی بود. 👌همیشه ظاهر تر و تمیزی داشت ولی مثلا همین که داشت صورتشو باهاش می‌تراشید دیدن داشت؛ یه تیغ زنگ‌زده که همیشه پر کف و خورده ریش و کثافت بود. هیچ وقت تمیزش…
این خوش‌تیپا، یا اونایی که که خیال می‌کنن خوش‌تیپن همیشه از آدم می‌خوان در حق‌شون لطف بزرگی بکنه.فقط چون خودشون کشته‌‌مرده‌ی خودشونن فکر می‌کنن بقیه‌م کشته‌مرده‌ی اونان. یه جورایی خنده داره.

📚 ناطور دشت
جی دی سالینجر
@shafiAzad
کتابخوانی📚
این خوش‌تیپا، یا اونایی که که خیال می‌کنن خوش‌تیپن همیشه از آدم می‌خوان در حق‌شون لطف بزرگی بکنه.فقط چون خودشون کشته‌‌مرده‌ی خودشونن فکر می‌کنن بقیه‌م کشته‌مرده‌ی اونان. یه جورایی خنده داره. 📚 ناطور دشت جی دی سالینجر @shafiAzad
« چیز دیگه‌ای که تحصیلات به آدم می‌ده، البته اگه آدم به اندازه‌ی کافی تحصیل کنه، اینه که اندازه‌ی ذهن آدمو نشون می‌ده. نشون می‌ده تا چه حدی کارآیی داره و تا چه حدی نه. بعد یه مدت آدم دستش می‌آد که ذهنش چه جور فکرایی رو می‌تونه دربر بگیره. این یه جورایی خیلی خوبه چون به آدم کمک می‌کنه فرصتای بزرگی رو برای افکاری که به آدم نمی‌آد و در حد آدم نیس، تلف نکنه. آدم یاد می‌گیره ذهنشو اندازه بگیره و لباس ذهنشو بدوزه.»

📚 ناطور دشت
جی دی سالینجر
@shafiAzad
کتابخوانی📚
« چیز دیگه‌ای که تحصیلات به آدم می‌ده، البته اگه آدم به اندازه‌ی کافی تحصیل کنه، اینه که اندازه‌ی ذهن آدمو نشون می‌ده. نشون می‌ده تا چه حدی کارآیی داره و تا چه حدی نه. بعد یه مدت آدم دستش می‌آد که ذهنش چه جور فکرایی رو می‌تونه دربر بگیره. این یه جورایی خیلی…
نمی‌خوام بهت بگم فقط آدمای تحصیل کرده و محقق می‌تونن چیزای با ارزشی به دنیای ما اضافه کنن. اصلا این جوری نیس. ولی معتقدم که آدمای تحصیل کرده و محقق، اگه هوش و خلاقیت داشته باشن—که متاسفانه بیش‌تر‌شون ندارند—احتمالا آثار بی نهایت با‌ارزشی از خودشون به‌جا می‌ذارن تا اونایی که هوش و خلاقیت نصفه و نیمه دارن.

اونا معمولا نظرشونو روشن‌تر بیان می‌کنن و معمولا هم مشتاقن که پی افکارشونو تا آخر بگیرن.
و از همه مهم‌تر، در اکثر موارد از متفکرای غیر محقق و تحصیل نکرده متواضع‌ترن. می‌فهمی چی می‌گم؟»

📚 ناطور دشت
جی دی سالینجر
@shafiAzad
کتابخوانی📚
نمی‌خوام بهت بگم فقط آدمای تحصیل کرده و محقق می‌تونن چیزای با ارزشی به دنیای ما اضافه کنن. اصلا این جوری نیس. ولی معتقدم که آدمای تحصیل کرده و محقق، اگه هوش و خلاقیت داشته باشن—که متاسفانه بیش‌تر‌شون ندارند—احتمالا آثار بی نهایت با‌ارزشی از خودشون به‌جا…
فقط دلم می خواست نه کسی مرا بشناسد و نه من کسی را بشناسم. بعد باید نقش یک آدم کرولال را بازی می کردم ، چون این جوری دیگر مجبور به حرف زدن با آدم های ابله نمی شدم. آن وقت هر کس که می خواست با من صحبت کند، مجبور می شد حرفهایش را روی کاغذ بنویسد و بعد از یک مدتی که می گذشت خودشان خسته می شدند و تا آخر عمر از حرف زدن با آنها راحت می شدم.
همه تصور می کردند که یک آدم کرولال هستم که بی کس وکارم و ولم می کردند ومن فقط باک ماشینهایشان را پر از بنزین می کردم.
بعد در یک جایی کلبه ای برای خودم درست می کنم و زندگی جدیدی برای خودم می سازم. دوست دارم کلبه ام کنار جنگل باشد، نه کامل ، در کنارش چون از آفتاب خوشم می آید.خودم برای خودم آشپزی می کنم و اگر روزی هم تصمیم به ازدواج گرفتم ، یک دختر زیبا که مثل خودم ناشنوا باشد ، می گیرم. او هم در کلبه با من زندگی می کند، اگر یک وقتی هم می خواست حرفی بزند، روی کاغذ می نوشت. اگر یک روزی هم صاحب بچه می شدیم، آنها را جایی پنهان می کردیم و برایشان کتاب می خریدیم و خودمان به آنها خواندن و نوشتن یاد می دادیم.

📚 ناطور دشت
جی دی سالینجر
@shafiAzad
-چیست این سیلان بر گونه‌هایت؟
چیزی نیست، رویاهایم بود

که آب شدند.
@shafiAzad
گاهی وقتی که تنهایم
نمی‌دانم چرا
مدام فکر می‌کنم
همیشه تنها نمی‌مانم.
@shafiAzad
کتابخوانی📚
عشق فقط هم آغوشی نیست. اگر این‌طور بود می‌شد کاری کرد. عشق زندگی است که می‌خواهد شما را دوباره گرفتارِ خودش بکند. من درسی ندارم به شما بدم اما این رو از من داشته باشید: عشق دروغ نیست. چیز وحشت‌آوری نیست. به خلاف آنچه می‌گویند به فیلمهای ترسناک هم شباهت ندارد.…
دنیا برای بچه دار شدن آمادگی ندارد. من دوست ندارم کسی را اذیت کنم. آن وقت چطور بچه ی خودم را شکنجه بدهم؟
امروز دیگر نمی شود بچه دار شد. فقط جمعیت زیاد می شود، آمار بالا می رود. حالا ساده است بچه دار می شوی، ولی بعد یک روز می رسد که بچه ات می آید توی چشمت نگاه می کند. چیزی نمی گوید. فقط نگاهت می کند. همین.
آن وقت چه می کنی؟ خودت را روی پاهایش می اندازی؟ یا چی؟...

📚خداحافظ گری کوپر
رومن گاری
@shafiAzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی آدم دل و دماغی ندارد، چیزهای خوب، خوب تر به نظر می آیند. اغلب متوجه این قضیه شده ام؛ وقتی آدم دلش می خواهد بمیرد، شکلات از مواقع دیگر خوشمزه تر می شود.

@shafiAzad
در وجود هر شخص آشنایی، غریبه‌ای پنهان هست که هر لحظه آماده‌ی بیرون جهیدن است.

باید ترسید... از چیزی که روزی از وجودم ظاهر شود وحشت دارم. انسان گمان می‌کند خودش را می‌شناسد، در حالی که از دور فقط پیکری تشخیص داده می‌شود که نزدیک شدن به آن خطرناک است.

ظاهر و داستان درونی ما همچون دری است که غریبه‌ای پشت آن پنهان شده است.

📚 زهر عشق
اریک امانوئل اشمیت
@shafiAzad
عشق لرزه.

_ببخشین؟

_عشق لرزه یا لرزه های قشر عاطفی. یادته یک شب درباره ش صحبت کردیم. عین قشرهایی که ساخت لایه های زمین رو تشکیل میدن،
احساسات هم جابه جا می شن. وقتی جابه جا می شن تکون میخورن، خشکیها به هم می سابن و توفان و آتش فشان و زمین لرزه و تسونامی به وجود می آرن... این همون
اتفاقیه که برای ما افتاده.

_من از روی غرور و دستپاچگی لایه ها رو برهم زدم و فاجعه به بار آوردم.

اریک امانوئل اشمیت
@shafiAzad
کتابخوانی📚
در وجود هر شخص آشنایی، غریبه‌ای پنهان هست که هر لحظه آماده‌ی بیرون جهیدن است. باید ترسید... از چیزی که روزی از وجودم ظاهر شود وحشت دارم. انسان گمان می‌کند خودش را می‌شناسد، در حالی که از دور فقط پیکری تشخیص داده می‌شود که نزدیک شدن به آن خطرناک است. ظاهر…
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم

تو زهری زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی که شور هستی از توست
شراب جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو غم از تو مستی از توست

به آسانی مرا از من ربودی
درون کوره غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانیم سوخت
نگاهم را به زیبایی گشودی

بسی گفتند دل از عشق برگیر
که نیرنگ است وافسون است وجادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است اما نوشداروست.

#فریدون_مشیری
@shafiAzad
همه‌شان، مسکن بودند؛
برای وقت‌هایی که جرئت
نداشتم با درد روبه‌رو شوم.
حواست باشد که نمی‌ارزد
آدم زندگی سرخورده‌ی مسکنی را بپذیرد
و گیرنده‌های دردش را از کار بیندازد
فقط برای این‌که آن توده‌ی سیاهی که درونش جریان دارد، ته‌نشین نشود.

@shafiAzad
حال ما خوب است، خوب؛ شبیهِ تمامِ بغض‌هایی که هنگام واکسن زدن به بازوی نحیفِ بچگی‌هایمان قورت‌ دادیم و سری که چرخاندیم و مشتی که محکم گرفتیم و چشمی که بستیم که مثلا یعنی؛ نمی‌ترسیم!
شبیهِ زخمِ عمیقِ زانویمان که زیر شلوار خونین و خاکی‌مان پنهان کردیم و لنگ‌لنگان و با تمامِ درد، لبخند گشادی زدیم و دنبالِ گوشه‌ی خلوتی برای جیغ‌کشیدن گشتیم.
ما خوبیم،
همین که بد نیستیم؛ خوبیم
همین که می‌خندیم، راه می‌رویم و ادامه می‌دهیم
یعنی خوبیم،
خیلی‌ خوب!
@ShafiAzad
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تلویزیون اکس مسلم

برنی سندرس، سوسیال دمکراسی، و اسلام سیاسی

با حضور:

بهرنگ زندی

نسترن گودرزی

گرداننده: میلاد رسایی منش

امور فنی: حامد جمالی

#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia
#ExMuslimStockholm
کتابخوانی📚
زندگی کلاسی است که مبصرش ملال است، تمام مدت آنجا ایستاده که تو را زیر نظر داشته باشد، باید وانمود کنی که سرت به کاری گرم است، به هر قیمتی که هست، به کاری به شدت مورد علاقه، و گرنه سر می رسد و مخت را یک لقمه چپش می کند. 📚 سفر به انتهای شب لویی فردینان…
قهرمان اصلی داستانش (فردینان) خود سلین است و قصه، ماجرای بخشی از زندگی خود اوست. فردینان داستان همانقدر بی‌حوصله، تند، بدبین و منزجر است که فردینان سلین. او هرگز عاقبت خوبی برای بشر متصور نبوده است و به همین دلیل سفر به انتهای شب را با لحنی اعتراض‌آمیز و تلخ نوشت. علاقه‌ای هم که او را وادار به نوشتن این رمان کرد نیز نتوانست مانع از بدبینی او نسبت به بشر شود.

فردینان مثل خیلی از ماها دچار خودسانسوری نیست که هیچ، حتی تمام مکنونات ذهنی و قلبیش را بی‌ترس و واهمه فریاد می‌زند. ترسش را، نفرتش را، بیزاریش را و تقریبا هر احساسی که داشته باشد را فریاد می‌زند. فردینان ترسی از ابراز وجود ندارد.
بخش اول ماجراهای کتاب سفر به انتهای شب در زمان جنگ جهانی اول اتفاق می‌افتد. و بخش‌های بعدی کتاب شامل سفرهای ماجراجویانه فردینان است.
@shafiAzad
کتابخوانی📚
قهرمان اصلی داستانش (فردینان) خود سلین است و قصه، ماجرای بخشی از زندگی خود اوست. فردینان داستان همانقدر بی‌حوصله، تند، بدبین و منزجر است که فردینان سلین. او هرگز عاقبت خوبی برای بشر متصور نبوده است و به همین دلیل سفر به انتهای شب را با لحنی اعتراض‌آمیز و تلخ…
سرکوب آفتابه دزدها در همه ی کشورها صورت می گیرد. آنهم با شدت عمل، نه فقط به عنوان وسیله ی دفاعی اجتماع، بلکه عمدتا به عنوان گوشزدی جدی به همه بدبخت ها که سر جای خودشان بنشینند.

کاری که در واقع برای رسیدن به صلح با آدمها لازم است، این است که بگذاری در هر شرایطی بساط شان را پهن کنند و در میان لاف و گزاف های احمقانه شان خر غلت بزنند...

📚 سفر به انتهای شب
لویی فردینان سلین

@shafiAzad
در سن۲۸سالگی، قبل از اینکه از آنفولانزای اسپانیایی بمیرد، #اگون_شیله، آخرین تابلوی نقاشی‌اش را می‌کشد. پرتره‌ی خانواده‌اش. خودش، زنش و نوزادشان. اما این خانواده هرگز وجود نخواهد داشت. زنش که شش ماهه باردار بود سه روز پیش از او می‌میرد.
اگون_شیله نقاش اتریشی و یکی از شاگردان گوستاو کلیمت بود، از وی به عنوان یکی از نقاشان مهم فیگوراتیو اوایل قرن بیستم یاد می‌کنند. خودنگاره‌ها و بدن‌های پیچان یکی از مهمترین مشخصه‌های نقاشی او می‌باشند که از وی هنرمندی اکسپرسیونیست می‌سازند.

محور اصلی در آثار شیله حس درونی اثر است.
@shafiAzad