کتابخوانی📚
6.14K subscribers
6.05K photos
390 videos
12.1K files
990 links
https://www.instagram.com/azadshafi7


👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)


Admin:
@ShafiAzad7
Download Telegram
Forwarded from Sciensology
▪️انرژی تاریک و کیهان شتابنده

این کشف که ما در یک کیهان شتابنده زندگی می‌کنیم و این کیهان با سرعت در حال انبساط است، جهان کیهان‌شناسی را در اوایل سال ۱۹۹۸ با اعلام اولین مشاهدات ابرنواختر که به این شتاب اشاره می‌کند، تکان داد.

اکنون‌که شتابندگی کیهان توسط مشاهدات دقیق از تابش زمینه کیهانی تأیید شده است و حالا که کیهان‌شناسان چندین سال فرصت داشته‌اند تا با مفاهیمِ انبساط کیهان دست‌وپنجه نرم کنند، یک سؤال بزرگ به وجود آمده است: چه چیزی باعث می‌شود جهان شتابنده باشد؟

پاسخ ساده به این سؤال چنین می‌باشد که شتاب کیهان به دلیل وجود انرژی تاریک یا ثابت کیهانی غیر صفر است. مقدار شتاب مستقیماً به مقدار انرژی تاریک در هر سانتی‌متر مکعب بستگی دارد: انرژی بیشتر به معنای شتاب بیشتر است. بنابراین اگر کیهان‌شناسان توضیح دهند که انرژی تاریک از کجا می‌آید و چرا به مقداری که امروزه هست وجود دارد، می‌توانستند مدعی شوند راز بنیادین کیهان را کشف کرده‌اند!

چه چیزی باعث ایجاد انرژی تاریک می‌شود؟ کیهان‌شناسان از گستره ژرف فیزیک ذرات می‌توانند پاسخی به‌ دست آورند: اگر به آنچه از تئوری کوانتوم ماده و انرژی آموخته‌ایم اعتماد کنیم، انرژی تاریک از وقایعی ناشی می‌شود که باید در فضای خالی رخ دهند.

تمام فیزیک ذرات بر اساس این نظریه استوار است، این نظریه اغلب آن‌قدر تأیید شده است که تقریباً همه فیزیک‌دانان آن را به‌ عنوان یک موضوع صحیح می‌پذیرند. یک بخش جدایی‌ناپذیر از تئوری کوانتوم بیانگر این است که آنچه ما فضای خالی می‌نامیم در واقع با "ذرات مجازی" اعوجاج می‌کند. ذراتی که به‌ سرعت ایجاد می‌شوند و نیز به‌ سرعت از بین می‌روند و ما هرگز نمی‌توانیم آن‌ها را مستقیماً سنجش کنیم، بلکه تنها می‌توانیم اثرات آن‌ها را مشاهده کنیم.

ظهور و ناپدید شدن مستمر این ذرات مجازی "نوسانات کوانتومی در خلاء" نامیده می‌شود، این فرآیند به فضای خالی انرژی می‌بخشد. همچنین فیزیک‌دانان می‌توانند بدون هیچ مشکل خاصی، مقدار انرژی موجود در هر سانتی‌متر مکعب خلاء را محاسبه و سنجش کنند. کاربرد مستقیم نظریهٔ کوانتوم در آنچه ما خلاء می‌نامیم پیش‌بینی می‌کند که نوسانات کوانتومی باید انرژی تاریک را ایجاد کنند.

@NeoScientology
Forwarded from Sciensology
▪️فرگشت کلیشه‌ها

ما سیاره خود را با بیش از ۷.۸ میلیارد نفر از افراد گونه خود به اشتراک می‌گذاریم که هرکدام از آن‌ها تاریخچه زیستی، ویژگی‌های شخصیتی و سلایق خود را دارند. آیا از این ۷.۸ میلیارد نفر ما هرکدام دانش متمایزی نسبت به دیگری داریم؟ اگرچه ارائه پاسخ دقیق به این سؤال تقریباً غیرممکن است، اما توضیح اینکه شناخت ما از انسان‌ها بسیار کمتر از کل افراد جمعیت است، نسبتاً ساده است.

برآورد اندازه شبکه اجتماعی - یعنی افرادی که ما شخصاً می‌شناسیم - از حدود ۱۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر است؛ حتی وقتی شما افرادی که با آن‌ها به‌ نحو دیگری آشنا هستید را اضافه کنید (به‌ عنوان مثال سلبریتی‌ها، مشاهیر دیگر، افرادی که ما از دیگران در مورد آن‌ها چیزهایی می‌دانیم) به نظر می‌رسد تعداد افرادی که نسبت به آن‌ها دانشی داریم، به‌ جای صدها هزار، میلیون‌ها یا میلیاردها نفر، در سطح و اندازه هزاران یا ده‌ها هزار نفر است.

با این‌‌حال ما در محیط اجتماعی خود به‌ شکل قابل‌ ملاحظه‌ای در تعامل با مردم بدون توجه به اینکه آیا قبلاً با آن‌ها روبرو شده‌ایم یا نه، ماهر هستیم. بیشتر از این مهارت اجتماعی را می‌توان به استفاده از کلیشه‌ها نسبت داد. ما خود و دیگران را نه فقط به‌ عنوان افرادی که دارای ویژگی‌های شخصیتی خود هستند درک می‌کنیم، بلکه شناخت و ادراک ما از خود و دیگران به‌ عنوان اعضای گروه‌های اجتماعی که با بسیاری از ویژگی‌ها مرتبط هستند یا هستیم نیز می‌شناسیم.

از اطلاعات مرتبط با گروه‌های اجتماعی معمولاً به‌ عنوان کلیشه یاد می‌شود. کلیشه‌ها اغلب دارای اثر منفی (مثلاً پیش‌داوری) در نظر گرفته می‌شوند، خصوصاً هنگامی که تأیید آن‌ها منجر به تبعیض نسبت به افرادی می‌شود که به گروه‌های اقلیت تعلق دارند. با این‌حال، در رویارویی با دنیای اجتماعی بسیار پیچیده، کلیشه‌ها با سازماندهی اثربخش اطلاعات اجتماعی به شیوه‌ای مؤثر نقش مثبت و مهمی ایفاء می‌کنند و به ما این امکان را می‌دهند که با سرعت به درک و دریافتی در مورد افراد دیگر برسیم.

با بررسی کلیشه‌ها از منظر فرگشتی، پِی می‌بریم که تکیه ما بر کلیشه‌ها یک سازگاری عملکردی، اجتماعی و شناختی است و بدون آن‌ها در محیط اجتماعی خود به‌ شکل قابل ملاحظه‌ای امکان رشد کمتری خواهیم داشت. روند فرگشت فرهنگی تحت تأثیر کلیشه‌ها واقع می‌شود و بر فرگشت کلیشه‌ها تأثیر می‌گذارد و حتی ممکن است سرنخ‌هایی از منشاء کلیشه‌ها ارائه دهد.

@NeoScientology
@Cafaravanshenasan.pdf
419.4 KB
کتاب : سیلی واقعیت (چگونه میتوان هنگام مواجهه با سختیهای زندگی، رضایتمند بود)
نویسنده :دکتر راس هریس
مترجمین: دکترعلی صاحبی
مهدی اسکندری
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️بعد از مرگ چه اتفاقی برای ما می‌افتد؟

آخرین اکسیژن موجود در بدن چند ثانیه بعد از مرگ تمام می‌شود و فعالیت الکتریکی مغز یک‌دفعه بالا می‌رود؛ وقتی نورون‌ها در حال از کار افتادن هستند، مغز دیگر هورمون‌های تنظیم‌کننده فعالیت بدن را ترشح نمی‌کند و مادامی‌ که ممکن است برخی از فعالیت‌های بدن برای چند دقیقه با استفاده از ATP باقی‌مانده که منبع اصلی انرژی بدن است اصرار به فعالیت داشته باشند ولی عضلات ازجمله ماهیچه اسفنکتر آزاد و شل می‌شوند که همین موضوع ممکن است باعث خروج ادرار یا مدفوع از بدن گردد.

حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بعد از مرگ به دلیل فقدان خون در مویرگ‌ها باعث رنگ‌پریدگی می‌شود [البته این رنگ‌پریدگی فقط در افرادی که رنگ پوستشان روشن است به‌ وضوح دیده می‌شود] به این دلیل که دیگر قلب کار نمی‌کند و حرکت خون هم در بدن وجود ندارد، بنابراین جاذبه زمین باعث می‌شود که خون در پست‌ترین قسمت بدن جمع گردد، پس از گذشت چند ساعت از جمع‌شدنِ خون در برخی نقاط پوست تغییر رنگ بنفش مایل به قرمز رخ می‌دهد و این تغییر رنگ در مدت دوازده ساعت به حد نهایی خودش می‌رسد؛ این یکی از راه‌هایی است که پزشکان قانونی یا مأموران بررسی پرونده‌های جنایی زمان تقریبی و حالت قرارگیری بدن در هنگام مرگ را تعیین می‌کنند.

بعد از گذشت ۳ تا ۶ ساعت جمود نعشیِ معروف شروع می‌شود، نه فقط بدن منبع انرژی خودش را از دست می‌دهد بلکه فاسدشدن اندامک‌های سلولی باعث نشت کلسیم به درون سلول ماهیچه‌ها می‌شود؛ کلسیم به پروتئین می‌چسبد که همین باعث انقباض ماهیچه‌ها یعنی سفت‌ و سخت‌شدنِ کنترل‌نشده آن‌ها می‌شود و بدن در یک حالت ثابت می‌ماند که بین ۲۴ تا ۴۸ ساعت تا این نقطه طول می‌کشد [درصورتی‌که بدن به‌ صورت شیمیایی و مومیایی یا حفظ نشده باشد] و در همین فاصله با مرگ سلول‌ها آرام‌آرام در حال تجزیه شدن هم بوده است.

بدون جریان خون مناسب سلول‌های مُرده انباشته می‌شوند و همراه گاز CO2 باعث افزایش PH بافت‌ها می‌گردند که این موجب ضعیف‌شدنِ غشای سلول‌ها و سرانجام منجر به منفجرشدن آن‌ها می‌شود و سیتوزول که حاوی پروتئین‌های فعال و آنزیم‌هاست رها شده و باعث تخریب بیش‌تر بافت‌های اطراف می‌‌شود. همچنین حدود صد تریلیون میکروارگانیسم در تجزیه شدن بدن نقش دارند؛ باکتری‌های بی‌هوازی موجود در دستگاه گوارشی شروع به خوردن اعضای شکمی می‌کنند، این پروسه به گندیدگی شناخته‌شده و این‌جاست که بوی تعفن راه می‌افتد.

تجزیه آمینواسیدها توسط باکتری‌ها باعث تولید گازهای متعفن و جذب حشراتی مثل کرم‌های ریز، سوسک‌های مردارخوار و مگس‌های لاشه می‌شود که این حشرات در لابه‌لای بافت‌های فاسد شده تخمک‌گذاری می‌کنند؛ یک روز بعد لاروها و کرم‌ها از تخم بیرون می‌آیند و برای بقاء شروع به خوردن بافت‌ها می‌کنند تا وقتی‌که بزرگ شوند، بعد از گذشت هفته‌ها این کرم‌ها تقریباً ۶۰ درصد بافت‌های بدن را می‌خورند و سوراخ‌هایی به وجود می‌آورند که اجازه می‌دهد مایعات و گازهای حاصل از تجزیه به خارج از بدن راه پیدا کنند.

بین ۲۰ تا ۵۰ روز که گذشت بوتریک اسیدها شروع به جذب لاروهای همه‌چیزخوار، پروتوزوآ و قارچ‌ها می‌کنند؛ این پروسه به پوسیدگی خشک شناخته‌شده که ممکن است تا حدود یک‌سال طول بکشد ولی در دمای بالاتر سرعت این پوسیدگی بیشتر می‌شود. گیاهان و حیوانات در طول سال‌ها از بقایای ما از جمله باقیمانده کالبدی‌مان تغذیه می‌کنند. سرانجام اگر بقایای ما کاملاً به دست طبیعت سپرده شود تمام ذرات بدن‌مان تفکیک و تجزیه می‌شود و مولکول‌های سازنده به چرخه حیات بازخواهند گشت و بازیابی می‌شوند.

Source: AsapSCIENCE
@NeoScientology
Divoonegi Nakon
Moein
• دیوونگی نکن
• معین


@shafiAzad
این واقعیت را بپذیر که هر قصه‌ای سرانجام ، ناگزیر در نقطه‌ای به پایان می‌رسد ؛ و این واقعیت را هم که اگر قصه‌ای تمام نشود ، قصه تازه‌ای آغاز نمی‌شود !
من و تو در تمام عمر در اندیشه قصه‌های نو بودیم و آغازهای نو ، تمام شدن مساله‌ای نیست ؛ چگونه تمام شدن مساله ماست ...


نادر ابراهیمی

@shafiAzad
برای من عجیب است چرا همه افرادی که می‌دانند کشور را چگونه اداره کنند مشغول رانندگی تاکسی یا اصلاح موهای دیگران هستند !


وینستون چرچیل

@shafiAzad
برخی رابطه‌ها ظریفند ، به طوری که به کوچکترین نسیمی می‌شکنند ؛ و برخی رابطه‌ها چنان زمختند که ما را زخمی می‌کنند و تو آهسته آهسته بلند می‌شوی به راه می‌افتی و می‌روی و در این راه رفتن قلبت بارها زخمی می‌شود ...
از همین رو ، آبداده می‌شوی و می‌آموزی هر دوست داشتنی تو را غمگین خواهد کرد زیرا به یادت خواهد آورد که هیچ تضمینی برای هیچ رابطه‌ای نیست ، اما شاید قوی‌ترین جذابیت وصال همین باشد که آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمی‌برد که روزی تنها خواهد ماند ...


شل سیلور استاین

@shafiAzad
One day all this hard work will pay off.

روزی این همه سخت کوشی نتیجه خواهد داد.


@ShafiAzad
No matter how you feel.
Get up, dress up and never give up.


مهم نیست چه احساسی دارید.
بلند شوید، لباس بپوشید و هرگز تسلیم نشوید.


@ShafiAzad
Don't be afraid be different. It's ok .

نترس متفاوت باش.
مشکلی نیست.


@shafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️علم چیست و چه هدفی را دنبال می‌کند؟

علم یک جستجوی جاری برای حقیقت است؛ تلاش برای کشف اینکه جهان چگونه کار می‌کند و این تلاش به تمدن‌های ابتدایی باز می‌گردد. علم بر اساس کنجکاوی انسان، متکی بر استدلال، مشاهدات و آزمایش بوده است. ارسطو، مشهورترین فیلسوف یونان باستان، به‌ شکل گسترده در رابطه با موضوعات علمی نوشته و شالوده بسیاری از کارهایی را که انسان‌ها در سال‌های بعد به سراغ آن‌ها رفتند، پی‌ریزی کرده است. او مشاهده‌گر خوبی از طبیعت بود، اما نظراتش کاملاً متکی به اندیشه و استدلال بود و هیچ آزمایشی را در جهت کارهای علمی‌اش انجام نداد. در نتیجه او برخی از مسائل را اشتباه بیان کرده است.

به‌ عنوان نمونه، وی اظهار داشت که اجسام بزرگ سریع‌تر از اجسام کوچک می‌افتند و اگر یک شیء دو برابر شیء دیگر وزن داشته باشد، دو برابر سریع‌تر به زمین خواهد رسید. گرچه این بیان او اشتباه است، اما هیچ‌کس به آن شک نداشت تا اینکه گالیلئو گالیله دانشمند ایتالیایی این ایده را در سال ۱۵۹۰ رد کرد. ممکن است امروزه این مسئله که یک دانشمند خوب باید به شواهد تجربی تکیه کند واضح به نظر برسد، اما این قاعده همواره واضح و این‌چنین نبوده است.

یک سیستم منطقی برای فرآیندهای علمی ابتداً در اوایل قرن هفدهم توسط فیلسوف انگلیسی، فرانسیس بیکن مطرح شد. روش علمی ارائه‌شده از سوی بیکن دانشمندان را ملزم به مشاهده و طرح یک فرضیه قابل‌آزمایش و سپس انجام آزمایشی برای اینکه ببینند آیا این فرضیه صحیح و عَمَلی است یا نه می‌کرد. اگر دانشمندی، ضمن ارائه یک مکانیسم یا فرضیهٔ جدید توانایی این را داشته باشد که نتیجه را پیش‌بینی کند، آن آزمایش قانع‌کننده‌تر است.

اگر این آزمایش نتیجه پیش‌بینی شده را داشته باشد، دانشمند شواهدی را برای تأیید و پشتیبانی از یک فرضیه به‌ دست آورده است. هر آزمایشی که به مسائل پیش‌بینی شده پاسخ صحیح بدهد، شاهد مناسبی برای حمایت از نظریه است، اما یک آزمایش ممکن است شکست بخورد و باعث رد کامل یک نظریه شود.

آنچه در قرن اخیر بسیار چشم‌گیر بوده این است که چگونه پیشرفت‌های فنی باعث شده است که علم بتواند سریع‌تر از هر زمان دیگر جلو برود و پیشرفت کند. جستجوی بی‌وقفه برای حقیقت ادامه دارد. به نظر می‌رسد که همیشه سؤالات بیشتری از جواب‌های موجود، وجود داشته باشد اما اکتشافات آینده قطعاً حیرت‌انگیز خواهند بود.

@NeoScientology
ما باید حقیقت را می‌گفتیم ، و حقیقت این بود : «نه ، اصلا حالم خوب نیست!»
اما هیچکس نمی‌دانست چطور با شنیدن این حقیقت کنار بیاید ، بنابراین ما راه‌های دیگری برای بیان آن پیدا کردیم و از هر جایگزین دیگری استفاده کردیم : مواد مخدر ، مشروبات الکلی ، مواد غذایی ، پول ، بازوهایمان ، بدن‌های دیگر ، ما به حیقیقت خود ، به جای صحبت کردن از خود غیرواقعی‌مان عمل کردیم و گند همه‌چیز درآمد ! اما ما فقط می‌خواستیم صادق باشیم ...


• گلنن دویل میلتون
• جنگجوی عشق


@shafiAzad
وقتی کسی زیاد از رفتن حرف می‌زند قبلا رفته است ؛ فقط می‌خواهد مطمئن شود چیزی از او در تو جا نماند !
کمک کن چمدانش را ببندد ، چترش را به او پس بده ، لبخندش را ، آوازهایش را ، همینطور سایه‌اش را که گاه و بیگاه از پشت پنجره‌ات گذشته بود ...


@shafiAzad
چه مدت ترک شده بودی که این چنین وحشت‌زده‌ای؟
چه مدت رنج‌ کشیده‌ای تا چنین بی‌رحم شوی؟

@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️چگونه ژن‌ها بر رفتار تأثیر می‌گذارند؟

هیچ ژنی اثرات خودش را به تنهایی بار نمی‌آورد. یک ژن پروتئین تولید می‌کند و این پروتئین با دیگر مواد شیمیایی موجود در بدن و همچنین با محیط زیست تعامل دارد.

این سؤال که یک ژن دقیقاً چگونه می‌تواند بر رفتار تأثیر بگذارد، مسئله‌‌ای پیچیده است که در موارد مختلف، پاسخ‌های گوناگونی دارد. نکته جالب توجه این است که یک ژن بدون اینکه در مغز بیان شود نیز می‌تواند رفتار انسان را تحت تأثیر قرار دهد؛ فرض کنید که ژن‌های شما باعث زیبایی ویژه و خاص در ظاهر شما شوند. در نتیجه این افراد درون اجتماع به شما لبخند می‌زنند و بسیاری تمایل دارند با شما ارتباط برقرار کنند.

اگر واکنش افراد اجتماع به ظاهرتان، شخصیت شما را تحت تأثیر قرار دهد، نتیجه این است که ژن‌ها با تغییر دادن محیطی که در آن زندگی می‌کنید تأثیرات رفتاری خود را به بار آورده‌اند.

در مثالی دیگر، تصور کنید کودکی به تازگی متولد شده و در آینده ژن‌های او باعث می‌شوند متوسط قد و سرعت دویدنش از باقی افراد بیشتر باشد. به دلیل موارد فوق، کودک موفقیت اولیه‌ای در بسکتبال نشان می‌دهد و خیلی زود وقت بیشتری را صرف بازی بسکتبال خواهد کرد. در نتیجه، آن کودک کمتر به سراغ کار‌های دیگر نظیر تماشای تلویزیون، بازی کردن شطرنج یا هر چیز دیگری می‌رود و تمرکز اصلی‌‌اش بر روی بازی بسکتبال است.

این یک مثال فرضی است اما نکته مهمی را نشان می‌دهد: ژن‌ها می‌توانند به‌ طور غیر مستقیم بر رفتار آدمی تأثیر بگذارند. نتیجتاً ما نباید از این گزاره که تقریباً همه رفتار‌های انسان مقداری وراثت‌پذیری دارند شگفت‌زده شویم!

@NeoScientology
بدترین چیزی که می‌تواند در جریان عشق ورزیدن به کسی اتفاق بیفتد ، این است که انسان خودش را گم کند و فراموش کند که خودش نیز موجود گران‌بهایی بوده است ...


- ارنست همینگوی
- مردان بدون زنان


@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️احساسات چیست؟

کلمه احساس به واکنش‌های منفی یا مثبتی که به وضعیت‌های خاص اشاره می‌کند اطلاق می‌شود. هیچ‌چیز تحت عنوان یک احساس خنثی وجود ندارد. برای مثال، رفتار غیر عادلانه باعث می‌شود که ما عصبانی شویم، دیدن کسی که رنج می‌برد ما را ناراحت می‌کند و نزدیک شدن به کسی که محبوب ماست، باعث خوشحالی ما می‌شود. احساسات شامل الگوهای تغییرات فیزیولوژیکی و رفتارهای ضمیمه‌ای یا حداقل تمایل به انجام این رفتارها هستند.

اکثر ما از کلمه احساسات برای اشاره به حالاتی همچون شادی، ناراحتی، خشم و غیره استفاده می‌کنیم و نه برای رفتارها. اما این رفتار است، نه یک تجربه ویژه و پیامدهایی برای بقاء و تولیدمثل دارد. بنابراین اهداف سودمندی که با رفتارهای احساسی ارائه می‌شود همان چیزی است که فرگشت مغز ما را هدایت می‌کند.

روان‌شناسان از اوایل قرن بیستم شروع به حدس و گمان درباره احساسات کردند، اما آن‌ها دانش کمی در مورد پایه عصبی رفتار احساسی داشتند. در اواخر سال ۱۹۲۰ بود که فیزیولوژیست‌ها شروع به بررسی رابطه بین عوامل خودمختار، غدد درون‌ریز و انتقال‌دهنده‌های عصبی و شرایط احساسی ادراک‌شده کردند.

کار آن‌ها با تأکید ویژه بر اندازه‌گیری شاخص‌هایی همانند ضربان قلب، فشارخون و دمای پوست بود. به‌ عنوان نمونه در زمانی که می‌ترسیم ضربان قلب، فشارخون و دمای بدن ما افزایش پیدا می‌کند. هر نظریهٔ علمی در مورد احساسات باید شامل ۴ مؤلفه اصلی روان‌فیزیولوژی، رفتارهای محرک مشخص، شناخت خود گزارشی و رفتاری‌های ناخودآگاه باشد چرا که پدیدهٔ احساسات چیزی خارج از این موارد نیست.

آمیگدالا، هیپوتالاموس و قشر جلوپیشانی در مغز همگی در پردازش احساسات ما نقش دارند؛ الگوهای پاسخ‌های رفتاری و فیزیولوژیکی احساسات منفی و مثبت، برای مثال ترس و خشم و شادی را تشکیل می‌دهند و نهایتاً احساسات در کنترل تکانه‌ها، قضاوت‌های اخلاقی و رفتار اجتماعی نقش بزرگی ایفاء می‌کنند.

@NeoScientology
Sir.Alex.Ferguson_p30download.com.pdf
19.8 MB
-----------------------------


رهبری الکس فرگوسن