برخی رابطهها ظریفند ، به طوری که به کوچکترین نسیمی میشکنند ؛ و برخی رابطهها چنان زمختند که ما را زخمی میکنند و تو آهسته آهسته بلند میشوی به راه میافتی و میروی و در این راه رفتن قلبت بارها زخمی میشود ...
از همین رو ، آبداده میشوی و میآموزی هر دوست داشتنی تو را غمگین خواهد کرد زیرا به یادت خواهد آورد که هیچ تضمینی برای هیچ رابطهای نیست ، اما شاید قویترین جذابیت وصال همین باشد که آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمیبرد که روزی تنها خواهد ماند ...
• شل سیلور استاین
@shafiAzad
از همین رو ، آبداده میشوی و میآموزی هر دوست داشتنی تو را غمگین خواهد کرد زیرا به یادت خواهد آورد که هیچ تضمینی برای هیچ رابطهای نیست ، اما شاید قویترین جذابیت وصال همین باشد که آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمیبرد که روزی تنها خواهد ماند ...
• شل سیلور استاین
@shafiAzad
No matter how you feel.
Get up, dress up and never give up.
مهم نیست چه احساسی دارید.
بلند شوید، لباس بپوشید و هرگز تسلیم نشوید.
@ShafiAzad
Get up, dress up and never give up.
مهم نیست چه احساسی دارید.
بلند شوید، لباس بپوشید و هرگز تسلیم نشوید.
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️علم چیست و چه هدفی را دنبال میکند؟
علم یک جستجوی جاری برای حقیقت است؛ تلاش برای کشف اینکه جهان چگونه کار میکند و این تلاش به تمدنهای ابتدایی باز میگردد. علم بر اساس کنجکاوی انسان، متکی بر استدلال، مشاهدات و آزمایش بوده است. ارسطو، مشهورترین فیلسوف یونان باستان، به شکل گسترده در رابطه با موضوعات علمی نوشته و شالوده بسیاری از کارهایی را که انسانها در سالهای بعد به سراغ آنها رفتند، پیریزی کرده است. او مشاهدهگر خوبی از طبیعت بود، اما نظراتش کاملاً متکی به اندیشه و استدلال بود و هیچ آزمایشی را در جهت کارهای علمیاش انجام نداد. در نتیجه او برخی از مسائل را اشتباه بیان کرده است.
به عنوان نمونه، وی اظهار داشت که اجسام بزرگ سریعتر از اجسام کوچک میافتند و اگر یک شیء دو برابر شیء دیگر وزن داشته باشد، دو برابر سریعتر به زمین خواهد رسید. گرچه این بیان او اشتباه است، اما هیچکس به آن شک نداشت تا اینکه گالیلئو گالیله دانشمند ایتالیایی این ایده را در سال ۱۵۹۰ رد کرد. ممکن است امروزه این مسئله که یک دانشمند خوب باید به شواهد تجربی تکیه کند واضح به نظر برسد، اما این قاعده همواره واضح و اینچنین نبوده است.
یک سیستم منطقی برای فرآیندهای علمی ابتداً در اوایل قرن هفدهم توسط فیلسوف انگلیسی، فرانسیس بیکن مطرح شد. روش علمی ارائهشده از سوی بیکن دانشمندان را ملزم به مشاهده و طرح یک فرضیه قابلآزمایش و سپس انجام آزمایشی برای اینکه ببینند آیا این فرضیه صحیح و عَمَلی است یا نه میکرد. اگر دانشمندی، ضمن ارائه یک مکانیسم یا فرضیهٔ جدید توانایی این را داشته باشد که نتیجه را پیشبینی کند، آن آزمایش قانعکنندهتر است.
اگر این آزمایش نتیجه پیشبینی شده را داشته باشد، دانشمند شواهدی را برای تأیید و پشتیبانی از یک فرضیه به دست آورده است. هر آزمایشی که به مسائل پیشبینی شده پاسخ صحیح بدهد، شاهد مناسبی برای حمایت از نظریه است، اما یک آزمایش ممکن است شکست بخورد و باعث رد کامل یک نظریه شود.
آنچه در قرن اخیر بسیار چشمگیر بوده این است که چگونه پیشرفتهای فنی باعث شده است که علم بتواند سریعتر از هر زمان دیگر جلو برود و پیشرفت کند. جستجوی بیوقفه برای حقیقت ادامه دارد. به نظر میرسد که همیشه سؤالات بیشتری از جوابهای موجود، وجود داشته باشد اما اکتشافات آینده قطعاً حیرتانگیز خواهند بود.
@NeoScientology
علم یک جستجوی جاری برای حقیقت است؛ تلاش برای کشف اینکه جهان چگونه کار میکند و این تلاش به تمدنهای ابتدایی باز میگردد. علم بر اساس کنجکاوی انسان، متکی بر استدلال، مشاهدات و آزمایش بوده است. ارسطو، مشهورترین فیلسوف یونان باستان، به شکل گسترده در رابطه با موضوعات علمی نوشته و شالوده بسیاری از کارهایی را که انسانها در سالهای بعد به سراغ آنها رفتند، پیریزی کرده است. او مشاهدهگر خوبی از طبیعت بود، اما نظراتش کاملاً متکی به اندیشه و استدلال بود و هیچ آزمایشی را در جهت کارهای علمیاش انجام نداد. در نتیجه او برخی از مسائل را اشتباه بیان کرده است.
به عنوان نمونه، وی اظهار داشت که اجسام بزرگ سریعتر از اجسام کوچک میافتند و اگر یک شیء دو برابر شیء دیگر وزن داشته باشد، دو برابر سریعتر به زمین خواهد رسید. گرچه این بیان او اشتباه است، اما هیچکس به آن شک نداشت تا اینکه گالیلئو گالیله دانشمند ایتالیایی این ایده را در سال ۱۵۹۰ رد کرد. ممکن است امروزه این مسئله که یک دانشمند خوب باید به شواهد تجربی تکیه کند واضح به نظر برسد، اما این قاعده همواره واضح و اینچنین نبوده است.
یک سیستم منطقی برای فرآیندهای علمی ابتداً در اوایل قرن هفدهم توسط فیلسوف انگلیسی، فرانسیس بیکن مطرح شد. روش علمی ارائهشده از سوی بیکن دانشمندان را ملزم به مشاهده و طرح یک فرضیه قابلآزمایش و سپس انجام آزمایشی برای اینکه ببینند آیا این فرضیه صحیح و عَمَلی است یا نه میکرد. اگر دانشمندی، ضمن ارائه یک مکانیسم یا فرضیهٔ جدید توانایی این را داشته باشد که نتیجه را پیشبینی کند، آن آزمایش قانعکنندهتر است.
اگر این آزمایش نتیجه پیشبینی شده را داشته باشد، دانشمند شواهدی را برای تأیید و پشتیبانی از یک فرضیه به دست آورده است. هر آزمایشی که به مسائل پیشبینی شده پاسخ صحیح بدهد، شاهد مناسبی برای حمایت از نظریه است، اما یک آزمایش ممکن است شکست بخورد و باعث رد کامل یک نظریه شود.
آنچه در قرن اخیر بسیار چشمگیر بوده این است که چگونه پیشرفتهای فنی باعث شده است که علم بتواند سریعتر از هر زمان دیگر جلو برود و پیشرفت کند. جستجوی بیوقفه برای حقیقت ادامه دارد. به نظر میرسد که همیشه سؤالات بیشتری از جوابهای موجود، وجود داشته باشد اما اکتشافات آینده قطعاً حیرتانگیز خواهند بود.
@NeoScientology
ما باید حقیقت را میگفتیم ، و حقیقت این بود : «نه ، اصلا حالم خوب نیست!»
اما هیچکس نمیدانست چطور با شنیدن این حقیقت کنار بیاید ، بنابراین ما راههای دیگری برای بیان آن پیدا کردیم و از هر جایگزین دیگری استفاده کردیم : مواد مخدر ، مشروبات الکلی ، مواد غذایی ، پول ، بازوهایمان ، بدنهای دیگر ، ما به حیقیقت خود ، به جای صحبت کردن از خود غیرواقعیمان عمل کردیم و گند همهچیز درآمد ! اما ما فقط میخواستیم صادق باشیم ...
• گلنن دویل میلتون
• جنگجوی عشق
@shafiAzad
اما هیچکس نمیدانست چطور با شنیدن این حقیقت کنار بیاید ، بنابراین ما راههای دیگری برای بیان آن پیدا کردیم و از هر جایگزین دیگری استفاده کردیم : مواد مخدر ، مشروبات الکلی ، مواد غذایی ، پول ، بازوهایمان ، بدنهای دیگر ، ما به حیقیقت خود ، به جای صحبت کردن از خود غیرواقعیمان عمل کردیم و گند همهچیز درآمد ! اما ما فقط میخواستیم صادق باشیم ...
• گلنن دویل میلتون
• جنگجوی عشق
@shafiAzad
وقتی کسی زیاد از رفتن حرف میزند قبلا رفته است ؛ فقط میخواهد مطمئن شود چیزی از او در تو جا نماند !
کمک کن چمدانش را ببندد ، چترش را به او پس بده ، لبخندش را ، آوازهایش را ، همینطور سایهاش را که گاه و بیگاه از پشت پنجرهات گذشته بود ...
@shafiAzad
کمک کن چمدانش را ببندد ، چترش را به او پس بده ، لبخندش را ، آوازهایش را ، همینطور سایهاش را که گاه و بیگاه از پشت پنجرهات گذشته بود ...
@shafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️چگونه ژنها بر رفتار تأثیر میگذارند؟
هیچ ژنی اثرات خودش را به تنهایی بار نمیآورد. یک ژن پروتئین تولید میکند و این پروتئین با دیگر مواد شیمیایی موجود در بدن و همچنین با محیط زیست تعامل دارد.
این سؤال که یک ژن دقیقاً چگونه میتواند بر رفتار تأثیر بگذارد، مسئلهای پیچیده است که در موارد مختلف، پاسخهای گوناگونی دارد. نکته جالب توجه این است که یک ژن بدون اینکه در مغز بیان شود نیز میتواند رفتار انسان را تحت تأثیر قرار دهد؛ فرض کنید که ژنهای شما باعث زیبایی ویژه و خاص در ظاهر شما شوند. در نتیجه این افراد درون اجتماع به شما لبخند میزنند و بسیاری تمایل دارند با شما ارتباط برقرار کنند.
اگر واکنش افراد اجتماع به ظاهرتان، شخصیت شما را تحت تأثیر قرار دهد، نتیجه این است که ژنها با تغییر دادن محیطی که در آن زندگی میکنید تأثیرات رفتاری خود را به بار آوردهاند.
در مثالی دیگر، تصور کنید کودکی به تازگی متولد شده و در آینده ژنهای او باعث میشوند متوسط قد و سرعت دویدنش از باقی افراد بیشتر باشد. به دلیل موارد فوق، کودک موفقیت اولیهای در بسکتبال نشان میدهد و خیلی زود وقت بیشتری را صرف بازی بسکتبال خواهد کرد. در نتیجه، آن کودک کمتر به سراغ کارهای دیگر نظیر تماشای تلویزیون، بازی کردن شطرنج یا هر چیز دیگری میرود و تمرکز اصلیاش بر روی بازی بسکتبال است.
این یک مثال فرضی است اما نکته مهمی را نشان میدهد: ژنها میتوانند به طور غیر مستقیم بر رفتار آدمی تأثیر بگذارند. نتیجتاً ما نباید از این گزاره که تقریباً همه رفتارهای انسان مقداری وراثتپذیری دارند شگفتزده شویم!
@NeoScientology
هیچ ژنی اثرات خودش را به تنهایی بار نمیآورد. یک ژن پروتئین تولید میکند و این پروتئین با دیگر مواد شیمیایی موجود در بدن و همچنین با محیط زیست تعامل دارد.
این سؤال که یک ژن دقیقاً چگونه میتواند بر رفتار تأثیر بگذارد، مسئلهای پیچیده است که در موارد مختلف، پاسخهای گوناگونی دارد. نکته جالب توجه این است که یک ژن بدون اینکه در مغز بیان شود نیز میتواند رفتار انسان را تحت تأثیر قرار دهد؛ فرض کنید که ژنهای شما باعث زیبایی ویژه و خاص در ظاهر شما شوند. در نتیجه این افراد درون اجتماع به شما لبخند میزنند و بسیاری تمایل دارند با شما ارتباط برقرار کنند.
اگر واکنش افراد اجتماع به ظاهرتان، شخصیت شما را تحت تأثیر قرار دهد، نتیجه این است که ژنها با تغییر دادن محیطی که در آن زندگی میکنید تأثیرات رفتاری خود را به بار آوردهاند.
در مثالی دیگر، تصور کنید کودکی به تازگی متولد شده و در آینده ژنهای او باعث میشوند متوسط قد و سرعت دویدنش از باقی افراد بیشتر باشد. به دلیل موارد فوق، کودک موفقیت اولیهای در بسکتبال نشان میدهد و خیلی زود وقت بیشتری را صرف بازی بسکتبال خواهد کرد. در نتیجه، آن کودک کمتر به سراغ کارهای دیگر نظیر تماشای تلویزیون، بازی کردن شطرنج یا هر چیز دیگری میرود و تمرکز اصلیاش بر روی بازی بسکتبال است.
این یک مثال فرضی است اما نکته مهمی را نشان میدهد: ژنها میتوانند به طور غیر مستقیم بر رفتار آدمی تأثیر بگذارند. نتیجتاً ما نباید از این گزاره که تقریباً همه رفتارهای انسان مقداری وراثتپذیری دارند شگفتزده شویم!
@NeoScientology
بدترین چیزی که میتواند در جریان عشق ورزیدن به کسی اتفاق بیفتد ، این است که انسان خودش را گم کند و فراموش کند که خودش نیز موجود گرانبهایی بوده است ...
- ارنست همینگوی
- مردان بدون زنان
@ShafiAzad
- ارنست همینگوی
- مردان بدون زنان
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️احساسات چیست؟
کلمه احساس به واکنشهای منفی یا مثبتی که به وضعیتهای خاص اشاره میکند اطلاق میشود. هیچچیز تحت عنوان یک احساس خنثی وجود ندارد. برای مثال، رفتار غیر عادلانه باعث میشود که ما عصبانی شویم، دیدن کسی که رنج میبرد ما را ناراحت میکند و نزدیک شدن به کسی که محبوب ماست، باعث خوشحالی ما میشود. احساسات شامل الگوهای تغییرات فیزیولوژیکی و رفتارهای ضمیمهای یا حداقل تمایل به انجام این رفتارها هستند.
اکثر ما از کلمه احساسات برای اشاره به حالاتی همچون شادی، ناراحتی، خشم و غیره استفاده میکنیم و نه برای رفتارها. اما این رفتار است، نه یک تجربه ویژه و پیامدهایی برای بقاء و تولیدمثل دارد. بنابراین اهداف سودمندی که با رفتارهای احساسی ارائه میشود همان چیزی است که فرگشت مغز ما را هدایت میکند.
روانشناسان از اوایل قرن بیستم شروع به حدس و گمان درباره احساسات کردند، اما آنها دانش کمی در مورد پایه عصبی رفتار احساسی داشتند. در اواخر سال ۱۹۲۰ بود که فیزیولوژیستها شروع به بررسی رابطه بین عوامل خودمختار، غدد درونریز و انتقالدهندههای عصبی و شرایط احساسی ادراکشده کردند.
کار آنها با تأکید ویژه بر اندازهگیری شاخصهایی همانند ضربان قلب، فشارخون و دمای پوست بود. به عنوان نمونه در زمانی که میترسیم ضربان قلب، فشارخون و دمای بدن ما افزایش پیدا میکند. هر نظریهٔ علمی در مورد احساسات باید شامل ۴ مؤلفه اصلی روانفیزیولوژی، رفتارهای محرک مشخص، شناخت خود گزارشی و رفتاریهای ناخودآگاه باشد چرا که پدیدهٔ احساسات چیزی خارج از این موارد نیست.
آمیگدالا، هیپوتالاموس و قشر جلوپیشانی در مغز همگی در پردازش احساسات ما نقش دارند؛ الگوهای پاسخهای رفتاری و فیزیولوژیکی احساسات منفی و مثبت، برای مثال ترس و خشم و شادی را تشکیل میدهند و نهایتاً احساسات در کنترل تکانهها، قضاوتهای اخلاقی و رفتار اجتماعی نقش بزرگی ایفاء میکنند.
@NeoScientology
کلمه احساس به واکنشهای منفی یا مثبتی که به وضعیتهای خاص اشاره میکند اطلاق میشود. هیچچیز تحت عنوان یک احساس خنثی وجود ندارد. برای مثال، رفتار غیر عادلانه باعث میشود که ما عصبانی شویم، دیدن کسی که رنج میبرد ما را ناراحت میکند و نزدیک شدن به کسی که محبوب ماست، باعث خوشحالی ما میشود. احساسات شامل الگوهای تغییرات فیزیولوژیکی و رفتارهای ضمیمهای یا حداقل تمایل به انجام این رفتارها هستند.
اکثر ما از کلمه احساسات برای اشاره به حالاتی همچون شادی، ناراحتی، خشم و غیره استفاده میکنیم و نه برای رفتارها. اما این رفتار است، نه یک تجربه ویژه و پیامدهایی برای بقاء و تولیدمثل دارد. بنابراین اهداف سودمندی که با رفتارهای احساسی ارائه میشود همان چیزی است که فرگشت مغز ما را هدایت میکند.
روانشناسان از اوایل قرن بیستم شروع به حدس و گمان درباره احساسات کردند، اما آنها دانش کمی در مورد پایه عصبی رفتار احساسی داشتند. در اواخر سال ۱۹۲۰ بود که فیزیولوژیستها شروع به بررسی رابطه بین عوامل خودمختار، غدد درونریز و انتقالدهندههای عصبی و شرایط احساسی ادراکشده کردند.
کار آنها با تأکید ویژه بر اندازهگیری شاخصهایی همانند ضربان قلب، فشارخون و دمای پوست بود. به عنوان نمونه در زمانی که میترسیم ضربان قلب، فشارخون و دمای بدن ما افزایش پیدا میکند. هر نظریهٔ علمی در مورد احساسات باید شامل ۴ مؤلفه اصلی روانفیزیولوژی، رفتارهای محرک مشخص، شناخت خود گزارشی و رفتاریهای ناخودآگاه باشد چرا که پدیدهٔ احساسات چیزی خارج از این موارد نیست.
آمیگدالا، هیپوتالاموس و قشر جلوپیشانی در مغز همگی در پردازش احساسات ما نقش دارند؛ الگوهای پاسخهای رفتاری و فیزیولوژیکی احساسات منفی و مثبت، برای مثال ترس و خشم و شادی را تشکیل میدهند و نهایتاً احساسات در کنترل تکانهها، قضاوتهای اخلاقی و رفتار اجتماعی نقش بزرگی ایفاء میکنند.
@NeoScientology
Sir.Alex.Ferguson_p30download.com.pdf
19.8 MB
-----------------------------
رهبری الکس فرگوسن
رهبری الکس فرگوسن
As days go by my feelings get stronger, to be in your arms I can’t wait any more, look into my eyes and you will see that it’s true. Day and knight my thought are of you.
روزها میگذرند و در آغوش تو بودن احساس من را قویتر میکند، بیش از این نمیتوانم صبر کنم، در چشانم نگاه کن، خواهی دید که حقیقت دارد. روز و شب به فکر تو هستم.
@ShafiAzad
روزها میگذرند و در آغوش تو بودن احساس من را قویتر میکند، بیش از این نمیتوانم صبر کنم، در چشانم نگاه کن، خواهی دید که حقیقت دارد. روز و شب به فکر تو هستم.
@ShafiAzad
❤1
Forwarded from Sciensology
▪️انسان، سکس و فرگشت
سکسوالیته انسان به دلیل پیچیدگیاش، همیشه ذهن دانشمندان حوزههای مختلف را به خود اشغال کرده است. متأسفانه به علت تابوهایی که در این زمینه در فرهنگ ما وجود دارد، کمتر به این موضوع پرداخته شده و نوشتههای اندکی به زبان فارسی در این زمینه به چشم میخورد. هدف ما در این مقاله، آشنا نمودن خوانندههای فارسی زبان با سکسوالیته از دیدگاه "بیولوژی فرگشتی" میباشد.
@NeoScientology
سکسوالیته انسان به دلیل پیچیدگیاش، همیشه ذهن دانشمندان حوزههای مختلف را به خود اشغال کرده است. متأسفانه به علت تابوهایی که در این زمینه در فرهنگ ما وجود دارد، کمتر به این موضوع پرداخته شده و نوشتههای اندکی به زبان فارسی در این زمینه به چشم میخورد. هدف ما در این مقاله، آشنا نمودن خوانندههای فارسی زبان با سکسوالیته از دیدگاه "بیولوژی فرگشتی" میباشد.
@NeoScientology
Telegraph
انسان، سکس و فرگشت
بیولوژیستها با مقایسه و مشاهده سیر فرگشتی سکسوالیته در موجودات زنده، سعی نمودهاند یک سری خصوصیات جنسی انسان را نیز بررسی کنند. یکی از تفاوتهای عمدهای که بین سکسوالیته انسان با سایر جانوران مشاهده میشود، این است که در اکثر حیوانات، تمایلات جنسی ماده به…
در موردِ چیزهایی که نمیخواهی بدانی ، هر قدر کمتر بدانی ، همانقدر کمتر دلت به درد میآید ، همانقدر کمتر عذاب میکشی !
اینطوری که به قضیه نگاه کنی ، نادانی آن قدرها هم بد نیست ...
- الیف شافاک
- ملت عشق
@shafiAzad
اینطوری که به قضیه نگاه کنی ، نادانی آن قدرها هم بد نیست ...
- الیف شافاک
- ملت عشق
@shafiAzad
خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند
به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند
صید را پای ببندند و رها نیز کنند
گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن
کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند
- سعدی
به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند
صید را پای ببندند و رها نیز کنند
گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن
کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند
- سعدی
آنان که میرقصند در چشم کسانی که صدای آهنگ را نمیشوند ، همیشه دیوانه به نظر میآیند !
- نيچه
@ShafiAzad
- نيچه
@ShafiAzad
در نزد مردگان بودن، بهتر از آن است تا در کنار زندههایی باشی که تنها تو را در عالم خیال خود آنگونه که میخواهند میبافند، و در نهایت جامهای سخت تنگ بر تنت میپوشانند و میگویند : "این تویی ، در حالی که این تنها تصور باطل آنهاست از من"
- پاتریشیا شیلچی
@shafiAzad
- پاتریشیا شیلچی
@shafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️انتخاب جنسی
به آسانی میتوان متوجه شد که چگونه برخی صفات فرگشت یافتهاند تا دارای دوشکلی جنسی شوند. یک فرد بدون دستگاه تناسلی نمیتواند هیچ ژنی را برای نسل بعدی به ارث برساند. غدد جنسی و اندامهای تناسلی صفات اولیه جنسی نامیده میشوند. اما داروین گفته بود که توضیح انواع دیگر صفات از جمله پَر تماشایی طاووس نر، دشوارتر است. اینها ویژگیهای جنسی ثانویه هستند که بین دو جنس متفاوتاند اما نقش مستقیمی در تولیدمثل بازی نمیکنند. پرهای باشکوه و تماشایی یک طاووس نر پرواز را دشوارتر و توجه شکارچیان را به جاندار جلب میکند. بنابراین انتظار ما چنین است که آنها هرگز با انتخاب طبیعی فرگشت نیافتهاند.
به شکل شگفتانگیزی، ویژگیهای جنسی ثانویه اغلب به سرعت در میان صفات ظاهری درحال فرگشتیافتن هستند. در بسیاری از گروههای حیوانات و گیاهان، صفات ثانویه جنسی تنها ویژگیهایی هستند که میتوانند به شکل قابلاطمینانی گونهها را متمایز کنند. داروین چنین بیان کرد که صفات جنسی ثانویه باید با چیزی غیر از انتخاب برای بقاء و تولید گامت فرگشت پیدا کنند. او چندین مشاهده کلیدی و مهم انجام داد: ویژگیهایی که دوشکلی جنسی شدیدی دارند، غالباً در مردان نسبت به زنان مبالغه بیشتری دارند.
اغلب این ویژگیها در مردان نابالغ ظاهر نمیشوند. مهمتر از همه این ویژگیها توسط مردان در فصل جفتگیری مورد استفاده قرار میگیرند، درست زمانی که آنها به شدت با زنان و دیگر مردان برهمکنش دارند. این مشاهدات باعث شد تا داروین پیشنهاد کند که این ویژگیها با انتخاب جنسی که انتخابی ناشی از رقابت برای جفتها در بین افراد همجنس است، فرگشت یافتهاند.
نری که مانع از جفتگیری دیگر نرها میشود، کپیهای بیشتری از ژنهای خود را به نسل بعدی منتقل خواهد کرد. به همین ترتیب نری که بسیاری از مادهها را جذب میکند، از لحاظ ژنتیکی موفقتر از نری است که تعداد کمی یا هیچیک از آنها را جذب میکند. اگر این صفات مزیت تولیدمثلی که ایجاد میکنند این هزینه را جبران کند، انتخاب جنسی میتواند باعث فرگشت آنها شود، هرچند که بقاء را کاهش میدهند. به طور خلاصه اگر یک ویژگی سازگاری کلی نر را افزایش دهد، میتواند با انتخاب جنسی فرگشت یابد، حتی اگر به قیمت کاهش بقاء باشد.
انتخاب جنسی یکی از ایدههای مبتکرانه داروین است. او این ایده را بدون استفاده از هیچ اطلاعاتی که نشان دهند این ویژگیها در واقع بقاء را کاهش میدهند، اما موفقیت تولیدمثلی مرد را افزایش میدهند توسعه داد. آیا ایده داروین صحیح بود؟ بسیاری از مطالعات از زمان او تأیید کردهاند که ویژگیهای جنسی ثانویه دقیقاً این اثرات را دارا هستند.
@NeoSciensology
به آسانی میتوان متوجه شد که چگونه برخی صفات فرگشت یافتهاند تا دارای دوشکلی جنسی شوند. یک فرد بدون دستگاه تناسلی نمیتواند هیچ ژنی را برای نسل بعدی به ارث برساند. غدد جنسی و اندامهای تناسلی صفات اولیه جنسی نامیده میشوند. اما داروین گفته بود که توضیح انواع دیگر صفات از جمله پَر تماشایی طاووس نر، دشوارتر است. اینها ویژگیهای جنسی ثانویه هستند که بین دو جنس متفاوتاند اما نقش مستقیمی در تولیدمثل بازی نمیکنند. پرهای باشکوه و تماشایی یک طاووس نر پرواز را دشوارتر و توجه شکارچیان را به جاندار جلب میکند. بنابراین انتظار ما چنین است که آنها هرگز با انتخاب طبیعی فرگشت نیافتهاند.
به شکل شگفتانگیزی، ویژگیهای جنسی ثانویه اغلب به سرعت در میان صفات ظاهری درحال فرگشتیافتن هستند. در بسیاری از گروههای حیوانات و گیاهان، صفات ثانویه جنسی تنها ویژگیهایی هستند که میتوانند به شکل قابلاطمینانی گونهها را متمایز کنند. داروین چنین بیان کرد که صفات جنسی ثانویه باید با چیزی غیر از انتخاب برای بقاء و تولید گامت فرگشت پیدا کنند. او چندین مشاهده کلیدی و مهم انجام داد: ویژگیهایی که دوشکلی جنسی شدیدی دارند، غالباً در مردان نسبت به زنان مبالغه بیشتری دارند.
اغلب این ویژگیها در مردان نابالغ ظاهر نمیشوند. مهمتر از همه این ویژگیها توسط مردان در فصل جفتگیری مورد استفاده قرار میگیرند، درست زمانی که آنها به شدت با زنان و دیگر مردان برهمکنش دارند. این مشاهدات باعث شد تا داروین پیشنهاد کند که این ویژگیها با انتخاب جنسی که انتخابی ناشی از رقابت برای جفتها در بین افراد همجنس است، فرگشت یافتهاند.
نری که مانع از جفتگیری دیگر نرها میشود، کپیهای بیشتری از ژنهای خود را به نسل بعدی منتقل خواهد کرد. به همین ترتیب نری که بسیاری از مادهها را جذب میکند، از لحاظ ژنتیکی موفقتر از نری است که تعداد کمی یا هیچیک از آنها را جذب میکند. اگر این صفات مزیت تولیدمثلی که ایجاد میکنند این هزینه را جبران کند، انتخاب جنسی میتواند باعث فرگشت آنها شود، هرچند که بقاء را کاهش میدهند. به طور خلاصه اگر یک ویژگی سازگاری کلی نر را افزایش دهد، میتواند با انتخاب جنسی فرگشت یابد، حتی اگر به قیمت کاهش بقاء باشد.
انتخاب جنسی یکی از ایدههای مبتکرانه داروین است. او این ایده را بدون استفاده از هیچ اطلاعاتی که نشان دهند این ویژگیها در واقع بقاء را کاهش میدهند، اما موفقیت تولیدمثلی مرد را افزایش میدهند توسعه داد. آیا ایده داروین صحیح بود؟ بسیاری از مطالعات از زمان او تأیید کردهاند که ویژگیهای جنسی ثانویه دقیقاً این اثرات را دارا هستند.
@NeoSciensology