کتابخوانی📚
⏹خطاهای فردی در داوری را معمولاً میتوان اصلاح کرد. تا وقتی شهامتش را داشته باشی که خطای خودت را بپذیری، میتوان جبران کرد. اما تنگنظران متعصب که قوهی تخیل ندارند به انگلهایی میمانند که گله را مبتلا میکنند، تغییر شکل میدهند و رشد میکنند. اینها همه…
بعضی فقدانها آنقدر بزرگاند
که جهان بعد از آنها
همان جهان قبلی نیست...
📚کافکا در کرانه
✍هاروکی موراکامی
@shafiAzad
که جهان بعد از آنها
همان جهان قبلی نیست...
📚کافکا در کرانه
✍هاروکی موراکامی
@shafiAzad
👏4👍3❤2🔥1💔1
کافکا: برای رهایی از تنهایی به جستوجوی عشقی بزرگ برمیخیزیم یا اینکه به اشتباه و کورکورانه سراغ این و آن میرویم؛ به این امید که سرانجام کسی را پیدا کنیم که به ما توجه کند، خواهان دیدار با ما باشد، یا دستکم با ما حرف بزند. بعضی به همین دلیل شعر میسُرایند، یا به تظاهرات اعتراضی میروند، برای چهرهای هورا میکشند، با قهرمانان سریالهای تلویزیونی طرح دوستی میریزند. به خدایان یا به رفاقت انقلابی باور دارند. برای پلیس خبرچینی میکنند تا اطمینان حاصل کنند که دستکم در دم و دستگاه پلیس با نظر مساعد پذیرفته میشوند. یا اینکه کسی را خفه میکنند.
حتی قتل مواجههای است بین یک انسان و انسان دیگر. انسان تنها با عشق بلکه با نفرت نیز میتواند از تنهاییاش رها شود. تنفر به اشتباه متضادِ عشق شمرده میشود، در حالی که در واقعیت عشق و تنفر دو روی یک سکهاند و متضاد هر دو تنهایی است. ما اغلب فکر میکنیم به خاطر عشق است که به کسی وابسته میشویم، در حالی که دلیل وابستگی ما تنها تنفر است؛ تنفر از تنهایی و ترجیح دادن آن فرد بر تنهایی و تا زمانی که نپذیریم تنهایی تنها امکان یا در واقع ضرورت و سرنوشت محتوم ما است تنفر با ما میماند.
📚 عشق و زباله
✍ ایوان کلیما
@shafiazad
حتی قتل مواجههای است بین یک انسان و انسان دیگر. انسان تنها با عشق بلکه با نفرت نیز میتواند از تنهاییاش رها شود. تنفر به اشتباه متضادِ عشق شمرده میشود، در حالی که در واقعیت عشق و تنفر دو روی یک سکهاند و متضاد هر دو تنهایی است. ما اغلب فکر میکنیم به خاطر عشق است که به کسی وابسته میشویم، در حالی که دلیل وابستگی ما تنها تنفر است؛ تنفر از تنهایی و ترجیح دادن آن فرد بر تنهایی و تا زمانی که نپذیریم تنهایی تنها امکان یا در واقع ضرورت و سرنوشت محتوم ما است تنفر با ما میماند.
📚 عشق و زباله
✍ ایوان کلیما
@shafiazad
❤4👏4👍3🔥1🍾1
...و أَنا وحدي
محاط بكلِ الذينَ غابوا.
... و من تنهایم،
در احاطهی همهی آنها که رفتهاند.
@shafiazad
محاط بكلِ الذينَ غابوا.
... و من تنهایم،
در احاطهی همهی آنها که رفتهاند.
@shafiazad
💔8❤3🔥3🍾1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👎13👏6❤2💯1🍾1
دیوارها، مرزها، ارتش های جهان،
این همه پیامبر، کتاب های آسمانی،
حتی بهشت و جهنم،
برای این است
که ما
دوست داشتن را نمی فهمیم!
@shafiazad
این همه پیامبر، کتاب های آسمانی،
حتی بهشت و جهنم،
برای این است
که ما
دوست داشتن را نمی فهمیم!
@shafiazad
👏6🔥3❤2👍2
کتابخوانی📚
⏹ بهتر است آدمی تلخکام باشد ولی بداند، تا اینکه خوشحال باشد و فریبخورده. 📚 ابله فئودور داستایوفسکی @shafiAzad
⏹ کشیش؟ نه، کشیش میخواهم چهکار؟ مگر پولتان زیادی کرده که میخواهید یک روبل هم خرج کشیش کنید؟ خدا بیکشیش هم باید گناهان ما را ببخشد. خودش میداند که من چقدر زجر کشیدهام. نبخشید هم نبخشید؛ چه کارش کنم؟
📚جنایت_و_مکافات
داستایوفسکی
@shafiazad
📚جنایت_و_مکافات
داستایوفسکی
@shafiazad
👍9👏5🤝2⚡1❤1🔥1
کتابخوانی📚
⏹ نارتسیس: "بگو که #هنر برای تو چه چیز به ارمغان آورده است و ارزش آن برایت چیست؟" گلدموند: "پیروزی بر گذرایی و ناپایداری زندگی. دریافتهام که از این بازیِ دیوانگان و رقصِ #مرگ که زندگیِ انسانهاست چیزی باقی میماند و دیر میپاید و آن آثار هنری است. …
⏹ انسان فقط یک نفر نیست.
درونِ هر کس،
جمعیتی زندگی میکند:
کودکی که هنوز میترسد،
بزرگسالی که وانمود میکند قویست،
و روحی که فقط میخواهد
برای لحظهای
بیدفاع و واقعی باشد..
✍هرمان هسه
@shafiazad
درونِ هر کس،
جمعیتی زندگی میکند:
کودکی که هنوز میترسد،
بزرگسالی که وانمود میکند قویست،
و روحی که فقط میخواهد
برای لحظهای
بیدفاع و واقعی باشد..
✍هرمان هسه
@shafiazad
👍5👏4🔥3❤2🍾1
از بین چیزهایی که از دست دادم بیشتر از همه دلم برای خودم تنگ شده.
@shafiazad
@shafiazad
💔11🔥5
👍4❤2🥰2😁1😍1🤝1
نمیدونم این از کیه ولی خیلی درسته:
«عشق در میانسالی شاید بیرونکشیدن خرده شیشه از تن عریان یکدیگر باشد، در سکوت یک عصر پاییزی.
همینقدر بیصدا، خونچکان، محزون.»
@shafiazad
«عشق در میانسالی شاید بیرونکشیدن خرده شیشه از تن عریان یکدیگر باشد، در سکوت یک عصر پاییزی.
همینقدر بیصدا، خونچکان، محزون.»
@shafiazad
🔥5❤3💔3👍1🥰1👏1
یه قفس خالی که قفس نیس... فقط اونی که تو قفسه، اونی که اون تو زندونیه، به قفس معنا و اعتبار میده...
📚 هنرمند گرسنگی
فرانتس کافکا
@shafiazad
📚 هنرمند گرسنگی
فرانتس کافکا
@shafiazad
👏5💔3👍2
اگر ادعای یاری
ادعای رفاقت
ادعای ماندن
ادعای بودن
ادعای عاشقی و یا
ادعای ایثار و جانفشانی کسی
بدون اینکه در عمل آنها را اثبات کند
برایت قابل فهم و
قابل پذیرش است
بی شک تو چاهی برای خود میکنی که عمقش بی انتهاست..
@shafiazad
ادعای رفاقت
ادعای ماندن
ادعای بودن
ادعای عاشقی و یا
ادعای ایثار و جانفشانی کسی
بدون اینکه در عمل آنها را اثبات کند
برایت قابل فهم و
قابل پذیرش است
بی شک تو چاهی برای خود میکنی که عمقش بی انتهاست..
@shafiazad
❤7👏4🥰1
من میتوانم؛
جای سیگار،نقاشی بکشم.با دوغ مست کنم.
با وسایل خانه تمام شب را تانگو برقصم
و به جای تو بالشتک دوران کودکی ام را در آغوش بگیرم.
تو برای فراموش کردن کسی که
بی نظیر
دوستت داشت،
چه خواهی کرد؟!
@shafiazad
جای سیگار،نقاشی بکشم.با دوغ مست کنم.
با وسایل خانه تمام شب را تانگو برقصم
و به جای تو بالشتک دوران کودکی ام را در آغوش بگیرم.
تو برای فراموش کردن کسی که
بی نظیر
دوستت داشت،
چه خواهی کرد؟!
@shafiazad
❤8🍾3💊3👏1
کتابخوانی📚
آن چه مرا به چوبه ی شکنجه میبست این نبود که انسان شریر است . بل ، من چنان فریاد کشیدم که تاکنون هیچ کس نکشیده است دردا که شریرانه ترین چیز اش چه کوچک است دردا که بهترین چیز اش چه کوچک است . ✍🏼فریدریش نیچه 📚چنین گفت زرتشت @ShafiAzad
«آنکس که روزی پرواز را بیاموزد، جای همهچیز را دگرگون میکند؛ برای او خودِ زمین نیز سبک میشود.»
یعنی:
«کسی که روزی پروازی را بیاموزد، دیگر زمین را تنها برای برخاستن خواهد خواست، نه برای ماندن.»
✍🏼فریدریش نیچه
📚چنین گفت زرتشت
@ShafiAzad
یعنی:
«کسی که روزی پروازی را بیاموزد، دیگر زمین را تنها برای برخاستن خواهد خواست، نه برای ماندن.»
✍🏼فریدریش نیچه
📚چنین گفت زرتشت
@ShafiAzad
👏4👍3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اون شب گریه نکرد اما فردا وقتی لباسش به دستگیره ی در گیر کرد گریه کرد
وقتی به اتوبوس نرسید گریه کرد
وقتی یه سکانس شاد از فیلم رو دید گریه کرد
فیلم: جادهخاکی
@shafiazad
وقتی به اتوبوس نرسید گریه کرد
وقتی یه سکانس شاد از فیلم رو دید گریه کرد
فیلم: جادهخاکی
@shafiazad
💔5🔥4🤝2
روزی، در پستوی اتاقِ پدربزرگم،
ورقی فرسوده یافتم، به خط پدربزرگم. کوچک بودم، به سختی نوشته را خواندم.
امّا هیچ معنائی فهم نکردم. مگر روزی که، زخمِ جهل را، در جانِ خویش دانستم.
پدربزرگم نوشته بود: تا زمانیکه باغِ وجود خود را، مأوای درازگوشان کردهای، پرندە جانت، شعور هیچ پروازی را، فهم نخواهد کرد.
@shafiazad
ورقی فرسوده یافتم، به خط پدربزرگم. کوچک بودم، به سختی نوشته را خواندم.
امّا هیچ معنائی فهم نکردم. مگر روزی که، زخمِ جهل را، در جانِ خویش دانستم.
پدربزرگم نوشته بود: تا زمانیکه باغِ وجود خود را، مأوای درازگوشان کردهای، پرندە جانت، شعور هیچ پروازی را، فهم نخواهد کرد.
@shafiazad
🔥7❤4👍2
💔5🤝3🔥2❤1🍾1