#کتاب_صوتی
#عشق_رقص_زندگی
#اوشو
#بابک_ریاحی_پور
#فرشید_قهرمانی
#روانشناسی_عرفانی
زندگی فی نفسه مانند یک بوم نقاشی سفید است.این به تو بستگی دارد که در این بو م چه بکشی.می توانی نقش شادی و خوشبختی و یا رنج ومحنت نقاشی کنی.البته ممکن است این پرسش ایجاد شود که همه چیز دست مانیست محیط و خانواده.اما باید گفت ذهن و انرژی که مال ماست از این دو نیرو بویژه اگرذهن، درست استفاده کنیم آنوقت است که در هر موقعییتی که باشیم می توانیم نقش خوشبختی را بکشیم .. ای انسان تو آزادی !
شکوه و عظمت وجود انسانی در این آزادی خلاصه می شود.می توانیم طوری از
این آزادی استفاده کنیم که زندگی را به جهنم تبدیل کرده و یا برعکس زندگی آکنده از زیبایی ،نیکی، شادی ،... و سرانجام عشق گردد.انتخاب به عهده توست که چگونه از این بزرگترین هدیه خداوندی استفاده کنی.حق انتخاب باتوست.صبح برای همه یکی است شاید حتی فرد خوش بین و بدبین در یک اتاق نشسته و از یک پنجره بیرون را نگاه می کنند بنابراین دلو به دریا بزن:زندگی کردن دل وجرات می خواهد آدمهای ترسو فقط نفس می کشند و زندگی نمی کنند و دائماًدلهره دارند زندگی ای که ترس در آن جای داشته باشد از مرگ هم بدتر است.شجاع باش همه چیز را پیش پای زندگی قربانی کن چرا که هیچ چیز با ارزش تر از زندگی نیست.پس به موسیقی درون گوش بده ، قلب انسان همچون آلت موسیقی است موسیقی بالقوه عظیمی در آن آرمیده است ، منتظر لحظه مناسب است تا نواخته شود ،ابراز وجود کند ،آهنگین شود ، برقصد و این لحظه فرا نمی رسد مگر با جاری شدن عشق.انسان عاری از عشق هیچگاه نخواهد دانست که چه موسیقی شکوهمندی درون قلبش جای داشته است.فقط از طریق عشق است که این موسیقی زنده می شود و آنرا بیدار و مترنم می سازد.زن ومرد به مثابه در وازه هایی هستند که به درگاه خداوند گشوده می شوند میل به عشق بین این دو ، میل به خداوند است واین میل قاطعانه ترین نشانه خداست.چون انسان عشق می ورزد پس خدا هست وچون نمی تواند بدون عشق زندگی کند پس خدا هست.در میل به عشق ورزیدن پیامی ساده نهفته است : در تنهایی رنج می کشیم و می میریم اما در کنار هم رشد کرده ، ارضاء میشویم ، تغذیه می کنیم و سعادتمند.وقتی دو انسان بالغ انسان زمانی بالغ می شود بجای اینکه محتاج عشق باشد خود شروع به عشق ورزیدن کند لبریز از عشق باشد آن را با دیگران تقسیم کند یعنی در حقیقت شروع به بخشیدن کند گر چه در ابتدا این احتیاج باید ایجاد شود ولی باید بیاموزد که عشق وفور نعمت است این یعنی پا گذاشتن به مرحله رشد و بلوغ عاشق یکدیگر می شوند من وتو نمی کند ، یکی از زیباترین پدیده ها صورت واقعی به خود می گیرد.آنها باهم هستند آنها بقدری با هم عجین می شوند که در حقبقت یکی می شوند ولی این اتحاد و یکی بودن ، فردیت و هویت مسقل آنها را نابود نمی کند ، در واقع شخصیت و فردیت آنهارا اعتلا می دهد.این دو به یکدیگر کمک می کند تا بیش از پیش آزاد باشند.در رابطه بین آنها از سیاست و دوز و کلک و تلاش جهت سلطه گری خبری نیست . مگر آدم می تواند برکسی که عاشقش است سلطه داشته باشد ؟
عشق رقص زندگی است بربومت بکش ،وهر وز برقص ، چون فی نفسه بسیار گرانبهاست - هدفی ندارد - مقصودی ندارد ولی تاثیری شگرفی دارد ، لذت بخش است ، سر مستی خاص خود را دارد وبا آن معامله هم نمی شود کرد . زیرا عشق ورزیدن تجربه ای است برای مشاهده کمال زیبایی در فضای باطن .
مانند غنچه گل سرخی است که قطره ای شبنم بر روی آن همچون مروارید می درخشد ، ودر نسیم سحرگاهی و پرتو آفتاب ، این غنچه به رقص در می آید.بنابراین آنهایی که عشق را درک نکرده اند از این رقص محروم ماند اند ، آنها پرورش گل سرخ را از کف داده اند ! به همین دلیل است که از دیدگاه مادی و حسابگرانه به زندگی نگاه می کنند. آدم بدون عشق شاید ثروتمند و مشهور باشد ولی هرگز به ارزش های باطنی پی نمی برد به خاطر همین است که دائماً افسرده و یا پژمرده است اما انسانهای عاشق به روان درمانی احتیاج ندارند چون عشق عظیم ترین نیروی روان درمانگر در زندگی است.گلها زیباهستند ولی خارها چطور؟ خارها هم بخشی از وجودگلها هستند . زندگی گل بدون خار امکان پذیر نیست و خارها در حقیقت نقش محافظ گلها را بازی می کنند و هم گل و هم خار دارای هدف و وظیفه هستند بینشان فرقی نیست درختی که گل وخار روی آن قرار دارد برای هردو بطور یکسان شیره و غذا می فرستد در وجود درخت هیچگونه تقسیم بندی وجود ندارد درخت هرگز گلها را به خار ترجیح نمی دهد بلکه هردو آنها را باهم قبول می کند مانیز می توانیم چنین باشیم چیزهای کوچکی در زندگی انسان وجود دارند که اگر در موردشان قضاوت کنیم زشت به نظر می رسند .ولی زشتی آنها تنها به خاطر قضاوت ماست ، در غیر این صورت آنها نیز نقش خاص خودشان را درهستی بازی می کنند.بیایم همه چیز را زیبا ببینیم و با دیدن زیبایی از دریچه چشم ودل عاشق گردیم.
#عشق_رقص_زندگی
#اوشو
#بابک_ریاحی_پور
#فرشید_قهرمانی
#روانشناسی_عرفانی
زندگی فی نفسه مانند یک بوم نقاشی سفید است.این به تو بستگی دارد که در این بو م چه بکشی.می توانی نقش شادی و خوشبختی و یا رنج ومحنت نقاشی کنی.البته ممکن است این پرسش ایجاد شود که همه چیز دست مانیست محیط و خانواده.اما باید گفت ذهن و انرژی که مال ماست از این دو نیرو بویژه اگرذهن، درست استفاده کنیم آنوقت است که در هر موقعییتی که باشیم می توانیم نقش خوشبختی را بکشیم .. ای انسان تو آزادی !
شکوه و عظمت وجود انسانی در این آزادی خلاصه می شود.می توانیم طوری از
این آزادی استفاده کنیم که زندگی را به جهنم تبدیل کرده و یا برعکس زندگی آکنده از زیبایی ،نیکی، شادی ،... و سرانجام عشق گردد.انتخاب به عهده توست که چگونه از این بزرگترین هدیه خداوندی استفاده کنی.حق انتخاب باتوست.صبح برای همه یکی است شاید حتی فرد خوش بین و بدبین در یک اتاق نشسته و از یک پنجره بیرون را نگاه می کنند بنابراین دلو به دریا بزن:زندگی کردن دل وجرات می خواهد آدمهای ترسو فقط نفس می کشند و زندگی نمی کنند و دائماًدلهره دارند زندگی ای که ترس در آن جای داشته باشد از مرگ هم بدتر است.شجاع باش همه چیز را پیش پای زندگی قربانی کن چرا که هیچ چیز با ارزش تر از زندگی نیست.پس به موسیقی درون گوش بده ، قلب انسان همچون آلت موسیقی است موسیقی بالقوه عظیمی در آن آرمیده است ، منتظر لحظه مناسب است تا نواخته شود ،ابراز وجود کند ،آهنگین شود ، برقصد و این لحظه فرا نمی رسد مگر با جاری شدن عشق.انسان عاری از عشق هیچگاه نخواهد دانست که چه موسیقی شکوهمندی درون قلبش جای داشته است.فقط از طریق عشق است که این موسیقی زنده می شود و آنرا بیدار و مترنم می سازد.زن ومرد به مثابه در وازه هایی هستند که به درگاه خداوند گشوده می شوند میل به عشق بین این دو ، میل به خداوند است واین میل قاطعانه ترین نشانه خداست.چون انسان عشق می ورزد پس خدا هست وچون نمی تواند بدون عشق زندگی کند پس خدا هست.در میل به عشق ورزیدن پیامی ساده نهفته است : در تنهایی رنج می کشیم و می میریم اما در کنار هم رشد کرده ، ارضاء میشویم ، تغذیه می کنیم و سعادتمند.وقتی دو انسان بالغ انسان زمانی بالغ می شود بجای اینکه محتاج عشق باشد خود شروع به عشق ورزیدن کند لبریز از عشق باشد آن را با دیگران تقسیم کند یعنی در حقیقت شروع به بخشیدن کند گر چه در ابتدا این احتیاج باید ایجاد شود ولی باید بیاموزد که عشق وفور نعمت است این یعنی پا گذاشتن به مرحله رشد و بلوغ عاشق یکدیگر می شوند من وتو نمی کند ، یکی از زیباترین پدیده ها صورت واقعی به خود می گیرد.آنها باهم هستند آنها بقدری با هم عجین می شوند که در حقبقت یکی می شوند ولی این اتحاد و یکی بودن ، فردیت و هویت مسقل آنها را نابود نمی کند ، در واقع شخصیت و فردیت آنهارا اعتلا می دهد.این دو به یکدیگر کمک می کند تا بیش از پیش آزاد باشند.در رابطه بین آنها از سیاست و دوز و کلک و تلاش جهت سلطه گری خبری نیست . مگر آدم می تواند برکسی که عاشقش است سلطه داشته باشد ؟
عشق رقص زندگی است بربومت بکش ،وهر وز برقص ، چون فی نفسه بسیار گرانبهاست - هدفی ندارد - مقصودی ندارد ولی تاثیری شگرفی دارد ، لذت بخش است ، سر مستی خاص خود را دارد وبا آن معامله هم نمی شود کرد . زیرا عشق ورزیدن تجربه ای است برای مشاهده کمال زیبایی در فضای باطن .
مانند غنچه گل سرخی است که قطره ای شبنم بر روی آن همچون مروارید می درخشد ، ودر نسیم سحرگاهی و پرتو آفتاب ، این غنچه به رقص در می آید.بنابراین آنهایی که عشق را درک نکرده اند از این رقص محروم ماند اند ، آنها پرورش گل سرخ را از کف داده اند ! به همین دلیل است که از دیدگاه مادی و حسابگرانه به زندگی نگاه می کنند. آدم بدون عشق شاید ثروتمند و مشهور باشد ولی هرگز به ارزش های باطنی پی نمی برد به خاطر همین است که دائماً افسرده و یا پژمرده است اما انسانهای عاشق به روان درمانی احتیاج ندارند چون عشق عظیم ترین نیروی روان درمانگر در زندگی است.گلها زیباهستند ولی خارها چطور؟ خارها هم بخشی از وجودگلها هستند . زندگی گل بدون خار امکان پذیر نیست و خارها در حقیقت نقش محافظ گلها را بازی می کنند و هم گل و هم خار دارای هدف و وظیفه هستند بینشان فرقی نیست درختی که گل وخار روی آن قرار دارد برای هردو بطور یکسان شیره و غذا می فرستد در وجود درخت هیچگونه تقسیم بندی وجود ندارد درخت هرگز گلها را به خار ترجیح نمی دهد بلکه هردو آنها را باهم قبول می کند مانیز می توانیم چنین باشیم چیزهای کوچکی در زندگی انسان وجود دارند که اگر در موردشان قضاوت کنیم زشت به نظر می رسند .ولی زشتی آنها تنها به خاطر قضاوت ماست ، در غیر این صورت آنها نیز نقش خاص خودشان را درهستی بازی می کنند.بیایم همه چیز را زیبا ببینیم و با دیدن زیبایی از دریچه چشم ودل عاشق گردیم.