people ask me why it’s so hard to trust people, and I ask them why is it so hard to keep a promise...
آدما از من میپرسن چرا انقدر سخته که به مردم اعتماد کنی و من از اونا میپرسم چرا انقدر سخته که پای عهدوپیمون بمونی...
@ShafiAzad
آدما از من میپرسن چرا انقدر سخته که به مردم اعتماد کنی و من از اونا میپرسم چرا انقدر سخته که پای عهدوپیمون بمونی...
@ShafiAzad
✨
جارچیهای خوبی شدهایم این روزها
تنها که میشویم، به عالم و آدم میخواهیم بفهمانیم که ما تنهاییم! ما شکست عشقی خوردهایم! ما خیانت دیدهایم!
دو نفرههایمان که جار زدنش جالبتر از هر چیز دیگری ست
آنقدر رابطههایمان سست و بیپایه و اساس شده که از سالگرد به ماه گرد اُفول کردهایم، یعنی اگر یک رابطهمان یک ماه دوام بیاورد، جشن میگیریم و بخودمان میبالیم
این فضای مجازی هم بهترین راه برای جار زدنهایمان شده
باور کنید این روزها نه تنهاییهایتان و نه دو نفره بودنتان برای کسی اهمیتی ندارد
بیایید جارچی نباشیم
@ShafiAzad
جارچیهای خوبی شدهایم این روزها
تنها که میشویم، به عالم و آدم میخواهیم بفهمانیم که ما تنهاییم! ما شکست عشقی خوردهایم! ما خیانت دیدهایم!
دو نفرههایمان که جار زدنش جالبتر از هر چیز دیگری ست
آنقدر رابطههایمان سست و بیپایه و اساس شده که از سالگرد به ماه گرد اُفول کردهایم، یعنی اگر یک رابطهمان یک ماه دوام بیاورد، جشن میگیریم و بخودمان میبالیم
این فضای مجازی هم بهترین راه برای جار زدنهایمان شده
باور کنید این روزها نه تنهاییهایتان و نه دو نفره بودنتان برای کسی اهمیتی ندارد
بیایید جارچی نباشیم
@ShafiAzad
One day, these love songs will no longer make me think of you.
یه روزی، دیگه این آهنگهای عاشقانه باعث نمیشن بهت فکر کنم.
@ShafiAzad
یه روزی، دیگه این آهنگهای عاشقانه باعث نمیشن بهت فکر کنم.
@ShafiAzad
They always ask me the reason i became so quite, deep down in my heart there is so much things that i wanna say but i know it won't make any difference so, why bother myself?
همیشه ازم دلیل اینکه اینقدر ساکت شدم رو میپرسن، تو اعماق قلبم خیلی چیزاس ک دلم میخواد بگم ولی میدونم گفتن و نگفتنش فرقی نداره پس، چرا به خودم زحمت بدم؟
@shafiAzad
همیشه ازم دلیل اینکه اینقدر ساکت شدم رو میپرسن، تو اعماق قلبم خیلی چیزاس ک دلم میخواد بگم ولی میدونم گفتن و نگفتنش فرقی نداره پس، چرا به خودم زحمت بدم؟
@shafiAzad
کارن هورنای جمله معروفی دارد که میگوید: "مصیبت اصلی، همیشه فقدان صمیمیت و محبت واقعی است." شاید او به این دلیل به این نتیجه رسیده بود که بخش مهمی از زندگی خود را در جستوجوی مهر و محبت واقعی سپری کرده بود. او زمانی در دفتر خاطراتش نوشته بود: "چرا تمام چیزهای زیبا در این دنیا به من داده شده است به جز یکی که عالیترین آنهاست و آن محبت است؛ من قلبی دارم که شدیداً به محبت احتیاج دارد!"
هورنای در کودکی و نوجوانی رابطهی خوبی با پدرش نداشت. پدر او مردی عبوس و خشن و بیتوجه بود و هورنای همیشه از این بیمهری رنج میبرد. این احساس کمبود یا فقدان عاطفه، موجب اضطراب او شده بود و از دوران نوجوانی به این نتیجه رسیده بود که با عاشق شدن حداقل به طور موقت میتواند این حس اضطراب و ناامنی را خاموش کند؛
بنابراین بعد از ازدواجی که به جدایی انجامید، با چند نفر دیگر وارد رابطه عاشقانه شد و جستوجوی بیتابانهاش را برای محبت ادامه داد، اما هیچ کدام از روابطش دوامی نیاوردند. یکی از این افراد "اریک فروم" روانکاو معروف آمریکایی بود که از هورنای پانزده سال جوانتر بودو رابطهی این دو نفر بعد از چند سال به سردی گرایید.
@shafiAzad
هورنای در کودکی و نوجوانی رابطهی خوبی با پدرش نداشت. پدر او مردی عبوس و خشن و بیتوجه بود و هورنای همیشه از این بیمهری رنج میبرد. این احساس کمبود یا فقدان عاطفه، موجب اضطراب او شده بود و از دوران نوجوانی به این نتیجه رسیده بود که با عاشق شدن حداقل به طور موقت میتواند این حس اضطراب و ناامنی را خاموش کند؛
بنابراین بعد از ازدواجی که به جدایی انجامید، با چند نفر دیگر وارد رابطه عاشقانه شد و جستوجوی بیتابانهاش را برای محبت ادامه داد، اما هیچ کدام از روابطش دوامی نیاوردند. یکی از این افراد "اریک فروم" روانکاو معروف آمریکایی بود که از هورنای پانزده سال جوانتر بودو رابطهی این دو نفر بعد از چند سال به سردی گرایید.
@shafiAzad
🔴فرض کنید دوست شما آدمی است پُرو لافزن. میدانید که پُز دادن به علت احساس حقارت است. البته دوست شما به ظاهر از این امر بیخبر است، نمیداند که پُز دادنش برای پوشاندن احساس حقارت است.
اما باید بگوییم او مسلماً با یک قسمت از وجودش به حقارت خود واقف بوده و هست که اکنون دارد سعی میکند به وسیلهی پُز دادن و بلوف آن را محو کند. اگر بکلی از آن بیخبر بود احتیاج به پُز دادن پیدا نمیکرد.
🔴شخصی میخواهد دوست خوب و مهربانی باشد؛ ولی خیلی پرتوقع و پرمدعا است و میل استثمار و غلبه دارد. شخص دیگری میل دارد بچههایش خوب تربیت شوند و پیشرفت کنند؛ ولی میل قدرتنمایی باعث میشود که دایماً در کار آنها مداخله نماید، به آنها امر و نهی کند و آنها را آدمهای مطیع، رام و توسریخور با آورد -
و واضح است که اینها مانع رشد شخصیت میشوند. دیگری میل دارد مدیر خوبی باشد، ولی تمایلات سادیسمیاش همه را از او متنفر، عاصی و فراری میسازد. اگر توجه کنید خود شما هر روز صدها نمونه از این تناقضات را میتوانید در افراد محیطتان ببینید.
📚 تضادهای درونی ما
✍ کارن هورنای
@shafiAzad
اما باید بگوییم او مسلماً با یک قسمت از وجودش به حقارت خود واقف بوده و هست که اکنون دارد سعی میکند به وسیلهی پُز دادن و بلوف آن را محو کند. اگر بکلی از آن بیخبر بود احتیاج به پُز دادن پیدا نمیکرد.
🔴شخصی میخواهد دوست خوب و مهربانی باشد؛ ولی خیلی پرتوقع و پرمدعا است و میل استثمار و غلبه دارد. شخص دیگری میل دارد بچههایش خوب تربیت شوند و پیشرفت کنند؛ ولی میل قدرتنمایی باعث میشود که دایماً در کار آنها مداخله نماید، به آنها امر و نهی کند و آنها را آدمهای مطیع، رام و توسریخور با آورد -
و واضح است که اینها مانع رشد شخصیت میشوند. دیگری میل دارد مدیر خوبی باشد، ولی تمایلات سادیسمیاش همه را از او متنفر، عاصی و فراری میسازد. اگر توجه کنید خود شما هر روز صدها نمونه از این تناقضات را میتوانید در افراد محیطتان ببینید.
📚 تضادهای درونی ما
✍ کارن هورنای
@shafiAzad
🔴تمایلات سادیستی
اشخاص پولداری را میشناسید که در صرف پول اصراف میکنند، ولی برای خرید چند عدد پرتقال از یک دورهگرد بیبضاعت مدتی وقت صرف چانه زدن میکنند تا مبادا پرتقال ۵ ریالی را به آنها ۷ ریال بفروشند. بدیهی است که برای شخص ثروتمند ۲ ریال مهم نیست. چیزی که هست اینگونه افراد از تصور استثمار شدن، تحمیق شدن و گول خوردن هراس دارند. میترسند پرتقال فروش در دلش به آنها بخندد.
شما بسیاری از مردها را میشناسید که از برقراری رابطه نامشروع با زن شوهردار بیشتر لذت میبرند، تا با زن بیشوهر. علتش این است که از تحمیق دیگری لذت میبرند؛ از اینکه به مردی حقه زدهاند خوشحال میشوند. حالت خودشان هم درست برعکس است. اگر کسی نگاه چپ به همسر یا خواهرشان بکند فوقالعاده ناراحت میشوند و خون برپا میکنند. این برای آن است که احساس تحمیق و استثمار شدن خیلی رنجشان میدهد.
📚 تضادهای درونی ما
✍ کارن هورنای
@shafiAzad
اشخاص پولداری را میشناسید که در صرف پول اصراف میکنند، ولی برای خرید چند عدد پرتقال از یک دورهگرد بیبضاعت مدتی وقت صرف چانه زدن میکنند تا مبادا پرتقال ۵ ریالی را به آنها ۷ ریال بفروشند. بدیهی است که برای شخص ثروتمند ۲ ریال مهم نیست. چیزی که هست اینگونه افراد از تصور استثمار شدن، تحمیق شدن و گول خوردن هراس دارند. میترسند پرتقال فروش در دلش به آنها بخندد.
شما بسیاری از مردها را میشناسید که از برقراری رابطه نامشروع با زن شوهردار بیشتر لذت میبرند، تا با زن بیشوهر. علتش این است که از تحمیق دیگری لذت میبرند؛ از اینکه به مردی حقه زدهاند خوشحال میشوند. حالت خودشان هم درست برعکس است. اگر کسی نگاه چپ به همسر یا خواهرشان بکند فوقالعاده ناراحت میشوند و خون برپا میکنند. این برای آن است که احساس تحمیق و استثمار شدن خیلی رنجشان میدهد.
📚 تضادهای درونی ما
✍ کارن هورنای
@shafiAzad
یکی از علایم و مظاهر تمایلات سادیستی، میل تخفیف و تحقیر دیگران است. شخص سادیستی خیلی میل دارد و میکوشد تا فقط نواقص دیگران را ببیند، دایماً میگردد تا نقاط ضعف اشخاص را پیدا کند و به رخشان بکشد. به محض اینکه نوع حساسیتها و نقاط ضعف اشخاص را پیدا کند، میکوشد تا در آن قسمت ملامت و انتقادشان نماید.
البته میل ملامت و تحقیر را شخص سادیستی ممکن است به صورت قضاوت صمیمانه، صادقانه و میل اصلاح و خیرخواهی، و از همه مهمتر به صورت نصیحت جلوه دهد.
میل تحقیر دیگران را گاهی به صورت بدگمانی و بدبینی ظاهر میسازد. در این صورت نه تنها میکوشد که نقصهای واقعی دیگران را خیلی بزرگتر و پررنگتر از آنچه هست، ببیند، بلکه نقایص و عیبهای خود را هم به دیگران منعکس میکند و آنها را از بابت ضعفهایی که در خودش هست سرزنش میکند.
📚 تضادهای درونی ما
✍ کارن هورنای
@shafiAzad
البته میل ملامت و تحقیر را شخص سادیستی ممکن است به صورت قضاوت صمیمانه، صادقانه و میل اصلاح و خیرخواهی، و از همه مهمتر به صورت نصیحت جلوه دهد.
میل تحقیر دیگران را گاهی به صورت بدگمانی و بدبینی ظاهر میسازد. در این صورت نه تنها میکوشد که نقصهای واقعی دیگران را خیلی بزرگتر و پررنگتر از آنچه هست، ببیند، بلکه نقایص و عیبهای خود را هم به دیگران منعکس میکند و آنها را از بابت ضعفهایی که در خودش هست سرزنش میکند.
📚 تضادهای درونی ما
✍ کارن هورنای
@shafiAzad
❤️مشکل، عشق نیست؛ بلکه مشکل تاکید بیش از حد بر روی عشق در زندگی است؛
وقتی بیش از حد بر روی جنس مخالف در زندگی تمرکز صرف داریم و میخواهیم به هر ترتیبی به عشق برسیم، حالمون خوب نیست و عشق برامون حکم ماده مخدر رو داره تا دردمونو تسکین بده.
عشق نباید دوای درد های ما باشه و اگر اینطور باشه و حتی اگر هم بهش برسیم ، مطمئنا عشق سالمی نیست و بیمار گونه خواهد بود.
هورنای میگوید: در تحلیل روانی بسیاری از زنان به اینجا رسیدیم که این زنان فقط یک فکر را در سر می پروراندند:
" من باید مردی داشته باشم"
یعنی این فکر چنان بر زندگی آنها سایه افکنده که جایی برای افکار دیگر نگذاشته است، گویی در زندگی دیگر نه فعالیتی وجود دارد و نه هدفی....
فاجعه اینجاست که فرد معنی و جهت و هدف زندگیشو فقط و فقط در عشق جستجو کنه!
📕 روانشناسی زنان
✍ کارن هورنای
@shafiAzad
وقتی بیش از حد بر روی جنس مخالف در زندگی تمرکز صرف داریم و میخواهیم به هر ترتیبی به عشق برسیم، حالمون خوب نیست و عشق برامون حکم ماده مخدر رو داره تا دردمونو تسکین بده.
عشق نباید دوای درد های ما باشه و اگر اینطور باشه و حتی اگر هم بهش برسیم ، مطمئنا عشق سالمی نیست و بیمار گونه خواهد بود.
هورنای میگوید: در تحلیل روانی بسیاری از زنان به اینجا رسیدیم که این زنان فقط یک فکر را در سر می پروراندند:
" من باید مردی داشته باشم"
یعنی این فکر چنان بر زندگی آنها سایه افکنده که جایی برای افکار دیگر نگذاشته است، گویی در زندگی دیگر نه فعالیتی وجود دارد و نه هدفی....
فاجعه اینجاست که فرد معنی و جهت و هدف زندگیشو فقط و فقط در عشق جستجو کنه!
📕 روانشناسی زنان
✍ کارن هورنای
@shafiAzad
از من خبر بگير!
كارى ندارد
كافي ست صبح ها
دلت برايم تنگ شود
و بى اختيار
به نقطه اى خيره شوى
و به اين فكر كنى
كه چقدر بى خبرى از من..!
@ShafiAzad
كارى ندارد
كافي ست صبح ها
دلت برايم تنگ شود
و بى اختيار
به نقطه اى خيره شوى
و به اين فكر كنى
كه چقدر بى خبرى از من..!
@ShafiAzad
عصبانی های عصر ما(روانشناسی)
کارن هورنای
کارن هورنای بسیاری از نظریات فروید، از جمله نظریه معروف «غریزه جنسی» او را رد میکند. وی برخلاف فروید که علت اساسی بیماریهای روانی را سرکوب نمودن تمایلات غریزی و از همه مهمتر غرایز جنسی میداند، معتقد است که بیماریهای روانی حاصل روابط خشن و ناهنجار افراد محیط با کودک میباشد.
خانم هورنای معتقد است که محیط نابهنجار دوران کودکی زمینهساز اصلی عصبیت است و اضطرابی که از این طریق در وجود فرد پا میگیرد و ناتوانی فرد در مقابله با این اضطراب دو ستون اصلی عصبیت به شمار میآیند؛ و تضاد سه تمایل عمدهای که در فرد در واکنش با محیط ناسالم بصورت برتریطلبی، مهرطلبی و انزواطلبی پدید میآید مسالهء لاینحل فرد عصبی میگردد.
«شخصیت عصبی زمانهء ما» اولین اثر کارن هورنای روانکاو برجستهء معاصر است. در این کتاب، هورنای اصول نظریات خود را در خصوص ساختمان عصبیت بیان میکند و به صورتی جامع، دقیق و موشکافانه به ترسیم خصوصیات شخصیت عصبی و نحوهء شکلگیری و رشد آن میپردازد.
با آنکه کتاب، بحثی تحلیلی در شناخت عصبیت است و در آن با ظرافتی کمنظیر یکدسته مباحث فنی مطرح شده، با این حال از چنان سادگی و وضوحی برخوردار است که همه کس، اعم از متخصص و فرد عادی، میتواند از آن استفاده کند و به درک و بینش تازهای نسبت به وجود خود دست یابد.
هورنای می گوید :" به نظر من در ساختمان عصبیت، اضطراب حکم تنه درختی را دارد که ده ها شاخه فرعی از آن می روید. شخص عصبی برای تسکین اضطراب و جلوگیری از غلیان آن، دست به یک سری تلاش ها و حیله های دفاعی می زند که خود این تلاش ها به وخامت مسئله می افزاید و ساختمان عصبیت را بطور عجیبی پیچیده و بغرنج می سازند."
کارن هورنای
کارن هورنای بسیاری از نظریات فروید، از جمله نظریه معروف «غریزه جنسی» او را رد میکند. وی برخلاف فروید که علت اساسی بیماریهای روانی را سرکوب نمودن تمایلات غریزی و از همه مهمتر غرایز جنسی میداند، معتقد است که بیماریهای روانی حاصل روابط خشن و ناهنجار افراد محیط با کودک میباشد.
خانم هورنای معتقد است که محیط نابهنجار دوران کودکی زمینهساز اصلی عصبیت است و اضطرابی که از این طریق در وجود فرد پا میگیرد و ناتوانی فرد در مقابله با این اضطراب دو ستون اصلی عصبیت به شمار میآیند؛ و تضاد سه تمایل عمدهای که در فرد در واکنش با محیط ناسالم بصورت برتریطلبی، مهرطلبی و انزواطلبی پدید میآید مسالهء لاینحل فرد عصبی میگردد.
«شخصیت عصبی زمانهء ما» اولین اثر کارن هورنای روانکاو برجستهء معاصر است. در این کتاب، هورنای اصول نظریات خود را در خصوص ساختمان عصبیت بیان میکند و به صورتی جامع، دقیق و موشکافانه به ترسیم خصوصیات شخصیت عصبی و نحوهء شکلگیری و رشد آن میپردازد.
با آنکه کتاب، بحثی تحلیلی در شناخت عصبیت است و در آن با ظرافتی کمنظیر یکدسته مباحث فنی مطرح شده، با این حال از چنان سادگی و وضوحی برخوردار است که همه کس، اعم از متخصص و فرد عادی، میتواند از آن استفاده کند و به درک و بینش تازهای نسبت به وجود خود دست یابد.
هورنای می گوید :" به نظر من در ساختمان عصبیت، اضطراب حکم تنه درختی را دارد که ده ها شاخه فرعی از آن می روید. شخص عصبی برای تسکین اضطراب و جلوگیری از غلیان آن، دست به یک سری تلاش ها و حیله های دفاعی می زند که خود این تلاش ها به وخامت مسئله می افزاید و ساختمان عصبیت را بطور عجیبی پیچیده و بغرنج می سازند."