کتابخوانی📚
6.09K subscribers
6.06K photos
405 videos
12.1K files
990 links
https://www.instagram.com/azad_shafi.7?igsh=a2xwcmp3NGlnNzkz


👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)


Admin:
@ShafiAzad7
Download Telegram
The best feeling ever is to be surrounded by your arms but when I'm there the worst thoughts came to my head like the day which these arms are no longer here to surround me.

بهترین حس دنیا اینه که تو بغلت باشم ولی وقتی تو بغلتم بدترین فکرها میاد سراغم مثل اینی که یه روزی دیگه این دست ها نباشن تا دورم حلقه شن.

@ShafiAzad
ᗪOᑎ'T ᗯOᖇᖇY
ʏᴏᴜ ᴀɴᴅ ɪ ʜᴀᴠᴇ ᴇᴀᴄʜ ᴏᴛʜᴇʀ .

نگران نباش...
تو و من همدیگرو داریم..

@ShafiAzad
-اُلاف تو داری اب میشی
-بعضی‌ادما ارزش اینو دارن ‌واسشون‌اب‌شی


📹frozen
@ShafiAzad
گل‌ها اهمیتی نمی‌دهند که جوان هستی یا پیر؛
تنها می‌دانند چطور احساس جوانی را در تو بیدار کنند.


#رومن_گاری

@shafiAzad
📚 فرمین موش کتاب‌خوان
✍️ سم سوج

موش کوچولو و لاغرمردنی‌ای که امیدی به زنده ماندنش نبود، در یک کتابفروشی با جویدن کتاب‌ها زنده می‌ماند تا از آن پس عاشق کتاب‌ها شود.
فرمین، از همان ابتدا با شما “چشم تو چشم” می‌شود، شما را صدا مى‌زند تا داستان زندگى‌اش را برایتان روایت کند، داستانِ کرم کتاب شدنش را. زبان ساده‌ى او که مسائل بزرگ و پیچیده را پیش مى‌کشد، به‌سان امواج آرام دریا مخاطب را همراه مى‌کند. از افسردگى مى‌گوید، از عشق، از درد و رنج روح و از مسائلى بیش از حد انسانى. شاید شنیدن این مسائل از زبانِ یک موش، انسان‌ها را بیش از پیش به تفکر وا دارد...👇👇👇👇
@shafiAzad
راوی این رمان، “فِرمین” است که داستان زندگی خود را از ابتدا تا انتها در ۱۵ فصل روایت می‎کند. داستان، زندگی روزمره موشی است که در یک خانواده ۱۳ نفره با مادر الکلی در کتابفروشی در محله‌ای قدیمی که در حال خرابی بود، به دنیا آمده است. بعد از اینکه مادرش آن­ها را رها می­کند، تمام اعضا خانواده­اش از کتابفروشی می­روند ولی او تصمیم می­گیرد همان­جا تنها زندگی کند. او از همان ابتدا برای سیرکردن شکم خود کتاب­ها را می­جود ولی بعدها به خواندن کتاب­ها علاقمند می­شود و فقط کناره­های کتاب را می­جود "اولش کتاب­ها را فقط براساس طعمشان می‌خوردم، اما خیلی زود شروع کردم به پراکنده خواندن، با گذشت زمان بیشتر خواندم و کمتر جویدم، تا اینکه در نهایت کمابیش تمام ساعت­های بیداری­ ام را صرف خواندن می­کردم و فقط حاشیه­ها را می­جویدم".
موش این داستان از عشق به صاحب کتابفروشی، تلاشش برای نجات از مرگ­، از افکارش، امیدها، نامیدی­ها، رنج­ها، خوشی­های و روزمرگی­های خود می­گوید.👇👇👇👇👇👇
@shafiAzad
زندگی کوتاه است، اما هنوز می‌شود قبل از اینکه آدم ریق رحمت را سر بکشد یک چیزهایی هم یاد بگیرد. یکی از چیزهایی که من متوجه شدم این است که چطور منتهاالیه‌ها به هم می‌رسند. عشق عظیم به نفرت عظیم بدل می‌شود، صلح بی‌سروصدا به جنگ پر‌سروصدا تبدیل می‌شود، ملال بسیار سبب هیجان عظیم می‌شود.

من که هر شب در درزهای اسرارآمیز میان خواندن و خوردن زندگی می‌کردم، رابطه‌ای فوق‌العاده، نوعی هماهنگی ازپیش‌تعریف‌شده، میان طعم هر کتاب و کیفیت ادبی آن کشف کرده بودم. برای این‌که بدانم چیزی ارزش خواندن دارد یا نه، فقط کافی بود بخشی از قسمت‌های چاپ‌شده را بجوم. یاد گرفتم برای این منظور از صفحه‌ی عنوان استفاده کنم و متن کتاب را دست نخورده بگذارم. شعارم این شد: "اگر ارزش خوردن داشته باشد ارزش خواندن هم دارد."


📚 فرمین موش کتاب‌خوان
✍️ سم سوج👇👇👇👇👇

@shafiAzad
تفاوت میان نقاب به چهره‌ی خود زدن، که همیشه موقعیتی برای آزادی است، و تحمیل شدن اجباریِ نقاب به آدم، تفاوت میان سرپناه و زندان است.

عشق یک‌طرفه بد است، اما عشقی که اصلاً قابلیت دوطرفه شدن نداشته باشد واقعاً می‌تواند آدم را داغان کند.

وقتی که کوچک باشی، نابغه بودن کافی نیست.

در طول زندگی‌ام تقدیرگرایی بی‌اندازه‌ام همیشه مرا از احساسات ناخوشایند و کینه بر حذر داشته است. به‌علاوه، انتقام از او انتقام از یک روح بود، چون کاشف به عمل آمد نورمنی که من می‌شناختم و دوست داشتم اصلاً وجود خارجی ندارد، و در واقع زاییده‌ی تخیل من است، نتیجه‌ی سوءتفاهمی بزرگ که به خاطرش فقط باید خودم را شماتت می‌کردم.

موقعیت‌های عجیب و غریب امیدهای عجیب و غریب می‌آفرینند.

📚فرمین موش کتاب خوان
سم سوج👇👇👇

@shafiAzad
هیچ چیز مثل خراب‌کاری حس گرم رفاقت ایجاد نمی‌کند. و چند دقیقه‌ای در شلوغی این آشفته بازار احساس می‌کردیم یک خانواده‌ی بزرگ خوشبختیم. هر وقت مردم از من می‌خواهند داستانی از کودکی‌ام تعریف کنم، همیشه همین یکی را بلغور می‌کنم، فقط برای این‌که نشان دهم ما خانواده‌ای طبیعی بودیم.
📚 فرمین موش کتاب‌خوان
✍️ سم سوج

@shafiAzad
Forwarded from Atheists Community
جلسه پرسش و پاسخ: خواب، رؤیا، روح، ذهن، جان، اراده و خودآگاهی

دکتر تقی کیمیایی‌اسدی _ متخصص مغز و اعصاب، فوق تخصص طب تشخیص الکترونیکی، استاد اسبق دانشگاه، نویسنده و مترجم کتب علمی

برگزار شده در گروه: Atheists Community

@Atheists_Community
آغوشِ تــــو
مستقیم ترین راهِ دنیاست !
مرا به راهِ راست هدایت کن ...

@shafiAzad
Dreαм ѕo вιɢ тнey cαll yoυ crαzy

انقـدر روياهاىِ بـزرگى داشتـه بـاش
کـه همـه بهت بگـن دیوونـه☺️

@ShafiAzad
only yoυ can gιve мeanιng тo мy lιғe

فقط تویی که میتونی به زندگیِ من معنا بدی♡

@ShafiAzad
The reason Of my breathing Is "you"...

بهونه نفس کشیدنم تویی

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎@shafiAzad
тнe ѕтroɴɢeѕт тнιɴɢ ι ever ғelт
wαѕ ғeelιɴɢ ғor yoυ

قویترین چیزی که تا به حال حس کردمـ احساساتم برای تو بود

._.♡
@ShafiAzad
- چرا همیشه لبخند میزنی؟
+ وقتی هیچ راه فراری نداری و دقیقا به همه نیاز داری. یاد میگیری که چطور با لبخند زدن گریه کنی.
@shafiAzad
فقط چشمها هنوز قادرند فریادی بکشند.


تشخیص مرز بین علاقه و احترام، اینکه بفهمی تا کجاش احترامه و از کجاش میشه علاقه
@shafiAzad
کسی که می خواهد نیک و بد را بیافریند، باید در حقیقت یک مخرب باشد و تمام ارزشها را از میان ببرد. بدین سان بالاترین بدیها، نیکی هاست و این نیکی، خلاق است. هر چه در نتیجه حقایق می شکند، بگذار بشکند خانه های زیادی برای ساختن آماده است.
👤نیچه
@shafiAzad
But I love him, i love him cause i forget all this crying and madnesses when he smiles, i love him cause he's my reason for being alive.

ولی من عاشقشم،(( با همه ی این حسای بدی که بهم میده)) ، عاشقشم چون وقتی لبخند میزنه من همه ی این گریه ها و دیوونگیارو فراموش میکنم، عاشقشم چون اون دلیل زنده بودنمه.

@ShafiAzad
вe мy peαce
ι ɢoт eɴoυɢн pαιɴ

آرامشم بـاش
مـن بـه انـدازه کافی درد دارمـ

@ShafiAzad