Forwarded from Atheists Community
Telegram
Atheists Community
یک روز صبح بیدار شد، صبحانه خورد، مسواک زد، حمام رفت و بعدش تصمیم گرفت تبدیل به آدمی بشه که هیچکس ندونه تو فکر و دلش چی میگذره، از شب قبل چیز زیادی یادش نمونده بود، فقط همینقدر میدونست که همیشه تصمیمهای جدی به دنبال پشیمونیهای جدیتر گرفته میشن
@shafiAzad
@shafiAzad
⏹شریفترین کاری که از دست آدم برمیاد، احترام گذاشتن به چیزیه که زندگی ازش ساخته، پذیرفتن چیزی که بهش تبدیل شده، اونم بدون هیچ انکار و توجیهی، ناقص بودنی اصیل به جای کامل بودنی جعلی، جایی نوشته بود معصومیت انکار نکردنه، حتی گرگ هم وقتی توجیه نمیکنه معصومه، ولی انگار تو دنیای کبکها مقصر اونیه که میبینه
@shafiAzad
@shafiAzad
⏹مارک تواین در این عبارت آورده «باید حواسمان باشد از یک تجربه تنها چیزهایی را که عقلانیاند به خاطر بسپاریم و در همین جا متوقف شویم. مبادا مانند گربهای بشویم که روی در یک قابلمهی داغ مینشیند. او دیگر روی در قابلمه داغ نخواهد نشست و علاوه بر آن، دیگر روی قابلمهی سرد هم نمینشیند.
📚 هنر شفاف اندیشیدن
✍️ رولف دوبلی
@shafiAzad
📚 هنر شفاف اندیشیدن
✍️ رولف دوبلی
@shafiAzad
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ...
ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺻﻞ "ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ" ﺍﺳﺖ؛
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻡ .
👤 ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
@ShafiAzad
ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺻﻞ "ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ" ﺍﺳﺖ؛
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻡ .
👤 ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
@ShafiAzad
Every single time I had looked in your eyes، I just saw a world with a forever of "us" built in them.
هر زمان که به چشم هایت نگاه کرده بودم، یک دنیای بی پایان از خودمونو که در ان ها ساخته شده بود، دیدم.
@ShafiAzad
هر زمان که به چشم هایت نگاه کرده بودم، یک دنیای بی پایان از خودمونو که در ان ها ساخته شده بود، دیدم.
@ShafiAzad
کتابخوانی📚
دوستش به او پیشنهاد دوریکردن از شارلوت را میدهد. ورتر پیشنهاد او را قبول میکند؛ ولی تحمل دوری شارلوت را ندارد و بر میگردد و دوباره با شارلوت رابطه برقرار میکند. شوهر شارلوت (آلبرت) تعدادی اسلحه داشت. ورتر از او یکی از اسلحههایش را میگیرد و میگوید میخواهد…
⏹آرامش ما نسبت به برخی مباحثی که بشدت به آنها وابسته هستیم، هیچ چیز،مگر خیال پردازیِ تسلیم پذیرانه ای، بیش نیست و بیشتر به خیالپردازیِ زندانیانی شبیه است که سعی داشته اند با نقاشی های گوناگون و تصاویری شاد، دیوار های سلولشان را از نظر ها بپوشانند .
📚رنجهای ورتر جوان
@shafiAzad
📚رنجهای ورتر جوان
@shafiAzad
In the world of my thoughts,
Your position, your job, your popularity or fame would never be respected by me!
The thing which is valuable and matters to me is the egos of people, their character, their sense of understanding, their nobility and respect!
تو دنیای فکریِ من،
موقعیتت، شغلت، و معروفیت یا محبوبیتت، هیچ وقت و به هیچ وجه مورد احترام من قرار نمی گیره!
چیزی که برای من باارزش و قابل احترامه، وجودِ خودِ آدماست، شخصیتشون، شعور و فهمشون، اصالت و احترامشون!
@ShafiAzad
Your position, your job, your popularity or fame would never be respected by me!
The thing which is valuable and matters to me is the egos of people, their character, their sense of understanding, their nobility and respect!
تو دنیای فکریِ من،
موقعیتت، شغلت، و معروفیت یا محبوبیتت، هیچ وقت و به هیچ وجه مورد احترام من قرار نمی گیره!
چیزی که برای من باارزش و قابل احترامه، وجودِ خودِ آدماست، شخصیتشون، شعور و فهمشون، اصالت و احترامشون!
@ShafiAzad
کتابخوانی📚
⏹اگر شما یک درونگرا هستید، مطمئناً میدانید که مخالفت و اعتصاب در برابر سکوت چه بسا ممکن است منجر به دردهای عمیق جسمی شود. وقتی کودک هستید بارها شنیدهاید که والدینتان از دیگران به علت خجالتی بودن شما عذرخواهی میکنند. یا ممکن است در مدرسه بارها شنیده باشید…
⏹درونگراها خورهی کتاب هستند و برونگراها برجستهترین افراد میهمانیها محسوب میشوند.
⏹⭐️ فنلاندیها (🇫🇮) به عنوان ملتی درونگرا شهرت یافتهاند. یک لطیفهی فنلاندی میگوید: "چطور میتوانی بفهمی که یک فنلاندی از تو خوشش اومده؟ او به جای اینکه به کفشهای خودش زل بزند به کفشهای تو خیره شده است."
📚 سکوت
✍ سوزان کین
@shafiAzad
⏹⭐️ فنلاندیها (🇫🇮) به عنوان ملتی درونگرا شهرت یافتهاند. یک لطیفهی فنلاندی میگوید: "چطور میتوانی بفهمی که یک فنلاندی از تو خوشش اومده؟ او به جای اینکه به کفشهای خودش زل بزند به کفشهای تو خیره شده است."
📚 سکوت
✍ سوزان کین
@shafiAzad
شرایط هر دویشان فرق کرده بود.
آنها میتوانستند دوباره باهم باشند؛ اما وقتی بعد از سالها از مقابل هم رد شدند، وانمود کردند که همدیگر را نمیشناسند.
ساعتی بعد مرد در ساحل گریه کرد، زن در آینهی اتاقش..
@shafiAzad
آنها میتوانستند دوباره باهم باشند؛ اما وقتی بعد از سالها از مقابل هم رد شدند، وانمود کردند که همدیگر را نمیشناسند.
ساعتی بعد مرد در ساحل گریه کرد، زن در آینهی اتاقش..
@shafiAzad
زخمای خانوادگی از همه بدترن، نگفتنش سنگینت میکنه گفتنش سرافکندهت
@shafiAzad
@shafiAzad
Nothing is more enjoyable than two person fighting to achieve common as pirations.
هیچ چیز لذت بخش تر از جنگیدن دو نفره برای رسیدن به ارزوهای مشترک نیست.
@ShafiAzad
هیچ چیز لذت بخش تر از جنگیدن دو نفره برای رسیدن به ارزوهای مشترک نیست.
@ShafiAzad
زندگیمون روز به روز، بیشتر و بیشتر رو به تنهایی میره، با هدفون آهنگ گوش میدیم، حرفامونو توی اینترنت میزنیم، تنهایی بیرون میریم، تنهایی شاد میشیم، تنهایی غصه میخوریم، زندگی اجتماعی تک نفرهای داریم خلاصه...
@ShafiAzad
@ShafiAzad