کتابخوانی📚
6.11K subscribers
6.05K photos
397 videos
12.1K files
990 links
https://www.instagram.com/azad_shafi.7?igsh=a2xwcmp3NGlnNzkz


👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)


Admin:
@ShafiAzad7
Download Telegram
کتابخوانی📚
ازم پرسید قدم چه‌قدر است. با پوزخند شانه بالا انداختم _ هر از گاهی یک نفر این سوال مسخره را از من می‌کند و از این‌که نمی‌دانم حیرت می‌کند. برای چی باید بدانم؟ دانستن این‌که قدت چه‌قدر است به هیچ دردی نمی‌خورد جز این‌که بتوانی جواب سوال فوق‌الذکر را بدهی.…
مطمئناً ما ظرفیت زیادی برای تغییر داریم ولی هشتاد سال فرصت زیادی نیست. باید زود همه چیز را یاد گرفت. باید ابدیت را در چند دهه جا کرد.

من تحمل شنیدن نظرات بقیه را ندارم چون مطمئنم یا دارند چیزهایی را که جایی شنیده‌اند تکرار می‌کنند یا نظراتی را که در بچگی به خوردشان داده‌اند غرغره می‌کنند. ببین، هر کسی حق دارد نظر داشته باشد و هیچ‌وقت هم وسط حرف کسی که دارد نظرش را بیان می‌کند نمی‌پرم، ولی می‌توانی مطمئن باشی چیزی که می‌گویند مال خودشان است؟ من که مطمئن نیستم.

📚جز از کل
استیو تولتز
@shafiAzad
Forwarded from Atheists Community
موضوع سخنرانی: نقش سلبریتی‌ها در اعتراضات ایران

سخنران: دکتر لیلی نیکونظر _ پژوهشگر مطالعات فرهنگی از دانشگاه لوون بلژیک و روزنامه‌نگار مستقل

برگزار شده در گروه: Atheists Community
Always show kindness and love to others, your words might be filling the empty places in someone's heart.

همیشه محبت و عشق را به دیگران نشان بده کلماتت ممکنه جاهای خالی قلب یک نفر را پر کند.
@shafiAzad
Happiness can be found even in darkest of times, if one only remembers to turn on the light.

خوشحالی میتونه تو تاریک ترین لحظه ها هم پیدا بشه؛ اگه فقط یه نفر یادش باشه چراغی رو روشن کنه.

@ShafiAzad
I smile because I need to be strong.


من لبخند میزنم چون نیاز دارم قوی باشم.


@ShafiAzad
everybody leaves some take you with them

همه میروند و بعضی ها تو را نیز با خود می برند.

@shafiAzad
Sometimes life is about risking it all for a dream no one can understand.

گاهی زندگی یعنی ریسک کردن برای
رویایی که هیچ کس نمی تواند بفهمد.

@ShafiAzad
هم ازت می‌خوان منتظرِ چیزی نمونی، هم ازت می‌خوان صبور باشی.
@shafiAzad
You ever feel like when you met someone they fill this hole inside of you, and that when they're gone you feel that space painfully vacant?

تا حالا شده حس کنی وقتی کسی رو ملاقات می کنی قسمت خالی درونتو پر میکنن، و وقتی که میرن احساس می‌کنی که اون فضا به طور دردناکی خالی شده؟
@shafiAzad
‎.

تو آرام آرام نفس بکش،
من لحظه به لحظه دیوانه‌ات می‌شوم


@ShafiAzad
حواسِ همه‌ی شهر به برف است،
بیا
گرم کن این بغلِ سردِ زمستانی را♡

‌‌‌@ShafiAzad
نکته ی عجیب درباره ی انسان این است که در اکثر موارد دقیقا همان کسی است که نمی خواهد باشد و معجون غریب‌ سرکوب شده ایست از تمام کسانی که از آنان متنفر است و نقطه ی مقابل تمام کسانی است که دوستشان دارد یا عمیقا تحسینشان می کند!

شهروز_مرکباتی_لنگرودی

@shafiAzad
نوشتن
کشف نواحی
توسعه نیافته ی خویش
دهات خویش
جهان سوم خویش و
برهوت خویش است
@shafiAzad
نوشته یعنی ناشناخته
پیش از نوشتن،در کمال روشن بینی حتی
آدم هیچ نمی داند چه خواهد نوشت
نوشته،برای خودش
و برای جسم و جان خودش هم ناشناخته است
نوشتن حتی بازتاب هم نیست
نوعی مایه است که آدم در خودش
و در خویشتن خودش دارد
خویشتنی که در عین حال شخص دیگری است
ولی به موازات آدم و در جوار آدم ظاهر می شود
پیش می رود و در عین حال نامرئی است
با اندیشه و با خشم قرین است
گاهی هم با کنش خاص خود
با خطر از دست دادن زندگی مواجه می شود
اگر آدم از آنچه می خواهد بنویسد
پیشاپیش و پیش از نوشتن چیزی بداند
هیچ وقت نخواهد نوشت
به زحمتش نمی ارزد

مارگریت_دوراس
@shafiAzad
Forwarded from Atheists Community
موضوع سخنرانی: مدفوع، ذهن و جامعه

سخنران: Omid N _ پژوهشگر فلسفه در زمینه تئوری معاصر

برگزار شده در گروه: Atheists Community

@Atheists_Community
I miss going to bed with absolutely nothing on my mind.

دلتنگِ رفتن به رختخواب با ذهنی کاملا ازاد هستم.
@shafiAzad
کتابخوانی📚
میان چهاردیواری که اتاق مرا تشکیل می دهد و حصاری که دور زندگی و افکار من کشیده، زندگی من مثل شمع خرده خرده آب می شود. نه اشتباه می کنم مثل یک کنده ی هیزم تر است که گوشه دیگدان افتاده و به آتش هیزم های دیگر برشته و ذغال شده ولی نه سوخته است و نه تر و تازه…
از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود آرامش مخصوصی در خودم حس میکردم – تنها چیزی که از من دلجویی میکرد امید نیستی پس از مرگ بود (فکر زندگی دوباره مرا میترسانید و خسته میکرد) من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی میکردم، انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من میخورد؟ حس میکردم که این دنیا برای من نبود، برای یکدسته آدمهای بی‌حیا، پررو، گدامنش، معلومات‌فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود (برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم می‌جنبانید گدائی میکردند و تملق می‌گفتند) فکر زندگی دوباره مرا میترسانید و خسته می‌کرد.

📚 بوف کور
✍🏼 صادق هدایت

@shafiAzad
آدم گمان می‌کند مردم در برابر اعتراف کردن نزد نویسنده‌ها محتاط‌تر باشند. آدم خیال می‌کند مردم می‌دانند که ما نویسنده‌ها لاشخوریم و بقایای روابط مرده و بحث‌‌های فراموش شده را برمی‌داریم و برای کارمان بازیافت می‌کنیم، حلول خودِ قبلی آن‌ها در قالب جدید وصله پینه شده‌ای ساخت ما.

وقتی خیلی جوانی خبری از خاکستری نیست، فقط خوب یا بد، درست یا غلط. قوانین بسیار روشن‌اند.

ادامه دادن آسان‌تر است تا برگشتن و نگاه کردن به پشت سر.

آدم‌ها عوض نمی‌شن، فقط در مخفی کردنِ خودِ حقیقی‌شون واردتر می‌شن.


📚دریک جنگل تاریک تاریک
روث ور
@shafiAzad