کتابخوانی📚
⏹آینده بینی نیچه ای بسا چیزها که اکنون بدترین بدی ها خوانده می شوند و پهناشان دوازده پا و درازاشان سه ماه بیش نیست! اما روزی اژداهایانی بزرگ تر به جهان خواهند آمد. تا ابرانسان بی اژدها نماند_ ابرانسانی در خورد او_ خورشید سوزان هنوز می باید بر جنگل های دمناک…
⏹ برای این که کسی به قلب من و اراده ی نهانی من پی نبرد،این سکوت ممتد و درخشان را برای خود تعبیه نمودم.
✍🏼فریدریش نیچه
📚چنین گفت زرتشت
@shafiAzad
✍🏼فریدریش نیچه
📚چنین گفت زرتشت
@shafiAzad
⏹ عصر ما عمیقا فاجعه آمیز است ...
هر انسان زنده ی راستینی
بر اثر سرنوشت غم انگیز زمانِ خود
از درون متلاشی شده است !
@shafiAzad
هر انسان زنده ی راستینی
بر اثر سرنوشت غم انگیز زمانِ خود
از درون متلاشی شده است !
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹ وظیفهی هنرمند پیدا کردن وسایل مناسب است و وظیفهی مخاطب کشف معنا. 📚بالاخره یه روزی قشنگ حرف میزنم ✍دیوید سداریس @shafiAzad
⏹ در نیویورک هفتهای سه چهار بار به سینما میرفتم. اینجا آمار را رساندهام به شش هفت، بیشتر به این خاطر که تنبلتر از آن هستم که کار دیگری بکنم.
خوشبختانه سینما رفتن در ردیف کارهای روشنفکرانه است،
همارز با کتاب خواندن یا وقتْ صرفِ افکار جدی کردن. منظورم این نیست که فیلمها جدیتر شدهاند، میخواهم این را بگویم که تعداد زیادی آدم وجود دارند که به اندازهی من تنبلاند و با هم توافق کردهایم که استانداردهای روشنفکری را پایین بیاوریم.
📚بالاخره یه روزی قشنگ حرف میزنم
✍دیوید سداریس
@shafiAzad
خوشبختانه سینما رفتن در ردیف کارهای روشنفکرانه است،
همارز با کتاب خواندن یا وقتْ صرفِ افکار جدی کردن. منظورم این نیست که فیلمها جدیتر شدهاند، میخواهم این را بگویم که تعداد زیادی آدم وجود دارند که به اندازهی من تنبلاند و با هم توافق کردهایم که استانداردهای روشنفکری را پایین بیاوریم.
📚بالاخره یه روزی قشنگ حرف میزنم
✍دیوید سداریس
@shafiAzad
میدانم
نیمهشب که فکر میکنی خوابیدهام
به پاتوقِ مجازیمان سر میزنی
این نوشته را
همانجا می گذارم
تا بفهمی میفهممت
تا بفهمی
به حرمتِ آمدنت
هیچگاه
صندوقِ دلخوشیِ پنهانمان را
خالی نخواهم گذاشت
مخصوصا
شب هایی که دلگیر از من می روی
مطمئن باش که نیمه شب
شعری برای دلجویی از تو
در صندوقِ دلخوشیِ پنهانمان
خواهی یافت
وقتی من
خودم را به خواب زدهام
تا بی خبر بیایی
و بروی ...
@shafiAzad
نیمهشب که فکر میکنی خوابیدهام
به پاتوقِ مجازیمان سر میزنی
این نوشته را
همانجا می گذارم
تا بفهمی میفهممت
تا بفهمی
به حرمتِ آمدنت
هیچگاه
صندوقِ دلخوشیِ پنهانمان را
خالی نخواهم گذاشت
مخصوصا
شب هایی که دلگیر از من می روی
مطمئن باش که نیمه شب
شعری برای دلجویی از تو
در صندوقِ دلخوشیِ پنهانمان
خواهی یافت
وقتی من
خودم را به خواب زدهام
تا بی خبر بیایی
و بروی ...
@shafiAzad
Forwarded from داروین صبوری
🔸اسطوره را باید با کلید استعاره فهمید؛ این پیشنهاد کلیدیِ جوزف کمبل، اسطورهشناس برجستهی امریکایی است.
در اساطیر یونان میخوانیم که وقتی "پاندورا" به فرمان زئوس به زمین آمد، درِ سبویی که خدایان به او بخشیده بودند را از روی کنجکاوی و به اغوای آتنه، الههی دانایی و خرد، گشود. رنجهای هولناک از سبو بیرون زدند و در چشم برهمزدنی سرتاسر زمین را فرا گرفتند. تنها "امید" در سبو ماند و خارج نشد. یونانیان به زبان استعاره میخواستند بگویند که هر گونه تلاشورزی در راه فهم و پاسخ به پرسشهای سهمگین و بنیادین بشری، میتواند ارمغانِ رنج و رنجوری به زیستنهای اجتماعی باشد.
🔸نیکوس کازانتزاکیس وقتی در کتاب "زوربای یونانی" بیرحمانه زوربا را، قهرمان قصهی خود را، شاهدِ زبحِ زنِ بیوه در میان هلهلهی جمعیت میکند، از زبانِ او میپرسد که "جوانها چرا میمیرند؟ اصلا چرا انسانها میمیرند؟"
نویسنده نومیدانه پاسخ میدهد: "نمیدانم" و زوربا برآشفته فریاد میکند که پس در آن کتابهای لعنتی دقیقا از چه کوفتی نوشتهاند؟
نویسنده آرام میگوید: دربارهی رنج و درد انسانهایی نوشتهاند که نمیتوانند پاسخ این سوالات را بیابند.
🔸باید پذیرفت که سازوکار زیستِ روزمره در جهان نه بر اساس کوشش در پاسخهای بنیادین، که بر پایهی یک بیخبری و سهلانگاریِ باشکوه و کارا است. در جایی و از قول جامعهشناسی وطنی خواندم که باید فرصتِ کروناییِ اندیشه در باب معنای زندگی را غنیمت شمرد، فرصتی که شتابِ جهان مدرن از ما دریغ ورزیده بود. من اما همدل نیستم؛ فرآیند تفکر، نه یک عمل سرسری و نابههنگام، که یک تلاش شبانهروزی و مداوم با ابزار خردورزی است. اگر نانوای محل، خواربار فروش بازار و کارمند بانک یک شب تصمیم بگیرند که زیادی پاپیچ کشف "معنای راستین زندگی" و "پرسشهای کلان در فلسفهی زیستن" شوند، بعید میدانم که دوباره ساعت خود را برای برخواستن در صبح کوک کنند. آنها ناامید و افسرده خواهند شد، همانگونه که خیل عظیمی از انسانها در مواجهه با شر و پرسش در باب علل وقوع آن افسرده و پژمرده شدند. تنها عدهای اندک میتوانند همزمان با گشودنِ سبوی پاندورا، حافظ تهماندههای "امید" باشند، حتا اگر بدل به حمالان رنجهای هولناک و پرسشهای سهمگینِ بیپاسخِ لعنتی گردند.
🆔 @darwinsabouri
در اساطیر یونان میخوانیم که وقتی "پاندورا" به فرمان زئوس به زمین آمد، درِ سبویی که خدایان به او بخشیده بودند را از روی کنجکاوی و به اغوای آتنه، الههی دانایی و خرد، گشود. رنجهای هولناک از سبو بیرون زدند و در چشم برهمزدنی سرتاسر زمین را فرا گرفتند. تنها "امید" در سبو ماند و خارج نشد. یونانیان به زبان استعاره میخواستند بگویند که هر گونه تلاشورزی در راه فهم و پاسخ به پرسشهای سهمگین و بنیادین بشری، میتواند ارمغانِ رنج و رنجوری به زیستنهای اجتماعی باشد.
🔸نیکوس کازانتزاکیس وقتی در کتاب "زوربای یونانی" بیرحمانه زوربا را، قهرمان قصهی خود را، شاهدِ زبحِ زنِ بیوه در میان هلهلهی جمعیت میکند، از زبانِ او میپرسد که "جوانها چرا میمیرند؟ اصلا چرا انسانها میمیرند؟"
نویسنده نومیدانه پاسخ میدهد: "نمیدانم" و زوربا برآشفته فریاد میکند که پس در آن کتابهای لعنتی دقیقا از چه کوفتی نوشتهاند؟
نویسنده آرام میگوید: دربارهی رنج و درد انسانهایی نوشتهاند که نمیتوانند پاسخ این سوالات را بیابند.
🔸باید پذیرفت که سازوکار زیستِ روزمره در جهان نه بر اساس کوشش در پاسخهای بنیادین، که بر پایهی یک بیخبری و سهلانگاریِ باشکوه و کارا است. در جایی و از قول جامعهشناسی وطنی خواندم که باید فرصتِ کروناییِ اندیشه در باب معنای زندگی را غنیمت شمرد، فرصتی که شتابِ جهان مدرن از ما دریغ ورزیده بود. من اما همدل نیستم؛ فرآیند تفکر، نه یک عمل سرسری و نابههنگام، که یک تلاش شبانهروزی و مداوم با ابزار خردورزی است. اگر نانوای محل، خواربار فروش بازار و کارمند بانک یک شب تصمیم بگیرند که زیادی پاپیچ کشف "معنای راستین زندگی" و "پرسشهای کلان در فلسفهی زیستن" شوند، بعید میدانم که دوباره ساعت خود را برای برخواستن در صبح کوک کنند. آنها ناامید و افسرده خواهند شد، همانگونه که خیل عظیمی از انسانها در مواجهه با شر و پرسش در باب علل وقوع آن افسرده و پژمرده شدند. تنها عدهای اندک میتوانند همزمان با گشودنِ سبوی پاندورا، حافظ تهماندههای "امید" باشند، حتا اگر بدل به حمالان رنجهای هولناک و پرسشهای سهمگینِ بیپاسخِ لعنتی گردند.
🆔 @darwinsabouri
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ بدون تقلید هیچ کسی قادر به یادگیری هیچ چیزی نخواهد بود،
فقط چیزی که این وسط خیلی مهم است ادا درنیاوردن است ...
@shafiAzad
فقط چیزی که این وسط خیلی مهم است ادا درنیاوردن است ...
@shafiAzad
زمان
مثل لباسی سترگ و دنبالهدار است،
اینطور نیست؟
ما بنا به عادت
سهم خودمان را از آن میبُریم
تا بر تن کنیم.
برای همین هم
دلمان میخواهد خودمان
را گول بزنیم که
این لباس اندازهمان است،
اما زمان بیشتر و بیشتر امتداد پیدا میکند.
@shafiAzad
مثل لباسی سترگ و دنبالهدار است،
اینطور نیست؟
ما بنا به عادت
سهم خودمان را از آن میبُریم
تا بر تن کنیم.
برای همین هم
دلمان میخواهد خودمان
را گول بزنیم که
این لباس اندازهمان است،
اما زمان بیشتر و بیشتر امتداد پیدا میکند.
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹ آدمی می کوشد آنانی را که نمی تواند رنج دهد، خوار شمارد. ✍ نیچه 📚انسانی زیاده انسانی @shafiAzad
⏹ما مالکِ نظرهای خویش، همچون ماهیها هستیم،
از این جهت که فرد مالک آبگیر است. باید به صیدِ ماهی برویم و بخت یارمان باشد تا ماهیهای "خود" و نظرهای "خویش" را داشته باشیم.
من در اینجا از نظرهای پویا و ماهیهای زنده سخن میگویم. دیگران از این امر راضی هستند که در اتاقِ پُر از فسیل حضور یابند و در سَر، "باورهایی" داشته باشند.
✍ نیچه
📚انسانی زیاده انسانی
@shafiAzad
از این جهت که فرد مالک آبگیر است. باید به صیدِ ماهی برویم و بخت یارمان باشد تا ماهیهای "خود" و نظرهای "خویش" را داشته باشیم.
من در اینجا از نظرهای پویا و ماهیهای زنده سخن میگویم. دیگران از این امر راضی هستند که در اتاقِ پُر از فسیل حضور یابند و در سَر، "باورهایی" داشته باشند.
✍ نیچه
📚انسانی زیاده انسانی
@shafiAzad
از زندگی چه میخواهید؟...
وقتی میپرسم از زندگی چه میخواهید، منظورم کلیترین معنای ممکن این پرسش است. سؤالم مربوط به هدفهایی نیست که هر روز در آغاز فعالیتهای روزانه در سر دارید.
پرسشم مربوط به هدف اصلی شما در زندگی است. به عبارت دیگر، سؤالم این است: در میان چیزهایی که در جستجویشان هستید، کدام یک برای شما از همه ارزشمندتر است؟
@shafiAzad
وقتی میپرسم از زندگی چه میخواهید، منظورم کلیترین معنای ممکن این پرسش است. سؤالم مربوط به هدفهایی نیست که هر روز در آغاز فعالیتهای روزانه در سر دارید.
پرسشم مربوط به هدف اصلی شما در زندگی است. به عبارت دیگر، سؤالم این است: در میان چیزهایی که در جستجویشان هستید، کدام یک برای شما از همه ارزشمندتر است؟
@shafiAzad
Forwarded from Behzad Mehrani- بهزاد مهرانی ✌️
تا انتقادی به اسلام میشود عدهای مومن ِ باورمند از راه میرسند و از گریبانشان پرسشهایی بیرون میآورند که مگر شما اسلامشناسی که از اسلام انتقاد میکنی و مگر تو میدانی در تاریخْ معتزله چه گفتهاند و اشاعره چه و آیا به فلسفهی دین آشنایی داری که اینچنین به دین میتازی و خلاصهی حرفشان این است که وقتی شما میخواهی به اسلام یا به دین انتقاد کنی و یا منکر حقانیت آن بشوی باید به تاریخ دین و فلسفه و الهیات و کلام و منطق و … آشنایی داشته باشی.
ظاهر این سخنان روشنفکرانه و منطقی میآید اما در بطن آن چیزی جز شجاعتستانی و خفهکردن صدای منتقد و منکوبکردن ناباورمندان نیست.
سوال این است که مگر همهی مومنان به این امور آگاهی دارند؟ به بیان دیگر آیا دینداری مومنان، همه فیلسوفانه و متکلمانه است که توقع دارید هرکه منتقد دین بود لاجرم باید به علوم دینی مسلط باشد.
برخی از عارفان مسلمان از "پیامبر اسلام" حدیثی نقل میکنند که گفته علیکم بدین العجائز؛ یعنی «بر شما باد گرویدن به دین پیرزنان» که همان دینداری غیرمتکلمانه و غیرفیلسوفانه است.
یاد حدیث دیگری از "پیامبر" نقل میکنند که ««اكثر اهل الجنة البُله» که یعنی اکثر اهل بهشت ابلهان هستند.
مولانا در مثنوی به این حدیث اشاره دارد:
خویش ابله کن تبع می رو سپس
رستگی زین ابلهی یابی و بس
اکثر اهل الجنة البله ای پدر
بهر این گفتهست سلطانالبشر
(دفتر چهارم)
از سوی دیگر کدام پیامبر و امامی در تاریخ گفته است که اگر شما دینداری عوامانه و غیرفلسفی داشته باشید از شما پذیرفته نیست و آن دینداریای فقط مورد پذیرش خداوند است که محققانه باشد؟
مومنان معتقدند که قرآن در ۱۴ قرن پیش برای هدایت مردمان گمراه و کمسواد شبه جزیره عربستان نازل شده است. پرسش این است که مگر آن مردمانْ فلسفه و کلام و الهیات میدانستند؟
چگونه است که این جماعت وقتی به ملحدان میرسند توقع دارند همه در حد و اندازه فیلسوفان دین و متکلمان از دین شناخت داشته باشند تا بتوانند با آن مخالفت کنند؟
اگر دینداری عوامانه داریم چرا نمیشود الحاد ِ عوامانه داشت؟
چطور شما میتوانی چند نوبت در روز از بلندگوهای شهر، شهادت بدهی که محمد پیامبر خدا است اما منتقد دین برای اینکه بگوید محمد پیامبر خدا نیست و اساسا خدا کسی را نفرستاده است باید سالها تحقیق فیلسوفانه بورزد؟
القصه! همه این دعوت به فلسفهخوانی برای انتقاد از دین برای این است که صدای منتقدان دین خفه بشود.
✅ @behzadmehrani77
ظاهر این سخنان روشنفکرانه و منطقی میآید اما در بطن آن چیزی جز شجاعتستانی و خفهکردن صدای منتقد و منکوبکردن ناباورمندان نیست.
سوال این است که مگر همهی مومنان به این امور آگاهی دارند؟ به بیان دیگر آیا دینداری مومنان، همه فیلسوفانه و متکلمانه است که توقع دارید هرکه منتقد دین بود لاجرم باید به علوم دینی مسلط باشد.
برخی از عارفان مسلمان از "پیامبر اسلام" حدیثی نقل میکنند که گفته علیکم بدین العجائز؛ یعنی «بر شما باد گرویدن به دین پیرزنان» که همان دینداری غیرمتکلمانه و غیرفیلسوفانه است.
یاد حدیث دیگری از "پیامبر" نقل میکنند که ««اكثر اهل الجنة البُله» که یعنی اکثر اهل بهشت ابلهان هستند.
مولانا در مثنوی به این حدیث اشاره دارد:
خویش ابله کن تبع می رو سپس
رستگی زین ابلهی یابی و بس
اکثر اهل الجنة البله ای پدر
بهر این گفتهست سلطانالبشر
(دفتر چهارم)
از سوی دیگر کدام پیامبر و امامی در تاریخ گفته است که اگر شما دینداری عوامانه و غیرفلسفی داشته باشید از شما پذیرفته نیست و آن دینداریای فقط مورد پذیرش خداوند است که محققانه باشد؟
مومنان معتقدند که قرآن در ۱۴ قرن پیش برای هدایت مردمان گمراه و کمسواد شبه جزیره عربستان نازل شده است. پرسش این است که مگر آن مردمانْ فلسفه و کلام و الهیات میدانستند؟
چگونه است که این جماعت وقتی به ملحدان میرسند توقع دارند همه در حد و اندازه فیلسوفان دین و متکلمان از دین شناخت داشته باشند تا بتوانند با آن مخالفت کنند؟
اگر دینداری عوامانه داریم چرا نمیشود الحاد ِ عوامانه داشت؟
چطور شما میتوانی چند نوبت در روز از بلندگوهای شهر، شهادت بدهی که محمد پیامبر خدا است اما منتقد دین برای اینکه بگوید محمد پیامبر خدا نیست و اساسا خدا کسی را نفرستاده است باید سالها تحقیق فیلسوفانه بورزد؟
القصه! همه این دعوت به فلسفهخوانی برای انتقاد از دین برای این است که صدای منتقدان دین خفه بشود.
✅ @behzadmehrani77
⏹ زبان هدیهی خطرناکی است.
خودش را در اختیار ما قرار میدهد تا رایگان بکار گیریم، اما به محض اینکه آن را بپذیریم ما را اشغال میکند.
@shafiAzad
خودش را در اختیار ما قرار میدهد تا رایگان بکار گیریم، اما به محض اینکه آن را بپذیریم ما را اشغال میکند.
@shafiAzad
کتابخوانی📚
Photo
یرومند تر از فک کروکودیل آب شور
اسماعیل وفا یغمائی
به پسرم امیر وفا یغمائی و نوه نازنینم سیمین
***
پی . اس. ای
یعنی قدرت فشار یک پوند بر اینچ مربع
جانور شناسان میگویند
کروکودیل آب شور قویترین فک را دارد
وقتی شکار را میگیرد
هفتهزار و هفتصد پوند بر هر اینچ مربع فشار وارد می آورد
و استخوانهارا خرد میکند
یک گاو را براحتی قورت میدهد
و کوسه ماهی را براحتی میبلعد
اما جانور شناشان اشتباه میکنند پسرم
میتوانی اشتباه آنان را تصحیح کنی
میتوانی به آنان یاد آوری کنی
یا رساله دکترای حفظ محیط زیست خود را در این باره بنویسی:
قویتر ازکروکودیل آب شور
اگر چه پیری بد نیست و قانون است
ولی عفریته بودن و پیر بودن حکایت ئیگریست
و بدینسان
پیره عفریته ای پفتال و پلشت را میشناسم
که عشق را و شرف را و انسانیت را
دیریست در میان فکهای خود خرد کرده است
که به جسد خواری خو گرفته است
که مهربانی را نمیشناسد
اما دروغ و فریب را میشناسد
که مادر مراسالهاست در میان فکهای خود اسیر کرده است
که صدای اورا حتی به زنجیر کشیده است
و تا جنازه سرد او را با طبل و شیپور به خاک نسپارد
و بر تابوت او گلی سیاه نیندازد
فکهایش را از هم باز نمی کند
پیره پفتال عفریته ای سراپا نفرت
پیره پفتال عفریته ای سراسر دروغ و عظمت طلبی
پیره پفتال عفریته ای سراپا بیرحمی
که پلکان فرارفتنش نه زندگی ما بل مرگ ماست
و گنج بزرگش انبارهای جسدها و سنگ گورهای متوالی
و خوردن و ریدن کشتگان است
پیره پفتال عفریته ای که پیش از اجساد ارواح را میان فکهایش خرد کرد
پیره پفتال عفریته ای که سالها پیش عشق را سر برید
بر قلبها تف کرد
و محبت را به زباله دان انداخت
و صاحب نیرومند ترین فکهای جهان شد
نیرومند تر از فک کفتار
و خرد کننده تر از فک کروکودیل آب شور
پیره پفتال عفریته ای با شصت و چهار دندان نیش
شصت و چهار دندان درخشان و بی عیب
برای فریفتن شکار
حاصل تلاش بهترین دندانکاران جهان
که میگویند بر آسمان طلوع خواهد کرد
و میهنی را و شاید جهانی را
با نورهای روشن آزادی روشنا خواهد بخشید
شگفت انگیز است
بعد از طلوع خمینی در ماه
و آن همه جسد و جنایت و جهل
طلوع یک کروکودیل خورشید گون بر اسمان
با جسد مادر من در میان فکهای سیری ناپذیرش
از حالا تا ابد
زانو زنید ای پرستندگان ای سائلان و ستایندگان و قلم به دستان
زانو زنید جاکشان بی شرف
که بر چشمها و قلب خویش
در ازای چند سکه شاشیده اید
من همچنان با شعر تلخ خویش تنها خواهم ماند
تا آخرین نفس در مقابل ارتش کاسه به دست جاکشان
اما در آخرین نفس بر خاک خواهم نوشت با سرانگشتانم
که من از بردگان خود خواسته
بیش از برده داران بیزارم
زانو زنید جسدهای متحرک متعفن
زانو زنید و کاسه های خود را پیش آورید
در جرانگ جرنگ سکه ها
بر حاشیه جسدهائی که خاکستر شدند
و قلبهائی که در زیر پای او له شد
در بنای یک دیکتاتوری دیگر
زانو زنید.....
هشتم آوریل 202
@ShafiAzad
اسماعیل وفا یغمائی
به پسرم امیر وفا یغمائی و نوه نازنینم سیمین
***
پی . اس. ای
یعنی قدرت فشار یک پوند بر اینچ مربع
جانور شناسان میگویند
کروکودیل آب شور قویترین فک را دارد
وقتی شکار را میگیرد
هفتهزار و هفتصد پوند بر هر اینچ مربع فشار وارد می آورد
و استخوانهارا خرد میکند
یک گاو را براحتی قورت میدهد
و کوسه ماهی را براحتی میبلعد
اما جانور شناشان اشتباه میکنند پسرم
میتوانی اشتباه آنان را تصحیح کنی
میتوانی به آنان یاد آوری کنی
یا رساله دکترای حفظ محیط زیست خود را در این باره بنویسی:
قویتر ازکروکودیل آب شور
اگر چه پیری بد نیست و قانون است
ولی عفریته بودن و پیر بودن حکایت ئیگریست
و بدینسان
پیره عفریته ای پفتال و پلشت را میشناسم
که عشق را و شرف را و انسانیت را
دیریست در میان فکهای خود خرد کرده است
که به جسد خواری خو گرفته است
که مهربانی را نمیشناسد
اما دروغ و فریب را میشناسد
که مادر مراسالهاست در میان فکهای خود اسیر کرده است
که صدای اورا حتی به زنجیر کشیده است
و تا جنازه سرد او را با طبل و شیپور به خاک نسپارد
و بر تابوت او گلی سیاه نیندازد
فکهایش را از هم باز نمی کند
پیره پفتال عفریته ای سراپا نفرت
پیره پفتال عفریته ای سراسر دروغ و عظمت طلبی
پیره پفتال عفریته ای سراپا بیرحمی
که پلکان فرارفتنش نه زندگی ما بل مرگ ماست
و گنج بزرگش انبارهای جسدها و سنگ گورهای متوالی
و خوردن و ریدن کشتگان است
پیره پفتال عفریته ای که پیش از اجساد ارواح را میان فکهایش خرد کرد
پیره پفتال عفریته ای که سالها پیش عشق را سر برید
بر قلبها تف کرد
و محبت را به زباله دان انداخت
و صاحب نیرومند ترین فکهای جهان شد
نیرومند تر از فک کفتار
و خرد کننده تر از فک کروکودیل آب شور
پیره پفتال عفریته ای با شصت و چهار دندان نیش
شصت و چهار دندان درخشان و بی عیب
برای فریفتن شکار
حاصل تلاش بهترین دندانکاران جهان
که میگویند بر آسمان طلوع خواهد کرد
و میهنی را و شاید جهانی را
با نورهای روشن آزادی روشنا خواهد بخشید
شگفت انگیز است
بعد از طلوع خمینی در ماه
و آن همه جسد و جنایت و جهل
طلوع یک کروکودیل خورشید گون بر اسمان
با جسد مادر من در میان فکهای سیری ناپذیرش
از حالا تا ابد
زانو زنید ای پرستندگان ای سائلان و ستایندگان و قلم به دستان
زانو زنید جاکشان بی شرف
که بر چشمها و قلب خویش
در ازای چند سکه شاشیده اید
من همچنان با شعر تلخ خویش تنها خواهم ماند
تا آخرین نفس در مقابل ارتش کاسه به دست جاکشان
اما در آخرین نفس بر خاک خواهم نوشت با سرانگشتانم
که من از بردگان خود خواسته
بیش از برده داران بیزارم
زانو زنید جسدهای متحرک متعفن
زانو زنید و کاسه های خود را پیش آورید
در جرانگ جرنگ سکه ها
بر حاشیه جسدهائی که خاکستر شدند
و قلبهائی که در زیر پای او له شد
در بنای یک دیکتاتوری دیگر
زانو زنید.....
هشتم آوریل 202
@ShafiAzad
کتابخوانی📚
در مقام هنرمند می باید شراب بنوشی با زن بجوشی در عشق بکوشی و به جنگ درآیی و نام و ننگ بخواهی اما به یک شرط که نه میخواره باشی و نه زنباره و نه شوهر و نه حتی سرباز صفوف مقدم 👤گوستاو_فلوبر @shafiAzad
🔳 از میان
تمام ناملایمات و بلایایی
که بر سر عشق می آید
بدترین و مخرب ترینشان
اینست که یک طرف
از دیگری تقاضای پول کند.
گوستاو_فلوبر
@shafiAzad
تمام ناملایمات و بلایایی
که بر سر عشق می آید
بدترین و مخرب ترینشان
اینست که یک طرف
از دیگری تقاضای پول کند.
گوستاو_فلوبر
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹ما مالکِ نظرهای خویش، همچون ماهیها هستیم، از این جهت که فرد مالک آبگیر است. باید به صیدِ ماهی برویم و بخت یارمان باشد تا ماهیهای "خود" و نظرهای "خویش" را داشته باشیم. من در اینجا از نظرهای پویا و ماهیهای زنده سخن میگویم. دیگران از این امر راضی هستند…
⏹ آن کسی که نقاب مهربانی بر چهره دارد, در نهایت قدرت ان را خواهد یافت که بر حالات عاطفی که در انها نشانی از مهربانی نیست, مسلط شود
و سر اخر مبدل به انسانی خیرخواه گردد.
✍ نیچه
📚انسانی زیاده انسانی
@shafiAzad
و سر اخر مبدل به انسانی خیرخواه گردد.
✍ نیچه
📚انسانی زیاده انسانی
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹ برای این که کسی به قلب من و اراده ی نهانی من پی نبرد،این سکوت ممتد و درخشان را برای خود تعبیه نمودم. ✍🏼فریدریش نیچه 📚چنین گفت زرتشت @shafiAzad
⏹ زاهد خلوتنشین چنین میاندیشد:
« نزدِ من همیشه* تَک یعنی بسیار؛ همیشه یک در یک سرانجام —
میشود دو!
«*من و من *همواره با یکدیگر غرقِ گفتوگو-ایم. اگر دوستی پا در میانی نکند این را چهگونه تاب میتوانم آورد؟ »
برای زاهد خلوتنشین دوست همیشه ســوّم کَــس است. و سوّمکس آن کمربنـدِ نجاتیست که نمیگذارد گفتوگوی آن دو دیگر به ژرفنـا فرو رود.
وَه که چه# ژرفنــاها در کمینِ خلوتنشینان است! از این رو چنین آرزومندِ یک دوستاند و #بلندی او.
✍🏼فریدریش نیچه
📚چنین گفت زرتشت
@shafiAzad
« نزدِ من همیشه* تَک یعنی بسیار؛ همیشه یک در یک سرانجام —
میشود دو!
«*من و من *همواره با یکدیگر غرقِ گفتوگو-ایم. اگر دوستی پا در میانی نکند این را چهگونه تاب میتوانم آورد؟ »
برای زاهد خلوتنشین دوست همیشه ســوّم کَــس است. و سوّمکس آن کمربنـدِ نجاتیست که نمیگذارد گفتوگوی آن دو دیگر به ژرفنـا فرو رود.
وَه که چه# ژرفنــاها در کمینِ خلوتنشینان است! از این رو چنین آرزومندِ یک دوستاند و #بلندی او.
✍🏼فریدریش نیچه
📚چنین گفت زرتشت
@shafiAzad
⏹ فرهنگی که ما داریم به مردم این اجازه را نمی دهد تا حس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند؛ و تو باید خیلی قوی باشی تا بتوانی بگویی که من زیر بار فرهنگی که برایم کارایی ندارد نمی روم.
📚 سه شنبه ها با موری
✍🏻 میچ_آلبوم
@shafiAzad
📚 سه شنبه ها با موری
✍🏻 میچ_آلبوم
@shafiAzad