Audio
خوارج و جنگ نهروان، جنگِ قاریانِ قرآن در برابر هم
ایمان سلیمانی امیری، اسماعیل وفا یغمایی و مانی
@ShafiAzad
ایمان سلیمانی امیری، اسماعیل وفا یغمایی و مانی
@ShafiAzad
بخاطر هیچکس، بخاطر هیچچیز
هیچ آدمی قرار نیست، خودشو اذیت کنه
اونم تا مرزی که فکر میکنه کل زندگی زیر سوال رفته
اصلا خندهداره،
رفت که رفت...
خبری نشده
اگر ما فکر میکنیم با نبودن یک نفر، از پا درمیایم
خیلی مغزمون خالیه
فرهنگ هلاکویی
@ShafiAzad
هیچ آدمی قرار نیست، خودشو اذیت کنه
اونم تا مرزی که فکر میکنه کل زندگی زیر سوال رفته
اصلا خندهداره،
رفت که رفت...
خبری نشده
اگر ما فکر میکنیم با نبودن یک نفر، از پا درمیایم
خیلی مغزمون خالیه
فرهنگ هلاکویی
@ShafiAzad
Ghesmate 1-(IRMP3.IR)
Ahmad Shamlou
نسخهء شنیداری شازده کوچولو (به فرانسوی: Le Petit Prince) اثر آنتوان دو سنت اگزوپری است که اولین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. با صدای زیبای احمد شاملو را به گوش جان بسپارید. "بخش یکم"
@ShafiAzad
@ShafiAzad
Ghesmate 2-(IRMP3.IR)
Ahmad Shamlou
نسخهء شنیداری شازده کوچولو (به فرانسوی: Le Petit Prince) اثر آنتوان دو سنت اگزوپری است که اولین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. با صدای زیبای احمد شاملو را به گوش جان بسپارید. "بخش دوم"
@ShafiAzad
@ShafiAzad
دست آخر شهریار کوچولو درآمد که: آدمها کجاند؟ آدم تو کویر یک خرده احساس تنهایی میکند.
مار گفت: پیش آدمها هم احساس تنهایی میکنی!
@ShafiAzad
مار گفت: پیش آدمها هم احساس تنهایی میکنی!
@ShafiAzad
دروغهایت را باور میکنم
بیا تا قرار بگذاریم
حقیقت
همین دروغهایی باشد که تو میگویی....
زندهیاد افشین یداللهی
@ShafiAzad
بیا تا قرار بگذاریم
حقیقت
همین دروغهایی باشد که تو میگویی....
زندهیاد افشین یداللهی
@ShafiAzad
ایام هفته خوشباد و غزلی تازه برای اهل دل
اسماعیل وفا یغمائی
آنکو که بو سه را به لبانت حرام کرد
ما را رها ز مسئله ی ننگ و نام کرد
تا عشق شد خدا و رسول و مرام ما
ما را بتا! زهر چه دگر بی مرام کرد
بر عقل زد ز روز ازل دست دین لگام
عشق آمد و زلطف مرا بی لگام کرد
من طاغی ام به هر چه و یاغی مگر رخ ات
کو این دل مرا به محبت غلام کرد
می تازد او کنون به میان لبان تو
کاین هر دو را زغایت ایمان امام کرد
ای خوش لبان خام تو کاین پیر پخته را
با بوسه های نارس خود خام خام کرد
پنهان نمی کنم که خموشم بدون تو
لبهای توست آنکه مرا با کلام کرد
ترسا بگفت قصه ی تثلیث و گفتمش
من را خدا رها ز حدیث عوام کرد
من مومنم «وفا» به خدائی که معجزش
ساقی و باده را به لبان تو جام کرد
@ShafiAzad
اسماعیل وفا یغمائی
آنکو که بو سه را به لبانت حرام کرد
ما را رها ز مسئله ی ننگ و نام کرد
تا عشق شد خدا و رسول و مرام ما
ما را بتا! زهر چه دگر بی مرام کرد
بر عقل زد ز روز ازل دست دین لگام
عشق آمد و زلطف مرا بی لگام کرد
من طاغی ام به هر چه و یاغی مگر رخ ات
کو این دل مرا به محبت غلام کرد
می تازد او کنون به میان لبان تو
کاین هر دو را زغایت ایمان امام کرد
ای خوش لبان خام تو کاین پیر پخته را
با بوسه های نارس خود خام خام کرد
پنهان نمی کنم که خموشم بدون تو
لبهای توست آنکه مرا با کلام کرد
ترسا بگفت قصه ی تثلیث و گفتمش
من را خدا رها ز حدیث عوام کرد
من مومنم «وفا» به خدائی که معجزش
ساقی و باده را به لبان تو جام کرد
@ShafiAzad
My heart is like a singing bird
Whose nest is in a water'd shoot;
My heart is like an apple-tree
Whose boughs are bent with thickset fruit;
My heart is like a rainbow shell
That paddles in a halcyon sea;
My heart is gladder than all these
Because my love is come to me.
Raise me a dais of silk and down;
Hang it with vair and purple dyes;
Carve it in doves and pomegranates,
And peacocks with a hundred eyes;
Work it in gold and silver grapes,
In leaves and silver fleurs-de-lys;
Because the birthday of my life
Is come, my love is come to me.
قلب من چون پرنده نغمه خوانی است
که آشیان در نیلوفر آبی دارد
قلب من چون درخت سیبی است
که در زیر بار میوه های پر آب ، شاخسار خم کرده است
قلب من چون صدف رنگین کمانی است
که بر دریای آرام پیش می راند
قلب من شادتر از تمام این هاست
چون محبوبم سوی من آمده است
سریری از ابریشم و پرنیان بر پا کنید
آن را به ساتن های زیبا و ارغوانی بیارائید
در بطن کبوترها و انارستان
و در کنار طاووس های صد چشم جایش دهید
در میان دانه های انگور طلایی و نقره ای
و در برگ ها و زنبق های سیم گون تندیس او بیافرینید
آری
روز تولد حیات من فرا رسیده است
محبوبم سوی من آمده است :)
♡♡♡♡._.♡♡♡♡
@shafiAzad
Whose nest is in a water'd shoot;
My heart is like an apple-tree
Whose boughs are bent with thickset fruit;
My heart is like a rainbow shell
That paddles in a halcyon sea;
My heart is gladder than all these
Because my love is come to me.
Raise me a dais of silk and down;
Hang it with vair and purple dyes;
Carve it in doves and pomegranates,
And peacocks with a hundred eyes;
Work it in gold and silver grapes,
In leaves and silver fleurs-de-lys;
Because the birthday of my life
Is come, my love is come to me.
قلب من چون پرنده نغمه خوانی است
که آشیان در نیلوفر آبی دارد
قلب من چون درخت سیبی است
که در زیر بار میوه های پر آب ، شاخسار خم کرده است
قلب من چون صدف رنگین کمانی است
که بر دریای آرام پیش می راند
قلب من شادتر از تمام این هاست
چون محبوبم سوی من آمده است
سریری از ابریشم و پرنیان بر پا کنید
آن را به ساتن های زیبا و ارغوانی بیارائید
در بطن کبوترها و انارستان
و در کنار طاووس های صد چشم جایش دهید
در میان دانه های انگور طلایی و نقره ای
و در برگ ها و زنبق های سیم گون تندیس او بیافرینید
آری
روز تولد حیات من فرا رسیده است
محبوبم سوی من آمده است :)
♡♡♡♡._.♡♡♡♡
@shafiAzad
On the night you were born,
The moon smiled with such wonder cause she founds out that her twin has been born, The stars peeked in to see you with a specific jealousy.
Heaven blew every trumpet and played every horn on the night you were born.
در آن شبی که متولد شدی،
ماه با شگفتی و حیرت آشکاری لبخندی بر لبانش نشست، چرا که انگاری فهمیده بود همزادش متولد شده است :) ستارگان با حسودیِ خاصی دزدکی تو را نگاه می کردند :))
در شبی که تو متولد شدی، بهشتیان شروع به دمیدن در کُرنا هایشان کردند و تمامیِ شیپورهایشان را به نواختن در آوردند.
تولدت مبارک
._.♡
@shafiAzad
The moon smiled with such wonder cause she founds out that her twin has been born, The stars peeked in to see you with a specific jealousy.
Heaven blew every trumpet and played every horn on the night you were born.
در آن شبی که متولد شدی،
ماه با شگفتی و حیرت آشکاری لبخندی بر لبانش نشست، چرا که انگاری فهمیده بود همزادش متولد شده است :) ستارگان با حسودیِ خاصی دزدکی تو را نگاه می کردند :))
در شبی که تو متولد شدی، بهشتیان شروع به دمیدن در کُرنا هایشان کردند و تمامیِ شیپورهایشان را به نواختن در آوردند.
تولدت مبارک
._.♡
@shafiAzad
Everyone you meet is fighting a battle you know nothing about ! Be kind, always.
هر کسی را که میبینی به نحوی در حال جنگیدن با مشکلی ست که تو از آن هیچی نمیدانی! پس همیشه مهربان باش.
@ShafiAzad
هر کسی را که میبینی به نحوی در حال جنگیدن با مشکلی ست که تو از آن هیچی نمیدانی! پس همیشه مهربان باش.
@ShafiAzad
A person who never made a mistake, never tried anything new.
Albert Einstein
آدمى كه هيچ وقت هيچ اشتباهى نكرده، هيچوقت كار جديدى رو امتحان نكرده.
@shafiAzad
Albert Einstein
آدمى كه هيچ وقت هيچ اشتباهى نكرده، هيچوقت كار جديدى رو امتحان نكرده.
@shafiAzad
There are 3 steps to happiness:
1.You
2. Me
3. Our hearts
And then eternity...
سه گام برای رسیدن به خوشبختی وجود داره:
۱. تو
۲. من
۳. قلبامون
و بعد همیشه با هم بودن...
@shafiAzad
1.You
2. Me
3. Our hearts
And then eternity...
سه گام برای رسیدن به خوشبختی وجود داره:
۱. تو
۲. من
۳. قلبامون
و بعد همیشه با هم بودن...
@shafiAzad
The strength of a man isn’t seen in the width of his shoulders. It is seen in the width of his arms that encircle you.
قدرت و صلابت یه مرد تو پهن بودن شونه هاش نیست. بلکه تو اینه که چقدر میتونی به اون تکیه کنی و اون میتونه تو رو حمایت کنه.
@shafiAzad
قدرت و صلابت یه مرد تو پهن بودن شونه هاش نیست. بلکه تو اینه که چقدر میتونی به اون تکیه کنی و اون میتونه تو رو حمایت کنه.
@shafiAzad
ایان هفته خوشباد و غزلی تازه برای اهل دل _ اسماعیل وفا یغمایی
آنکو که بوسه را به لبانت حرام کرد
ما را رها ز مسئلهی ننگ و نام کرد
تا عشق شد خدا و رسول و مرام ما
ما را بتا! زهر چه دگر بیمرام کرد
بر عقل زد ز روز ازل دست دین لگام
عشق آمد و زلطف مرا بیلگام کرد
من طاغیام به هر چه و یاغی مگر رخات
کو این دل مرا به محبت غلام کرد
میتازد او کنون به میان لبان تو
کاین هر دو را زغایت ایمان امام کرد
ای خوش لبان خام تو کاین پیر پخته را
با بوسههای نارس خود خام خام کرد
پنهان نمیکنم که خموشم بدون تو
لبهای توست آنکه مرا با کلام کرد
ترسا بگفت قصهی تثلیث و گفتمش
من را خدا رها ز حدیث عوام کرد
من مؤمنم «وفا» به خدایی که معجزش
ساقی و باده را به لبان تو جام کرد
@ShafiAzad
آنکو که بوسه را به لبانت حرام کرد
ما را رها ز مسئلهی ننگ و نام کرد
تا عشق شد خدا و رسول و مرام ما
ما را بتا! زهر چه دگر بیمرام کرد
بر عقل زد ز روز ازل دست دین لگام
عشق آمد و زلطف مرا بیلگام کرد
من طاغیام به هر چه و یاغی مگر رخات
کو این دل مرا به محبت غلام کرد
میتازد او کنون به میان لبان تو
کاین هر دو را زغایت ایمان امام کرد
ای خوش لبان خام تو کاین پیر پخته را
با بوسههای نارس خود خام خام کرد
پنهان نمیکنم که خموشم بدون تو
لبهای توست آنکه مرا با کلام کرد
ترسا بگفت قصهی تثلیث و گفتمش
من را خدا رها ز حدیث عوام کرد
من مؤمنم «وفا» به خدایی که معجزش
ساقی و باده را به لبان تو جام کرد
@ShafiAzad
به نوکردنِ ماه
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه.
داسی سرد بر آسمان گذشت
که پروازِ کبوتر ممنوع است.
صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمگان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند.
ماه
برنیامد.
الف. بامداد: ۹ آبانِ ۱۳۵۱
@ShafiAzad
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه.
داسی سرد بر آسمان گذشت
که پروازِ کبوتر ممنوع است.
صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمگان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند.
ماه
برنیامد.
الف. بامداد: ۹ آبانِ ۱۳۵۱
@ShafiAzad
Finally one night you wont have to imagine darling, cuz i will be there with my arms wrapped around you and your head against my chest.
سرانجام یه شب نیازی نیست تا رویا پردازی کنی نازنینم، چون پیشت خواهم بود و بازوانم را دورت حلقه میکنم و سرت را روی سینهام میگذارم.
._.♡
@shafiAzad
سرانجام یه شب نیازی نیست تا رویا پردازی کنی نازنینم، چون پیشت خواهم بود و بازوانم را دورت حلقه میکنم و سرت را روی سینهام میگذارم.
._.♡
@shafiAzad
Wrap your arms around me, I’ll wrap my arms around you, just for a little while, we can pretend the rest of the world doesn’t exist, for a little while we can disappear, but that's enough.
دستاهایت را دورم حلقه کن، دستانم را دورت حلقه میکنم، فقط برای مدت کوتاهی میتونیم وانمود کنیم که باقی دنیا وجود نخواهد داشت، برای مدتی کوتاهی میتونیم ناپدید بشیم. ولی همینم کافیه.
@shafiAzad
دستاهایت را دورم حلقه کن، دستانم را دورت حلقه میکنم، فقط برای مدت کوتاهی میتونیم وانمود کنیم که باقی دنیا وجود نخواهد داشت، برای مدتی کوتاهی میتونیم ناپدید بشیم. ولی همینم کافیه.
@shafiAzad
صداشو میشنوم با اینکه گوشی رو کرده تو دهنش داره آروم میپرسه حلقهتُ انداختی؟
نیازی نیس بقیهش رو بشنوم همین کافیه واسه فکرایِ متمادیم
مگه تعهد اینه که حتمن حلقه تو انگشتت باشه؟
مگه هرکی حلقه بندازه یعنی متعهده؟
با حلقه و ی سند امضا شده طرف رو متعهد و وفادار میکنید به خودتون؟
هزار تا فکر اومد تو سرم هزار تا...
یاد خودم افتادم یاد تو افتادم ...
یاد رابطه و احساسمون
من بهت وفادار بودم یا تو به من
یا جفتمون به رابطه و احساسمون؟
ما که نه حلقه داشتیم نه سندی که امضای مشترک پاش باشه.
چی وفادارمون میکرد بهم؟
ما که دورم بودیم از هم و
هر کاریم میکردیم اون یکی نمیفهمید:)
چی خب متعهدمون میکرد بهم؟
اه لعنتی حالا که نیستی چرا باید فک کنم به
اینا...
به اینکه تعهد تو دل آدمه نه تو حلقه نه تو سند...
@shafiAzad
نیازی نیس بقیهش رو بشنوم همین کافیه واسه فکرایِ متمادیم
مگه تعهد اینه که حتمن حلقه تو انگشتت باشه؟
مگه هرکی حلقه بندازه یعنی متعهده؟
با حلقه و ی سند امضا شده طرف رو متعهد و وفادار میکنید به خودتون؟
هزار تا فکر اومد تو سرم هزار تا...
یاد خودم افتادم یاد تو افتادم ...
یاد رابطه و احساسمون
من بهت وفادار بودم یا تو به من
یا جفتمون به رابطه و احساسمون؟
ما که نه حلقه داشتیم نه سندی که امضای مشترک پاش باشه.
چی وفادارمون میکرد بهم؟
ما که دورم بودیم از هم و
هر کاریم میکردیم اون یکی نمیفهمید:)
چی خب متعهدمون میکرد بهم؟
اه لعنتی حالا که نیستی چرا باید فک کنم به
اینا...
به اینکه تعهد تو دل آدمه نه تو حلقه نه تو سند...
@shafiAzad