و تو باید باشی نسرین
اسماعیل وفا یغمایی
زیبایی باید باشد
و زیبایان
تا شاعران بتوانند بسرایند
شاعران نیازمند زیباییاند
شراب باید باشد
شک، کفر و ارتداد
تا شاعران بتوانند به عصیان برخیزند
به طغیان
و فروکشند مردابهای گندیده کهن را
از اعماق آسمان
و نوید دهند چشمه ساری را
که میتوان دل و اندیشه را در آن شست
و قهرمانان باید باشند
آرش و کاوه
زال و رودابه و تهمتن و آریو برزن
تا فردوسی قلمتراش خود را برگیرد
و با قلم تراشیدهاش
بسراید
و بابک و یعقوب و ستار و مصدق باید باشند
تا شاعران بتوانند بسرایندشان
و تو باید باشی نسرین
با زیبایی لبخندت
چون شبنمی پاکیزه بر برگ گل
و با طلوعت
چون خورشیدی راستین
که از بلندایی راستین طلوع میکند
تا شاعران زیبایی و قهرمانی را بسرایند
تا ترا بسرایند
زیبایی ترا
دلاوری ترا
و قهرمانی ترا
پنهان نمیکنم نسرین
که در شعرهای من تنفس میکنی
که دوستت دارم ای زن
مانند مردمانی که دوستت دارند
و میهن و ملتی که دوستت دارند
دهم مهر دو هزار و پانصد و هفتاد و نه ایرانی
نود و نه خورشیدی اجنبی
اسماعیل وفا یغمایی
زیبایی باید باشد
و زیبایان
تا شاعران بتوانند بسرایند
شاعران نیازمند زیباییاند
شراب باید باشد
شک، کفر و ارتداد
تا شاعران بتوانند به عصیان برخیزند
به طغیان
و فروکشند مردابهای گندیده کهن را
از اعماق آسمان
و نوید دهند چشمه ساری را
که میتوان دل و اندیشه را در آن شست
و قهرمانان باید باشند
آرش و کاوه
زال و رودابه و تهمتن و آریو برزن
تا فردوسی قلمتراش خود را برگیرد
و با قلم تراشیدهاش
بسراید
و بابک و یعقوب و ستار و مصدق باید باشند
تا شاعران بتوانند بسرایندشان
و تو باید باشی نسرین
با زیبایی لبخندت
چون شبنمی پاکیزه بر برگ گل
و با طلوعت
چون خورشیدی راستین
که از بلندایی راستین طلوع میکند
تا شاعران زیبایی و قهرمانی را بسرایند
تا ترا بسرایند
زیبایی ترا
دلاوری ترا
و قهرمانی ترا
پنهان نمیکنم نسرین
که در شعرهای من تنفس میکنی
که دوستت دارم ای زن
مانند مردمانی که دوستت دارند
و میهن و ملتی که دوستت دارند
دهم مهر دو هزار و پانصد و هفتاد و نه ایرانی
نود و نه خورشیدی اجنبی
ابلیس لبی ورچید و آهی کشید و خاموش شد؛
گویی در میانهء آن اندام مهیب و سر کوچکش، خاطرات سالیان سال خویش را مرور میکند. سپس اینگونه لب به سخن گشود:
"دربارهء خالق چیزی نمیگویم! کسی او را ندیده و نمیشناسد. من هم راستش را بخواهید هرگز از ته دل داستان او را باور نکردهام. البته من هرگز دربارهء این مسائل حرف نمیزنم ولی حالا که باب این مسئله در این انجمن باز شده، سعی میکنم صادقانه برای شما از حقیقت ماجراها سخن بگویم...
همانطور که گفتم، من گرچه سالیان سال در عوالم بالا بودم، هرگز خالقی ندیدم!
یعنی هیچکس او را ندیده است!
به گمانم خودش هم خودش را ندیده باشد!
خلاصهاش اینکه من فکر نمیکنم چنان موجودی اصلا وجود داشته باشد...
همهء این قصهها را آن نوع بالدار نیرومندی که آن بالا هستند و اسمشان فرشته است، سرهم کردهاند تا شما و دیگران را بترسانند و مهار کنند!
اما من دستشان را خواندم، من عزازیل خردمند نیرومند، یک روز ناگهان فهمیدم که همهء اینها قصهاند و چیزی بهنام خالقی که اینها میگویند در پس آن صدا نیست.
بنابراین علیه او برخاستم و حدسم درست بود؛
چون اگر واقعا چنان موجود نیرومندی وجود داشت با سرپیچی من باید مرا با دود یکسان میکرد اما نکرد!
بلکه آنان اسمش را میگذارند، فرصت!
به من فرصت داد و من هم از آن بارگاه دروغین بیرون آمدم. نیروهایم را جمع کردم و در برابرشان ایستادم.
📚برگرفته از رمان آیندهء کهن ج۳/ص۴۷
آرمان آرین
@shafiAzad
گویی در میانهء آن اندام مهیب و سر کوچکش، خاطرات سالیان سال خویش را مرور میکند. سپس اینگونه لب به سخن گشود:
"دربارهء خالق چیزی نمیگویم! کسی او را ندیده و نمیشناسد. من هم راستش را بخواهید هرگز از ته دل داستان او را باور نکردهام. البته من هرگز دربارهء این مسائل حرف نمیزنم ولی حالا که باب این مسئله در این انجمن باز شده، سعی میکنم صادقانه برای شما از حقیقت ماجراها سخن بگویم...
همانطور که گفتم، من گرچه سالیان سال در عوالم بالا بودم، هرگز خالقی ندیدم!
یعنی هیچکس او را ندیده است!
به گمانم خودش هم خودش را ندیده باشد!
خلاصهاش اینکه من فکر نمیکنم چنان موجودی اصلا وجود داشته باشد...
همهء این قصهها را آن نوع بالدار نیرومندی که آن بالا هستند و اسمشان فرشته است، سرهم کردهاند تا شما و دیگران را بترسانند و مهار کنند!
اما من دستشان را خواندم، من عزازیل خردمند نیرومند، یک روز ناگهان فهمیدم که همهء اینها قصهاند و چیزی بهنام خالقی که اینها میگویند در پس آن صدا نیست.
بنابراین علیه او برخاستم و حدسم درست بود؛
چون اگر واقعا چنان موجود نیرومندی وجود داشت با سرپیچی من باید مرا با دود یکسان میکرد اما نکرد!
بلکه آنان اسمش را میگذارند، فرصت!
به من فرصت داد و من هم از آن بارگاه دروغین بیرون آمدم. نیروهایم را جمع کردم و در برابرشان ایستادم.
📚برگرفته از رمان آیندهء کهن ج۳/ص۴۷
آرمان آرین
@shafiAzad
استدلال مایکل مارتین:
1 ) اگر خدا وجود دارد، احساس حسادت یا شهوت ندارد
2 ) اگر خدا وجود دارد، تمامی چیزهایی که انسان ها میدانند را میداند
3 ) اگر خدا تمام چیزهایی که انسان میداند را بداند، شهوت و حسادت هم میداند
4 ) اگر خدا میداند که شهوت و حسادت چیستند، پس حتما آنها را تجربه کرده است
5 )خدا هم شهوت و حسادت را تجربه کرده و هم تجربه نکرده است!!
@shafiAzad
1 ) اگر خدا وجود دارد، احساس حسادت یا شهوت ندارد
2 ) اگر خدا وجود دارد، تمامی چیزهایی که انسان ها میدانند را میداند
3 ) اگر خدا تمام چیزهایی که انسان میداند را بداند، شهوت و حسادت هم میداند
4 ) اگر خدا میداند که شهوت و حسادت چیستند، پس حتما آنها را تجربه کرده است
5 )خدا هم شهوت و حسادت را تجربه کرده و هم تجربه نکرده است!!
@shafiAzad
ایده آلیسم
این نظریه مدلل میدارد که اصلا دلیلی نداریم که بگوییم جهان خارج وجود دارد؛
زیرا، بر اساس نقدهای وارد شده بر واقعگرایی بازنمودی، جهان خارج ناشناختنی است.
این رأی مهمل بنظر میرسد. چطور ممکن است کسی جدا بگوید ما که دربارهء جهانی خارج {از ذهن} حرف میزنیم در اشتباهیم؟
مسلما همهء قرائن و شواهد خلاف این را میرسانند.
ایدئالیسم در جواب میگوید که اعیان مادی (کتاب، ماشین، میز من، دیگران و امثال آنها) فقط هنگامی وجود دارند که ادراک میشوند.
به زعم ایدئالیستها، اعیان تنها زمانی وجود دارند که ادراک میشوند.
وقتی چیزی روی پردهء سینمای خصوصی من نمایش داده نشود، آن چیز دیگر وجود ندارد.
اسقف بارکلی (۱۶۸۵-۱۷۵۳)، نامدارترین ایدئالیستها، اعلام کرد که:
"وجود داشتن ادراک شدن است."
بر این اساس، وقتی اتاقی را ترک میکنم، آن اتاق دیگر وجود ندارد؛ وقتی چشم میبندم، جهان ناپدید میشود، وقتی پلک میزنم، هرآنچه فراروی من است دیگر وجود ندارد.
البته به شرط آنکه کسی دیگر این چیزها را در آن زمان ادراک نکند.
📚الفبای فلسفه
👤نایجل واربرتون
@shafiAzad
این نظریه مدلل میدارد که اصلا دلیلی نداریم که بگوییم جهان خارج وجود دارد؛
زیرا، بر اساس نقدهای وارد شده بر واقعگرایی بازنمودی، جهان خارج ناشناختنی است.
این رأی مهمل بنظر میرسد. چطور ممکن است کسی جدا بگوید ما که دربارهء جهانی خارج {از ذهن} حرف میزنیم در اشتباهیم؟
مسلما همهء قرائن و شواهد خلاف این را میرسانند.
ایدئالیسم در جواب میگوید که اعیان مادی (کتاب، ماشین، میز من، دیگران و امثال آنها) فقط هنگامی وجود دارند که ادراک میشوند.
به زعم ایدئالیستها، اعیان تنها زمانی وجود دارند که ادراک میشوند.
وقتی چیزی روی پردهء سینمای خصوصی من نمایش داده نشود، آن چیز دیگر وجود ندارد.
اسقف بارکلی (۱۶۸۵-۱۷۵۳)، نامدارترین ایدئالیستها، اعلام کرد که:
"وجود داشتن ادراک شدن است."
بر این اساس، وقتی اتاقی را ترک میکنم، آن اتاق دیگر وجود ندارد؛ وقتی چشم میبندم، جهان ناپدید میشود، وقتی پلک میزنم، هرآنچه فراروی من است دیگر وجود ندارد.
البته به شرط آنکه کسی دیگر این چیزها را در آن زمان ادراک نکند.
📚الفبای فلسفه
👤نایجل واربرتون
@shafiAzad
انسان زادهء ترس است يا ترس آفريدهء انسان كه انسان را اينچنين واپس میدارد!
اما، ترس آدمی از چيست؟ از كيست؟
شهامت را شايستهء آدمیست. شجاعت را با حماقت همذات نباشد.
جهان سراسر ظلمات ِوهم و جهل است. هركس مشعل دانش و آگاهی و بيداری برافروزد تا پيش پای خويش را ببيند تا دره و مرداب و جاده را بازشناسد، چرا كه هركس راهی برای خويش دارد.
برزخ! قيامت! دوزخ!
سرزمين آوارگانیست كه نويدش را زيركانِ دنياخوار دادهاند. قيامت وعدهگاه ديدار انسانها برای تسويه حساب اعمال آنها و . . .چه بیشمار است افسانههای خود ساختهء آدمی!
. . .چقدر ترسيدهايم از توهمات ذهنهای بيمار نه هوشيار.
عمریست ترس را آزموده و زيستهايم و هان روزی شهامت را تجربه كنيم و بدانيم نترسيدن برای آدمی ضرورت باشد.
📚نبرد خدایان
✍️فخرالدین احمدی سوادکوهی
@shafiAzad
اما، ترس آدمی از چيست؟ از كيست؟
شهامت را شايستهء آدمیست. شجاعت را با حماقت همذات نباشد.
جهان سراسر ظلمات ِوهم و جهل است. هركس مشعل دانش و آگاهی و بيداری برافروزد تا پيش پای خويش را ببيند تا دره و مرداب و جاده را بازشناسد، چرا كه هركس راهی برای خويش دارد.
برزخ! قيامت! دوزخ!
سرزمين آوارگانیست كه نويدش را زيركانِ دنياخوار دادهاند. قيامت وعدهگاه ديدار انسانها برای تسويه حساب اعمال آنها و . . .چه بیشمار است افسانههای خود ساختهء آدمی!
. . .چقدر ترسيدهايم از توهمات ذهنهای بيمار نه هوشيار.
عمریست ترس را آزموده و زيستهايم و هان روزی شهامت را تجربه كنيم و بدانيم نترسيدن برای آدمی ضرورت باشد.
📚نبرد خدایان
✍️فخرالدین احمدی سوادکوهی
@shafiAzad
آه كه انسان چه زود فريب میخورد؟ عظمت انسان چگونه با كمک خويش فرو میپاشد؟! كوه غرور انسان بهدستان ناسپاسِ خويش ، خاکی بیخاصيت میشود كه هيچ بذری را در دل نمیپروراند. انسان كويری بیفايده خواهد شد كه زندگی نيز او را پس خواهد زد.
انسان، آسان نمیشكند. چگونه انسان بی انسان میماند و اينک ، اين ويرانه قرنِ ديوانه ، انسان را به زانوی عجز واداشته است. در لجن خرافات غلتانده است. خفت و خواری چون چرکی بر پيكرهء زندگی چسبانيده و جسوری بايد تا پاکی و راستی به ارمغان آرد.
خون انسان خوراک خدايان است.
آه اگر بذر انديشه و آزادگی و انسانخواهی، در مزرعهء خدايان فرو افتد؛
آنان به ستوه میآيند از حجم وسيع دانائي. بذر خودآئي و
آزادگی و اين بذر چون آفتی به جان خدايان میافتد.
انسان فرزند خويش است.
انسان نه بنده خدايان است و نه بردهء آنان.
انسان، انسان است.
📚نبرد خدایان
✍️فخرالدین احمدی سوادکوهی
@shafiAzad
انسان، آسان نمیشكند. چگونه انسان بی انسان میماند و اينک ، اين ويرانه قرنِ ديوانه ، انسان را به زانوی عجز واداشته است. در لجن خرافات غلتانده است. خفت و خواری چون چرکی بر پيكرهء زندگی چسبانيده و جسوری بايد تا پاکی و راستی به ارمغان آرد.
خون انسان خوراک خدايان است.
آه اگر بذر انديشه و آزادگی و انسانخواهی، در مزرعهء خدايان فرو افتد؛
آنان به ستوه میآيند از حجم وسيع دانائي. بذر خودآئي و
آزادگی و اين بذر چون آفتی به جان خدايان میافتد.
انسان فرزند خويش است.
انسان نه بنده خدايان است و نه بردهء آنان.
انسان، انسان است.
📚نبرد خدایان
✍️فخرالدین احمدی سوادکوهی
@shafiAzad
بنجامین الاغه از دیگر حیوانات مزرعه پیرتر و بد عنقتر بود. خیلی کم حرف میزد و وقتی هم چیزی میگفت معمولا آیهء یأس میخواند.
مثلا میگفت خدا به من دم داده که با آن مگسها را دور کنم ولی کاش نه دم میداد و نه مگسی میآفرید.
بنجامین در میان حیوانات مزرعه تنها کسی بود که هیچوقت نمیخندید و علتش را هم که میپرسیدند میگفت آخر به چه بخندم.
📚مزرعه حیوانات
✍جورج اورول
@shafiAzad
مثلا میگفت خدا به من دم داده که با آن مگسها را دور کنم ولی کاش نه دم میداد و نه مگسی میآفرید.
بنجامین در میان حیوانات مزرعه تنها کسی بود که هیچوقت نمیخندید و علتش را هم که میپرسیدند میگفت آخر به چه بخندم.
📚مزرعه حیوانات
✍جورج اورول
@shafiAzad
بی هیچ تردید ، تباه میکنید
آن جوان را که به وی بیاموزید
«همساناندیشان» را والاتر
از «دگراندیشان» بنشاند !
✍️ #فریدریش_نیچه
@ShafiAzad
آن جوان را که به وی بیاموزید
«همساناندیشان» را والاتر
از «دگراندیشان» بنشاند !
✍️ #فریدریش_نیچه
@ShafiAzad