خیلیها زندگیشان بی معناست!
به نظر نیمه خواب میرسند، حتی وقتی کاری را میکنند که به اعتقادشان مهم است، انگار در خواب و بیداری هستند، به این دلیل است که خواسته اشتباه دارند
برای این که به زندگی خود معنا بدهید باید دیگران را عاشقانه دوست بدارید، خودتان را وقف دنیای پیرامونتان بکنید، چیزی خلق کنید که به شما معنا و هدف بدهد!
📕سه شنبه ها با موری
✍ #میچ_آلبوم
@ShafiAzad
به نظر نیمه خواب میرسند، حتی وقتی کاری را میکنند که به اعتقادشان مهم است، انگار در خواب و بیداری هستند، به این دلیل است که خواسته اشتباه دارند
برای این که به زندگی خود معنا بدهید باید دیگران را عاشقانه دوست بدارید، خودتان را وقف دنیای پیرامونتان بکنید، چیزی خلق کنید که به شما معنا و هدف بدهد!
📕سه شنبه ها با موری
✍ #میچ_آلبوم
@ShafiAzad
پرسیدم یعنی شما از پیر شدن نمیترسیدید؟
_میچ، من پیری را در آغوش می کشم.
در آغوش میکشید؟
_خیلی ساده است. وقتی رشد میکنی و بزرگ میشوی، مطالبِ بیشتری میآموزی. اگر قرار بود در بیست و دو سالگی باقی میماندی، عقلت هم به همان اندازه باقی میماند. پیر شدن صرفا زوال و تحلیل رفتن نیست، رشد هم هست. چیزی بیشتر از نزدیکتر شدن به مرگ است.
همهاش جنبه منفی نیست، جنبه مثبت هم دارد. میفهمی که باید بمیری و با این علم و اطلاع بهتر زندگی میکنی.
📗 سه شنبه ها با موری
✍🏻 #میچ_آلبوم
@ShafiAzad
_میچ، من پیری را در آغوش می کشم.
در آغوش میکشید؟
_خیلی ساده است. وقتی رشد میکنی و بزرگ میشوی، مطالبِ بیشتری میآموزی. اگر قرار بود در بیست و دو سالگی باقی میماندی، عقلت هم به همان اندازه باقی میماند. پیر شدن صرفا زوال و تحلیل رفتن نیست، رشد هم هست. چیزی بیشتر از نزدیکتر شدن به مرگ است.
همهاش جنبه منفی نیست، جنبه مثبت هم دارد. میفهمی که باید بمیری و با این علم و اطلاع بهتر زندگی میکنی.
📗 سه شنبه ها با موری
✍🏻 #میچ_آلبوم
@ShafiAzad
هیچ کس فقط به این دلیل که پوشه ی عکس های کامپیوترش جالب تر می شود نباید بچه دار شود !
📙جولیت
✍🏽#نیک_هورنبی
@ShafiAzad
📙جولیت
✍🏽#نیک_هورنبی
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️پارادوکس فِرمی - بخش دوم
کیهان بسیار عظیم و پُرقدمت است، چرا تا کنون با هیچ بیگانهای مواجه نشدهایم؟ آیا آنها در کامپیوترها زندگی میکنند؟ آیا توسط یک تمدن ابرهوشمند باستانی نابود میشوند؟ یا شاید ما بدویتر از آن هستیم که انگیزههای آنها را درک کنیم؟ پاسخ هر چه باشد، اهمیت فراوانی در آینده ما خواهد داشت.
Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
کیهان بسیار عظیم و پُرقدمت است، چرا تا کنون با هیچ بیگانهای مواجه نشدهایم؟ آیا آنها در کامپیوترها زندگی میکنند؟ آیا توسط یک تمدن ابرهوشمند باستانی نابود میشوند؟ یا شاید ما بدویتر از آن هستیم که انگیزههای آنها را درک کنیم؟ پاسخ هر چه باشد، اهمیت فراوانی در آینده ما خواهد داشت.
Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️رفتار والدینی
یک پستاندار ماده با تغییرات هورمونی در دوران بارداری برای تأمین شیر و همچنین مراقبت از نوزاد آماده میشود. رفتار یک پستاندار ماده با مادر شدن از بسیاری جهات تغییر میکند و علاوه بر پرستاری و نگهداری نوزادان بیش از حد معمول میخورد و مینوشد و به ویژه در دفاع از خردسالان کمتر میترسد و پرخاشگر میشود. ترشح هورمونهای اکسیتوسین و پرولاکتین یک مادر پستاندار هنگامی که نوزاد خود را به دنیا میآورد افزایش پیدا میکند که موجب ارتقاء تولید شیر و جنبههای مختلف رفتارهای مادرانه میشود. پرولاکتین همچنین با مهار حساسیت به لپتین باعث میشود که مادر بیش از حد معمول غذا بخورد.
پستاندار ماده علاوه بر ترشح هورمونها دچار تغییر در الگوی گیرندههای هورمونی میشود. حساسیت به استرادیول در ناحیههایی از مغز که برای رفتار مادر و توجه به نوزادان مهم است در اواخر بارداری افزایش مییابد. از جمله این نواحی میتوان به ناحیه پریاپتیک میانی، هیپوتالاموس قُدامی و هسته اکومبنس اشاره کرد. هورمون کلیدی دیگر وازوپرسین است که توسط هیپوتالاموس سنتز شده و در غده هیپوفیز خلفی ترشح میشود. وازوپرسین در بسیاری از گونههای اجتماعی موجب تسهیل تشخیص افراد دیگر به واسطه بویایی میشود و این مسئله برای رفتار اجتماعی دارای اهمیت زیادی است.
وُلهای مرغزار نر مقدار زیادی وازوپرسین ترشح کرده و بدین ترتیب پیوندهای جفتی طولانیمدت با ماده ایجاد میکنند و در پرورش نوزادان همراه مادهها هستند. بیشترین میزان وفاداری جنسی را وُلهای نر که سطح وازوپرسین بالاتری دارند به همسران خود نشان میدهند. همچنین وُلهای مرغزار نر که سطح وازوپرسین کمی دارند پس از جفتگیری ماده و نوزاد او را نادیده میگیرند. در گونه انسان مشخص شده است زنانی که گیرندههای وازوپرسین غیرفعال بیشتری دارند، توجه کمتری نسبت به کودکان خود نشان میدهند. اسکن مغزی همچنین رشد چندین ناحیه در مغز زنان از ابتدا تا اواخر دوران بارداری و پس از زایمان به ویژه در مناطقی که مسئول پاداش و انگیزش هستند را نشان میدهد. میزان توسعه در آن مناطق مغزی با احساسات مثبتی که یک زن از بچهدار شدن ابراز میکند مرتبط است.
در مورد مردان نیز تحقیقات گوناگون ارتباط بین هورمونهای پدران و رفتار آنها نسبت به کودکان و نوزادان را نشان میدهد. عموماً میزان تستوسترون بدن یک مردِ دارای فرزند کاهش مییابد و زمانی که زایمان انجام میگیرد و صاحب نوزاد میشود، میزان پرولاکتین بدن مرد افزایش مییابد. مردان به طور متوسط با سطوح پایینتر تستوسترون و سطوح بالاتر پرولاکتین زمان بیشتری را صرف بازی با کودکان خود میکنند. بنابراین رفتارهای والدینی وابستگی بسیاری به تغییرات هورمونی و مغزی پدر و مادر دارند.
Source: Biological Psychology; by James W. Kalat
@NeoSciensology
یک پستاندار ماده با تغییرات هورمونی در دوران بارداری برای تأمین شیر و همچنین مراقبت از نوزاد آماده میشود. رفتار یک پستاندار ماده با مادر شدن از بسیاری جهات تغییر میکند و علاوه بر پرستاری و نگهداری نوزادان بیش از حد معمول میخورد و مینوشد و به ویژه در دفاع از خردسالان کمتر میترسد و پرخاشگر میشود. ترشح هورمونهای اکسیتوسین و پرولاکتین یک مادر پستاندار هنگامی که نوزاد خود را به دنیا میآورد افزایش پیدا میکند که موجب ارتقاء تولید شیر و جنبههای مختلف رفتارهای مادرانه میشود. پرولاکتین همچنین با مهار حساسیت به لپتین باعث میشود که مادر بیش از حد معمول غذا بخورد.
پستاندار ماده علاوه بر ترشح هورمونها دچار تغییر در الگوی گیرندههای هورمونی میشود. حساسیت به استرادیول در ناحیههایی از مغز که برای رفتار مادر و توجه به نوزادان مهم است در اواخر بارداری افزایش مییابد. از جمله این نواحی میتوان به ناحیه پریاپتیک میانی، هیپوتالاموس قُدامی و هسته اکومبنس اشاره کرد. هورمون کلیدی دیگر وازوپرسین است که توسط هیپوتالاموس سنتز شده و در غده هیپوفیز خلفی ترشح میشود. وازوپرسین در بسیاری از گونههای اجتماعی موجب تسهیل تشخیص افراد دیگر به واسطه بویایی میشود و این مسئله برای رفتار اجتماعی دارای اهمیت زیادی است.
وُلهای مرغزار نر مقدار زیادی وازوپرسین ترشح کرده و بدین ترتیب پیوندهای جفتی طولانیمدت با ماده ایجاد میکنند و در پرورش نوزادان همراه مادهها هستند. بیشترین میزان وفاداری جنسی را وُلهای نر که سطح وازوپرسین بالاتری دارند به همسران خود نشان میدهند. همچنین وُلهای مرغزار نر که سطح وازوپرسین کمی دارند پس از جفتگیری ماده و نوزاد او را نادیده میگیرند. در گونه انسان مشخص شده است زنانی که گیرندههای وازوپرسین غیرفعال بیشتری دارند، توجه کمتری نسبت به کودکان خود نشان میدهند. اسکن مغزی همچنین رشد چندین ناحیه در مغز زنان از ابتدا تا اواخر دوران بارداری و پس از زایمان به ویژه در مناطقی که مسئول پاداش و انگیزش هستند را نشان میدهد. میزان توسعه در آن مناطق مغزی با احساسات مثبتی که یک زن از بچهدار شدن ابراز میکند مرتبط است.
در مورد مردان نیز تحقیقات گوناگون ارتباط بین هورمونهای پدران و رفتار آنها نسبت به کودکان و نوزادان را نشان میدهد. عموماً میزان تستوسترون بدن یک مردِ دارای فرزند کاهش مییابد و زمانی که زایمان انجام میگیرد و صاحب نوزاد میشود، میزان پرولاکتین بدن مرد افزایش مییابد. مردان به طور متوسط با سطوح پایینتر تستوسترون و سطوح بالاتر پرولاکتین زمان بیشتری را صرف بازی با کودکان خود میکنند. بنابراین رفتارهای والدینی وابستگی بسیاری به تغییرات هورمونی و مغزی پدر و مادر دارند.
Source: Biological Psychology; by James W. Kalat
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️لایههای بویایی
سیستم بویایی مگس میوه کاملاً شناسایی شده است. در آزمایشی که پژوهشگران انجام دادند یک شبکه عصبی عمیق را برای مدلسازی سیستم بویایی مگس میوه طراحی کردند. اولین لایه از پردازش بو شامل نورونهای حسی بویایی میشود که هر کدام از آنها فقط یکی از حدود ۵۰ نوع گیرنده بو را در سطح خود ظاهر میکنند. همه نورونهای حسی که از یک نوع هستند و به طور متوسط حدود ۱۰ تا میشوند، در لایه بعدی از سلسلهمراتب پردازشی به یک خوشه عصبی میرسند. در هر کدام از نیمکرههای مغز حدود ۵۰ خوشه عصبی در این لایه موجود است که انتقال یکبهیک بین انواع نورونهای حسی و خوشههای عصبی مربوطه را برقرار میکند. این خوشههای عصبی چندین ارتباط تصادفی با سلول عصبی لایه بعدی دارند که لایه کنیون نامیده شده است و تقریباً شامل ۲۵۰۰ نورون میشود که هر کدام از آنها حدود ۷ ورودی دارند. لایه نهایی دارای حدود ۲۰ نورون است که خروجی آن راهنمای مگس برای اقدامات مربوط به بو میشود. پژوهشگران در بررسیهای خود یک مدل محاسباتی را برای تقلید از این فرآیند طراحی کردند، ابتدا مجموعهای از دادهها را برای تقلید از بوها ایجاد کردند که نورونها را به شیوهای متفاوت از تصویر فعال میکرد. اگر تصویر دو گربه را روی هم قرار دهید و آنها را پیکسل به پیکسل اضافه کنید، ممکن است تصویر حاصل مانند گربه به نظر نرسد. اما اگر بوی دو سیب را مخلوط کنید، احتمالاً هنوز بوی سیب میدهد. پژوهشگران شبکه عمیق خود را با چهار لایه ساختند: سه لایه که لایههای پردازشکننده بو در مگس میوه را مدلسازی میکرد و یک لایه دیگر لایه خروجی را. هنگامی که آنها این شبکه را برای طبقهبندی بوهای شبیهسازیشده آموزش دادند، متوجه شدند این شبکه به همان راهی رفت که لایههای عصبی مگس میوه میرفتند: انتقال یکبهیک از لایه ۱ به لایه ۲ و سپس یک انتقال پراکنده و تصادفی ۷ به ۱ از لایه ۲ به لایه ۳. این شباهت نشان میدهد که هم فرگشت و هم شبکه عمیق به یک راهحل بهینه رسیدهاند.
Source: Quanta Magazine
@NeoSciensology
سیستم بویایی مگس میوه کاملاً شناسایی شده است. در آزمایشی که پژوهشگران انجام دادند یک شبکه عصبی عمیق را برای مدلسازی سیستم بویایی مگس میوه طراحی کردند. اولین لایه از پردازش بو شامل نورونهای حسی بویایی میشود که هر کدام از آنها فقط یکی از حدود ۵۰ نوع گیرنده بو را در سطح خود ظاهر میکنند. همه نورونهای حسی که از یک نوع هستند و به طور متوسط حدود ۱۰ تا میشوند، در لایه بعدی از سلسلهمراتب پردازشی به یک خوشه عصبی میرسند. در هر کدام از نیمکرههای مغز حدود ۵۰ خوشه عصبی در این لایه موجود است که انتقال یکبهیک بین انواع نورونهای حسی و خوشههای عصبی مربوطه را برقرار میکند. این خوشههای عصبی چندین ارتباط تصادفی با سلول عصبی لایه بعدی دارند که لایه کنیون نامیده شده است و تقریباً شامل ۲۵۰۰ نورون میشود که هر کدام از آنها حدود ۷ ورودی دارند. لایه نهایی دارای حدود ۲۰ نورون است که خروجی آن راهنمای مگس برای اقدامات مربوط به بو میشود. پژوهشگران در بررسیهای خود یک مدل محاسباتی را برای تقلید از این فرآیند طراحی کردند، ابتدا مجموعهای از دادهها را برای تقلید از بوها ایجاد کردند که نورونها را به شیوهای متفاوت از تصویر فعال میکرد. اگر تصویر دو گربه را روی هم قرار دهید و آنها را پیکسل به پیکسل اضافه کنید، ممکن است تصویر حاصل مانند گربه به نظر نرسد. اما اگر بوی دو سیب را مخلوط کنید، احتمالاً هنوز بوی سیب میدهد. پژوهشگران شبکه عمیق خود را با چهار لایه ساختند: سه لایه که لایههای پردازشکننده بو در مگس میوه را مدلسازی میکرد و یک لایه دیگر لایه خروجی را. هنگامی که آنها این شبکه را برای طبقهبندی بوهای شبیهسازیشده آموزش دادند، متوجه شدند این شبکه به همان راهی رفت که لایههای عصبی مگس میوه میرفتند: انتقال یکبهیک از لایه ۱ به لایه ۲ و سپس یک انتقال پراکنده و تصادفی ۷ به ۱ از لایه ۲ به لایه ۳. این شباهت نشان میدهد که هم فرگشت و هم شبکه عمیق به یک راهحل بهینه رسیدهاند.
Source: Quanta Magazine
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️هوش چیست و مرز هوشمندی از کجا آغاز میشود؟
انسانها به چیزهای زیادی افتخار میکنند، از شتابدهندههای ذرات گرفته تا شعر و بازی پوکمن. همه اینها به لطف هوش که انسانها ارزش بسیار زیادی برای آن قائل هستند، امکانپذیر شده است. در این ویدئو توضیح داده خواهد شد که هوش چیست و مرز هوشمندی از کجا آغاز میشود؟
Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
انسانها به چیزهای زیادی افتخار میکنند، از شتابدهندههای ذرات گرفته تا شعر و بازی پوکمن. همه اینها به لطف هوش که انسانها ارزش بسیار زیادی برای آن قائل هستند، امکانپذیر شده است. در این ویدئو توضیح داده خواهد شد که هوش چیست و مرز هوشمندی از کجا آغاز میشود؟
Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
خسته شدم از بس نشستی یه گوشه فقط نگام میکنی
یکم پاشو راه برو،بیا بغلم کن...
به من چه فقط یه عکسی!
من دارم باهات زندگی میکنم...
@ShafiAzad
یکم پاشو راه برو،بیا بغلم کن...
به من چه فقط یه عکسی!
من دارم باهات زندگی میکنم...
@ShafiAzad
I don’t know where stand with you. And I don’t know what I mean to you. All I know is every time I think of you, I want to be with you.
نمیدونم که کی در کنارت ایستاده.
و نمیدونم که نسبتم با تو چیه.
تنها چیزی که میدونم اینه که هر وقت بهت فکر می کنم، میخوام که در کنارت باشم.
@ShafiAzad
نمیدونم که کی در کنارت ایستاده.
و نمیدونم که نسبتم با تو چیه.
تنها چیزی که میدونم اینه که هر وقت بهت فکر می کنم، میخوام که در کنارت باشم.
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️چه کسی کمک خواهد کرد؟
اینکه در حوادث گوناگون چه کسی کمکرسانی خواهد کرد، مربوط به ویژگیهای شخصیتی و جنسیت اشخاص میشود. مطمئناً برخی ویژگیها هستند که افرادی همچون مادر ترزا را از دیگران متمایز میکنند. بعضی از افراد در مواجه با گیر کردن دیگران در مخمصه واکنش نشان میدهند و به کمک کردن میپردازند، در حالی که برخی دیگر در شرایط مشابه هیچ زحمتی به خود برای کمکرسانی نمیدهند. در این حالت کمککنندگان احتمالی چه کسانی هستند؟ در این یادداشت به بررسی موضوع یاد شده میپردازیم.
@NeoSciensology
اینکه در حوادث گوناگون چه کسی کمکرسانی خواهد کرد، مربوط به ویژگیهای شخصیتی و جنسیت اشخاص میشود. مطمئناً برخی ویژگیها هستند که افرادی همچون مادر ترزا را از دیگران متمایز میکنند. بعضی از افراد در مواجه با گیر کردن دیگران در مخمصه واکنش نشان میدهند و به کمک کردن میپردازند، در حالی که برخی دیگر در شرایط مشابه هیچ زحمتی به خود برای کمکرسانی نمیدهند. در این حالت کمککنندگان احتمالی چه کسانی هستند؟ در این یادداشت به بررسی موضوع یاد شده میپردازیم.
@NeoSciensology
Telegraph
چه کسی کمک خواهد کرد؟
روانشناسان اجتماعی برای سالها قادر به کشف یک ویژگی شخصیتی واحد نبودند که کمکرسانی افراد را پیشبینی کند. آزمونهای شخصیت نیز نمیتوانستند افراد کمکرسان را مشخص کنند. تحقیقات بر روی امدادگران یهودی در اروپای نازی نتیجهٔ جالب توجهی به دنبال داشته است:…
Forwarded from Sciensology
▪️اعتیاد و زمینهٔ ارثی آن
بدیهی است که هر شخصی که مواد مخدر را امتحان میکند معتاد نمیشود. نرخ اعتیاد مصرفکنندگان موادهای گوناگون عبارت است از ۴ درصد در مواد استنشاقی، ۹ درصد در ماریجوانا، ۱۵ درصد در الکل، ۱۷ درصد در کوکائین، ۲۳ درصد در هروئین و ۳۲ درصد در تنباکو. تحقیقات نشان داده است که حدود ۵۰ درصد از اعتیاد ناشی از وراثت است! سایر فاکتورها مجموعهای از عوامل محیطی هستند که به عنوان مثال میتوان به استرس، فشار اجتماعی، قرار گرفتن در معرض مواد مخدر و سهولت دسترسی به آنها اشاره کرد. مشخص شده است گرایش به استفاده از مواد مخدر نتیجه یک سیستم دوپامینی کمکار است و بنابراین ژنهایی که بر فعالیت سیستم پاداش دوپامین تأثیر میگذارند بیشترین توجه را به خود جلب کردهاند. کنت بلوم و همکارانش (۲۰۱۷) ریسک اعتیاد ژنتیکی را بر اساس ۱۱ آلل از ۱۰ ژن اثرگذار بر سیستم پاداش دوپامینی مغز ملاک قرار دادهاند. این آللها فعالیت سیستم دوپامین را کاهش میدهند و یک سندرم کمبود پاداش ایجاد میکنند که باعث ایجاد استعداد اعتیاد در اشخاص میشود.
@NeoSciensology
بدیهی است که هر شخصی که مواد مخدر را امتحان میکند معتاد نمیشود. نرخ اعتیاد مصرفکنندگان موادهای گوناگون عبارت است از ۴ درصد در مواد استنشاقی، ۹ درصد در ماریجوانا، ۱۵ درصد در الکل، ۱۷ درصد در کوکائین، ۲۳ درصد در هروئین و ۳۲ درصد در تنباکو. تحقیقات نشان داده است که حدود ۵۰ درصد از اعتیاد ناشی از وراثت است! سایر فاکتورها مجموعهای از عوامل محیطی هستند که به عنوان مثال میتوان به استرس، فشار اجتماعی، قرار گرفتن در معرض مواد مخدر و سهولت دسترسی به آنها اشاره کرد. مشخص شده است گرایش به استفاده از مواد مخدر نتیجه یک سیستم دوپامینی کمکار است و بنابراین ژنهایی که بر فعالیت سیستم پاداش دوپامین تأثیر میگذارند بیشترین توجه را به خود جلب کردهاند. کنت بلوم و همکارانش (۲۰۱۷) ریسک اعتیاد ژنتیکی را بر اساس ۱۱ آلل از ۱۰ ژن اثرگذار بر سیستم پاداش دوپامینی مغز ملاک قرار دادهاند. این آللها فعالیت سیستم دوپامین را کاهش میدهند و یک سندرم کمبود پاداش ایجاد میکنند که باعث ایجاد استعداد اعتیاد در اشخاص میشود.
@NeoSciensology
کسی که به خودش دروغ میگوید و به دروغ خودش گوش میدهد ، کارش به جایی خواهد رسید که هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد ...
- فئودور داستایوفسکی
- ابله
@ShafiAzad
- فئودور داستایوفسکی
- ابله
@ShafiAzad
اگر زمان منتظر ما میایستاد تا ما به بلوغ برسیم، قطعا زندگی با نقصهای کمتری را تجربه میکردیم ...
نمیدانم زندگی بدون واژهی «افسوس» چه شکلی خواهد بود ، شیرینتر است یا مزهی یکنواختی دارد ؟!
- بهومیل هرابال
- تنهایی پر هیاهو
@ShafiAzad
نمیدانم زندگی بدون واژهی «افسوس» چه شکلی خواهد بود ، شیرینتر است یا مزهی یکنواختی دارد ؟!
- بهومیل هرابال
- تنهایی پر هیاهو
@ShafiAzad
پسران آموزش دیدهاند که شجاع باشند، درحالی که دختران آموزش دیدهاند که بیعیب و نقص باشند.
به دلیل اینکه از سنین کم بابت بیعیب و نقص بودن پاداش گرفتهایم، در بزرگسالی به زنانی تبدیل شدهایم که از شکست خوردن هراس دارند.
در زندگیهای شخصی و حرفهای خود خطر نمیکنیم؛ زیرا میترسیم در صورت خطاکردن قضاوت شویم، خجالت زده و بیاعتبار شویم، وجههٔ عمومیمان افول کند یا اخراج شویم.
به طور خودآگاه یا ناخودآگاه از انجام هرکاری که از موفقیت در آن اطمینان نداریم، خودداری میکنیم تا از ناراحتی و تحقیر احتمالیِ آن اجتناب بورزیم.
- شجاع باش دختر
- ریشما سوجانی
@ShafiAzad
به دلیل اینکه از سنین کم بابت بیعیب و نقص بودن پاداش گرفتهایم، در بزرگسالی به زنانی تبدیل شدهایم که از شکست خوردن هراس دارند.
در زندگیهای شخصی و حرفهای خود خطر نمیکنیم؛ زیرا میترسیم در صورت خطاکردن قضاوت شویم، خجالت زده و بیاعتبار شویم، وجههٔ عمومیمان افول کند یا اخراج شویم.
به طور خودآگاه یا ناخودآگاه از انجام هرکاری که از موفقیت در آن اطمینان نداریم، خودداری میکنیم تا از ناراحتی و تحقیر احتمالیِ آن اجتناب بورزیم.
- شجاع باش دختر
- ریشما سوجانی
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️تأثیر قهوه بر مغز
قهوه یکی از محبوبترین نوشیدنیها در جهان است که مصرف سالانه جهانی آن به بیش از ۹ میلیارد کیلوگرم میرسد. بنابراین بسیار مهم است که ما پیامدهای بالقوه سلامتی آن را درک کنیم. اغلب ما در طول روز از نوشیدن یک یا دو فنجان قهوه لذت میبریم، اما مصرف بیش از حد قهوه میتواند حجم مغز را کاهش و خطر ابتلا به زوال عقل را در بلندمدت افزایش بدهد. جامعترین پژوهشی که در مورد ارتباط بین قهوه، اندازهگیری حجم مغز، خطرات زوال عقل و سکته مغزی روی ۱۷۷۰۲ فرد با سن ۳۷ تا ۷۳ سال انجام شده و دادههای تصویربرداری مربوط به حجم مغز و طیف وسیعی از عوامل مداخلهگر را در نظر گرفته است، نشان میدهد افرادی که روزانه شش فنجان قهوه یا زیادتر از این مقدار مینوشند تا ۵۳ درصد خطر ابتلا به زوال عقل بیشتری دارند نسبت به کسانی که در روز یک یا دو فنجان قهوه و یا کمتر از این مقدار مصرف میکنند.
میدانیم که قهوه به طریق مختلف - از جمله موجب هوشیار نگهداشتن ما میشود - بر مغز تأثیر میگذارد، اما تحقیقات پیشین در مورد رابطه بین حجم مغز و زوال عقل دارای یک نتیجه قطعی نبوده و در برخی موارد متناقض بوده است. پژوهشگران پس از در نظر گفتن تأثیر متغیرهایی مانند جنسیت، سن، شاخص توده بدنی و بیماریهای طولانیمدت موفق شدند رابطهای بین نوشیدن بیشتر قهوه و حجم کمتر کل مغز شرکتکنندگان و همچنین افزایش خطر زوال عقل پیدا کنند. مطالعه یاد شده به این نمیپردازد که انقباض مغزی میتواند موجب چه چیزی شود، در حالی که هم ماده خاکستری و هم ماده سفید به کنترل عملکرد حسی و حرکتی کمک میکنند، دشوار است که مقدار کمتر از این ماده را با نتایج خاصی در رفتار یا فعالیت مغز مرتبط دانست. کوچک شدن مغز نیز چیزی است که به طور طبیعی با افزایش سن اتفاق میافتد و برخی مطالعات نشان میدهند که ممکن است بین حجم مغز و زوال عقل ارتباطی وجود داشته باشد.
پژوهشگران در این مطالعه با در نظر گرفتن همه دگرگونیهای احتمالی دریافتند که مصرف بیشتر قهوه به شکل قابل توجهی با کاهش حجم مغز دارای ارتباط است. در واقع نوشیدن بیش از شش فنجان قهوه در روز ممکن است ما را در معرض بیماریهای مغزی مانند زوال عقل و سکته مغزی قرار دهد. تحقیقات زیادی باید در مورد نحوه ارتباط کافئین و قهوه با سلولهای مغزی انجام بگیرد تا چگونگی پیامد این تعاملات مثبت یا منفی مشخص شوند. ممکن است که نحوه اتصال قهوه و کافئین به گیرندههای آدنوزین در مغز یکی از راههای ایجاد این تغییرات باشد، اگرچه ممکن است از طریق اثرات مستقیم قهوه و کافئین بر سایر قسمتهای بدن مانند سیستم قلبیعروقی نیز ایجاد گردند.
با توجه به نتایج این پژوهش به نظر میرسد مصرف زیاد قهوه در این گروه بزرگ که مورد بررسی قرار گرفتهاند با خطر بالاتری از ابتلا به زوال عقل همراه بوده است و این ارتباط به اندازهای قوی است که شاید لازم باشد نظر خود را در مورد نوشیدن زیاد قهوه تغییر بدهیم. استاندارد مصرف معمول قهوه در روز چیزی بین یک تا دو فنجان است؛ البته واحد اندازهگیری مصرف آن میتواند متفاوت باشد. به طور کلی نوشیدن یک یا دو فنجان قهوه در روز برای ما مفید است؛ اما اگر مصرف قهوه ما در روز بیش از شش فنجان باشد، زمان آن فرا رسیده که در این رفتار تجدید نظر کنیم.
Source: ScienceAlert
@NeoSciensology
قهوه یکی از محبوبترین نوشیدنیها در جهان است که مصرف سالانه جهانی آن به بیش از ۹ میلیارد کیلوگرم میرسد. بنابراین بسیار مهم است که ما پیامدهای بالقوه سلامتی آن را درک کنیم. اغلب ما در طول روز از نوشیدن یک یا دو فنجان قهوه لذت میبریم، اما مصرف بیش از حد قهوه میتواند حجم مغز را کاهش و خطر ابتلا به زوال عقل را در بلندمدت افزایش بدهد. جامعترین پژوهشی که در مورد ارتباط بین قهوه، اندازهگیری حجم مغز، خطرات زوال عقل و سکته مغزی روی ۱۷۷۰۲ فرد با سن ۳۷ تا ۷۳ سال انجام شده و دادههای تصویربرداری مربوط به حجم مغز و طیف وسیعی از عوامل مداخلهگر را در نظر گرفته است، نشان میدهد افرادی که روزانه شش فنجان قهوه یا زیادتر از این مقدار مینوشند تا ۵۳ درصد خطر ابتلا به زوال عقل بیشتری دارند نسبت به کسانی که در روز یک یا دو فنجان قهوه و یا کمتر از این مقدار مصرف میکنند.
میدانیم که قهوه به طریق مختلف - از جمله موجب هوشیار نگهداشتن ما میشود - بر مغز تأثیر میگذارد، اما تحقیقات پیشین در مورد رابطه بین حجم مغز و زوال عقل دارای یک نتیجه قطعی نبوده و در برخی موارد متناقض بوده است. پژوهشگران پس از در نظر گفتن تأثیر متغیرهایی مانند جنسیت، سن، شاخص توده بدنی و بیماریهای طولانیمدت موفق شدند رابطهای بین نوشیدن بیشتر قهوه و حجم کمتر کل مغز شرکتکنندگان و همچنین افزایش خطر زوال عقل پیدا کنند. مطالعه یاد شده به این نمیپردازد که انقباض مغزی میتواند موجب چه چیزی شود، در حالی که هم ماده خاکستری و هم ماده سفید به کنترل عملکرد حسی و حرکتی کمک میکنند، دشوار است که مقدار کمتر از این ماده را با نتایج خاصی در رفتار یا فعالیت مغز مرتبط دانست. کوچک شدن مغز نیز چیزی است که به طور طبیعی با افزایش سن اتفاق میافتد و برخی مطالعات نشان میدهند که ممکن است بین حجم مغز و زوال عقل ارتباطی وجود داشته باشد.
پژوهشگران در این مطالعه با در نظر گرفتن همه دگرگونیهای احتمالی دریافتند که مصرف بیشتر قهوه به شکل قابل توجهی با کاهش حجم مغز دارای ارتباط است. در واقع نوشیدن بیش از شش فنجان قهوه در روز ممکن است ما را در معرض بیماریهای مغزی مانند زوال عقل و سکته مغزی قرار دهد. تحقیقات زیادی باید در مورد نحوه ارتباط کافئین و قهوه با سلولهای مغزی انجام بگیرد تا چگونگی پیامد این تعاملات مثبت یا منفی مشخص شوند. ممکن است که نحوه اتصال قهوه و کافئین به گیرندههای آدنوزین در مغز یکی از راههای ایجاد این تغییرات باشد، اگرچه ممکن است از طریق اثرات مستقیم قهوه و کافئین بر سایر قسمتهای بدن مانند سیستم قلبیعروقی نیز ایجاد گردند.
با توجه به نتایج این پژوهش به نظر میرسد مصرف زیاد قهوه در این گروه بزرگ که مورد بررسی قرار گرفتهاند با خطر بالاتری از ابتلا به زوال عقل همراه بوده است و این ارتباط به اندازهای قوی است که شاید لازم باشد نظر خود را در مورد نوشیدن زیاد قهوه تغییر بدهیم. استاندارد مصرف معمول قهوه در روز چیزی بین یک تا دو فنجان است؛ البته واحد اندازهگیری مصرف آن میتواند متفاوت باشد. به طور کلی نوشیدن یک یا دو فنجان قهوه در روز برای ما مفید است؛ اما اگر مصرف قهوه ما در روز بیش از شش فنجان باشد، زمان آن فرا رسیده که در این رفتار تجدید نظر کنیم.
Source: ScienceAlert
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️دو سیستم متفاوت تفکر
دنیل کانمن (۲۰۱۱) تفکر انسان را بر اساس دو سیستم توصیف میکند. ما از سیستم ۱ یا تفکر نوع یک برای عملیاتهای سریع و خودکار - مانند تشخیص چهرههای آشنا و اقدامات معمول روزمره - و پاسخ به سؤالاتی که آسان به نظر میرسند استفاده میکنیم. سیستم ۱ عموماً بدون تلاش زیاد و پروسههای طاقتفرسا کار میکند. ما برای محاسبات ریاضی، ارزیابی شواهد و هر چیز دیگری که نیازمند توجه است از سیستم ۲ یا تفکر نوع دوم استفاده میکنیم. سیستم ۲ شدیداً به حافظه کاری متکی است و اگر حافظه کاری ما مشغول شده باشد - برای مثال وقتی که سعی داریم چیز دیگری را به یاد بیاوریم - مغز تمایل دارد به سیستم ۱ بازگردد. از آنجا که سیستم ۱ در زمان و انرژی صرفهجویی میکند، ما هر زمان که بتوانیم بر آن تکیه میکنیم. سیستم ۱ برخلاف سیستم ۲ به شدت بر روش رهیافت آنی متکی است. برای مثال اگر بخواهیم حدس بزنیم کدام کودک از میان بقیه دارای سن بیشتری است، بلندقدترین را انتخاب مینمائیم یا تصور میکنیم که اگر یک کالا گرانتر باشد احتمالاً از کیفیت بالاتری برخوردار است.
@NeoSciensology
دنیل کانمن (۲۰۱۱) تفکر انسان را بر اساس دو سیستم توصیف میکند. ما از سیستم ۱ یا تفکر نوع یک برای عملیاتهای سریع و خودکار - مانند تشخیص چهرههای آشنا و اقدامات معمول روزمره - و پاسخ به سؤالاتی که آسان به نظر میرسند استفاده میکنیم. سیستم ۱ عموماً بدون تلاش زیاد و پروسههای طاقتفرسا کار میکند. ما برای محاسبات ریاضی، ارزیابی شواهد و هر چیز دیگری که نیازمند توجه است از سیستم ۲ یا تفکر نوع دوم استفاده میکنیم. سیستم ۲ شدیداً به حافظه کاری متکی است و اگر حافظه کاری ما مشغول شده باشد - برای مثال وقتی که سعی داریم چیز دیگری را به یاد بیاوریم - مغز تمایل دارد به سیستم ۱ بازگردد. از آنجا که سیستم ۱ در زمان و انرژی صرفهجویی میکند، ما هر زمان که بتوانیم بر آن تکیه میکنیم. سیستم ۱ برخلاف سیستم ۲ به شدت بر روش رهیافت آنی متکی است. برای مثال اگر بخواهیم حدس بزنیم کدام کودک از میان بقیه دارای سن بیشتری است، بلندقدترین را انتخاب مینمائیم یا تصور میکنیم که اگر یک کالا گرانتر باشد احتمالاً از کیفیت بالاتری برخوردار است.
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️آیا انسانها دارای رفتار غریزی هستند؟
یونانیان در تلاش خود برای توضیح رفتار انسان به شدت بر مفهوم غریزه تکیه داشتند. غریزه یک رفتار پیچیده است که به صورت خودکار، بدون یادگیری و تغییرناپذیر در همهٔ اعضای یک گونه رخ میدهد (بیرنی و تیوان، ۱۹۶۱). مهاجرت و رفتارهای والدینی نمونههای خوبی از رفتار غریزی در حیوانات هستند.
نخستین نظریهپردازان غریزه معتقد بودند که انسانها با غرایز هدایت میشوند. بر این اساس باید گفت که انسانها به دلیل داشتن غریزه تهاجم جنگ میکنند یا به دلیل داشتن غریزه والدینی از بچههای خود مراقبت مینمایند. این توضیحات در ابتدا کارآمد به نظر میرسید، اما اگر بگوئیم که یک فرد به دلیل داشتن غریزه تهاجم در حال مبارزه است، بیشتر از قبل نمیدانیم که چه چیزی باعث میشود فرد با چیزی مبارزه کند! اگر نتوانیم غریزه تهاجمیِ فرضی را تحلیل کنیم از توضیح طفره رفتهایم. آیا انسانها واقعاً دارای غریزه هستند؟
اکثر روانشناسان عقیده دارند که بیشتر غرایز ما در طی فرگشت با رفتارهای آموختهشده - تربیت و پرورش - عوض شدهاند. چندین نظریه به عنوان جایگزین غریزه مطرح شده است. اولین نظریه «رانه» است که با انگیزش - به حرکت درآوردن رفتار - برحسب نیازهای ناشی از شرایط فیزیولوژیکی مانند گرسنگی، تشنگی و دمای بدن سروکار دارد. طبق «نظریه رانه» بدن انسان وضعیت تعادل حیاتی - هومئوستازی - را حفظ میکند. در شرایطی که تعادل حیاتی حفظ شده باشد، هر سیستم فیزیولوژیک خاص در تعادل یا موازنه است. (کلارک هال، ۱۹۵۱).
هرگونه انحراف از وضعیت تعادل حیاتی - از قبیل کاهش مواد مغذی یا کاهش دما - منجر به ایجاد یک حالت برانگیختگی یا «رانه» میشود که فرد را وادار به انجام اقدامات مناسبی مانند خوردن، آشامیدن یا گرم کردن میکند. نظریه دیگر «مشوق» است. این نظریه که جایگزین دیگری برای غریزه است بیان میکند افراد برخلاف آنچه نظریه رانه میگوید تنها از طریق محرکهای درونی برانگیخته نمیشوند بلکه محرکات بیرونی و درونی متقابلاً سبب انگیزش و برانگیختگی افراد میشوند (رابرت بولز، ۱۹۷۵). مشوقها میتوانند نیازهای زیستی مانند غذا، لباس و جفت را برآورده کنند یا میتوانند چیزهایی باشند که برای هر فرد ارزشمند هستند (مانند پول یا کسب رتبه خوب). انسانها کماکان نیز دارای غریزه هستند اما بخش اعظم غرایز در طی فرگشت زایل شده است.
@NeoSciensology
یونانیان در تلاش خود برای توضیح رفتار انسان به شدت بر مفهوم غریزه تکیه داشتند. غریزه یک رفتار پیچیده است که به صورت خودکار، بدون یادگیری و تغییرناپذیر در همهٔ اعضای یک گونه رخ میدهد (بیرنی و تیوان، ۱۹۶۱). مهاجرت و رفتارهای والدینی نمونههای خوبی از رفتار غریزی در حیوانات هستند.
نخستین نظریهپردازان غریزه معتقد بودند که انسانها با غرایز هدایت میشوند. بر این اساس باید گفت که انسانها به دلیل داشتن غریزه تهاجم جنگ میکنند یا به دلیل داشتن غریزه والدینی از بچههای خود مراقبت مینمایند. این توضیحات در ابتدا کارآمد به نظر میرسید، اما اگر بگوئیم که یک فرد به دلیل داشتن غریزه تهاجم در حال مبارزه است، بیشتر از قبل نمیدانیم که چه چیزی باعث میشود فرد با چیزی مبارزه کند! اگر نتوانیم غریزه تهاجمیِ فرضی را تحلیل کنیم از توضیح طفره رفتهایم. آیا انسانها واقعاً دارای غریزه هستند؟
اکثر روانشناسان عقیده دارند که بیشتر غرایز ما در طی فرگشت با رفتارهای آموختهشده - تربیت و پرورش - عوض شدهاند. چندین نظریه به عنوان جایگزین غریزه مطرح شده است. اولین نظریه «رانه» است که با انگیزش - به حرکت درآوردن رفتار - برحسب نیازهای ناشی از شرایط فیزیولوژیکی مانند گرسنگی، تشنگی و دمای بدن سروکار دارد. طبق «نظریه رانه» بدن انسان وضعیت تعادل حیاتی - هومئوستازی - را حفظ میکند. در شرایطی که تعادل حیاتی حفظ شده باشد، هر سیستم فیزیولوژیک خاص در تعادل یا موازنه است. (کلارک هال، ۱۹۵۱).
هرگونه انحراف از وضعیت تعادل حیاتی - از قبیل کاهش مواد مغذی یا کاهش دما - منجر به ایجاد یک حالت برانگیختگی یا «رانه» میشود که فرد را وادار به انجام اقدامات مناسبی مانند خوردن، آشامیدن یا گرم کردن میکند. نظریه دیگر «مشوق» است. این نظریه که جایگزین دیگری برای غریزه است بیان میکند افراد برخلاف آنچه نظریه رانه میگوید تنها از طریق محرکهای درونی برانگیخته نمیشوند بلکه محرکات بیرونی و درونی متقابلاً سبب انگیزش و برانگیختگی افراد میشوند (رابرت بولز، ۱۹۷۵). مشوقها میتوانند نیازهای زیستی مانند غذا، لباس و جفت را برآورده کنند یا میتوانند چیزهایی باشند که برای هر فرد ارزشمند هستند (مانند پول یا کسب رتبه خوب). انسانها کماکان نیز دارای غریزه هستند اما بخش اعظم غرایز در طی فرگشت زایل شده است.
@NeoSciensology