Forwarded from Sciensology
▪️دو سیستم متفاوت تفکر
دنیل کانمن (۲۰۱۱) تفکر انسان را بر اساس دو سیستم توصیف میکند. ما از سیستم ۱ یا تفکر نوع یک برای عملیاتهای سریع و خودکار - مانند تشخیص چهرههای آشنا و اقدامات معمول روزمره - و پاسخ به سؤالاتی که آسان به نظر میرسند استفاده میکنیم. سیستم ۱ عموماً بدون تلاش زیاد و پروسههای طاقتفرسا کار میکند. ما برای محاسبات ریاضی، ارزیابی شواهد و هر چیز دیگری که نیازمند توجه است از سیستم ۲ یا تفکر نوع دوم استفاده میکنیم. سیستم ۲ شدیداً به حافظه کاری متکی است و اگر حافظه کاری ما مشغول شده باشد - برای مثال وقتی که سعی داریم چیز دیگری را به یاد بیاوریم - مغز تمایل دارد به سیستم ۱ بازگردد. از آنجا که سیستم ۱ در زمان و انرژی صرفهجویی میکند، ما هر زمان که بتوانیم بر آن تکیه میکنیم. سیستم ۱ برخلاف سیستم ۲ به شدت بر روش رهیافت آنی متکی است. برای مثال اگر بخواهیم حدس بزنیم کدام کودک از میان بقیه دارای سن بیشتری است، بلندقدترین را انتخاب مینمائیم یا تصور میکنیم که اگر یک کالا گرانتر باشد احتمالاً از کیفیت بالاتری برخوردار است.
@NeoSciensology
دنیل کانمن (۲۰۱۱) تفکر انسان را بر اساس دو سیستم توصیف میکند. ما از سیستم ۱ یا تفکر نوع یک برای عملیاتهای سریع و خودکار - مانند تشخیص چهرههای آشنا و اقدامات معمول روزمره - و پاسخ به سؤالاتی که آسان به نظر میرسند استفاده میکنیم. سیستم ۱ عموماً بدون تلاش زیاد و پروسههای طاقتفرسا کار میکند. ما برای محاسبات ریاضی، ارزیابی شواهد و هر چیز دیگری که نیازمند توجه است از سیستم ۲ یا تفکر نوع دوم استفاده میکنیم. سیستم ۲ شدیداً به حافظه کاری متکی است و اگر حافظه کاری ما مشغول شده باشد - برای مثال وقتی که سعی داریم چیز دیگری را به یاد بیاوریم - مغز تمایل دارد به سیستم ۱ بازگردد. از آنجا که سیستم ۱ در زمان و انرژی صرفهجویی میکند، ما هر زمان که بتوانیم بر آن تکیه میکنیم. سیستم ۱ برخلاف سیستم ۲ به شدت بر روش رهیافت آنی متکی است. برای مثال اگر بخواهیم حدس بزنیم کدام کودک از میان بقیه دارای سن بیشتری است، بلندقدترین را انتخاب مینمائیم یا تصور میکنیم که اگر یک کالا گرانتر باشد احتمالاً از کیفیت بالاتری برخوردار است.
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️آیا انسانها دارای رفتار غریزی هستند؟
یونانیان در تلاش خود برای توضیح رفتار انسان به شدت بر مفهوم غریزه تکیه داشتند. غریزه یک رفتار پیچیده است که به صورت خودکار، بدون یادگیری و تغییرناپذیر در همهٔ اعضای یک گونه رخ میدهد (بیرنی و تیوان، ۱۹۶۱). مهاجرت و رفتارهای والدینی نمونههای خوبی از رفتار غریزی در حیوانات هستند.
نخستین نظریهپردازان غریزه معتقد بودند که انسانها با غرایز هدایت میشوند. بر این اساس باید گفت که انسانها به دلیل داشتن غریزه تهاجم جنگ میکنند یا به دلیل داشتن غریزه والدینی از بچههای خود مراقبت مینمایند. این توضیحات در ابتدا کارآمد به نظر میرسید، اما اگر بگوئیم که یک فرد به دلیل داشتن غریزه تهاجم در حال مبارزه است، بیشتر از قبل نمیدانیم که چه چیزی باعث میشود فرد با چیزی مبارزه کند! اگر نتوانیم غریزه تهاجمیِ فرضی را تحلیل کنیم از توضیح طفره رفتهایم. آیا انسانها واقعاً دارای غریزه هستند؟
اکثر روانشناسان عقیده دارند که بیشتر غرایز ما در طی فرگشت با رفتارهای آموختهشده - تربیت و پرورش - عوض شدهاند. چندین نظریه به عنوان جایگزین غریزه مطرح شده است. اولین نظریه «رانه» است که با انگیزش - به حرکت درآوردن رفتار - برحسب نیازهای ناشی از شرایط فیزیولوژیکی مانند گرسنگی، تشنگی و دمای بدن سروکار دارد. طبق «نظریه رانه» بدن انسان وضعیت تعادل حیاتی - هومئوستازی - را حفظ میکند. در شرایطی که تعادل حیاتی حفظ شده باشد، هر سیستم فیزیولوژیک خاص در تعادل یا موازنه است. (کلارک هال، ۱۹۵۱).
هرگونه انحراف از وضعیت تعادل حیاتی - از قبیل کاهش مواد مغذی یا کاهش دما - منجر به ایجاد یک حالت برانگیختگی یا «رانه» میشود که فرد را وادار به انجام اقدامات مناسبی مانند خوردن، آشامیدن یا گرم کردن میکند. نظریه دیگر «مشوق» است. این نظریه که جایگزین دیگری برای غریزه است بیان میکند افراد برخلاف آنچه نظریه رانه میگوید تنها از طریق محرکهای درونی برانگیخته نمیشوند بلکه محرکات بیرونی و درونی متقابلاً سبب انگیزش و برانگیختگی افراد میشوند (رابرت بولز، ۱۹۷۵). مشوقها میتوانند نیازهای زیستی مانند غذا، لباس و جفت را برآورده کنند یا میتوانند چیزهایی باشند که برای هر فرد ارزشمند هستند (مانند پول یا کسب رتبه خوب). انسانها کماکان نیز دارای غریزه هستند اما بخش اعظم غرایز در طی فرگشت زایل شده است.
@NeoSciensology
یونانیان در تلاش خود برای توضیح رفتار انسان به شدت بر مفهوم غریزه تکیه داشتند. غریزه یک رفتار پیچیده است که به صورت خودکار، بدون یادگیری و تغییرناپذیر در همهٔ اعضای یک گونه رخ میدهد (بیرنی و تیوان، ۱۹۶۱). مهاجرت و رفتارهای والدینی نمونههای خوبی از رفتار غریزی در حیوانات هستند.
نخستین نظریهپردازان غریزه معتقد بودند که انسانها با غرایز هدایت میشوند. بر این اساس باید گفت که انسانها به دلیل داشتن غریزه تهاجم جنگ میکنند یا به دلیل داشتن غریزه والدینی از بچههای خود مراقبت مینمایند. این توضیحات در ابتدا کارآمد به نظر میرسید، اما اگر بگوئیم که یک فرد به دلیل داشتن غریزه تهاجم در حال مبارزه است، بیشتر از قبل نمیدانیم که چه چیزی باعث میشود فرد با چیزی مبارزه کند! اگر نتوانیم غریزه تهاجمیِ فرضی را تحلیل کنیم از توضیح طفره رفتهایم. آیا انسانها واقعاً دارای غریزه هستند؟
اکثر روانشناسان عقیده دارند که بیشتر غرایز ما در طی فرگشت با رفتارهای آموختهشده - تربیت و پرورش - عوض شدهاند. چندین نظریه به عنوان جایگزین غریزه مطرح شده است. اولین نظریه «رانه» است که با انگیزش - به حرکت درآوردن رفتار - برحسب نیازهای ناشی از شرایط فیزیولوژیکی مانند گرسنگی، تشنگی و دمای بدن سروکار دارد. طبق «نظریه رانه» بدن انسان وضعیت تعادل حیاتی - هومئوستازی - را حفظ میکند. در شرایطی که تعادل حیاتی حفظ شده باشد، هر سیستم فیزیولوژیک خاص در تعادل یا موازنه است. (کلارک هال، ۱۹۵۱).
هرگونه انحراف از وضعیت تعادل حیاتی - از قبیل کاهش مواد مغذی یا کاهش دما - منجر به ایجاد یک حالت برانگیختگی یا «رانه» میشود که فرد را وادار به انجام اقدامات مناسبی مانند خوردن، آشامیدن یا گرم کردن میکند. نظریه دیگر «مشوق» است. این نظریه که جایگزین دیگری برای غریزه است بیان میکند افراد برخلاف آنچه نظریه رانه میگوید تنها از طریق محرکهای درونی برانگیخته نمیشوند بلکه محرکات بیرونی و درونی متقابلاً سبب انگیزش و برانگیختگی افراد میشوند (رابرت بولز، ۱۹۷۵). مشوقها میتوانند نیازهای زیستی مانند غذا، لباس و جفت را برآورده کنند یا میتوانند چیزهایی باشند که برای هر فرد ارزشمند هستند (مانند پول یا کسب رتبه خوب). انسانها کماکان نیز دارای غریزه هستند اما بخش اعظم غرایز در طی فرگشت زایل شده است.
@NeoSciensology
Forwarded from Toefl & Ietls Shortcut
The Four Horsemen.pdf
1.7 MB
عنوان کتاب: آن چهار سوار (گفتوگویی که انقلابی خداناباورانه را رقم زد)
کریستوفر هیچنز، ریچارد داوکینز، سم هریس و دنیل دِنِت - با پیشگفتاری از استیون فِرای
ترجمه: امیر منیعی
ویرایش: محمدکریم طهماسبی
لینک دانلود مستقیم از وبسایت بنیاد ریچارد داوکینز:
www.translationsproject.org
@AtheistsChannel
کریستوفر هیچنز، ریچارد داوکینز، سم هریس و دنیل دِنِت - با پیشگفتاری از استیون فِرای
ترجمه: امیر منیعی
ویرایش: محمدکریم طهماسبی
لینک دانلود مستقیم از وبسایت بنیاد ریچارد داوکینز:
www.translationsproject.org
@AtheistsChannel
با کوچینگ تبر زندگیت را تیز کن!.pdf
3.2 MB
نام کتابچه : #با_کوچینگ_تبر_زندگیت_را_تیز_کن
گردآورندگان : نوشین دلجو و فاطمه تقی خانی.
موضوع کتابچه : در مورد آشنایی با کوچینگ
🔴 اگر میخوای عزت نفس و اعتماد به نفس بالایی داشته باشی اگر می خوای روابط عالی رو تجربه کنی اگر می خوای روی رشد و توسعه فردی خودت کار کنی بهت پیشنهاد می کنم حتما این کتاب رو بخون
گردآورندگان : نوشین دلجو و فاطمه تقی خانی.
موضوع کتابچه : در مورد آشنایی با کوچینگ
🔴 اگر میخوای عزت نفس و اعتماد به نفس بالایی داشته باشی اگر می خوای روابط عالی رو تجربه کنی اگر می خوای روی رشد و توسعه فردی خودت کار کنی بهت پیشنهاد می کنم حتما این کتاب رو بخون
Forwarded from Sciensology
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️مروری بر تاریخچه انسانها
انسانها مدتی است که بر روی زمین زندگی میکنند، اما چه شد که ما انسان شدیم؟ چگونه انسان از اجداد انساننمای خود به زندگی مدرن امروزی رسید؟ در این ویدئو به شرح تاریخچه فرگشتی و چگونگی متمدن شدن انسانها پرداخته میشود.
Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
انسانها مدتی است که بر روی زمین زندگی میکنند، اما چه شد که ما انسان شدیم؟ چگونه انسان از اجداد انساننمای خود به زندگی مدرن امروزی رسید؟ در این ویدئو به شرح تاریخچه فرگشتی و چگونگی متمدن شدن انسانها پرداخته میشود.
Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️مغز اجتماعی نخستیسانان
مهارتهای شناختی همچون یادگیری اجتماعی، همکاری و هوش در نخستیسانان از کجا نشأت میگیرد؟ چرا مغز نخستیسانان پیوسته در جهت افزایش اندازه فرگشت یافته است؟ در این یادداشت به نظریات توضیحدهنده فرگشتِ شناخت میپردازیم.
@NeoSciensology
مهارتهای شناختی همچون یادگیری اجتماعی، همکاری و هوش در نخستیسانان از کجا نشأت میگیرد؟ چرا مغز نخستیسانان پیوسته در جهت افزایش اندازه فرگشت یافته است؟ در این یادداشت به نظریات توضیحدهنده فرگشتِ شناخت میپردازیم.
@NeoSciensology
Telegraph
مغز اجتماعی نخستیسانان
تبار نخستیسانان با افزایش اندازه مغز نسبت به اندازه بدن مشخص میشود. انسانها در اواخر این دودمان فرگشت یافتهاند و این در حالی است که مغز انسانها در حدود سه برابر بزرگتر از مغز نزدیکترین خویشاوندان ما یعنی کَپیهای بزرگ است (جریسون، ۱۹۷۳). مغز انسان…
Forwarded from Sciensology
▪️حس و ادراک
شما میتوانید به اندامهای حسی خود به عنوان پنجرههای مغز به دنیای خارج نگاه کنید؛ جهان در واقع تصویر، صدا، طعم و بوی حقیقی ندارد. در عوض شما با انواع گوناگونی از انرژی و مولکولهایی که باید به ادراکات یا حواس تبدیل شوند احاطه شدهاید. برای اینکه این تغییر شکل خارقالعاده اتفاق بیافتد، اندامهای حسی شما محرکهایی مانند امواج نور و یا مولکولهای غذا را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکنند. سپس این پیامهای الکتریکی از طریق شبکهای از سلولها و فیبرها به مناطق اختصاصی مغز انتقال مییابند تا در آنجا پردازش شوند و با تلفیق در یکدیگر ادراک بیوقفهای از محیط اطراف را ایجاد کنند.
@NeoSciensology
شما میتوانید به اندامهای حسی خود به عنوان پنجرههای مغز به دنیای خارج نگاه کنید؛ جهان در واقع تصویر، صدا، طعم و بوی حقیقی ندارد. در عوض شما با انواع گوناگونی از انرژی و مولکولهایی که باید به ادراکات یا حواس تبدیل شوند احاطه شدهاید. برای اینکه این تغییر شکل خارقالعاده اتفاق بیافتد، اندامهای حسی شما محرکهایی مانند امواج نور و یا مولکولهای غذا را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکنند. سپس این پیامهای الکتریکی از طریق شبکهای از سلولها و فیبرها به مناطق اختصاصی مغز انتقال مییابند تا در آنجا پردازش شوند و با تلفیق در یکدیگر ادراک بیوقفهای از محیط اطراف را ایجاد کنند.
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️حس لامسه و اهمیت استثنائی آن برای حیات
سابقاً تصور میشد لامسه حس واحدی است. اما امروزه آن را مرکب از سه حس متمایز پوستی میدانند که یکی به فشار و دیگری به دما و سومی به درد پاسخ میدهد. در جستار پیشِ رو به بررسی این سه حس متفاوت میپردازیم.
@NeoSciensology
سابقاً تصور میشد لامسه حس واحدی است. اما امروزه آن را مرکب از سه حس متمایز پوستی میدانند که یکی به فشار و دیگری به دما و سومی به درد پاسخ میدهد. در جستار پیشِ رو به بررسی این سه حس متفاوت میپردازیم.
@NeoSciensology
Telegraph
حس لامسه و اهمیت استثنائی آن برای حیات
محرکی که سبب احساس فشار میشود، فشار فیزیکی بر پوست است. هرچند ما به فشار مداوم به تمامی بدن آگاهی نداریم - مثلاً فشار هوا - اما میتوانیم تغییر فشار وارده بر سطح بدن را تمیز دهیم. برخی از بخشهای بدن در احساس شدت فشار از بخشهای دیگر کارایی بیشتری دارند.…
Forwarded from Sciensology
▪️تأثیر دما بر مغز زنان
مغز زنان در دمای بالاتر کارایی بیشتری دارد، در مقابل مغز مردان در دمای پائینتر بهتر عمل میکند. نتایج تحقیقات نشان میدهد که افزایش دمای محیط کار منجر به بالاتر رفتن توانایی زنان نسبت به مردان در انجام برخی کارها از جمله محاسبات ریاضی و مهارت کلامی میشود. در مقابل مغز مردان در دماهای پائینتر عملکرد بهتری دارد. همچنین مقایسه بین عملکرد مردان و زنان نشان میدهد میزان افزایش عملکرد زنان در دمای بالاتر به طور قابل توجهی بیشتر از میزان کاهش عملکرد مردان است. بنابراین گرچه دمای بالاتر در محیطهای مختلط به دو صورت بر کارایی تأثیر میگذارد، کارایی زنان را بیشتر میکند و کارایی مردان را پایین میآورد، اما بیشتر در جهت افزایش کارایی زنان و نه کاهش کارایی مردان عمل میکند؛ به گونهای که راندمان نهایی را بالا میبرد.
Source: PLOS One
@NeoSciensology
مغز زنان در دمای بالاتر کارایی بیشتری دارد، در مقابل مغز مردان در دمای پائینتر بهتر عمل میکند. نتایج تحقیقات نشان میدهد که افزایش دمای محیط کار منجر به بالاتر رفتن توانایی زنان نسبت به مردان در انجام برخی کارها از جمله محاسبات ریاضی و مهارت کلامی میشود. در مقابل مغز مردان در دماهای پائینتر عملکرد بهتری دارد. همچنین مقایسه بین عملکرد مردان و زنان نشان میدهد میزان افزایش عملکرد زنان در دمای بالاتر به طور قابل توجهی بیشتر از میزان کاهش عملکرد مردان است. بنابراین گرچه دمای بالاتر در محیطهای مختلط به دو صورت بر کارایی تأثیر میگذارد، کارایی زنان را بیشتر میکند و کارایی مردان را پایین میآورد، اما بیشتر در جهت افزایش کارایی زنان و نه کاهش کارایی مردان عمل میکند؛ به گونهای که راندمان نهایی را بالا میبرد.
Source: PLOS One
@NeoSciensology
وقتی کسی بهم میگه «دوست دارم» انگار یک هفت تیر توی صورتم نگهداشتن، آخه آدم توی همچین شرایطی چه جوابی میتونه بده جز اینکه به اون هفت تیر بهدست بگه «منم دوست دارم»
«هر دوست داشتنی که عشق نیست»
- کورت ونه گات
@ShafiAzad
«هر دوست داشتنی که عشق نیست»
- کورت ونه گات
@ShafiAzad
اسکارلت، من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته همان است که اول داشتهام ...
آنچه که شکست شکسته و من ترجیح میدهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تا اینکه آن تکهها را به هم بچسبانم و تا وقتی زندهام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم !
- بر باد رفته
- مارگارت میچل
@ShafiAzad
آنچه که شکست شکسته و من ترجیح میدهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تا اینکه آن تکهها را به هم بچسبانم و تا وقتی زندهام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم !
- بر باد رفته
- مارگارت میچل
@ShafiAzad
آدمها رازهایشان را جایی غیر از صورت پنهان میکنند. چهره جایگاه درد است. اگر هم جایی باقی بماند، ناامیدی.
- جزء از کل
- استیو تولتز
@ShafiAzad
- جزء از کل
- استیو تولتز
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️آیا انسانها تنها پنج حس دارند؟
معمولاً تصور میشود که انسان دارای پنج حس است: بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه. با اینحال آیا ما نمیتوانیم متوجه شویم که راست ایستادهایم یا به جلو خم شدهایم؟ اگر چنین است با چه حسی متوجه این مسئله میشویم؟ اگر چشمان خود را ببندیم، میتوانیم به طور دقیق متوجه بشویم موقعیت دستها و پاهای ما نسبت به بدنمان چگونه است. اما از چه حسی استفاده میکنیم؟ وقتی به یک شیء دست میزنیم میتوانیم تشخیص دهیم که زبر است یا صاف، بزرگ است یا کوچک و همچنین گرم است یا سرد. اما آیا همه اینها با استفاده از حس لامسه انجام میشود؟ اگر چنین است چگونه میتوانیم گرمای یک فنجان چای داغ را هنگامی که دست خود را بالای آن قرار میدهیم - بدون لمس - احساس کنیم یا زمانی که در یخچال را باز مینمائیم احساس سرما میکنیم؟ درد چطور؟ آیا درد همان چیزی است که از لمس ناشی میشود؟ اگر چنین است چگونه در زمان گرسنگی دچار درد معده میشویم؟ علاوه بر این ما به نوعی میتوانیم احساس کنیم که تشنه یا گرسنه هستیم و همچنین میتوانیم متوجه شویم ششهای ما پر از هوا است یا خیر.
با توجه به موارد ذکر شده باید واضح شده باشد که تقلیل حسها به حواس پنجگانه نمیتواند دربرگیرندهٔ تمام مسائلی باشد که روزانه آنها را تشخیص میدهیم. پس ما در واقع چند حس داریم؟ بروس دورى (۲۰۰۵) نشان داده است که حتی اگر پدیدههایی مانند حس ناامیدی، حس موفقیت یا حس تعلق را در نظر نگیریم و «حس» را به تشخیص شکلی خاص از اطلاعات توسط نوعی خاص از سلولهای حسی که به نوبه خود توسط بخشی خاص از مغز پردازش میشود محدود کنیم، حداقل ۲۱ حس میتواند وجود داشته باشد که البته احتمالاً تعداد حواس انسان از این مقدار نیز بیشتر است. همچنین باید مشخص شود که برخی از حواس ما مانند شنوایی و بویایی عمدتاً مربوط به دریافت اطلاعات از محیط اطراف ما هستند و برخی حواس دیگر مانند تشنگی و گرسنگی اطلاعاتی در مورد وضعیت درون بدن ارائه میدهند.
نکته مهم این است که ما میتوانیم نشانههایی از این دو دستهٔ وسیع حواس - یعنی حواس درونی و بیرونی - را با هم ترکیب کنیم تا اطلاعات دقیقتری در مورد محیط اطراف خود به دست آوریم. به عنوان مثال حتی بدون استفاده از چشمان خود میتوانیم به سادگی با حرکت دادن دستها بر روی سطوح اشیاء تعیین کنیم که اجسام کجا هستند و چقدر بزرگ هستند. ما با انجام این کار در واقع اطلاعات مربوط به موقعیت نسبی دستان خود را - یعنی موقعیتی که دستها نسبت به یکدیگر و بدن قرار دارند - با اطلاعات گیرندههای حس لامسه در انگشتان ترکیب میکنیم و بدین ترتیب متوجه مشخصات شیء لمس شده میشویم. پُر واضح است که کلیشهٔ پنجگانه بودن حواس انسان نمیتواند درست باشد.
@NeoSciensology
معمولاً تصور میشود که انسان دارای پنج حس است: بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه. با اینحال آیا ما نمیتوانیم متوجه شویم که راست ایستادهایم یا به جلو خم شدهایم؟ اگر چنین است با چه حسی متوجه این مسئله میشویم؟ اگر چشمان خود را ببندیم، میتوانیم به طور دقیق متوجه بشویم موقعیت دستها و پاهای ما نسبت به بدنمان چگونه است. اما از چه حسی استفاده میکنیم؟ وقتی به یک شیء دست میزنیم میتوانیم تشخیص دهیم که زبر است یا صاف، بزرگ است یا کوچک و همچنین گرم است یا سرد. اما آیا همه اینها با استفاده از حس لامسه انجام میشود؟ اگر چنین است چگونه میتوانیم گرمای یک فنجان چای داغ را هنگامی که دست خود را بالای آن قرار میدهیم - بدون لمس - احساس کنیم یا زمانی که در یخچال را باز مینمائیم احساس سرما میکنیم؟ درد چطور؟ آیا درد همان چیزی است که از لمس ناشی میشود؟ اگر چنین است چگونه در زمان گرسنگی دچار درد معده میشویم؟ علاوه بر این ما به نوعی میتوانیم احساس کنیم که تشنه یا گرسنه هستیم و همچنین میتوانیم متوجه شویم ششهای ما پر از هوا است یا خیر.
با توجه به موارد ذکر شده باید واضح شده باشد که تقلیل حسها به حواس پنجگانه نمیتواند دربرگیرندهٔ تمام مسائلی باشد که روزانه آنها را تشخیص میدهیم. پس ما در واقع چند حس داریم؟ بروس دورى (۲۰۰۵) نشان داده است که حتی اگر پدیدههایی مانند حس ناامیدی، حس موفقیت یا حس تعلق را در نظر نگیریم و «حس» را به تشخیص شکلی خاص از اطلاعات توسط نوعی خاص از سلولهای حسی که به نوبه خود توسط بخشی خاص از مغز پردازش میشود محدود کنیم، حداقل ۲۱ حس میتواند وجود داشته باشد که البته احتمالاً تعداد حواس انسان از این مقدار نیز بیشتر است. همچنین باید مشخص شود که برخی از حواس ما مانند شنوایی و بویایی عمدتاً مربوط به دریافت اطلاعات از محیط اطراف ما هستند و برخی حواس دیگر مانند تشنگی و گرسنگی اطلاعاتی در مورد وضعیت درون بدن ارائه میدهند.
نکته مهم این است که ما میتوانیم نشانههایی از این دو دستهٔ وسیع حواس - یعنی حواس درونی و بیرونی - را با هم ترکیب کنیم تا اطلاعات دقیقتری در مورد محیط اطراف خود به دست آوریم. به عنوان مثال حتی بدون استفاده از چشمان خود میتوانیم به سادگی با حرکت دادن دستها بر روی سطوح اشیاء تعیین کنیم که اجسام کجا هستند و چقدر بزرگ هستند. ما با انجام این کار در واقع اطلاعات مربوط به موقعیت نسبی دستان خود را - یعنی موقعیتی که دستها نسبت به یکدیگر و بدن قرار دارند - با اطلاعات گیرندههای حس لامسه در انگشتان ترکیب میکنیم و بدین ترتیب متوجه مشخصات شیء لمس شده میشویم. پُر واضح است که کلیشهٔ پنجگانه بودن حواس انسان نمیتواند درست باشد.
@NeoSciensology
مهمترین حُسنی که درونگرا بودن داره حرف نزدن درباره مشکلاته،
درسته تنهایی حل کردن مشکلات خیلی سخته،
ولی حداقل بعداً کسی قرار نیست از نقطه ضعفات سواستفاده کنه
@ShafiAzad
درسته تنهایی حل کردن مشکلات خیلی سخته،
ولی حداقل بعداً کسی قرار نیست از نقطه ضعفات سواستفاده کنه
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️شب زندهداری و مرگ زودرس
بررسیهای انجامشده بر روی حدود نیم میلیون نفر نشان میدهد که شب زندهداری منجر به مرگ زودرس میشود. خطر مرگ در کسانی که عادت به شببیداری دارند بعد از گذشت شش سال و نیم حدود ۱۰ درصد افزایش مییابد. نداشتن خواب شبانه موجب برهم خوردن نظم سیستم فیزیولوژیک بدن و تغییر در عادات غذایی میشود. غذا خوردن در ساعات نامناسب سبب میشود تا بدن نتواند آنچنان که باید قند خون را تنظیم کند؛ دیابت و بیماریهای قلبی با این موضوع ارتباط دارند. تأثیر تغذیه سالم، ورزش کردن و خواب شبانه که ضامن سلامتی است را دست کم نگیرید. عادات بد خوابیدن خود را میتوانید با رفتن به رختخواب در ساعات مشخص اصلاح کنید حتی اگر همان موقع خواب نروید. بدینترتیب با تکرار آن بدن به روال طبیعی خود بازخواهد گشت.
Source: Chronobiology International
@NeoSciensology
بررسیهای انجامشده بر روی حدود نیم میلیون نفر نشان میدهد که شب زندهداری منجر به مرگ زودرس میشود. خطر مرگ در کسانی که عادت به شببیداری دارند بعد از گذشت شش سال و نیم حدود ۱۰ درصد افزایش مییابد. نداشتن خواب شبانه موجب برهم خوردن نظم سیستم فیزیولوژیک بدن و تغییر در عادات غذایی میشود. غذا خوردن در ساعات نامناسب سبب میشود تا بدن نتواند آنچنان که باید قند خون را تنظیم کند؛ دیابت و بیماریهای قلبی با این موضوع ارتباط دارند. تأثیر تغذیه سالم، ورزش کردن و خواب شبانه که ضامن سلامتی است را دست کم نگیرید. عادات بد خوابیدن خود را میتوانید با رفتن به رختخواب در ساعات مشخص اصلاح کنید حتی اگر همان موقع خواب نروید. بدینترتیب با تکرار آن بدن به روال طبیعی خود بازخواهد گشت.
Source: Chronobiology International
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️نظریهٔ سیستمهای دینامیکی
نظریهٔ سیستمهای دینامیکی به توصیف و پیشبینی سیستمهایی میپردازد که در سطح ماکروسکوپیک از خود رفتار متغیر و پیچیده نشان میدهند؛ رفتار نوظهوری که از تعامل بسیاری از اجزاء به صورت جمعی حاصل میشود. در این یادداشت به تاریخچه توسعه علم دینامیک خواهیم پرداخت.
@NeoSciensology
نظریهٔ سیستمهای دینامیکی به توصیف و پیشبینی سیستمهایی میپردازد که در سطح ماکروسکوپیک از خود رفتار متغیر و پیچیده نشان میدهند؛ رفتار نوظهوری که از تعامل بسیاری از اجزاء به صورت جمعی حاصل میشود. در این یادداشت به تاریخچه توسعه علم دینامیک خواهیم پرداخت.
@NeoSciensology
Telegraph
نظریهٔ سیستمهای دینامیکی
واژهٔ «دینامیک» به معنای تغییر کردن است و سیستمهای دینامیکی سیستمهایی هستند که در طی زمان به روشهای مختلفی تغییر میکنند. برخی از مثالهای سیستمهای دینامیکی عبارتند از: - منظومه شمسی (تغییر موقعیت سیارات در طی زمان). - قلب یک موجود زنده (به جای این که…
Forwarded from Sciensology
▪️مغز در چه سنی به اوج کارایی خود میرسد؟
تحقیقات دانشمندان سه مؤسسه پلیتکنیک پاریس، دانشگاه اراسموس روتردام و دانشگاه ماکسیمیلانس مونیخ برای دریافتن سن بهینه مغز با تمرکز بر عملکرد ۲۴ هزار شطرنجباز حرفهای طی ۱۲۵ سال نشان میدهد که مغز انسان در ۳۵ سالگی به اوج تواناییهای رفتاری خود میرسد و سپس از ۴۵ سالگی افت میکند. کارایی مغزی اغلب ورزشکاران تا سن ۲۰ سالگی به سرعت رشد میکند، سپس روند رشد آهسته میشود تا سرانجام در ۳۵ سالگی به اوج کارآیی خود میرسد. یافتهها نشان میدهد که بیشتر این شطرنجبازان توانستهاند کارایی مغزی حداکثری خود را برای یک بازه زمانی دهساله حفظ نمایند، اما پس از ۴۵ سالگی این توانایی به تدریج رو به زوال رفته است. مهارتهای شناختی در اکثر افراد از حدود میانسالی شروع به کاهش میکند و این روند در بقیه عمر فرد ادامه مییابد.
Source: PNAS
@NeoSciensology
تحقیقات دانشمندان سه مؤسسه پلیتکنیک پاریس، دانشگاه اراسموس روتردام و دانشگاه ماکسیمیلانس مونیخ برای دریافتن سن بهینه مغز با تمرکز بر عملکرد ۲۴ هزار شطرنجباز حرفهای طی ۱۲۵ سال نشان میدهد که مغز انسان در ۳۵ سالگی به اوج تواناییهای رفتاری خود میرسد و سپس از ۴۵ سالگی افت میکند. کارایی مغزی اغلب ورزشکاران تا سن ۲۰ سالگی به سرعت رشد میکند، سپس روند رشد آهسته میشود تا سرانجام در ۳۵ سالگی به اوج کارآیی خود میرسد. یافتهها نشان میدهد که بیشتر این شطرنجبازان توانستهاند کارایی مغزی حداکثری خود را برای یک بازه زمانی دهساله حفظ نمایند، اما پس از ۴۵ سالگی این توانایی به تدریج رو به زوال رفته است. مهارتهای شناختی در اکثر افراد از حدود میانسالی شروع به کاهش میکند و این روند در بقیه عمر فرد ادامه مییابد.
Source: PNAS
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️نقش ژنتیک در چاقی افراد
اکثر والدین لاغر فرزندان لاغر و اغلب والدین فربه فرزندان فربه دارند. تحقیقات پیوسته بر روی دوقلوها و فرزندخواندهها در بسیاری از کشورها وراثتپذیری بالایی از وزن بدن را نشان داده است. پژوهشگران سه نوع وراثت را برای چاقی تعیین کردهاند. نوع اول چاقی سندرمی است و زمانی پدید میآید که یک ژن باعث مشکل پزشکی شود؛ چاقی خود شامل این مشکل پزشکی میشود. به عنوان مثال سندرم پرادر ویلی با ناتوانیهای خفیف شناختی، کوتاهی قد و چاقی مشخص میشود. سطوح خونی هورمون گرلین در افراد مبتلا به این سندرم چهار تا پنج برابر بیشتر از حد متوسط است. هورمون گرلین یک هورمون پپتیدیِ محرک احساس گرسنگی است. افراد مبتلا به سندرم پرادر ویلی در عین پرخوری سطح بالایی گرلین ترشح میکنند که نشان میدهد مشکل آنها مربوط به ناتوانی در سرکوب ترشح گرلین است.
نوع دوم چاقی تکژنی یا مونوژنیک است و زمانی رخ میدهد که یک ژن واحد منجر به چاقی - بدون سایر اختلالات جسمی یا روانی - شود. افرادی که دچار جهش در ژن گیرنده ملانوکورتین میشوند، پرخوری میکنند و از زمان کودکی به بعد چاق میگردند. همچنین چندین ژن نادر دیگر نیز میتوانند باعث چاقی مونوژنیک شوند، اما با اینحال جهشهای تکژنی تنها منجر به چند درصد موارد چاقی شدید میشوند.
نوع سوم چاقی چندژنی یا پلیژنیک است که شایعترین نوع چاقی میباشد. این نوع از چاقی مربوط به ژنهای زیادی است که هر یک از آنها احتمال چاقی را کمی افزایش میدهند. ترکیبی از چند ژن چاقکننده اثرات خود را بیشتر از هر نوع دیگر نشان میدهد. اولین ژنی که با پژوهشهای بسیار مشخص شد، نوعی از ژن FTO است که احتمال چاقی فرد را تا دو سوم بیشتر از حد متوسط افزایش میدهد. نحوه عملکرد ژن FTO و مکانیسم دقیق ژنهای دیگر که بر افزایش وزن تأثیر میگذارند، مشخص نیست. برخی ممکن است بر گرسنگی و برخی دیگر بر سطح فعالیت شخص و گوارش یا سوختوساز پایه تأثیر بگذارند.
اثرات یک ژن به محیط بستگی دارد. به عنوان مثال اغلب مردم پیما - بومیان آمریکا در آریزونا و مکزیک - به طور جدی اضافهوزن دارند. پژوهشگران چندین ژن مرتبط با افزایش ریسک چاقی را شناسایی کردهاند. با اینحال در اوایل دههٔ ۱۹۰۰ هنگامی که بیشتر از گیاهان و میوههایی تغذیه میکردند که در فصل بارندگی میرسیدند، چاقی در بین آنها غیرمعمول بود. ظاهراً مردم پیما استراتژی تغذیهای خود را تغییر دادهاند و از غذاهای دیگر رایج در آمریکا نیز استفاده میکنند. همچنین آنها تمایل زیادی به صرفهجویی انرژی با محدود کردن فعالیت روزانه خود دارند. به طور خلاصه وزن آنها همانند دیگر افراد به درآمیختگی اثرات متقابل ژنها و محیط بستگی دارد و هیچکدام به تنهایی نمیتواند چنین اثراتی داشته باشد.
Source: Biological Psychology; by James W. Kalat
@NeoSciensology
اکثر والدین لاغر فرزندان لاغر و اغلب والدین فربه فرزندان فربه دارند. تحقیقات پیوسته بر روی دوقلوها و فرزندخواندهها در بسیاری از کشورها وراثتپذیری بالایی از وزن بدن را نشان داده است. پژوهشگران سه نوع وراثت را برای چاقی تعیین کردهاند. نوع اول چاقی سندرمی است و زمانی پدید میآید که یک ژن باعث مشکل پزشکی شود؛ چاقی خود شامل این مشکل پزشکی میشود. به عنوان مثال سندرم پرادر ویلی با ناتوانیهای خفیف شناختی، کوتاهی قد و چاقی مشخص میشود. سطوح خونی هورمون گرلین در افراد مبتلا به این سندرم چهار تا پنج برابر بیشتر از حد متوسط است. هورمون گرلین یک هورمون پپتیدیِ محرک احساس گرسنگی است. افراد مبتلا به سندرم پرادر ویلی در عین پرخوری سطح بالایی گرلین ترشح میکنند که نشان میدهد مشکل آنها مربوط به ناتوانی در سرکوب ترشح گرلین است.
نوع دوم چاقی تکژنی یا مونوژنیک است و زمانی رخ میدهد که یک ژن واحد منجر به چاقی - بدون سایر اختلالات جسمی یا روانی - شود. افرادی که دچار جهش در ژن گیرنده ملانوکورتین میشوند، پرخوری میکنند و از زمان کودکی به بعد چاق میگردند. همچنین چندین ژن نادر دیگر نیز میتوانند باعث چاقی مونوژنیک شوند، اما با اینحال جهشهای تکژنی تنها منجر به چند درصد موارد چاقی شدید میشوند.
نوع سوم چاقی چندژنی یا پلیژنیک است که شایعترین نوع چاقی میباشد. این نوع از چاقی مربوط به ژنهای زیادی است که هر یک از آنها احتمال چاقی را کمی افزایش میدهند. ترکیبی از چند ژن چاقکننده اثرات خود را بیشتر از هر نوع دیگر نشان میدهد. اولین ژنی که با پژوهشهای بسیار مشخص شد، نوعی از ژن FTO است که احتمال چاقی فرد را تا دو سوم بیشتر از حد متوسط افزایش میدهد. نحوه عملکرد ژن FTO و مکانیسم دقیق ژنهای دیگر که بر افزایش وزن تأثیر میگذارند، مشخص نیست. برخی ممکن است بر گرسنگی و برخی دیگر بر سطح فعالیت شخص و گوارش یا سوختوساز پایه تأثیر بگذارند.
اثرات یک ژن به محیط بستگی دارد. به عنوان مثال اغلب مردم پیما - بومیان آمریکا در آریزونا و مکزیک - به طور جدی اضافهوزن دارند. پژوهشگران چندین ژن مرتبط با افزایش ریسک چاقی را شناسایی کردهاند. با اینحال در اوایل دههٔ ۱۹۰۰ هنگامی که بیشتر از گیاهان و میوههایی تغذیه میکردند که در فصل بارندگی میرسیدند، چاقی در بین آنها غیرمعمول بود. ظاهراً مردم پیما استراتژی تغذیهای خود را تغییر دادهاند و از غذاهای دیگر رایج در آمریکا نیز استفاده میکنند. همچنین آنها تمایل زیادی به صرفهجویی انرژی با محدود کردن فعالیت روزانه خود دارند. به طور خلاصه وزن آنها همانند دیگر افراد به درآمیختگی اثرات متقابل ژنها و محیط بستگی دارد و هیچکدام به تنهایی نمیتواند چنین اثراتی داشته باشد.
Source: Biological Psychology; by James W. Kalat
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️موسیقی شاد و افزایش خلاقیت
تحقیقات نشان میدهد که گوش دادن به موسیقی شاد و متغیرهای دخیل در شرایط پخش آن موجب افزایش انعطافپذیری فکری و خلاقیت واگرا یعنی راهحلهای مبتکرانه و خلاقانه میشود. فرآیند ایجاد تفکرات نوآورانه و توانایی توسعه آنها که خلاقیت نامیده میشود به ما این امکان را میدهد تا برای طیف گستردهای از مشکلات با ایدههای تازه بتوانیم راهحلهای جدید بیابیم. بنابراین موسیقی شاد میتواند تفکر خلاق را به شیوهای ارزان و کارآمد در زمینههای گوناگون علمی حتی در محیطهای آموزشی و سازمانی تقویت کند. لازم به ذکر است که مقصود از عبارت موسیقی شاد در اینجا موسیقی کلاسیک با ارزش مثبت و میزان بالای تحریک شناختی است.
Source: PLOS One
@NeoSciensology
تحقیقات نشان میدهد که گوش دادن به موسیقی شاد و متغیرهای دخیل در شرایط پخش آن موجب افزایش انعطافپذیری فکری و خلاقیت واگرا یعنی راهحلهای مبتکرانه و خلاقانه میشود. فرآیند ایجاد تفکرات نوآورانه و توانایی توسعه آنها که خلاقیت نامیده میشود به ما این امکان را میدهد تا برای طیف گستردهای از مشکلات با ایدههای تازه بتوانیم راهحلهای جدید بیابیم. بنابراین موسیقی شاد میتواند تفکر خلاق را به شیوهای ارزان و کارآمد در زمینههای گوناگون علمی حتی در محیطهای آموزشی و سازمانی تقویت کند. لازم به ذکر است که مقصود از عبارت موسیقی شاد در اینجا موسیقی کلاسیک با ارزش مثبت و میزان بالای تحریک شناختی است.
Source: PLOS One
@NeoSciensology
❤1