Forwarded from Sciensology
▪️داروین و نگاه او به درخت حیات
هنگامی که داروین سفر خود به جزایر گالاپاگوس را در کتاب سفر بیگل (۱۸۴۵) بازگو کرد در مورد فنچها چنین نوشت: «ممکن است دیدن این درجهبندی و تنوع ساختار در یک گروه کوچک از پرندگان نزدیک به هم این تصور را ایجاد کند که اینها از تعداد کمی پرندگان اولیه در این مجمعالجزایر نشأت گرفتهاند و یک گونه به دلایل مختلف تغییر کرده و اصلاح شده است». بدینترتیب او به این نتیجه رسید که شکلهای مختلف مرغان مقلد و لاکپشتهای زمینی از یک جد مشترک ناشی شدهاند. داروین در زمان انتشار کتاب منشاء گونهها (۱۸۵۹) مینویسد: «من شک ندارم که نظریه تبار با اصلاح شامل همۀ اعضای یک طبقه میشود». او در ادامه میگوید: «قیاس باعث میشود که من یک قدم جلوتر بروم یعنی به این باور برسم که تمامی حیوانات و گیاهان از یک شکل اولیه ناشی شدهاند». سرانجام داروین یکی از شجاعانهترین افکاری که تا کنون به ذهن بشر رسیده است را مینویسد: «من باید از طریق قیاس استنباط کنم که احتمالاً همهٔ موجودات زندهای که تا به حال در زمین زندگی کردهاند از یک شکل ابتدایی ریشه گرفتهاند».
@NeoSciensology
هنگامی که داروین سفر خود به جزایر گالاپاگوس را در کتاب سفر بیگل (۱۸۴۵) بازگو کرد در مورد فنچها چنین نوشت: «ممکن است دیدن این درجهبندی و تنوع ساختار در یک گروه کوچک از پرندگان نزدیک به هم این تصور را ایجاد کند که اینها از تعداد کمی پرندگان اولیه در این مجمعالجزایر نشأت گرفتهاند و یک گونه به دلایل مختلف تغییر کرده و اصلاح شده است». بدینترتیب او به این نتیجه رسید که شکلهای مختلف مرغان مقلد و لاکپشتهای زمینی از یک جد مشترک ناشی شدهاند. داروین در زمان انتشار کتاب منشاء گونهها (۱۸۵۹) مینویسد: «من شک ندارم که نظریه تبار با اصلاح شامل همۀ اعضای یک طبقه میشود». او در ادامه میگوید: «قیاس باعث میشود که من یک قدم جلوتر بروم یعنی به این باور برسم که تمامی حیوانات و گیاهان از یک شکل اولیه ناشی شدهاند». سرانجام داروین یکی از شجاعانهترین افکاری که تا کنون به ذهن بشر رسیده است را مینویسد: «من باید از طریق قیاس استنباط کنم که احتمالاً همهٔ موجودات زندهای که تا به حال در زمین زندگی کردهاند از یک شکل ابتدایی ریشه گرفتهاند».
@NeoSciensology
ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭘُﺮ ﻭ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ
ﻣﺜﻞ ﻓﻨﺠﺎﻥﻫﺎﯼِ ﭼﺎﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﻓﻪﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ
ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻕِ ﺧﺎﺻﯽ ﻧﻤﯽﺍﻓﺘﺪ
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺜﻸ ﺗﻮ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ،
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﻣﯿﺰ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ !
@ShafiAzad
ﻣﺜﻞ ﻓﻨﺠﺎﻥﻫﺎﯼِ ﭼﺎﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﻓﻪﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ
ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻕِ ﺧﺎﺻﯽ ﻧﻤﯽﺍﻓﺘﺪ
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺜﻸ ﺗﻮ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ،
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﻣﯿﺰ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ !
@ShafiAzad
ما هرگز بدان اندازه که در دوران اشغال آلمانیها آزاد بودیم، آزاد نبودهایم. ما هر حقی را که داشتیم، و بهویژه حقِ سخن گفتن را، از دست داده بودیم؛ هر روز بهما اهانت میکردند و ما ناگزیر بودیم که خاموش بمانیم.
📕 جمهوری سکوت
✍🏻 #ژان_پل_سارتر
@ShafiAzad
📕 جمهوری سکوت
✍🏻 #ژان_پل_سارتر
@ShafiAzad
دلیل اینکه ؛
آدمها به دشواری شاد می شوند
این است که همواره
گذشته را بهتر از آنچه بوده،
حال را بدتر از آنچه هست،
و آینده را نامشخص تر از
آنچه خواهد بود می بینند.
@ShafiAzad
آدمها به دشواری شاد می شوند
این است که همواره
گذشته را بهتر از آنچه بوده،
حال را بدتر از آنچه هست،
و آینده را نامشخص تر از
آنچه خواهد بود می بینند.
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️حافظه کوتاهمدت ما را فریب میدهد
مغز انسان توسط حافظه کوتاهمدت فریب میخورد؛ ترفندی که موجب میشود آنچه را در جهان اطراف خود میبینیم بهتر تشخیص دهیم. وقتی برای بار دوم به چیزی نگاه میکنیم مغز ما تا حدی آن نگاه دوم را تحریف میکند و آن را با نگاه اول تطبیق میدهد. این بدان معنی است که اگر موقعیت یک شیء در نگاه دوم نسبت به نگاه اول تغییر کرده باشد، مغز ما مطابق با نگاه اول آن را پردازش میکند.
تصور کنید هنگام عبور از خیابان وقتی به چپ نگاه میکنید، ماشین و دوچرخهسواری را در حال نزدیک شدن میبینید، سپس به راست و دوباره به چپ نگاه میکنید، باز هم ماشین و دوچرخهسواری را میبینید که این بار در موقعیت متفاوت و نوریِ دیگری قرار دارند. مغز در واقع باید از یک ژیمناستیک ذهنی استفاده کند تا به شما بگوید این همان ماشین و دوچرخهسواری است که در نگاه اول به چپ آنها را دیدهاید. اگر حافظه کوتاهمدت شما قادر به انجام این کار نبود، وقتی برای بار دوم به چپ نگاه میکردید، وضعیت ترافیکی کاملاً جدیدی را میدیدید. قاعدتاً چنین صحنهای شما را بسیار گیج خواهد کرد، زیرا ماشین و دوچرخهسواری متفاوت را میبینید که ناگاه از جایی نامعلوم ظاهر شدهاند.
به نظر میرسد فاصله اشیاء و ترتیب نمایش آنها اهمیت ویژهای داشته باشد. اطلاعات زمینهای به ما کمک میکند تا بین اشیاء گوناگون تمایز قائل شویم و به مرور زمان به ترکیب اطلاعات آن اشیاء بپرداریم. حافظه کوتاهمدت ما میتواند تصورات خود درباره خودرو و دوچرخهسواری را که در حال حرکت هستند به صورت جداگانه پردازش کند، اما این پردازش بر اساس موقعیت شروعشان خواهد بود نه موقعیت آنها نسبت به یکدیگر در جایی که با هم ارتباط دارند. فریب مغز توسط حافظه کوتاهمدت در واقع مسأله چندان حیرتانگیزی نیست؛ ما در رویارویی با خاطرات کاذب، فراموشی تجربیات دردناک و تصمیم برای به یاد سپردن موضوعات مورد علاقه خود مهارت داریم. در این مورد ما با کمک خاطرات کاذب میتوانیم دنیا را به شیوهای بهتر مدیریت کنیم.
Source: Nature Communications
@NeoSciensology
مغز انسان توسط حافظه کوتاهمدت فریب میخورد؛ ترفندی که موجب میشود آنچه را در جهان اطراف خود میبینیم بهتر تشخیص دهیم. وقتی برای بار دوم به چیزی نگاه میکنیم مغز ما تا حدی آن نگاه دوم را تحریف میکند و آن را با نگاه اول تطبیق میدهد. این بدان معنی است که اگر موقعیت یک شیء در نگاه دوم نسبت به نگاه اول تغییر کرده باشد، مغز ما مطابق با نگاه اول آن را پردازش میکند.
تصور کنید هنگام عبور از خیابان وقتی به چپ نگاه میکنید، ماشین و دوچرخهسواری را در حال نزدیک شدن میبینید، سپس به راست و دوباره به چپ نگاه میکنید، باز هم ماشین و دوچرخهسواری را میبینید که این بار در موقعیت متفاوت و نوریِ دیگری قرار دارند. مغز در واقع باید از یک ژیمناستیک ذهنی استفاده کند تا به شما بگوید این همان ماشین و دوچرخهسواری است که در نگاه اول به چپ آنها را دیدهاید. اگر حافظه کوتاهمدت شما قادر به انجام این کار نبود، وقتی برای بار دوم به چپ نگاه میکردید، وضعیت ترافیکی کاملاً جدیدی را میدیدید. قاعدتاً چنین صحنهای شما را بسیار گیج خواهد کرد، زیرا ماشین و دوچرخهسواری متفاوت را میبینید که ناگاه از جایی نامعلوم ظاهر شدهاند.
به نظر میرسد فاصله اشیاء و ترتیب نمایش آنها اهمیت ویژهای داشته باشد. اطلاعات زمینهای به ما کمک میکند تا بین اشیاء گوناگون تمایز قائل شویم و به مرور زمان به ترکیب اطلاعات آن اشیاء بپرداریم. حافظه کوتاهمدت ما میتواند تصورات خود درباره خودرو و دوچرخهسواری را که در حال حرکت هستند به صورت جداگانه پردازش کند، اما این پردازش بر اساس موقعیت شروعشان خواهد بود نه موقعیت آنها نسبت به یکدیگر در جایی که با هم ارتباط دارند. فریب مغز توسط حافظه کوتاهمدت در واقع مسأله چندان حیرتانگیزی نیست؛ ما در رویارویی با خاطرات کاذب، فراموشی تجربیات دردناک و تصمیم برای به یاد سپردن موضوعات مورد علاقه خود مهارت داریم. در این مورد ما با کمک خاطرات کاذب میتوانیم دنیا را به شیوهای بهتر مدیریت کنیم.
Source: Nature Communications
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️میزان عجیب مقاربت شامپانزههای ماده
یک شامپانزه ماده میتواند با ۲ نر در ۱ دقیقه یا گاهی اوقات بیش از ۶۰ بار در روز با بیش از ۱۰ نر جفتگیری کند. با اینحال شامپانزههای ماده لزوماً قربانیانی نیستند که مجبور به جماع میشوند! در دوران تخمکگذاری که بیشترین احتمال باروری وجود دارد، یک شامپانزه ماده هنگام جفتگیری میتواند بسیار قاطع و جسور باشد. زمانی که ماده به تخمکگذاری نزدیک میشود، ناحیه تناسلیاش تورم پیدا میکند و بدین ترتیب نرها متوجه زمان مناسب برای جفتگیری میشوند. امکان بارداری فقط برای حدود ۴ روز قبل از روز تخمکگذاری وجود دارد، اما یک ماده معمولاً از ۱ تا ۲ هفته قبل آن شروع به جفتگیری با نرها میکند و غیرمعمول نیست که یک ماده در طول دوره فحلی بیش از ۱۰۰ بار جفتگیری کند. یک شامپانزه ماده به راحتی باردار نمیشود حتی اگر با این مقدار زیاد جفتگیری کند. در برخی موارد برای یک آبستنی باید بیش از ۱۰۰۰ مقاربت انجام شود.
Source: Bonobo and Chimpanzee; by Takeshi Furuichi
@NeoSciensology
یک شامپانزه ماده میتواند با ۲ نر در ۱ دقیقه یا گاهی اوقات بیش از ۶۰ بار در روز با بیش از ۱۰ نر جفتگیری کند. با اینحال شامپانزههای ماده لزوماً قربانیانی نیستند که مجبور به جماع میشوند! در دوران تخمکگذاری که بیشترین احتمال باروری وجود دارد، یک شامپانزه ماده هنگام جفتگیری میتواند بسیار قاطع و جسور باشد. زمانی که ماده به تخمکگذاری نزدیک میشود، ناحیه تناسلیاش تورم پیدا میکند و بدین ترتیب نرها متوجه زمان مناسب برای جفتگیری میشوند. امکان بارداری فقط برای حدود ۴ روز قبل از روز تخمکگذاری وجود دارد، اما یک ماده معمولاً از ۱ تا ۲ هفته قبل آن شروع به جفتگیری با نرها میکند و غیرمعمول نیست که یک ماده در طول دوره فحلی بیش از ۱۰۰ بار جفتگیری کند. یک شامپانزه ماده به راحتی باردار نمیشود حتی اگر با این مقدار زیاد جفتگیری کند. در برخی موارد برای یک آبستنی باید بیش از ۱۰۰۰ مقاربت انجام شود.
Source: Bonobo and Chimpanzee; by Takeshi Furuichi
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️منشاء انسانهای مدرن؛ تقابل نظریه خروج از آفریقا و خاستگاه چند ناحیهای
خاستگاه انسان کجاست؟ آیا انسانها در آفریقا فرگشت یافتند و سپس به نقاط دیگر مهاجرت کردند یا چنین مهاجرتی وجود نداشته و جمعیتهای انسانی در نقاط مختلف جهان به موازات یکدیگر فرگشت پیدا کردند؟ در این یادداشت به نظریات توضیحدهنده این سؤال میپردازیم.
@NeoSciensology
خاستگاه انسان کجاست؟ آیا انسانها در آفریقا فرگشت یافتند و سپس به نقاط دیگر مهاجرت کردند یا چنین مهاجرتی وجود نداشته و جمعیتهای انسانی در نقاط مختلف جهان به موازات یکدیگر فرگشت پیدا کردند؟ در این یادداشت به نظریات توضیحدهنده این سؤال میپردازیم.
@NeoSciensology
Telegraph
منشاء انسانهای مدرن؛ تقابل نظریه خروج از آفریقا و خاستگاه چند ناحیهای
صد هزار سال قبل سه گروهِ متفاوت از انساننماها در جهان وجود داشتند: هومو نئاندرتال در اروپا، هومو ارکتوس در آسیا و هومو ساپینس در آفریقا. سی هزار سال پیش این تنوع به شدت کاهش یافت و همهٔ فسیلهای انسانی از سی هزار سال قبل تا امروز همان شکل آناتومیک امروزی…
Forwarded from Sciensology
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️ازدیاد جمعیت انسانها
با توجه به اینکه جمعیت انسانها در یک بازه زمانی بسیار کوتاه دچار انفجار شد و همچنان به سرعت در حال رشد است، آیا این روند به پایان تمدن ما منجر خواهد شد؟ در این ویدئو به پرسش مزبور پاسخ داده میشود.
Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
با توجه به اینکه جمعیت انسانها در یک بازه زمانی بسیار کوتاه دچار انفجار شد و همچنان به سرعت در حال رشد است، آیا این روند به پایان تمدن ما منجر خواهد شد؟ در این ویدئو به پرسش مزبور پاسخ داده میشود.
Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
❤1
These are days that you can't do anything else but give yourself a pat on the back saying "you got this"
این روزا روزایین که هیچ کاری نمیشه کرد جز اینکه دست نوازش بکشی روی شونهی خودت و بگی "از پس اینم برمیای"
@ShafiAzad
این روزا روزایین که هیچ کاری نمیشه کرد جز اینکه دست نوازش بکشی روی شونهی خودت و بگی "از پس اینم برمیای"
@ShafiAzad
به آرزوها و رویاها با امید نگاه کنید، زیرا اگر رویاها بمیرند ، زندگی پرنده ای بالدار خواهد بود که نمی تواند پرواز کند....
@ShafiAzad
@ShafiAzad
اگر ما مردم به حکومت دروغ بگوییم، اسمش جرم و تبهکاری است، ولی اگر حکومت به ما دروغ بگوید، اسمش "سیاست" است !
- بیل مورای
@ShafiAzad
- بیل مورای
@ShafiAzad
عشق یک چیز عتیقه است که با عتیقه فروشی فرق دارد. عشق یک جواهر یا عتیقه گران قیمت است که آدم زندگیش را با آن معنا میکند اما عتیقه فروشی پر از وسایل گران است که حالا از زندگی خالی شده !
آینهها آینهها آینهها. عشق یعنی این که آدم خود را در نگاه کسی ببیند. یعنی بی تابی و انتظار، عشق یعنی دیدن و دیده شدن. عشق یعنی دستهای تو ...
- عباس معروفی
@ShafiAzad
آینهها آینهها آینهها. عشق یعنی این که آدم خود را در نگاه کسی ببیند. یعنی بی تابی و انتظار، عشق یعنی دیدن و دیده شدن. عشق یعنی دستهای تو ...
- عباس معروفی
@ShafiAzad
بعضي از آدمها
زير سنگينی حجاب هم وقيحند!
بعضي از آدم ها
با پريشانی موهايشان هم نجيب...
وقاحت و نجابت در « ذات » آدم هاست!
@ShafiAzad
کاش به جای این همه باشگاه
زیبایی اندام،
یک باشگاه زیبایی افکار
داشتیم!
مشکل امروز ما، اندامها نیستند،
افکارها هستند
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️فرگشتِ خواندن و نوشتن
انسانها سیستمهای خواندن و نوشتن بسیاری را توسعه دادهاند. تواناییهای یاد شده موجب متمایز شدن ما از دیگر گونههای جانوری شده است. در یادداشت پیشِ رو به بررسی این موضوع در انسانها میپردازیم.
@NeoSciensology
انسانها سیستمهای خواندن و نوشتن بسیاری را توسعه دادهاند. تواناییهای یاد شده موجب متمایز شدن ما از دیگر گونههای جانوری شده است. در یادداشت پیشِ رو به بررسی این موضوع در انسانها میپردازیم.
@NeoSciensology
Telegraph
فرگشتِ خواندن و نوشتن
قشر بصری در طول مدت میلیونها سال فرگشت یافته است. اطلاعات بصری را این بخش از مغز پردازش میکند و هنگامی فرگشت یافته که هیچ نشانی از خواندن و نوشتن نبوده است. برخی پژوهشگران بر اساس تحقیقات انجامشده عقیده دارند که اولین الگوهای انسان در ساخت نه سمبولیک…
Forwarded from Sciensology
▪️آیا ثروتمندان از فقرا شادتر هستند؟
اگرچه تأثیر ثروت بر شادی کمتر از آن چیزی است که معمولاً تصور میشود، اما به طور میانگین افراد ثروتمند شادتر هستند. همهٔ افراد ثروتمند خوشحال نیستند، اما بیشتر افراد فقیر ناراضی و غمگین هستند، به ویژه اگر دوستان و اقوام آنها وضعیت بهتری داشته باشند. وضعیت سلامتی نیز در این مسئله ایفای نقش میکند؛ ممکن است افراد فقیر و شاد یا بیمار و شاد باشند، اما خوشحال بودن در زمانی که هم فقیر و هم بیمار هستیم سخت است. افرادی که به تازگی در لاتاری برنده شدهاند خود را بسیار خوشحال مییابند، اما چند ماه که گذشت دیگر خود را بیش از حد میانگین خوشحال نمیدانند و علت آن عادت کردن برندگان لاتاری به سطح جدید شادی است. همچنین وقتی افراد ثروتمند به چیزهایی که با پول میتوانند به دست بیاورند عادت میکنند، از برخی لذتهای معمولی زندگی مانند صحبت با دوستان، خوردن صبحانه یا قدم زدن در پارک لذت کمتری میبرند. موضوع دیگر این است که مردم هرگز راضی نمیشوند! یک نظرسنجی نشان میدهد آمریکاییهایی که درآمد سالانه آنها ۲۵ هزار دلار بود، تصور میکردند که ۵۰ هزار دلار در سال آنها را خوشحال میکند، اما کسانی که ۵۰ هزار دلار در سال درآمد داشتند فکر میکردند به ۱۰۰ هزار دلار در سال نیاز دارند و کسانی که ۱۰۰ هزار دلار در سال درآمد دارند ۲۰۰ هزار دلار میخواهند. بنابراین ثروت تنها فاکتوری نیست که شادی مردم را تعیین میکند و برای بسیاری واقعاً از اهمیت کمتری برخوردار است. وقتی افراد احساس اعتبار و قدرت میکنند و میتوانند «خودشان» باشند بدون آنکه سعی کنند آنچه دیگران میخواهند انجام دهند، احساس رضایت میکنند.
Source: Introduction to Psychology; by James W. Kalat
@NeoSciensology
اگرچه تأثیر ثروت بر شادی کمتر از آن چیزی است که معمولاً تصور میشود، اما به طور میانگین افراد ثروتمند شادتر هستند. همهٔ افراد ثروتمند خوشحال نیستند، اما بیشتر افراد فقیر ناراضی و غمگین هستند، به ویژه اگر دوستان و اقوام آنها وضعیت بهتری داشته باشند. وضعیت سلامتی نیز در این مسئله ایفای نقش میکند؛ ممکن است افراد فقیر و شاد یا بیمار و شاد باشند، اما خوشحال بودن در زمانی که هم فقیر و هم بیمار هستیم سخت است. افرادی که به تازگی در لاتاری برنده شدهاند خود را بسیار خوشحال مییابند، اما چند ماه که گذشت دیگر خود را بیش از حد میانگین خوشحال نمیدانند و علت آن عادت کردن برندگان لاتاری به سطح جدید شادی است. همچنین وقتی افراد ثروتمند به چیزهایی که با پول میتوانند به دست بیاورند عادت میکنند، از برخی لذتهای معمولی زندگی مانند صحبت با دوستان، خوردن صبحانه یا قدم زدن در پارک لذت کمتری میبرند. موضوع دیگر این است که مردم هرگز راضی نمیشوند! یک نظرسنجی نشان میدهد آمریکاییهایی که درآمد سالانه آنها ۲۵ هزار دلار بود، تصور میکردند که ۵۰ هزار دلار در سال آنها را خوشحال میکند، اما کسانی که ۵۰ هزار دلار در سال درآمد داشتند فکر میکردند به ۱۰۰ هزار دلار در سال نیاز دارند و کسانی که ۱۰۰ هزار دلار در سال درآمد دارند ۲۰۰ هزار دلار میخواهند. بنابراین ثروت تنها فاکتوری نیست که شادی مردم را تعیین میکند و برای بسیاری واقعاً از اهمیت کمتری برخوردار است. وقتی افراد احساس اعتبار و قدرت میکنند و میتوانند «خودشان» باشند بدون آنکه سعی کنند آنچه دیگران میخواهند انجام دهند، احساس رضایت میکنند.
Source: Introduction to Psychology; by James W. Kalat
@NeoSciensology