یه قفس خالی که قفس نیس... فقط اونی که تو قفسه، اونی که اون تو زندونیه، به قفس معنا و اعتبار میده...
📚 هنرمند گرسنگی
فرانتس کافکا
@shafiazad
📚 هنرمند گرسنگی
فرانتس کافکا
@shafiazad
👏5💔3👍2
اگر ادعای یاری
ادعای رفاقت
ادعای ماندن
ادعای بودن
ادعای عاشقی و یا
ادعای ایثار و جانفشانی کسی
بدون اینکه در عمل آنها را اثبات کند
برایت قابل فهم و
قابل پذیرش است
بی شک تو چاهی برای خود میکنی که عمقش بی انتهاست..
@shafiazad
ادعای رفاقت
ادعای ماندن
ادعای بودن
ادعای عاشقی و یا
ادعای ایثار و جانفشانی کسی
بدون اینکه در عمل آنها را اثبات کند
برایت قابل فهم و
قابل پذیرش است
بی شک تو چاهی برای خود میکنی که عمقش بی انتهاست..
@shafiazad
❤7👏4🥰1
من میتوانم؛
جای سیگار،نقاشی بکشم.با دوغ مست کنم.
با وسایل خانه تمام شب را تانگو برقصم
و به جای تو بالشتک دوران کودکی ام را در آغوش بگیرم.
تو برای فراموش کردن کسی که
بی نظیر
دوستت داشت،
چه خواهی کرد؟!
@shafiazad
جای سیگار،نقاشی بکشم.با دوغ مست کنم.
با وسایل خانه تمام شب را تانگو برقصم
و به جای تو بالشتک دوران کودکی ام را در آغوش بگیرم.
تو برای فراموش کردن کسی که
بی نظیر
دوستت داشت،
چه خواهی کرد؟!
@shafiazad
❤8🍾3💊3👏1
کتابخوانی📚
آن چه مرا به چوبه ی شکنجه میبست این نبود که انسان شریر است . بل ، من چنان فریاد کشیدم که تاکنون هیچ کس نکشیده است دردا که شریرانه ترین چیز اش چه کوچک است دردا که بهترین چیز اش چه کوچک است . ✍🏼فریدریش نیچه 📚چنین گفت زرتشت @ShafiAzad
«آنکس که روزی پرواز را بیاموزد، جای همهچیز را دگرگون میکند؛ برای او خودِ زمین نیز سبک میشود.»
یعنی:
«کسی که روزی پروازی را بیاموزد، دیگر زمین را تنها برای برخاستن خواهد خواست، نه برای ماندن.»
✍🏼فریدریش نیچه
📚چنین گفت زرتشت
@ShafiAzad
یعنی:
«کسی که روزی پروازی را بیاموزد، دیگر زمین را تنها برای برخاستن خواهد خواست، نه برای ماندن.»
✍🏼فریدریش نیچه
📚چنین گفت زرتشت
@ShafiAzad
👏4👍3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اون شب گریه نکرد اما فردا وقتی لباسش به دستگیره ی در گیر کرد گریه کرد
وقتی به اتوبوس نرسید گریه کرد
وقتی یه سکانس شاد از فیلم رو دید گریه کرد
فیلم: جادهخاکی
@shafiazad
وقتی به اتوبوس نرسید گریه کرد
وقتی یه سکانس شاد از فیلم رو دید گریه کرد
فیلم: جادهخاکی
@shafiazad
💔5🔥4🤝2
روزی، در پستوی اتاقِ پدربزرگم،
ورقی فرسوده یافتم، به خط پدربزرگم. کوچک بودم، به سختی نوشته را خواندم.
امّا هیچ معنائی فهم نکردم. مگر روزی که، زخمِ جهل را، در جانِ خویش دانستم.
پدربزرگم نوشته بود: تا زمانیکه باغِ وجود خود را، مأوای درازگوشان کردهای، پرندە جانت، شعور هیچ پروازی را، فهم نخواهد کرد.
@shafiazad
ورقی فرسوده یافتم، به خط پدربزرگم. کوچک بودم، به سختی نوشته را خواندم.
امّا هیچ معنائی فهم نکردم. مگر روزی که، زخمِ جهل را، در جانِ خویش دانستم.
پدربزرگم نوشته بود: تا زمانیکه باغِ وجود خود را، مأوای درازگوشان کردهای، پرندە جانت، شعور هیچ پروازی را، فهم نخواهد کرد.
@shafiazad
🔥7❤4👍2
💔5🤝3🔥2❤1🍾1
برایم شعری بگو...
حتی نیم خطی
یا سطری از دلت...
می خواهم بدانم
آیا دلت مثل دل من می گیرد؟
آیا تو نیز چون من اشک را میدانی ؟
میخواهم بدانم
عشق را تو چه معنا میکنی ؟
بفرست شعری...
تا بدانم
عشق را تا کجا خواهی راند...
میخواهم بدانم
جاده عشق تو را
انتهایی هست ؟
برایم شعری بگو...
میخواهم بدانم
من
در شعرت
کجا ایستاده ام ؟
@shafiazad
حتی نیم خطی
یا سطری از دلت...
می خواهم بدانم
آیا دلت مثل دل من می گیرد؟
آیا تو نیز چون من اشک را میدانی ؟
میخواهم بدانم
عشق را تو چه معنا میکنی ؟
بفرست شعری...
تا بدانم
عشق را تا کجا خواهی راند...
میخواهم بدانم
جاده عشق تو را
انتهایی هست ؟
برایم شعری بگو...
میخواهم بدانم
من
در شعرت
کجا ایستاده ام ؟
@shafiazad
🔥4👏4❤3
کسی که عشق ورزیده
چه میتواند بکند
جز آنکه محض استراحت
دیگر در زندگیاش
کسی را دوست نداشته باشد ؟
@shafiazad
چه میتواند بکند
جز آنکه محض استراحت
دیگر در زندگیاش
کسی را دوست نداشته باشد ؟
@shafiazad
💔7❤4👏3🍾1
❤4🤝2👏1
اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است.
همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم.
گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد؛
اکنون که مینویسم دومی بر جریان روزهایم غلبه دارد شاید به همین دلیل دارم برایت مینویسم.
@shafiazad
همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم.
گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد؛
اکنون که مینویسم دومی بر جریان روزهایم غلبه دارد شاید به همین دلیل دارم برایت مینویسم.
@shafiazad
❤4👍3💔3🤝2👏1
🔥4❤3👏2💔2
تراژدی این نیست که تنها باشی
بلکه این است
که نتوانی تنها باشی
گاهی آمادهام
همه چیزم را بدهم
تا هیچ پیوندی با جهان انسانها
نداشته باشم …!
@shafiazad
بلکه این است
که نتوانی تنها باشی
گاهی آمادهام
همه چیزم را بدهم
تا هیچ پیوندی با جهان انسانها
نداشته باشم …!
@shafiazad
👏6🤝4👍3❤1
که را بیشتر دوست داری، بگو ای مرد رازآلود؟
پدر، مادر، خواهر یا برادرت؟
نه پدری دارم، نه مادری، نه خواهر، نه برادری.
دوستانت؟
واژهای به کار بردید که تا امروز برایم گنگ مانده
وطنت؟
نمیدانم جغرافیایش کجاست.
زیبایی؟
الهه و نامیرا، چه دوستش میداشتم.
زر؟
بیزارم، آنگونه که شما از خدایان
دلبستهی چیستی آخر، تو ای بیگانهی غریب؟
ابرها... ابرهایی که میگذرند، آن بالا، آن بالا...
ابرهای شگفتانگیز.
🎆شارل بودلر
@shafiazad
پدر، مادر، خواهر یا برادرت؟
نه پدری دارم، نه مادری، نه خواهر، نه برادری.
دوستانت؟
واژهای به کار بردید که تا امروز برایم گنگ مانده
وطنت؟
نمیدانم جغرافیایش کجاست.
زیبایی؟
الهه و نامیرا، چه دوستش میداشتم.
زر؟
بیزارم، آنگونه که شما از خدایان
دلبستهی چیستی آخر، تو ای بیگانهی غریب؟
ابرها... ابرهایی که میگذرند، آن بالا، آن بالا...
ابرهای شگفتانگیز.
🎆شارل بودلر
@shafiazad
👏4❤2👍2
اگر قرار باشد از تمام این روزها فقط یک چیز برایم بماند،
دلم میخواهد مطمئن باشم
کنار کسی قدم زدهام
که قلبم، بودنش را زندگی صدا میزد.
@shafiazad
دلم میخواهد مطمئن باشم
کنار کسی قدم زدهام
که قلبم، بودنش را زندگی صدا میزد.
@shafiazad
❤5👍3🔥2👏2🤝2
وحشتناکترین لحظهی یک رابطه
آن نیست که تمام میشود؛
آن لحظهایست که میفهمی دیگر دارد به حافظه تبدیل میشود.
یعنی هنوز اسمش را میآوری،
اما دیگر چیزی زنده درونِ آن اسم حرکت نمیکند.
یعنی هنوز عکسها هستند،
اما دیگر هیچ آیندهای در آنها پنهان نیست.
آلبر کامو جایی در نسبت با جهانِ پوچ، از زیستن بدون توهم حرف میزند.
در عشق هم یک لحظه میرسد که باید بدون توهم نگاه کنی:
بپذیری بعضی چیزها به این دلیل زیبا بودند
که قرار نبود بمانند.
و این پذیرش،
نه آرامش میآورد،
نه فراموشی؛
فقط تو را از دروغ نجات میدهد..
@shafiazad
آن نیست که تمام میشود؛
آن لحظهایست که میفهمی دیگر دارد به حافظه تبدیل میشود.
یعنی هنوز اسمش را میآوری،
اما دیگر چیزی زنده درونِ آن اسم حرکت نمیکند.
یعنی هنوز عکسها هستند،
اما دیگر هیچ آیندهای در آنها پنهان نیست.
آلبر کامو جایی در نسبت با جهانِ پوچ، از زیستن بدون توهم حرف میزند.
در عشق هم یک لحظه میرسد که باید بدون توهم نگاه کنی:
بپذیری بعضی چیزها به این دلیل زیبا بودند
که قرار نبود بمانند.
و این پذیرش،
نه آرامش میآورد،
نه فراموشی؛
فقط تو را از دروغ نجات میدهد..
@shafiazad
👏7❤2🤝2😁1🤔1
- مرد: آنقدر شادم که دلم میخواهد در این شادی بمیرم...
- زن: چرا بمیری؟
- مرد: چون حس میکنم در میان شادیام دانهی غم رشد میکند و مثل شعلهای آن را میخورد و تباه میکند... شادی مادام نیست و دمبهدم رو به کاهش و نیستی است. شادی تمام میشود و غم جایش را خواهد گرفت.
📚 نمایش یک رویا
✍ آگوست استریندبرگ
@shafiazad
- زن: چرا بمیری؟
- مرد: چون حس میکنم در میان شادیام دانهی غم رشد میکند و مثل شعلهای آن را میخورد و تباه میکند... شادی مادام نیست و دمبهدم رو به کاهش و نیستی است. شادی تمام میشود و غم جایش را خواهد گرفت.
📚 نمایش یک رویا
✍ آگوست استریندبرگ
@shafiazad
👏5❤4👍2🤝1
برای آروم شدن، گاهی باید بپذیری که همهچیز قرار نیست توضیح داده بشه.
رها کردن یعنی دست کشیدن از جنگ با چیزی که دیگه نمیتونی تغییرش بدی؛
نه اینکه اون اتفاق مهم نبوده یا دیگه احساسی نداری. آرامش همیشه از پیدا کردن جواب نمیاد؛ گاهی از پذیرفتنِ بیجواب موندن میاد.
@shafiazad
رها کردن یعنی دست کشیدن از جنگ با چیزی که دیگه نمیتونی تغییرش بدی؛
نه اینکه اون اتفاق مهم نبوده یا دیگه احساسی نداری. آرامش همیشه از پیدا کردن جواب نمیاد؛ گاهی از پذیرفتنِ بیجواب موندن میاد.
@shafiazad
❤5👍4👏3