اگر قرار باشد از تمام این روزها فقط یک چیز برایم بماند،
دلم میخواهد مطمئن باشم
کنار کسی قدم زدهام
که قلبم، بودنش را زندگی صدا میزد.
@shafiazad
دلم میخواهد مطمئن باشم
کنار کسی قدم زدهام
که قلبم، بودنش را زندگی صدا میزد.
@shafiazad
❤5👍3🔥2👏2🤝2
وحشتناکترین لحظهی یک رابطه
آن نیست که تمام میشود؛
آن لحظهایست که میفهمی دیگر دارد به حافظه تبدیل میشود.
یعنی هنوز اسمش را میآوری،
اما دیگر چیزی زنده درونِ آن اسم حرکت نمیکند.
یعنی هنوز عکسها هستند،
اما دیگر هیچ آیندهای در آنها پنهان نیست.
آلبر کامو جایی در نسبت با جهانِ پوچ، از زیستن بدون توهم حرف میزند.
در عشق هم یک لحظه میرسد که باید بدون توهم نگاه کنی:
بپذیری بعضی چیزها به این دلیل زیبا بودند
که قرار نبود بمانند.
و این پذیرش،
نه آرامش میآورد،
نه فراموشی؛
فقط تو را از دروغ نجات میدهد..
@shafiazad
آن نیست که تمام میشود؛
آن لحظهایست که میفهمی دیگر دارد به حافظه تبدیل میشود.
یعنی هنوز اسمش را میآوری،
اما دیگر چیزی زنده درونِ آن اسم حرکت نمیکند.
یعنی هنوز عکسها هستند،
اما دیگر هیچ آیندهای در آنها پنهان نیست.
آلبر کامو جایی در نسبت با جهانِ پوچ، از زیستن بدون توهم حرف میزند.
در عشق هم یک لحظه میرسد که باید بدون توهم نگاه کنی:
بپذیری بعضی چیزها به این دلیل زیبا بودند
که قرار نبود بمانند.
و این پذیرش،
نه آرامش میآورد،
نه فراموشی؛
فقط تو را از دروغ نجات میدهد..
@shafiazad
👏7❤2🤝2😁1🤔1
- مرد: آنقدر شادم که دلم میخواهد در این شادی بمیرم...
- زن: چرا بمیری؟
- مرد: چون حس میکنم در میان شادیام دانهی غم رشد میکند و مثل شعلهای آن را میخورد و تباه میکند... شادی مادام نیست و دمبهدم رو به کاهش و نیستی است. شادی تمام میشود و غم جایش را خواهد گرفت.
📚 نمایش یک رویا
✍ آگوست استریندبرگ
@shafiazad
- زن: چرا بمیری؟
- مرد: چون حس میکنم در میان شادیام دانهی غم رشد میکند و مثل شعلهای آن را میخورد و تباه میکند... شادی مادام نیست و دمبهدم رو به کاهش و نیستی است. شادی تمام میشود و غم جایش را خواهد گرفت.
📚 نمایش یک رویا
✍ آگوست استریندبرگ
@shafiazad
👏5❤4👍2🤝1
برای آروم شدن، گاهی باید بپذیری که همهچیز قرار نیست توضیح داده بشه.
رها کردن یعنی دست کشیدن از جنگ با چیزی که دیگه نمیتونی تغییرش بدی؛
نه اینکه اون اتفاق مهم نبوده یا دیگه احساسی نداری. آرامش همیشه از پیدا کردن جواب نمیاد؛ گاهی از پذیرفتنِ بیجواب موندن میاد.
@shafiazad
رها کردن یعنی دست کشیدن از جنگ با چیزی که دیگه نمیتونی تغییرش بدی؛
نه اینکه اون اتفاق مهم نبوده یا دیگه احساسی نداری. آرامش همیشه از پیدا کردن جواب نمیاد؛ گاهی از پذیرفتنِ بیجواب موندن میاد.
@shafiazad
❤5👍4👏3
👏4❤3🔥2
💔7❤2🔥2
جیمز لکینگتون (کتابفروشی قرن هجدهم) وقتی جوان بود، همسرش را در شب عید کریسمس با نیم کرون (همهی پولی که داشتند) فرستاد تا شام کریسمس بخرد. گذر او به یک کتابفروشی قدیمی افتاد و با افکار شبانهی یانگ در جیبش، بدون بوقلمون زیر بغلش، به خانه برگشت. او به همیر گرسنهاش گفت: «فکر کنم کار خردمندانهای کردهام، چون اگر شام میخریدم، آن را تا فردا خورده بودیم و لذتش به زودی تمام میشد، ولی اگر عمرمان پنجاه سال دیگر هم طول بکشد، افکار شبانه را داریم که با آن جشن بگیریم.
📚 اعترافات یک کتابخوان معمولی
✍ آنه فدیمن
@shafiazad
📚 اعترافات یک کتابخوان معمولی
✍ آنه فدیمن
@shafiazad
👍3🔥3❤2
هرکی یجوری تنهامون گذاشت
یکی از سر سوتفاهم
یکی واسه قهر طولانی
اون یکی ندونم کاری
یکی واسه منفعت!
یکی گفت دو دقیقه ای میام، نیومد
یکی اومد ولی دیر اومد
یکی هم تو راه وطن رفت...
بزرگسالی همین شکلیه
@shafiazad
یکی از سر سوتفاهم
یکی واسه قهر طولانی
اون یکی ندونم کاری
یکی واسه منفعت!
یکی گفت دو دقیقه ای میام، نیومد
یکی اومد ولی دیر اومد
یکی هم تو راه وطن رفت...
بزرگسالی همین شکلیه
@shafiazad
💔9💯3❤2🤣2🤡1
عنواین خشونت پنهان در رابطه:
❗️ تحقیر و کوچک شمردن
❗️ تمسخر و کنایههای مداوم
❗️ سکوت تنبیهی (نادیده گرفتن عمدی)
❗️ کنترلگری و محدود کردن آزادی
❗️ سرزنش و مقصر جلوه دادن همیشگی
❗️ تهدیدهای غیرمستقیم
❗️ دروغگویی و پنهانکاری برای کنترل
❗️ دستکاری روانی (گسلایتینگ)
❗️ بیاعتنایی به احساسات و نیازها
❗️ محروم کردن از محبت یا توجه برای تنبیه
❗️ حسادت و مالکیت افراطی
❗️ کنترل مالی
❗️ منزوی کردن از خانواده و دوستان
❗️ نقض حریم خصوصی
❗️ مقایسه تحقیرآمیز با دیگران
❗️ بیاحترامی مداوم و نادیده گرفتن مرزهای شخصی
❗️ ایجاد احساس گناه و شرمندگی
❗️ انتقاد دائمی و تخریب اعتمادبهنفس
❗️ تهدید به ترک رابطه یا قهر برای اعمال فشار
❗️ استفاده از محبت یا هدیه بهعنوان ابزار کنترل
@shafiazad
@shafiazad
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👍2👏2💯1🍾1
کتابخوانی📚
عنواین خشونت پنهان در رابطه: ❗️ تحقیر و کوچک شمردن ❗️ تمسخر و کنایههای مداوم ❗️ سکوت تنبیهی (نادیده گرفتن عمدی) ❗️ کنترلگری و محدود کردن آزادی ❗️ سرزنش و مقصر جلوه دادن همیشگی ❗️ تهدیدهای غیرمستقیم ❗️ دروغگویی و پنهانکاری برای کنترل ❗️ دستکاری روانی (گسلایتینگ)…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤2💯2👏1
جامعهشناسان هم عبارت دکارت را «من فکر میکنم پس هستم» را در بعد وسیعتری به کار میبرند: ملتی که فکر نمیکند وجود ندارد.
📚 مو لای درز فلسفه
✍ اردلان عطاپور
@shafiazad
📚 مو لای درز فلسفه
✍ اردلان عطاپور
@shafiazad
👏5🤝3❤2
بر سوادِ سنگفرشِ راه
هوشنگ ابتهاج
با تمام خشم خویش؛
با تمام نفرت دیوانهوار خویش
میکِشم فریاد
ای جلاد، ننگت باد!
آه، هنگامی که یک انسان میکُشد انسان دیگر را.
میکُشد در خویشتن انسان بودن را.
بشنو ای جلاد!
میرسد آخر روز دیگرگون؛
روز کیفر، روز کینخواهی.
روز بار آوردنِ این شورهزار خون.
زیر این باران خونین سبز خواهد گشت بذر کین.
@shafiazad
با تمام نفرت دیوانهوار خویش
میکِشم فریاد
ای جلاد، ننگت باد!
آه، هنگامی که یک انسان میکُشد انسان دیگر را.
میکُشد در خویشتن انسان بودن را.
بشنو ای جلاد!
میرسد آخر روز دیگرگون؛
روز کیفر، روز کینخواهی.
روز بار آوردنِ این شورهزار خون.
زیر این باران خونین سبز خواهد گشت بذر کین.
@shafiazad
👍4💔3😢1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دیدار تو بازمیگردم
با دستهایی که در دستهایام جا ماندهاند
و حرفهایی که در دهانام...
از دیدار تو بازمیگردم
با چشمهایی،
که راه خانه را بازنمیشناسد
کسی در رگهایام راه میرود
کسی در قلبام میایستد
و در جیبهایم دستیست
که بوی ِ عشق میدهد...
در آیینه نگاه میکنم
تو را میبینم..
@shafiazad
با دستهایی که در دستهایام جا ماندهاند
و حرفهایی که در دهانام...
از دیدار تو بازمیگردم
با چشمهایی،
که راه خانه را بازنمیشناسد
کسی در رگهایام راه میرود
کسی در قلبام میایستد
و در جیبهایم دستیست
که بوی ِ عشق میدهد...
در آیینه نگاه میکنم
تو را میبینم..
@shafiazad
❤4🍾3🔥2
یک سیستم عصبیِ تنظیمشده، قرار نیست بیاحساس و ساکت باشه، قراره واکنشپذیر باشه.
بلندبلند وسط رستوران میخنده. با دیدن یه تبلیغ اشکش درمیاد. با شنیدن آهنگی که سالها نشنیده، مو به تنش سیخ میشه.
خیلیها بیحسی رو با آرامش اشتباه میگیرن، چون کنار اومدن با بیحسی راحتتره. اما آرامش واقعی نبض داره. توی وجودت جریان پیدا میکنه، نه اینکه از کنارت رد بشه.
@shafiazad
بلندبلند وسط رستوران میخنده. با دیدن یه تبلیغ اشکش درمیاد. با شنیدن آهنگی که سالها نشنیده، مو به تنش سیخ میشه.
خیلیها بیحسی رو با آرامش اشتباه میگیرن، چون کنار اومدن با بیحسی راحتتره. اما آرامش واقعی نبض داره. توی وجودت جریان پیدا میکنه، نه اینکه از کنارت رد بشه.
@shafiazad
❤4👍2🤝2👏1
گاهی تمام چیزی که از یک عشق میماند، سکوتی است که هر شب بلندتر از هر صدایی شنیده میشود...
@shafiazad
@shafiazad
❤5👏3👍2💔1🤝1
خوابیدن خیلی غمانگیزه. خواب آدمها رو از هم جدا میکنه. حتی وقتی هم که با همدیگه خوابیده باشین، تو کاملاً تنها هستی.
–Breathless 1960
–Dir: Jean-Luc Godard
@shafiazad
–Breathless 1960
–Dir: Jean-Luc Godard
@shafiazad
❤5🍾3💯2👎1
My bounty is as boundless as the sea,
My love as deep; the more I give to thee,
The more I have, for both are infinite.
بخشندگی من به پهناوری دریا است،
و عشق من به همان اندازه ژرف.
هرچه بیشتر از آن را به تو ارزانی دارم،
فزونتر از پیش از آن بهرهمند میشوم؛
چرا که عشق و بخشش من هر دو نامتناهیاند.
📚 رومئو_و_ژولیت
✍شکسپیر
@shafiazad
My love as deep; the more I give to thee,
The more I have, for both are infinite.
بخشندگی من به پهناوری دریا است،
و عشق من به همان اندازه ژرف.
هرچه بیشتر از آن را به تو ارزانی دارم،
فزونتر از پیش از آن بهرهمند میشوم؛
چرا که عشق و بخشش من هر دو نامتناهیاند.
📚 رومئو_و_ژولیت
✍شکسپیر
@shafiazad
👏3❤2🔥2💊1
کتابخوانی📚
My bounty is as boundless as the sea, My love as deep; the more I give to thee, The more I have, for both are infinite. بخشندگی من به پهناوری دریا است، و عشق من به همان اندازه ژرف. هرچه بیشتر از آن را به تو ارزانی دارم، فزونتر از پیش از آن بهرهمند میشوم؛…
در منطق عادی، وقتی چیزی را میبخشیم، از مقدار آن کاسته میشود. اگر پولی بدهیم، کمتر میشود، اگر چیزی ببخشیم، دیگر آن را نداریم. اما ژولیت از چیزی سخن میگوید که از قوانین اقتصاد مادی پیروی نمیکند، از عشق.
او میگوید عشق حقیقی شبیه دریا است. وقتی از آن به دیگری میبخشی، تهی نمیشوی و برعکس، خود عمل بخشیدن، ظرفیت عشق را در تو گسترش میدهد. به همین دلیل هرچه بیشتر عشق میورزی، بیشتر احساس میکنی که توان عشق ورزیدن داری.
عشق تنها دارایی ما است که با خرج کردنش، بیشتر میشود.
اگر بخواهیم آن را از نگاه روانکاوانه نیز بخوانیم، میتوان گفت ژولیت در لحظهای سخن میگوید که هنوز عشق برای او در قلمرو فقدان و کمبود قرار نگرفته است. او عشق را چون امری نامتناهی تجربه میکند، گویی معشوق نه چیزی را از او میگیرد و نه او را تهی میکند، بلکه خود رابطه، سرچشمهای پایانناپذیر از میل و شور میشود. به همین دلیل بخشیدن در اینجا مترادف از دست دادن نیست، بلکه به شکلی پارادوکسیکال همان داشتن بیشتر است.
شکسپیر در سه سطر کوتاه، تصویری خلق میکند که هنوز پس از قرنها زنده است.
عشق بورزیم، به انسانها، به طبیعت، به حیوانات، تنها عشق است که ما را نجات میدهد.
@shafiazad
او میگوید عشق حقیقی شبیه دریا است. وقتی از آن به دیگری میبخشی، تهی نمیشوی و برعکس، خود عمل بخشیدن، ظرفیت عشق را در تو گسترش میدهد. به همین دلیل هرچه بیشتر عشق میورزی، بیشتر احساس میکنی که توان عشق ورزیدن داری.
عشق تنها دارایی ما است که با خرج کردنش، بیشتر میشود.
اگر بخواهیم آن را از نگاه روانکاوانه نیز بخوانیم، میتوان گفت ژولیت در لحظهای سخن میگوید که هنوز عشق برای او در قلمرو فقدان و کمبود قرار نگرفته است. او عشق را چون امری نامتناهی تجربه میکند، گویی معشوق نه چیزی را از او میگیرد و نه او را تهی میکند، بلکه خود رابطه، سرچشمهای پایانناپذیر از میل و شور میشود. به همین دلیل بخشیدن در اینجا مترادف از دست دادن نیست، بلکه به شکلی پارادوکسیکال همان داشتن بیشتر است.
شکسپیر در سه سطر کوتاه، تصویری خلق میکند که هنوز پس از قرنها زنده است.
عشق بورزیم، به انسانها، به طبیعت، به حیوانات، تنها عشق است که ما را نجات میدهد.
@shafiazad
❤3👏3💯3