کتابخوانی📚
6.1K subscribers
6.06K photos
403 videos
12.1K files
990 links
https://www.instagram.com/azad_shafi.7?igsh=a2xwcmp3NGlnNzkz


👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)


Admin:
@ShafiAzad7
Download Telegram
بر سوادِ سنگ‌فرشِ راه
هوشنگ ابتهاج
با تمام خشم خویش؛
با تمام نفرت دیوانه‌وار خویش
می‌کِشم فریاد
ای جلاد، ننگت باد!
آه، هنگامی که یک انسان می‌کُشد انسان دیگر را.
می‌کُشد در خویشتن انسان بودن را.
بشنو ای جلاد!
می‌رسد آخر روز دیگرگون؛
روز کیفر، روز کین‌خواهی.
روز بار آوردنِ این شوره‌زار خون.
زیر این باران خونین سبز خواهد گشت بذر کین.
@shafiazad
👍4💔2😢1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دیدار تو بازمی‌گردم
با دست‌هایی که در دست‌های‌ام جا مانده‌اند
و حرف‌هایی که در دهان‌ام...

از دیدار تو بازمی‌گردم
با چشم‌هایی،
که راه خانه را بازنمی‌شناسد

کسی در رگ‌های‌ام راه می‌رود
کسی در قلب‌ا‌م می‌ایستد
و در جیب‌هایم دستی‌ست
که بوی ِ عشق می‌دهد...

در آیینه نگاه می‌کنم
تو را می‌بینم..

@shafiazad
4🔥2🍾2
یک سیستم عصبیِ تنظیم‌شده، قرار نیست بی‌احساس و ساکت باشه، قراره واکنش‌پذیر باشه.

بلندبلند وسط رستوران می‌خنده. با دیدن یه تبلیغ اشکش درمیاد. با شنیدن آهنگی که سال‌ها نشنیده، مو به تنش سیخ می‌شه.

خیلی‌ها بی‌حسی رو با آرامش اشتباه می‌گیرن، چون کنار اومدن با بی‌حسی راحت‌تره. اما آرامش واقعی نبض داره. توی وجودت جریان پیدا می‌کنه، نه اینکه از کنارت رد بشه.

@shafiazad
4🤝2👍1👏1
گاهی تمام چیزی که از یک عشق می‌ماند، سکوتی است که هر شب بلندتر از هر صدایی شنیده می‌شود...


@shafiazad
5👍2👏2💔1🤝1
خوابیدن خیلی غم‌انگیزه. خواب آدم‌ها رو از هم جدا می‌کنه. حتی وقتی هم که با همدیگه ‌خوابیده باشین، تو کاملاً تنها هستی.


–Breathless 1960
–Dir: Jean-Luc Godard
@shafiazad
5💯2🍾2👎1
My bounty is as boundless as the sea,

My love as deep; the more I give to thee,

The more I have, for both are infinite.

بخشندگی من به پهناوری دریا است،
و عشق من به همان اندازه ژرف.
هرچه بیشتر از آن را به تو ارزانی دارم،
فزون‌تر از پیش از آن بهره‌مند می‌شوم؛
چرا که عشق و بخشش من هر دو نامتناهی‌اند.


📚 رومئو_و_ژولیت
شکسپیر

@shafiazad
🔥2👏21💊1
کتابخوانی📚
My bounty is as boundless as the sea, My love as deep; the more I give to thee, The more I have, for both are infinite. بخشندگی من به پهناوری دریا است، و عشق من به همان اندازه ژرف. هرچه بیشتر از آن را به تو ارزانی دارم، فزون‌تر از پیش از آن بهره‌مند می‌شوم؛…
در منطق عادی، وقتی چیزی را می‌بخشیم، از مقدار آن کاسته می‌شود. اگر پولی بدهیم، کمتر می‌شود، اگر چیزی ببخشیم، دیگر آن را نداریم. اما ژولیت از چیزی سخن می‌گوید که از قوانین اقتصاد مادی پیروی نمی‌کند، از عشق.

او می‌گوید عشق حقیقی شبیه دریا است. وقتی از آن به دیگری می‌بخشی، تهی نمی‌شوی و برعکس، خود عمل بخشیدن، ظرفیت عشق را در تو گسترش می‌دهد. به همین دلیل هرچه بیشتر عشق می‌ورزی، بیشتر احساس می‌کنی که توان عشق ورزیدن داری.

عشق تنها دارایی‌ ما است که با خرج کردنش، بیشتر می‌شود.

اگر بخواهیم آن را از نگاه روانکاوانه نیز بخوانیم، می‌توان گفت ژولیت در لحظه‌ای سخن می‌گوید که هنوز عشق برای او در قلمرو فقدان و کمبود قرار نگرفته است. او عشق را چون امری نامتناهی تجربه می‌کند، گویی معشوق نه چیزی را از او می‌گیرد و نه او را تهی می‌کند، بلکه خود رابطه، سرچشمه‌ای پایان‌ناپذیر از میل و شور می‌شود. به همین دلیل بخشیدن در اینجا مترادف از دست دادن نیست، بلکه به شکلی پارادوکسیکال همان داشتن بیشتر است.

شکسپیر در سه سطر کوتاه، تصویری خلق می‌کند که هنوز پس از قرن‌ها زنده است.

عشق بورزیم، به انسان‌ها، به طبیعت، به حیوانات، تنها عشق است که ما را نجات می‌دهد.
@shafiazad
3👏2💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
+تو همه چیز دلری جز یک چیز؟!
_اون چیه؟!
+دیوانگی
@shafiazad
3🥰1👏1
بوی عجیبی دارد زن!
مادر که باشد بوی میخک و میخک بند می دهد
عاشق که باشد بوی کل رز می دهد
عروس که می شود بوی آتش نوروز می دهد
و اگر تفنگ به دست می گیرد بوی خاک مقدس می دهد!


@shafiazad
4🔥1💯1
با تو گناهی نمی‌دیدم
‏قلب تو را با زغالِ نیم‌روز گداخته بودند
‏تا دیگر مهر نَوَرزی.

بیژن_الهی
@shafiazad
2👍2👏1💯1
رابطه جنسی خالی از احساسات ، به صحرائی می ماند که در آن، آدم نه از بی آبی ، که از اندوه می میرد.
@shafiazad
👏41👍1🤝1
در پایان برایش نوشتم:
تو نه دلدارى هستى
كه دوستم بدارى و خاطرت با من باشد
ونه عابرى هستى
كه بگذرى و آرامش قلبم را با خود نبرى.


@shafiazad
3💔2👍1
در میهمانی دیشب
زیبایی‌ات خیره کننده بود
با آنکه غرق در غرورت بودی
و آراسته و دلربا‌تر از همه بودی
با اینکه هرگز نیامدی...


@shafiazad
👏42💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از آنجا كه تمام شده بود
ساعت را
تقويم را
روز را بی اعتنا رها كردم
و تنها به پنجره قناعت داشتم
ماه گاهى سراغ كسى می آيد كه
قصدش از ﺷﺐ نخوابيدن است.

@shafiazad
2🔥2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر با تو حرف بزنم، تو را می‌ترسانم
و از دستت می‌دهم؟

ولی من اگر با تو حرف نزنم خودم را از دست می‌دهم و در از دست دادن خودم به هر حال تو را هم از دست خواهم داد.

@shafiazad
5👍1👏1🍾1
می شود که غلغل شراب را


جای «های های» گریه ی شبانه آوری؟


@shafiazad
2👍1🔥1
کتابخوانی📚
می شود که غلغل شراب را جای «های های» گریه ی شبانه آوری؟ @shafiazad
به چه‌چیز تو این‌قدر وابسته شدم

به چشمان‌ات که مرا نگاه نمی‌کنند؟
یا به قلب‌ات که مال من نیست؟


@shafiazad
💔51👍1
بیهوده مگو، که کیستی...
من‌ام، من
چنان منی آمده بر درگاه‌ات
که سر‌اپا تو‌ست..

@shafiazad
2👍1🔥1
این زخم ها بسته شدنی نیست!
می شنوی؟کهنه است ولی مرهم ناشدنی ست،هر روز خون تازه از آن بیرون می آید!

@shafiazad
👍1🔥1🤝1
کتابخوانی📚
به چه‌چیز تو این‌قدر وابسته شدم به چشمان‌ات که مرا نگاه نمی‌کنند؟ یا به قلب‌ات که مال من نیست؟ @shafiazad
از گلوله نمی‌پرسند
از کجا آمدہ
معذرت هم نمی‌خواهد!
از من نپرس چرا دوستت دارم
نه من می‌دانم
نه تو ...

@shafiazad
4👍1🔥1