در پایان برایش نوشتم:
تو نه دلدارى هستى
كه دوستم بدارى و خاطرت با من باشد
ونه عابرى هستى
كه بگذرى و آرامش قلبم را با خود نبرى.
@shafiazad
تو نه دلدارى هستى
كه دوستم بدارى و خاطرت با من باشد
ونه عابرى هستى
كه بگذرى و آرامش قلبم را با خود نبرى.
@shafiazad
❤3💔3👍2
در میهمانی دیشب
زیباییات خیره کننده بود
با آنکه غرق در غرورت بودی
و آراسته و دلرباتر از همه بودی
با اینکه هرگز نیامدی...
@shafiazad
زیباییات خیره کننده بود
با آنکه غرق در غرورت بودی
و آراسته و دلرباتر از همه بودی
با اینکه هرگز نیامدی...
@shafiazad
👏4❤3💯3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از آنجا كه تمام شده بود
ساعت را
تقويم را
روز را بی اعتنا رها كردم
و تنها به پنجره قناعت داشتم
ماه گاهى سراغ كسى می آيد كه
قصدش از ﺷﺐ نخوابيدن است.
@shafiazad
ساعت را
تقويم را
روز را بی اعتنا رها كردم
و تنها به پنجره قناعت داشتم
ماه گاهى سراغ كسى می آيد كه
قصدش از ﺷﺐ نخوابيدن است.
@shafiazad
🔥3❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر با تو حرف بزنم، تو را میترسانم
و از دستت میدهم؟
ولی من اگر با تو حرف نزنم خودم را از دست میدهم و در از دست دادن خودم به هر حال تو را هم از دست خواهم داد.
@shafiazad
و از دستت میدهم؟
ولی من اگر با تو حرف نزنم خودم را از دست میدهم و در از دست دادن خودم به هر حال تو را هم از دست خواهم داد.
@shafiazad
❤5👏2🍾2👍1
کتابخوانی📚
می شود که غلغل شراب را جای «های های» گریه ی شبانه آوری؟ @shafiazad
به چهچیز تو اینقدر وابسته شدم
به چشمانات که مرا نگاه نمیکنند؟
یا به قلبات که مال من نیست؟
@shafiazad
به چشمانات که مرا نگاه نمیکنند؟
یا به قلبات که مال من نیست؟
@shafiazad
💔5❤2👍2
این زخم ها بسته شدنی نیست!
می شنوی؟کهنه است ولی مرهم ناشدنی ست،هر روز خون تازه از آن بیرون می آید!
@shafiazad
می شنوی؟کهنه است ولی مرهم ناشدنی ست،هر روز خون تازه از آن بیرون می آید!
@shafiazad
🔥2🤝2👍1
کتابخوانی📚
به چهچیز تو اینقدر وابسته شدم به چشمانات که مرا نگاه نمیکنند؟ یا به قلبات که مال من نیست؟ @shafiazad
از گلوله نمیپرسند
از کجا آمدہ
معذرت هم نمیخواهد!
از من نپرس چرا دوستت دارم
نه من میدانم
نه تو ...
@shafiazad
از کجا آمدہ
معذرت هم نمیخواهد!
از من نپرس چرا دوستت دارم
نه من میدانم
نه تو ...
@shafiazad
❤4👍2🔥2
DON XHONI LEJ
Elsen Pro
دیروز، وقتی کسی در حضورِ من
اسمِ تو را بلند گفت
طوری شدم که انگار گلِ رزی
از پنجرهی باز
به اتاق افتاده باشد.
@shafiazad
اسمِ تو را بلند گفت
طوری شدم که انگار گلِ رزی
از پنجرهی باز
به اتاق افتاده باشد.
@shafiazad
❤3👍2👏2
بيا به اين فاصله عشق بورزيم،
فاصله اى كه به تمام و كمال در تارو پود دوستى تنیده،
چرا كه آنهايى كه يكديگر را دوست ندارند
فاصله اى بينشان نيست.
@shafiazad
فاصله اى كه به تمام و كمال در تارو پود دوستى تنیده،
چرا كه آنهايى كه يكديگر را دوست ندارند
فاصله اى بينشان نيست.
@shafiazad
🙏3❤2🔥2
با سنگهای بزرگ بر شانه،
در حال بالارفتن از مرگ،
شهرهای بزرگ خواهیم ساخت.
غصه نخور، مادر.
📚زمان سنگی
✍یانیس ریتسوس
@shafiazad
در حال بالارفتن از مرگ،
شهرهای بزرگ خواهیم ساخت.
غصه نخور، مادر.
📚زمان سنگی
✍یانیس ریتسوس
@shafiazad
💔3👍2😢2
کتابخوانی📚
وقتی که من خیابانها را بی هیچ مقصدی می پیمودم تو با من می رفتی تو در من می خواندی ... @shafiazad
دلم می خواست
شبی که می رفتی ،
اتفاق ساده ای می افتاد
راه را گم می کردی
فاخته ای کوکو می کرد
و کلیدی زنگار گرفته
از آشیانه ی خالی درناها
به زمین می افتاد ...
باران می گرفت ،
بیدار می شدم
بیدارت می کردم
و ادامه ی این خواب خط خط ی را تو
تعریف می کردی ...
@shafiazad
شبی که می رفتی ،
اتفاق ساده ای می افتاد
راه را گم می کردی
فاخته ای کوکو می کرد
و کلیدی زنگار گرفته
از آشیانه ی خالی درناها
به زمین می افتاد ...
باران می گرفت ،
بیدار می شدم
بیدارت می کردم
و ادامه ی این خواب خط خط ی را تو
تعریف می کردی ...
@shafiazad
❤4👍2💯2
کمی که اضافهوزن پیدا کنی، تازه میفهمی آدمها چطور میتوانند بدجنس باشند!
تو به مرور، متوجه تغییر رفتارها میشوی و در مییابی که این مردم تا چه حد سطحی نگر و ظاهربینند و چطور میتوانند وزن و شرایط کنونی تو -به هردلیل- را ایراد بدانند و حتی اگر بیانش نکردند، تو با رفتارشان متوجه میشوی که چطور تمام استعدادها، ویژگیهای خوب و دستاوردهای تو، در جوار آنچه جامعه نادرست میداند، نادیده گرفته میشود و چطور در جمع آدمها کمتر از آنچه شایستهی توست به چشم میآیی.
کمی که بیپول شوی، بیکار که بمانی و کارت که به آدمها گیر بیفتد، تازه میفهمی این مردم تا چه اندازه مادیات را ملاک احترام و ارزشمندی قرار دادهاند و میبینی که چه بیرحمانه پس زده میشوی؛ وقتی از بدِ روزگار، در شرایط مالی و اقتصادیِ درستی قرار نداری!!!
از یک جایی به بعد، نه برای قضاوتها، که به خاطر خودت تغییر میکنی؛ برای اینکه لازم دیدهای سالمتر و درستتر زندگی کنی و تلاش کنی دستانت آنقدر به دهانت برسند که کارت گیرِ هیچ بنیبشری نباشد و بتوانی دو دستی عزتنفس و غرورت را بچسبی...
که بدون عزتنفس، زندگی در بهترین حالتش هم مفت نمیارزد!
@shafiazad
تو به مرور، متوجه تغییر رفتارها میشوی و در مییابی که این مردم تا چه حد سطحی نگر و ظاهربینند و چطور میتوانند وزن و شرایط کنونی تو -به هردلیل- را ایراد بدانند و حتی اگر بیانش نکردند، تو با رفتارشان متوجه میشوی که چطور تمام استعدادها، ویژگیهای خوب و دستاوردهای تو، در جوار آنچه جامعه نادرست میداند، نادیده گرفته میشود و چطور در جمع آدمها کمتر از آنچه شایستهی توست به چشم میآیی.
کمی که بیپول شوی، بیکار که بمانی و کارت که به آدمها گیر بیفتد، تازه میفهمی این مردم تا چه اندازه مادیات را ملاک احترام و ارزشمندی قرار دادهاند و میبینی که چه بیرحمانه پس زده میشوی؛ وقتی از بدِ روزگار، در شرایط مالی و اقتصادیِ درستی قرار نداری!!!
از یک جایی به بعد، نه برای قضاوتها، که به خاطر خودت تغییر میکنی؛ برای اینکه لازم دیدهای سالمتر و درستتر زندگی کنی و تلاش کنی دستانت آنقدر به دهانت برسند که کارت گیرِ هیچ بنیبشری نباشد و بتوانی دو دستی عزتنفس و غرورت را بچسبی...
که بدون عزتنفس، زندگی در بهترین حالتش هم مفت نمیارزد!
@shafiazad
👏5❤2👍1💯1
جانانم
آن گاه که در گذشتم ،
از من شمش طلا مساز
تا در خزانه ی بانک ها که همچون گورستان است
احساس وحشت نکنم
و نیز از من مترسکی برای پرندگان در مزرعه تعبیه مکن
تا یخ بندان مرا منجمد نکند
و جغدها مرا دشمن نپندارند
شاعر من
آن گاه که در گذشتم ،
از من مرکب بساز
و با من سطر به سطر
آفرینش هایت را بنویس
تا طعم جاودانگی را در درون حروفت دریابم
و این بار از نو
تا ابد زنده بمانم.
@shafiazad
آن گاه که در گذشتم ،
از من شمش طلا مساز
تا در خزانه ی بانک ها که همچون گورستان است
احساس وحشت نکنم
و نیز از من مترسکی برای پرندگان در مزرعه تعبیه مکن
تا یخ بندان مرا منجمد نکند
و جغدها مرا دشمن نپندارند
شاعر من
آن گاه که در گذشتم ،
از من مرکب بساز
و با من سطر به سطر
آفرینش هایت را بنویس
تا طعم جاودانگی را در درون حروفت دریابم
و این بار از نو
تا ابد زنده بمانم.
@shafiazad
❤4👏2🔥1
❤2👍1👎1🔥1🤝1