@sher_o_mehr🍂
چشم میگشایی
قاصدکان آبی نور
از تبسم نگاهت
بیدار می شوند...
صبح
زاده ی چشمان توست
ای زیباترین
بهانه ی پرواز.....
#سمیه_خلج
چشم میگشایی
قاصدکان آبی نور
از تبسم نگاهت
بیدار می شوند...
صبح
زاده ی چشمان توست
ای زیباترین
بهانه ی پرواز.....
#سمیه_خلج
❤7👏1
@sher_o_mehr🍂
آدمها به هم صدمه میزنند، خواسته و ناخواسته برای هر کسی رخ میدهد. قسمت خوب ماجرا اینجاست که میتوانیم باز سرپا شویم و ببخشیم!
#ادی_السید
آدمها به هم صدمه میزنند، خواسته و ناخواسته برای هر کسی رخ میدهد. قسمت خوب ماجرا اینجاست که میتوانیم باز سرپا شویم و ببخشیم!
#ادی_السید
❤7👏1
@sher_o_mehr🍂
غیر اخلاقی ترین عادت بشر این است
که مدام و بی وقفه،
درباره هر کس و پیش از آنکه
بفهمد و درک کند قضاوت می کند.
این آمادگی پرشور
برای قضاوت کردن، نفرت انگیزترین
حماقت و مخرب ترین شرارت هاست ...
#میلان_کوندر
غیر اخلاقی ترین عادت بشر این است
که مدام و بی وقفه،
درباره هر کس و پیش از آنکه
بفهمد و درک کند قضاوت می کند.
این آمادگی پرشور
برای قضاوت کردن، نفرت انگیزترین
حماقت و مخرب ترین شرارت هاست ...
#میلان_کوندر
❤1😢1👌1🕊1💯1💔1😴1
@sher_o_mehr🍂
قشنگ ترین آدمهایی که میشناسیم کسانی هستند که شکست، رنج، مبارزه، و خسران را شناخته و راه خود را از اعماق بازیافتهاند.
این افراد قدردان زندگیاند و نسبت به آن حساسیت و درکی دارند که آنها را از همدردی، مهربانی، و نوعی توجه دوست داشتنی و عمیق سرشار میکند.
آدم های قشنگ اتفاقی به وجود نمیآیند...
#الیزابت_کوبلر_راس
قشنگ ترین آدمهایی که میشناسیم کسانی هستند که شکست، رنج، مبارزه، و خسران را شناخته و راه خود را از اعماق بازیافتهاند.
این افراد قدردان زندگیاند و نسبت به آن حساسیت و درکی دارند که آنها را از همدردی، مهربانی، و نوعی توجه دوست داشتنی و عمیق سرشار میکند.
آدم های قشنگ اتفاقی به وجود نمیآیند...
#الیزابت_کوبلر_راس
❤🔥7👏1
@sher_o_mehr🍂
چشم میگشایی
قاصدکان آبی نور
از تبسم نگاهت
بیدار می شوند...
صبح
زاده ی چشمان توست
ای زیباترین
بهانه ی پرواز.....
#سمیه_خلج
چشم میگشایی
قاصدکان آبی نور
از تبسم نگاهت
بیدار می شوند...
صبح
زاده ی چشمان توست
ای زیباترین
بهانه ی پرواز.....
#سمیه_خلج
❤8
@sher_o_mehr🍂
به صبح سرد و به پاییزِ عاشقانه سلام
به هر سری که نبودهست روی شانه سلام
به قطره قطرهی باران به برگِ خیس از عشق
به آنکه درک کند این حسِ شاعرانه سلام
#حمیدرضا_سعیدی
به صبح سرد و به پاییزِ عاشقانه سلام
به هر سری که نبودهست روی شانه سلام
به قطره قطرهی باران به برگِ خیس از عشق
به آنکه درک کند این حسِ شاعرانه سلام
#حمیدرضا_سعیدی
❤8
@sher_o_mehr🍂
خداوندا!
همیشه و در همه حال، آدمهای با وجدان و با شرف مقابل راهمان بگذار،
که نهایت رنج است مواجهه با انسانهای بیذاتی که روحشان را به شیاطین فروختهاند و از همان موقعیت کمتاثیر و کوچکشان، بیشترین خباثت و ظلم و آسیبی که بتوانند، میرسانند و این خوشحالشان میکند! تماشای مصیبت دیدن و رنج کشیدن دیگران، خوشحالشان میکند و این واقعا ترسناک است...
همزیستی و تعامل با چنین موجودات رذل و بیوجودی، واقعا رنجآور و ترسناک است.
#نرگس_صرافیان_طوفان
خداوندا!
همیشه و در همه حال، آدمهای با وجدان و با شرف مقابل راهمان بگذار،
که نهایت رنج است مواجهه با انسانهای بیذاتی که روحشان را به شیاطین فروختهاند و از همان موقعیت کمتاثیر و کوچکشان، بیشترین خباثت و ظلم و آسیبی که بتوانند، میرسانند و این خوشحالشان میکند! تماشای مصیبت دیدن و رنج کشیدن دیگران، خوشحالشان میکند و این واقعا ترسناک است...
همزیستی و تعامل با چنین موجودات رذل و بیوجودی، واقعا رنجآور و ترسناک است.
#نرگس_صرافیان_طوفان
❤7
@sher_o_mehr🍂
آینده تا حالا هیچوقت اینقدر واسمون نامعلوم نبوده. انگار داریم توی مه راه میریم. فقط میدونیم باید قدم بعدی رو برداریم، بدون اینکه مطمئن باشیم زمین زیر پامون محکمه یا نه. هر لحظه ممکنه پامون به یه چیزی گیر کنه، مسیرمون عوض بشه، یا اصلا از یه جایی پرت بشیم. هیچ نشونهای هم نیست که بهت بگه که این مه بالاخره کجا تموم میشه و از مسیرمون کنار میره.
اما رفتن بهتر از یه جا موندنو درجا زدنه و
«ناشناخته بودن» بهتنهایی دلیل خوبی برای عقب کشیدن نیست
#عادل_دانتیسم
آینده تا حالا هیچوقت اینقدر واسمون نامعلوم نبوده. انگار داریم توی مه راه میریم. فقط میدونیم باید قدم بعدی رو برداریم، بدون اینکه مطمئن باشیم زمین زیر پامون محکمه یا نه. هر لحظه ممکنه پامون به یه چیزی گیر کنه، مسیرمون عوض بشه، یا اصلا از یه جایی پرت بشیم. هیچ نشونهای هم نیست که بهت بگه که این مه بالاخره کجا تموم میشه و از مسیرمون کنار میره.
اما رفتن بهتر از یه جا موندنو درجا زدنه و
«ناشناخته بودن» بهتنهایی دلیل خوبی برای عقب کشیدن نیست
#عادل_دانتیسم
👌6👏3
@sher_o_mehr🍂
قسم میدهمت
به نگاهِ خورشید
و عاشقانه های پاییز ماه،
به حرمتِ بیداری آیینه ی صبح
کنار شبنم نشسته بر
سرخی شمعدانی
در امتدادِ کوچه ی انتظار،
که بیایی
و بر چشمانِ صبحِ من
سرمه ای بنوازی از عشق و بوسه
تا بخیر شوند
گلواژه ها در ردیفِ شعرهایم.
#نزار_قبانی
قسم میدهمت
به نگاهِ خورشید
و عاشقانه های پاییز ماه،
به حرمتِ بیداری آیینه ی صبح
کنار شبنم نشسته بر
سرخی شمعدانی
در امتدادِ کوچه ی انتظار،
که بیایی
و بر چشمانِ صبحِ من
سرمه ای بنوازی از عشق و بوسه
تا بخیر شوند
گلواژه ها در ردیفِ شعرهایم.
#نزار_قبانی
❤7👏1
@sher_o_mehr🍂
تنهایی من گوشه ای ندارد که
تو را به آغوش بکشم
من هر شب
کنار دیوار فرو ریخته عشقمان
قاب عکست را
به آغوش میگیرم...
#فریبا_دادگر
آدینه پیش رو سراسر مهر و زیبایی 🍁
تنهایی من گوشه ای ندارد که
تو را به آغوش بکشم
من هر شب
کنار دیوار فرو ریخته عشقمان
قاب عکست را
به آغوش میگیرم...
#فریبا_دادگر
آدینه پیش رو سراسر مهر و زیبایی 🍁
❤4💔4
@sher_o_mehr🍂
اگر سالهاست راه به بیراهه میرود، اگر به پاییز رسیدی و به جای سنگفرشی از زیباییِ پاییز و نمی باران، خرده سنگهای خشن پاهایت را زخمی کردند، اگر آسمان نبارید و تو بیقرار بوسهای از لب آب بودی و آبِ زلالی نبود، اگر از پلها گذشتی و هنوز نگاهت به پشت سر بود، تمام پلهای پشت سر را خراب کن.
بالانشینِ اسب طلایی شو.
تاجی از برگهای پاییزی بر سر بگذار و بتاز به روبهرو.
از هفت پلِ خرابه که بگذری، باغی آنجاست.
بهار آنجاست. پاییزِ عاشقانه آنجاست.
#شیما_سبحانی
آدینه زیبا
اگر سالهاست راه به بیراهه میرود، اگر به پاییز رسیدی و به جای سنگفرشی از زیباییِ پاییز و نمی باران، خرده سنگهای خشن پاهایت را زخمی کردند، اگر آسمان نبارید و تو بیقرار بوسهای از لب آب بودی و آبِ زلالی نبود، اگر از پلها گذشتی و هنوز نگاهت به پشت سر بود، تمام پلهای پشت سر را خراب کن.
بالانشینِ اسب طلایی شو.
تاجی از برگهای پاییزی بر سر بگذار و بتاز به روبهرو.
از هفت پلِ خرابه که بگذری، باغی آنجاست.
بهار آنجاست. پاییزِ عاشقانه آنجاست.
#شیما_سبحانی
آدینه زیبا
❤8
@sher_o_mehr🍂
آمدن و رفتن
فعل آدمیست
مثل پاییز
که انارها میآیند
برگها میروند
و میان این دو
زمین بایری که دوباره باید کاشت
#رضا_كاظمي
آمدن و رفتن
فعل آدمیست
مثل پاییز
که انارها میآیند
برگها میروند
و میان این دو
زمین بایری که دوباره باید کاشت
#رضا_كاظمي
🕊3💔3
@sher_o_mehr🍂
تو بارانی..
یا یک مه غلیظ
در ابتدای صبح پاییزی..
یا که نه،
تو آن خوابِ خوشِ صبحگاهی...
نمیشود از تو دل کند؛
مگر با یک بوسه عاشقانه،
اما طولانی ...!
#عليرضا_اسفنديارى
تو بارانی..
یا یک مه غلیظ
در ابتدای صبح پاییزی..
یا که نه،
تو آن خوابِ خوشِ صبحگاهی...
نمیشود از تو دل کند؛
مگر با یک بوسه عاشقانه،
اما طولانی ...!
#عليرضا_اسفنديارى
❤4❤🔥2
@sher_o_mehr🍂
خیلی از ما آدما کم کم یاد می گیریم باید با احساساتمون چیکار کنیم، یاد می گیریم که گذشتن از هر احساسی فقط دفعه ی اولش سخته... اولین باری که قلبمون برای کسی تند می زنه - اون حس ناب دل باختن برای اولین بار - دیگه شاید هیچوقت تکرار نشه... یا مثلا غم اولین باری که از کسی دل می کنیم اصلا قابل مقایسه با دل کندن های بعدی نیست... یا حتی دلتنگی که مثل یه بختک میوفته بهجون زندگیمون برای دفعه های بعد تحملش ساده تر میشه... انگار هر چی زمان می گذره یاد می گیریم چطور باید با احساساتمون کنار بیایم... یاد می گیریم بین جنگ قلب و مغز طرف کدوم رو باید بگیریم...
می دونم خیلی از ما تو زندگی متهم شدیم به بی احساس بودن، ولی ما بی احساس نیستیم... ما فقط خسته شدیم از جنگیدن، نمی خوایم وارد جنگ با احساساتمون بشیم... اما اینو خوب می دونم اتفاقات زندگی هر قانونی رو عوض می کنه... پس شاید یه روزی، یه جایی پای کسی در میون باشه که با همه ی وجودمون دوباره برای احساسمون بجنگیم...
#حسین_حائریان
خیلی از ما آدما کم کم یاد می گیریم باید با احساساتمون چیکار کنیم، یاد می گیریم که گذشتن از هر احساسی فقط دفعه ی اولش سخته... اولین باری که قلبمون برای کسی تند می زنه - اون حس ناب دل باختن برای اولین بار - دیگه شاید هیچوقت تکرار نشه... یا مثلا غم اولین باری که از کسی دل می کنیم اصلا قابل مقایسه با دل کندن های بعدی نیست... یا حتی دلتنگی که مثل یه بختک میوفته بهجون زندگیمون برای دفعه های بعد تحملش ساده تر میشه... انگار هر چی زمان می گذره یاد می گیریم چطور باید با احساساتمون کنار بیایم... یاد می گیریم بین جنگ قلب و مغز طرف کدوم رو باید بگیریم...
می دونم خیلی از ما تو زندگی متهم شدیم به بی احساس بودن، ولی ما بی احساس نیستیم... ما فقط خسته شدیم از جنگیدن، نمی خوایم وارد جنگ با احساساتمون بشیم... اما اینو خوب می دونم اتفاقات زندگی هر قانونی رو عوض می کنه... پس شاید یه روزی، یه جایی پای کسی در میون باشه که با همه ی وجودمون دوباره برای احساسمون بجنگیم...
#حسین_حائریان
👍2
@sher_o_mehr🍂
تنهایت می گذارد
تو میمانی و یک ردپا
گرمای دست هایت میرود...
سردت میشود، یخ میزنی
و پس از مدتی به تنهایی عادت می کنی...
تا اینکه لعنتی ای با آتشی در دست هایش می آید، گرمت می کند و باعث می شود تنهایی را فراموش کنی،
ولی او هم نمی ماند...
و دوباره باز همه چیز تکرار میشود
گرمای دست هایت می رود، سردت می شود، یخ میزنی...
اما این بار لبخندی گوشه لبانت می شکند، دیگر منتظر هیچ لعنتی ای نیستی، به دنبال آتش نمی گردی، با یخ زدن کنار آمده ای،
و تنهایی را هم دوست داری...
#روزبه_معین
تنهایت می گذارد
تو میمانی و یک ردپا
گرمای دست هایت میرود...
سردت میشود، یخ میزنی
و پس از مدتی به تنهایی عادت می کنی...
تا اینکه لعنتی ای با آتشی در دست هایش می آید، گرمت می کند و باعث می شود تنهایی را فراموش کنی،
ولی او هم نمی ماند...
و دوباره باز همه چیز تکرار میشود
گرمای دست هایت می رود، سردت می شود، یخ میزنی...
اما این بار لبخندی گوشه لبانت می شکند، دیگر منتظر هیچ لعنتی ای نیستی، به دنبال آتش نمی گردی، با یخ زدن کنار آمده ای،
و تنهایی را هم دوست داری...
#روزبه_معین
💔2
@sher_o_mehr🍂
باید قبول کنیم بعضی آدمها را کمتر دیده ایم،
مثل مداد رنگی قهوهای گم شده میانِ آنهمه رنگ، مثل خودکارِ مشکی، مثل همانهایی که بیشتر از بقیه کنارمان بودند و ما هیچ ندیدیمشان...
همان هایی که به قولِ معروف دستشان نمک ندارد.
#مهسا_فخری
باید قبول کنیم بعضی آدمها را کمتر دیده ایم،
مثل مداد رنگی قهوهای گم شده میانِ آنهمه رنگ، مثل خودکارِ مشکی، مثل همانهایی که بیشتر از بقیه کنارمان بودند و ما هیچ ندیدیمشان...
همان هایی که به قولِ معروف دستشان نمک ندارد.
#مهسا_فخری
💔4