⭕️مقاله شاهدخت نور پهلوی
سالی که گذشت، یادآور مقاومت و قدرت زنان ایرانی بود
«امروز در روز جهانی زن، میخواهم به فداکاریهای آنان ( زنان ایران) ادای احترام و از قدرت رهبریشان سپاسگزاری کنم»
جمهوری اسلامی بسیاری را در این سالها قربانی کرده است. چه بیشمار افرادی که تحت تعقیب قرار گرفته یا بازداشت، شکنجه و کشته شده اند. بیگناهانی که به علت باور مذهبی یا گرایش جنسی یا عقیده سیاسی و یا عللی از این دست، مورد هدف رژیم قرار گرفته اند.
اما در این میان، رژیم در تمام این سالها تیغ تیز آزارش را بیش از همه روی زنان ایران قرار داده است. کافیست به نخستین نوشته های خمینی رجوع کنیم که چگونه از پیشرفت زنان ایران تحت هدایت پدربزرگ من به سختی انتقاد میکرد. او هرگز نتوانست برابری حقوقی زنان ایران در آن زمان را بپذیرد. ماموریتش نابود کردن همه آن دستاوردها بود. و رژیمی که او پایه گذاشت نیز در عمر ۴۱ ساله خود به دنبال ساکت کردن زنان ایرانی بوده ولی آنها هرگز موفق نشدند و نخواهند شد.
شیرزنان ایرانی در چهار دهه، لحظه ای از تلاش برای ایفای حقوق خود فرو ننشستند و در هر زمان و مکان که با ستم و سرکوب مواجه شدند، ساکت نماندند. سالی که گذشت، یادآور مقاومت و قدرت زنان ایرانی بود، و من امروز در روز جهانی زن، میخواهم به فداکاریهای آنان ادای احترام و از قدرت رهبریشان سپاسگزاری کنم. این زنان، قهرمانانی واقعی هستند
آتنا دائمی را به یاد بیاوریم. او دارد سالهای جوانی اش را در زندان اوین از دست میدهد. «جرم» او دفاع از حقوق زنان و کودکان است! این زن جوان را حتی از درمان مناسب نیز محروم ساخته اند. ولی با وجود تمام این بی عدالتیها، او شجاعانه به پیگیری آرمانهای خود ادامه داده است. آتنا از پشت دیوارهای بلند زندان اوین این پیام را ارسال کرده که مبارزه حق طلبانه اش را برای زنان ایرانی و دیگر اقشار ستمدیده متوقف نخواهد کرد.
بیایید به یک زن قهرمان دیگر نگاه بیندازیم؛ به شهناز اکملی. در اعتراضات سال ۱۳۸۸ او پسرش مصطفی کریم بیگی را از دست داد؛ اما کنار نکشید و رنج و سوگش را به منبع انرژی برای دادخواهی خود و دیگر مادران داغدیده ای بدل کرد که فرزندانشان به دست رژیم به قتل رسیده اند. شهناز اکملی در تمام این سالها مایه آرامش و همبستگی مادران عزادار ایران بوده است. او بارها تهدید شد و حتی زندانی اش کردند ولی هرگز از مبارزه دست نکشید.
فاطمه سپهری، یکی از ۱۴ زنی است که سال گذشته در بیانیه ای، پایان آپارتاید جنسیتی رژیم و کل موجودیت آن را خواستار شدند. او پس از خروج از کلاس درس قرآن در مشهد از سوی ماموران بازداشت شد و امروز در زندان به سر می برد. فاطمه سپهری با شجاعت برای احقاق حقوق همه زنان ایران به پا خاست و با وجود فشارها ایستادگی کرد.
و گوهر عشقی! پس از قتل پسرش ستار بهشتی در زیر شکنجه در زندان، دیگر فقط مادر ستار نیست؛ او مادر بسیاری از خانواده های داغدیده شده است که در رنج مادرانه او سهیم اند. گوهر عشقی برای مردم کشورش، تجسم عینی دلیری و همدلی بی بدیل است.
اینها فقط نمونه هایی از زنان دلاور ایرانی اند. هزاران هزار مادر و خواهر و دختر دیگر هستند که نامشان را نمیدانیم. زنانی که جگرگوشه هایشان در کشتار آبان ۹۸ به قتل رسیدند و همچنان در سکوت به مبارزه ادامه میدهند. رنج و خشم آنان غیر قابل تصور است و شجاعتشان برای مبارزه، به همه ما قدرت میدهد.
این زنان هرگز نباید در چنین شرایطی قرار میگرفتند و ای کاش قرار نمیگرفتند. میتوانم تصور کنم که خودشان نیز همین حس را دارند. ولی آنها این رنج و درد را تحمل کرده و از آن بهره گرفته اند برای اینکه به تراژدی ملی ما، بر این رژیم آپارتاید جنسیتی، نقطه پایانی بگذارند. این زنان، قهرمانان کشور ما هستند و در این روز جهانی زن باید بدانند که ملت ایران از آنها الهام میگیرد.
ما این قدرت چشمگیر زنان ایران را در همه جا میبینیم. مادرم در سفر اخیرش به یونان برای دیدار با پناهندگان ایرانی، با زنانی آشنا شد که فجایع غیرقابل تصوری را در زندگی خود از سر گذرانده بودند. او با زنانی دیدار کرد که از آزار، مخاطرات روحی-روانی، اعتیاد به مواد مخدر، و بسیاری مشکلات دیگر جان سالم به در برده بودند. آنها به سبک زنان ایرانی، با هم نشستند، حرف زدند، خندیدند و گریستند. داستانهایی که مادرم از این زنان برایم بازگو میکند حیرت آور و احترام برانگیز، و قدرتشان در تداوم ایستادگی قابل توجه است.
این برای من، نشان دهنده چهار دهه ناکامی رژیم در خاموش کردن زنان ایرانی است و حکایت از آن دارد که این زنان با همه تفاوتهایشان، اینک در مبارزه برای عدالت، برابری و آزادی، قویتر و متحدتر شده اند. روزی نزدیک در ایران آزاد فردا، ما این روز بزرگ، روز جهانی زن را با هم در سراسر ایران جشن خواهیم گرفت و به شجاعتها و دستاوردهای بزرگ زنان ایران ادای احترام خواهیم کرد. آن روز قطعا دور نیست
@SiasatTalkh
سالی که گذشت، یادآور مقاومت و قدرت زنان ایرانی بود
«امروز در روز جهانی زن، میخواهم به فداکاریهای آنان ( زنان ایران) ادای احترام و از قدرت رهبریشان سپاسگزاری کنم»
جمهوری اسلامی بسیاری را در این سالها قربانی کرده است. چه بیشمار افرادی که تحت تعقیب قرار گرفته یا بازداشت، شکنجه و کشته شده اند. بیگناهانی که به علت باور مذهبی یا گرایش جنسی یا عقیده سیاسی و یا عللی از این دست، مورد هدف رژیم قرار گرفته اند.
اما در این میان، رژیم در تمام این سالها تیغ تیز آزارش را بیش از همه روی زنان ایران قرار داده است. کافیست به نخستین نوشته های خمینی رجوع کنیم که چگونه از پیشرفت زنان ایران تحت هدایت پدربزرگ من به سختی انتقاد میکرد. او هرگز نتوانست برابری حقوقی زنان ایران در آن زمان را بپذیرد. ماموریتش نابود کردن همه آن دستاوردها بود. و رژیمی که او پایه گذاشت نیز در عمر ۴۱ ساله خود به دنبال ساکت کردن زنان ایرانی بوده ولی آنها هرگز موفق نشدند و نخواهند شد.
شیرزنان ایرانی در چهار دهه، لحظه ای از تلاش برای ایفای حقوق خود فرو ننشستند و در هر زمان و مکان که با ستم و سرکوب مواجه شدند، ساکت نماندند. سالی که گذشت، یادآور مقاومت و قدرت زنان ایرانی بود، و من امروز در روز جهانی زن، میخواهم به فداکاریهای آنان ادای احترام و از قدرت رهبریشان سپاسگزاری کنم. این زنان، قهرمانانی واقعی هستند
آتنا دائمی را به یاد بیاوریم. او دارد سالهای جوانی اش را در زندان اوین از دست میدهد. «جرم» او دفاع از حقوق زنان و کودکان است! این زن جوان را حتی از درمان مناسب نیز محروم ساخته اند. ولی با وجود تمام این بی عدالتیها، او شجاعانه به پیگیری آرمانهای خود ادامه داده است. آتنا از پشت دیوارهای بلند زندان اوین این پیام را ارسال کرده که مبارزه حق طلبانه اش را برای زنان ایرانی و دیگر اقشار ستمدیده متوقف نخواهد کرد.
بیایید به یک زن قهرمان دیگر نگاه بیندازیم؛ به شهناز اکملی. در اعتراضات سال ۱۳۸۸ او پسرش مصطفی کریم بیگی را از دست داد؛ اما کنار نکشید و رنج و سوگش را به منبع انرژی برای دادخواهی خود و دیگر مادران داغدیده ای بدل کرد که فرزندانشان به دست رژیم به قتل رسیده اند. شهناز اکملی در تمام این سالها مایه آرامش و همبستگی مادران عزادار ایران بوده است. او بارها تهدید شد و حتی زندانی اش کردند ولی هرگز از مبارزه دست نکشید.
فاطمه سپهری، یکی از ۱۴ زنی است که سال گذشته در بیانیه ای، پایان آپارتاید جنسیتی رژیم و کل موجودیت آن را خواستار شدند. او پس از خروج از کلاس درس قرآن در مشهد از سوی ماموران بازداشت شد و امروز در زندان به سر می برد. فاطمه سپهری با شجاعت برای احقاق حقوق همه زنان ایران به پا خاست و با وجود فشارها ایستادگی کرد.
و گوهر عشقی! پس از قتل پسرش ستار بهشتی در زیر شکنجه در زندان، دیگر فقط مادر ستار نیست؛ او مادر بسیاری از خانواده های داغدیده شده است که در رنج مادرانه او سهیم اند. گوهر عشقی برای مردم کشورش، تجسم عینی دلیری و همدلی بی بدیل است.
اینها فقط نمونه هایی از زنان دلاور ایرانی اند. هزاران هزار مادر و خواهر و دختر دیگر هستند که نامشان را نمیدانیم. زنانی که جگرگوشه هایشان در کشتار آبان ۹۸ به قتل رسیدند و همچنان در سکوت به مبارزه ادامه میدهند. رنج و خشم آنان غیر قابل تصور است و شجاعتشان برای مبارزه، به همه ما قدرت میدهد.
این زنان هرگز نباید در چنین شرایطی قرار میگرفتند و ای کاش قرار نمیگرفتند. میتوانم تصور کنم که خودشان نیز همین حس را دارند. ولی آنها این رنج و درد را تحمل کرده و از آن بهره گرفته اند برای اینکه به تراژدی ملی ما، بر این رژیم آپارتاید جنسیتی، نقطه پایانی بگذارند. این زنان، قهرمانان کشور ما هستند و در این روز جهانی زن باید بدانند که ملت ایران از آنها الهام میگیرد.
ما این قدرت چشمگیر زنان ایران را در همه جا میبینیم. مادرم در سفر اخیرش به یونان برای دیدار با پناهندگان ایرانی، با زنانی آشنا شد که فجایع غیرقابل تصوری را در زندگی خود از سر گذرانده بودند. او با زنانی دیدار کرد که از آزار، مخاطرات روحی-روانی، اعتیاد به مواد مخدر، و بسیاری مشکلات دیگر جان سالم به در برده بودند. آنها به سبک زنان ایرانی، با هم نشستند، حرف زدند، خندیدند و گریستند. داستانهایی که مادرم از این زنان برایم بازگو میکند حیرت آور و احترام برانگیز، و قدرتشان در تداوم ایستادگی قابل توجه است.
این برای من، نشان دهنده چهار دهه ناکامی رژیم در خاموش کردن زنان ایرانی است و حکایت از آن دارد که این زنان با همه تفاوتهایشان، اینک در مبارزه برای عدالت، برابری و آزادی، قویتر و متحدتر شده اند. روزی نزدیک در ایران آزاد فردا، ما این روز بزرگ، روز جهانی زن را با هم در سراسر ایران جشن خواهیم گرفت و به شجاعتها و دستاوردهای بزرگ زنان ایران ادای احترام خواهیم کرد. آن روز قطعا دور نیست
@SiasatTalkh
Telegram
جنبش فیروزهای
🔴 شاهدخت نور پهلوی: سالی که گذشت، یادآور مقاومت و قدرت زنان ایرانی بود.
💠 با فرا رسیدن 8 مارس ، روز چهانی زنان ، شاهدخت نور پهلوی در مقالهای به مبارزه زنان ایرانی در سالی که گذشت پرداخته اند ...
#شاهدخت_نور_پهلوی
#زنان_ایرانی
@Turquoise_sharg
لینک متن…
💠 با فرا رسیدن 8 مارس ، روز چهانی زنان ، شاهدخت نور پهلوی در مقالهای به مبارزه زنان ایرانی در سالی که گذشت پرداخته اند ...
#شاهدخت_نور_پهلوی
#زنان_ایرانی
@Turquoise_sharg
لینک متن…
۱۴ فروردین زادروز #شاهدخت_نور_پهلوی را به تمام هموطنان تبریک می گوییم
#شعار_نویسی به مناسبت زادروز شاهدخت سرزمینمان
@SiasatTalkh
#شعار_نویسی به مناسبت زادروز شاهدخت سرزمینمان
@SiasatTalkh
پخش صدها #قلب_فیروزهای توسط #بانوان_فیروزهای به مناسبت زادروز شاهدخت زیبای ایران زمین #نور_پهلوی
مجموعه بزرگ همگام با شاهزاده رضا زادروز شاهدخت نور را به مردم ایران و خاندان پهلوی تبریک می گوید
#شاهدخت_نور_پهلوی
@SiasatTalkh
مجموعه بزرگ همگام با شاهزاده رضا زادروز شاهدخت نور را به مردم ایران و خاندان پهلوی تبریک می گوید
#شاهدخت_نور_پهلوی
@SiasatTalkh
۱۴ فروردین زادروز #شاهدخت_نور_پهلوی را به تمام هموطنان تبریک می گوییم
#شعار_نویسی به مناسبت زادروز شاهدخت سرزمینمان
@SiasatTalkh
#شعار_نویسی به مناسبت زادروز شاهدخت سرزمینمان
@SiasatTalkh
#شاهدخت_نور_پهلوی " قسمت اول"
مقامهای جمهوری اسلامی، کودکان کار را «مهمترین عامل انتقال ویروس کرونا» میخوانند
«بخورش! بخورش!». مرد سر بچههایی که از ترس میلرزند، فریاد میزند و آنها را مجبور میکند تا شاخهی گل و پلاستیک دورش را بخورند.
این، سکانسی از یک فیلم ترسناک نیست؛ بلکه بخشی از واقعیت و کابوسی آشنا بین سه تا هفت میلیون کودک کار ایرانی است. هنگامی که دو تن از این میلیونها کودک بیپناه، به خاطر فروش گل در خیابان دستگیر شدند، مقام بازداشتکننده آنها را مجبور کرد تا گل و پلاستیک پیچیدهشده دور آن را بخورند. او حتی ویدئوی این کودکآزاری را ضبط و منتشر کرد تا کودکان دیگر را از انجام کار مشابه بترساند.
در میان بحرانهایی که کشور ما با آن روبهرو است، بحران مربوط به کودکان کار شاید از کمترین پوشش رسانهای برخوردار باشد. و این در حالی است که این بحران، یکی از مهمترینهاست؛ چرا که موجب چالشهای عمیق جسمی و روحی در نسل آینده میشود. در حالی که آمارهای رسمی رژیم، شمار کودکان کار را بسیار پایینتر از عدد واقعی گزارش میکنند، فعالان این حوزه، از وجود میلیونها کودک کار در ایران خبر میدهند.
ویدئوهای این کودکان در حال فروش آدامس، یا شستن شیشه اتومبیل، یا فالفروشی با آن چشمان کوچکِ اندوهناک، و آن پاهای خونآلود و گِلآلود، قلب آدم را به درد میآورد. تاسفآورترین وضعیت را آنهایی دارند که علاوه بر کار در خیابان، پناه و جای خوابی جز خیابان نیز ندارند.
این روزها که ایران یکی از درگیرترین کشورهای جهان درارائه آمار مبتلایان به ویروس کروناست، آشکارا برای کودکان خیابان شرایط فعلی اوضاعشان را دشوارتر کرده است. مقامات رژیم نهتنها تلاشی برای بهبود وضعیت و رفاه این کودکان در سالهای اخیر نکردهاند، بلکه بیشرمانه آنها را به عنوان یکی از عوامل گسترش ویروس کرونا سرزنش میکنند. در آخرین روزهای سال گذشته (۲۱ اسفند ۱۳۹۸)، یکی از اعضای کمیسیون بهداشت مجلس جمهوری اسلامی، کودکان کار را «مهمترین منبع انتقال ویروس کرونا» خواند. سخنی بیشرمانه و اتهامی بیاساس که میتواند این کودکان بیگناه را در معرض نفرتپراکنی قرار دهد و در دید همگان از آنان تصویری غلط بیافریند.
بنا به گفته خود مقامات رژیم، تنها در شهر تهران حدود پنج هزار کودک زبالهگرد وجود دارد. پرسش این نیست که در این روزها که ایران بهسختی درگیر بحران کرونا است، برای کودکان زبالهگرد چه باید کرد. پرسش اینجاست که چرا در کشور من، ایران، اساسا باید کودک زبالهگرد وجود داشته باشد؟
با اینحال، بسیاری از فعالان اجتماعی و سازمانهای غیردولتی با شجاعت و افتخار در حال تلاش برای بهبود شرایط کودکان کار و خیابان هستند. آنان اطلاعات درباره این کودکان را جمعآوری و با ارائهی خدماتی چون سرپناه و خوراک، و نیز یافتن راهی برای تغییر مسیر زندگیشان از آنها حمایت میکنند. با وجود این، تعداد کودکان کار و حجم نیازهایشان بسیار بزرگتر از میزان سخاوت و منابع این فعالان و سازمانها است.
آنچه این کودکان را به کار در خیابان برای به دست آوردن پولِ یک وعدهی غذایشان وادار کرده، فساد عمیق و سوءمدیریت اقتصادی رژیم است. در این فرایند، تعداد نامشخصی از این کودکان مورد بهرهکشی قاچاقچیان کودک قرار میگیرند. بسیاریشان به مصرف مواد مخدر مجبور میشوند و یا مورد آزار و تجاوز جنسی قرار میگیرند که موجب میشود تمام عمرشان درگیر اعتیاد به مواد باشند. پیامد آنی این الگوی بیمارگونه البته آشکار است. اما پیامدهای بلندمدت برای این کودکان و کشور ما حتی ترسناکتر هستند.
https://youtu.be/rixcS4Ic_OU
@SiasatTalkh
مقامهای جمهوری اسلامی، کودکان کار را «مهمترین عامل انتقال ویروس کرونا» میخوانند
«بخورش! بخورش!». مرد سر بچههایی که از ترس میلرزند، فریاد میزند و آنها را مجبور میکند تا شاخهی گل و پلاستیک دورش را بخورند.
این، سکانسی از یک فیلم ترسناک نیست؛ بلکه بخشی از واقعیت و کابوسی آشنا بین سه تا هفت میلیون کودک کار ایرانی است. هنگامی که دو تن از این میلیونها کودک بیپناه، به خاطر فروش گل در خیابان دستگیر شدند، مقام بازداشتکننده آنها را مجبور کرد تا گل و پلاستیک پیچیدهشده دور آن را بخورند. او حتی ویدئوی این کودکآزاری را ضبط و منتشر کرد تا کودکان دیگر را از انجام کار مشابه بترساند.
در میان بحرانهایی که کشور ما با آن روبهرو است، بحران مربوط به کودکان کار شاید از کمترین پوشش رسانهای برخوردار باشد. و این در حالی است که این بحران، یکی از مهمترینهاست؛ چرا که موجب چالشهای عمیق جسمی و روحی در نسل آینده میشود. در حالی که آمارهای رسمی رژیم، شمار کودکان کار را بسیار پایینتر از عدد واقعی گزارش میکنند، فعالان این حوزه، از وجود میلیونها کودک کار در ایران خبر میدهند.
ویدئوهای این کودکان در حال فروش آدامس، یا شستن شیشه اتومبیل، یا فالفروشی با آن چشمان کوچکِ اندوهناک، و آن پاهای خونآلود و گِلآلود، قلب آدم را به درد میآورد. تاسفآورترین وضعیت را آنهایی دارند که علاوه بر کار در خیابان، پناه و جای خوابی جز خیابان نیز ندارند.
این روزها که ایران یکی از درگیرترین کشورهای جهان درارائه آمار مبتلایان به ویروس کروناست، آشکارا برای کودکان خیابان شرایط فعلی اوضاعشان را دشوارتر کرده است. مقامات رژیم نهتنها تلاشی برای بهبود وضعیت و رفاه این کودکان در سالهای اخیر نکردهاند، بلکه بیشرمانه آنها را به عنوان یکی از عوامل گسترش ویروس کرونا سرزنش میکنند. در آخرین روزهای سال گذشته (۲۱ اسفند ۱۳۹۸)، یکی از اعضای کمیسیون بهداشت مجلس جمهوری اسلامی، کودکان کار را «مهمترین منبع انتقال ویروس کرونا» خواند. سخنی بیشرمانه و اتهامی بیاساس که میتواند این کودکان بیگناه را در معرض نفرتپراکنی قرار دهد و در دید همگان از آنان تصویری غلط بیافریند.
بنا به گفته خود مقامات رژیم، تنها در شهر تهران حدود پنج هزار کودک زبالهگرد وجود دارد. پرسش این نیست که در این روزها که ایران بهسختی درگیر بحران کرونا است، برای کودکان زبالهگرد چه باید کرد. پرسش اینجاست که چرا در کشور من، ایران، اساسا باید کودک زبالهگرد وجود داشته باشد؟
با اینحال، بسیاری از فعالان اجتماعی و سازمانهای غیردولتی با شجاعت و افتخار در حال تلاش برای بهبود شرایط کودکان کار و خیابان هستند. آنان اطلاعات درباره این کودکان را جمعآوری و با ارائهی خدماتی چون سرپناه و خوراک، و نیز یافتن راهی برای تغییر مسیر زندگیشان از آنها حمایت میکنند. با وجود این، تعداد کودکان کار و حجم نیازهایشان بسیار بزرگتر از میزان سخاوت و منابع این فعالان و سازمانها است.
آنچه این کودکان را به کار در خیابان برای به دست آوردن پولِ یک وعدهی غذایشان وادار کرده، فساد عمیق و سوءمدیریت اقتصادی رژیم است. در این فرایند، تعداد نامشخصی از این کودکان مورد بهرهکشی قاچاقچیان کودک قرار میگیرند. بسیاریشان به مصرف مواد مخدر مجبور میشوند و یا مورد آزار و تجاوز جنسی قرار میگیرند که موجب میشود تمام عمرشان درگیر اعتیاد به مواد باشند. پیامد آنی این الگوی بیمارگونه البته آشکار است. اما پیامدهای بلندمدت برای این کودکان و کشور ما حتی ترسناکتر هستند.
https://youtu.be/rixcS4Ic_OU
@SiasatTalkh
YouTube
Des enfants vendeurs de rue à Kerman (Iran) maltraités par un agent municipal
Abonnez-vous à notre chaîne sur YouTube : http://f24.my/ObsYT
...
Notre site : http://observers.france24.com/fr
Rejoignez nous sur Facebook : https://www.facebook.com/FRANCE24.Observateurs
Suivez nous sur Twitter : https://twitter.com/Observateurs
...
Notre site : http://observers.france24.com/fr
Rejoignez nous sur Facebook : https://www.facebook.com/FRANCE24.Observateurs
Suivez nous sur Twitter : https://twitter.com/Observateurs
در یک ایران آزاد، کودکان باید در میان اصلی ترین اولویت های کشور باشند آنها آینده ایران هستند
#شاهدخت_نور_پهلوی
@SiasatTalkh
#شاهدخت_نور_پهلوی
@SiasatTalkh
🔴 #شاهدخت_نور_پهلوی و «تیفانی ترامپ» در لیست ۷ نفره مجله اِسِکس به عنوان رهبران الهامبخشِ آینده جهان
مجله بریتانیایی اِسِکس در آخرین شماره خود نام هفت شخصیت مطرح به عنوان رهبران الهام بخش آینده جهان را منتشر کرده است. نام شاهدخت نور پهلوی و تیفانی ترامپ نیز در این لیست ۷ نفره وجود دارد.
@SiasatTalkh
مجله بریتانیایی اِسِکس در آخرین شماره خود نام هفت شخصیت مطرح به عنوان رهبران الهام بخش آینده جهان را منتشر کرده است. نام شاهدخت نور پهلوی و تیفانی ترامپ نیز در این لیست ۷ نفره وجود دارد.
@SiasatTalkh
شاهدخت نور پهلوی: رژیم مذهبی ایران خود رواج دهنده فجایعِ ناموسی است
جمهوری اسلامی تسهیلکننده قتلهای ناموسی است
قتلهای ناموسی معضلی ملی است و حاکمان کنونی حامی سنتهای عقبمانده و ضدزن هستند
رومینا اشرفی ۱۴ساله بود، فاطمه برحی ۱۹سال داشت و ریحانه عامری ۲۲سال؛ هر سه به دست مردانی از خانواده درجه یکشان به قتل رسیدند، قتلهایی فجیع که نه تنها روح و روان ایرانیان را در هفتههای گذشته به شدت آزار داد که توجه جامعه بینالمللی را نیز به خود جلب کرد.
به عنوان زن جوانی که دو خواهر کوچکتر از خودش دارد و یکی از آنها ۱۵ساله است، عمیقا از خواندن اخبار این قتلها و مجازات اندکی که مرتکبان آنها احتمالا با آن روبهرو خواهند شد احساس انزجار میکنم.
من همیشه قدردان خانوادهای هستم که در آن بزرگ شدهام. بهویژه پدرم که داشتن او از بزرگترین خوشبختیهای زندگیام است. بیشتر آدمها وقتی بزرگ میشوند به این درک میرسند که پدرومادرشان آنطور که در کودکی تصور میکردند، انسانهای کاملی نیستند ولی من چنین تغییری را تجربه نکردم.
پدرم شریفترین انسانی است که میشناسم. او برای من تجسم همزمان مهربانی و قدرت است. با وجود تهدیدهای سیاسی که همیشه با آن روبهرو بودهایم، پدرم تکیهگاهی مستحکم برای ما بود و من امنیت عاطفی و جسمیام را مدیون او هستم. او حس عزت نفس را در من و خواهرانم پروراند و از ما خواست که تلاش کنیم تا متکی به خودمان باشیم.
هرچند پدرم آنقدرها هم احساساتش را بروز نمیدهد اما بیشترین غُری که به زنان خانوادهاش زده شاید هنگام سفر، وقتی که ما سر ساعت از خانه بیرون نزدیم بوده است؛ چرا که همیشه اصرار دارد تا چهار ساعت پیش از پرواز در فرودگاه باشیم!
در نقطه مقابل من، رومینا و فاطمه و ریحانه و میلیونها زن ایرانی دیگر ایستادهاند. آنها در جامعهای متولد شدهاند که در آن زندگیشان هرگز متعلق به خودشان نبوده و نیست. آنها در هالهای از ترس بزرگ شدهاند، حتی در خانه یعنی جایی که باید بیشترین احساس امنیت را در آن میداشتند. آنها در خانوادههایشان به مثابه شی و دارایی بزرگ شدند و نه برای این که زنانی باشند مستقل و مورد احترام. آنها قربانی تعصب و باورهای خطرناکی شدند که جانهای بسیاری را در سراسر کشور ما و خاورمیانه گرفته است.
من از قبل میدانستم که در ایران «قتلهای ناموسی» همیشه مشکلی اجتماعی و فرهنگی بوده است ولی اگر بخواهم صادق باشم از عمق این معضل خبر نداشتم و نمیدانستم این مساله تا این اندازه در ایران ریشهدار است و در خانوادهها بسیاری این باور سنتی نسل به نسل منتقل شده است که مرد به عنوان رییس خانواده، صاحب و مالک خون دختران خود است و بنابراین میتواند آنها را برای خطاهای کوچک و معصومانهای چون زدن یک حرف اشتباه، دیر آمدن به خانه و یا عاشق شدن به هر شکلی که مناسب بداند مجازات کند.
این باورها از طرف جامعه مردسالارِ بیرونِ خانه -که جمهوری اسلامی خودش نمونهای از آن است- نیز حمایت میشود و به اینترتیب عملا هیچ پناهی برای دخترانی که نیازمند کمکاند وجود ندارد. فراموش نکنیم که پدر رومینا پیش از به قتل رساندن او با وکیل مشورت کرده بود و بعد از اطمینان از اینکه با محکومیت طولانی و سنگین مواجه نخواهد شد، نقشه قتل رومینا را اجرا کرد.
@SiasatTalkh
ادامه ...👇👇
جمهوری اسلامی تسهیلکننده قتلهای ناموسی است
قتلهای ناموسی معضلی ملی است و حاکمان کنونی حامی سنتهای عقبمانده و ضدزن هستند
رومینا اشرفی ۱۴ساله بود، فاطمه برحی ۱۹سال داشت و ریحانه عامری ۲۲سال؛ هر سه به دست مردانی از خانواده درجه یکشان به قتل رسیدند، قتلهایی فجیع که نه تنها روح و روان ایرانیان را در هفتههای گذشته به شدت آزار داد که توجه جامعه بینالمللی را نیز به خود جلب کرد.
به عنوان زن جوانی که دو خواهر کوچکتر از خودش دارد و یکی از آنها ۱۵ساله است، عمیقا از خواندن اخبار این قتلها و مجازات اندکی که مرتکبان آنها احتمالا با آن روبهرو خواهند شد احساس انزجار میکنم.
من همیشه قدردان خانوادهای هستم که در آن بزرگ شدهام. بهویژه پدرم که داشتن او از بزرگترین خوشبختیهای زندگیام است. بیشتر آدمها وقتی بزرگ میشوند به این درک میرسند که پدرومادرشان آنطور که در کودکی تصور میکردند، انسانهای کاملی نیستند ولی من چنین تغییری را تجربه نکردم.
پدرم شریفترین انسانی است که میشناسم. او برای من تجسم همزمان مهربانی و قدرت است. با وجود تهدیدهای سیاسی که همیشه با آن روبهرو بودهایم، پدرم تکیهگاهی مستحکم برای ما بود و من امنیت عاطفی و جسمیام را مدیون او هستم. او حس عزت نفس را در من و خواهرانم پروراند و از ما خواست که تلاش کنیم تا متکی به خودمان باشیم.
هرچند پدرم آنقدرها هم احساساتش را بروز نمیدهد اما بیشترین غُری که به زنان خانوادهاش زده شاید هنگام سفر، وقتی که ما سر ساعت از خانه بیرون نزدیم بوده است؛ چرا که همیشه اصرار دارد تا چهار ساعت پیش از پرواز در فرودگاه باشیم!
در نقطه مقابل من، رومینا و فاطمه و ریحانه و میلیونها زن ایرانی دیگر ایستادهاند. آنها در جامعهای متولد شدهاند که در آن زندگیشان هرگز متعلق به خودشان نبوده و نیست. آنها در هالهای از ترس بزرگ شدهاند، حتی در خانه یعنی جایی که باید بیشترین احساس امنیت را در آن میداشتند. آنها در خانوادههایشان به مثابه شی و دارایی بزرگ شدند و نه برای این که زنانی باشند مستقل و مورد احترام. آنها قربانی تعصب و باورهای خطرناکی شدند که جانهای بسیاری را در سراسر کشور ما و خاورمیانه گرفته است.
من از قبل میدانستم که در ایران «قتلهای ناموسی» همیشه مشکلی اجتماعی و فرهنگی بوده است ولی اگر بخواهم صادق باشم از عمق این معضل خبر نداشتم و نمیدانستم این مساله تا این اندازه در ایران ریشهدار است و در خانوادهها بسیاری این باور سنتی نسل به نسل منتقل شده است که مرد به عنوان رییس خانواده، صاحب و مالک خون دختران خود است و بنابراین میتواند آنها را برای خطاهای کوچک و معصومانهای چون زدن یک حرف اشتباه، دیر آمدن به خانه و یا عاشق شدن به هر شکلی که مناسب بداند مجازات کند.
این باورها از طرف جامعه مردسالارِ بیرونِ خانه -که جمهوری اسلامی خودش نمونهای از آن است- نیز حمایت میشود و به اینترتیب عملا هیچ پناهی برای دخترانی که نیازمند کمکاند وجود ندارد. فراموش نکنیم که پدر رومینا پیش از به قتل رساندن او با وکیل مشورت کرده بود و بعد از اطمینان از اینکه با محکومیت طولانی و سنگین مواجه نخواهد شد، نقشه قتل رومینا را اجرا کرد.
@SiasatTalkh
ادامه ...👇👇
Telegram
جنبش فیروزهای
شاهدخت نور پهلوی: رژیم مذهبی ایران خود رواج دهنده فجایعِ ناموسی است
شاهدخت نور پهلوی در یادداشتی در ایندیپندنت به مسئله فجایعِ ناموسی پرداخته و معتقد است این روند دردناک از تبعاتِ حضور یک رژیم مذهبی در ایران است که نه تنها در صدد رفع این نقیصه بر نخواهد…
شاهدخت نور پهلوی در یادداشتی در ایندیپندنت به مسئله فجایعِ ناموسی پرداخته و معتقد است این روند دردناک از تبعاتِ حضور یک رژیم مذهبی در ایران است که نه تنها در صدد رفع این نقیصه بر نخواهد…
همگام با رضاشاه دوم
شاهدخت نور پهلوی: رژیم مذهبی ایران خود رواج دهنده فجایعِ ناموسی است جمهوری اسلامی تسهیلکننده قتلهای ناموسی است قتلهای ناموسی معضلی ملی است و حاکمان کنونی حامی سنتهای عقبمانده و ضدزن هستند رومینا اشرفی ۱۴ساله بود، فاطمه برحی ۱۹سال داشت و ریحانه عامری…
.
قسمت دوم مقاله شاهدخت نور پهلوی
واقعیت بسیار تلخ این است که این جنایات وحشتناک یعنی «قتلهای ناموسی»، ۳۰درصد از کل قتلها در ایران را شامل میشوند و همین رقم تکاندهنده هم قطعا بازگوکننده همه واقعیت نیست؛ چرا که بیتوجهی تاریخی به این قتلها عملا بسیاری از آنها را در پسِ پرده بیخبری نگاه میدارد. واقعیت تلختر آن که این قتلها در طول ۴۱ سال گذشته عملا از پشتوانه حکومتی نیز برخوردار بودهاند. هرچند در ماجرای قتل رومینای ۱۴ساله، فشار ناشی از توجه عمومی جمهوری اسلامی را وادار به پاسخگویی کرد.
نکته قابل توجه دیگر برای من این بود که این سه قتل در سه نقطه متفاوت از ایران رخ داد؛ گیلان، کرمان و خوزستان. این نشان میدهد که هرچند ممکن است مساله «قتل ناموسی» در بخشهایی از کشور بیشتر اتفاق بیفتد ولی درواقع، این یک معضلی ملی است.
رومینا و فاطمه و ریحانه پیش از این که گیلانی و کرمانی و خوزستانی باشند، ایرانی بودند و این نشان میدهد که همه ما ایرانیان باید علیه این قتلها بپاخیزیم و برای پایان دادن به آن مبارزه کنیم. ما باید وارد گفتوگویی شویم که علاوه بر تسهیلکننده ساختاری این قتلها یعنی جمهوری اسلامی، زمینههای فرهنگی پشت آن را نیز نشانه بگیرد. در عین حال باید ممنون باشیم که در زمانهای هستیم که شبکههای اجتماعی قدرتمندند و به ما امکان گفتوگوی بدون سانسور و خودسانسوری را میدهند.
من متاسفانه هیچگاه در ایران زندگی نکردهام و اولین مشاوران من درباره کشور مادریام، پدر و مادر و مادربزرگم بودند. وقتی با مادربزرگم شهبانو، درباره این قتلها گفتوگو میکردم او به من یادآوری کرد که «قتلهای ناموسی» در ایران، ریشه در سنتها و باورهایی غلط و جنایتکارانه دارد و مبارزه برای پایان دادن به آن دشوار است. او همچنین این را هم خاطرنشان کرد که حکومت مسؤولیت دارد از جان شهروندان خود حتی مقابل خانوادههای آنان مراقبت کند. تقریبا در همه کشورهای غربی که قوانینی امروزی دارند، دولت با خانوادههایی که فرزندان خود را آزار میدهند بهشدت برخورد میکند و حتی گاهی دادگاه حق حضانت فرزند را از پدر و یا مادر سلب میکند و نگهداری از کودک را خود برعهده میگیرد.
وقتی خواندم که رومینا در دادگاه التماس میکرد تا او را به پدر سنگدلش تحویل ندهند و آنان بیرحمانه رومینا را به خانه جنایت فرستادند، از شدت خشم جان و دلم آتش گرفت. شهبانو از تلاش زنان و مردان بزرگی میگفت که پیش از انقلاب۵۷ و در دوره پادشاهی پدربزرگم تلاش کردند با ایجاد قوانین پیشرفته مدنی، چتری بزرگ و حمایتی برای دختران و زنان ایران بگسترانند. دیدن و شنیدن این که کشورم چنین سیر قهقرایی بزرگی را تا رسیدن به شرایط وحشتناک امروز طی کرده است قلبم را به درد میآورد.
شهبانو همچنین برایم از زنی به نام «مهرانگیز منوچهریان» گفت که در ایجاد قانون حمایت از خانواده و تصویب آن بسیار تلاش کرد. قانونی که در زمان خود بسیار پیشرفته بود. پدربزرگم نیز همیشه از تصویب قانون حمایت از خانواده پشتیبانی و در مصاحبه با خبرنگاران خارجی تاکید میکرد که چقدر به این قانون افتخار میکند. خمینی اما آن قانون مترقی را «نابودی زندگی خانواده مسلمان» خواند و در اسفند۱۳۵۷ یعنی کمتر از یکماه بعد از رسیدن به قدرت دستور لغو آن قانون را صادر کرد. این خود نشان میدهد که خمینی و پیروان او چه کینه و دشمنی نسبت به زنان داشتند و دارند.
«قتل ناموسی» در ایران با جمهوری اسلامی شروع نشده است. این یک مشکل فرهنگی است و سنت غلطی که زن را جزو اموال مرد میداند و باعث ترویج این گونه جنایتها میشوند. ولی نقش یک حکومت در این میان چیست؟ جز تامین امنیت مردم؟ راه برخورد با این اعمال وحشیانه تصویب قوانینی است که از زنان محافظت کنند و دارای پشتوانه قوی اجرایی باشند. ولی مشکل این است که جمهوری اسلامی به جای حمایت از رومینا و فاطمه و ریحانه، از آنهایی حمایت میکند که دختران و زنان را بخشی از اموال پدران و همسرانشان میدانند.
منبع: ایندپندنت فارسی
#شاهدخت_نور_پهلوی
#زن_ایرانی
https://t.me/siasattalkh/39488
قسمت دوم مقاله شاهدخت نور پهلوی
واقعیت بسیار تلخ این است که این جنایات وحشتناک یعنی «قتلهای ناموسی»، ۳۰درصد از کل قتلها در ایران را شامل میشوند و همین رقم تکاندهنده هم قطعا بازگوکننده همه واقعیت نیست؛ چرا که بیتوجهی تاریخی به این قتلها عملا بسیاری از آنها را در پسِ پرده بیخبری نگاه میدارد. واقعیت تلختر آن که این قتلها در طول ۴۱ سال گذشته عملا از پشتوانه حکومتی نیز برخوردار بودهاند. هرچند در ماجرای قتل رومینای ۱۴ساله، فشار ناشی از توجه عمومی جمهوری اسلامی را وادار به پاسخگویی کرد.
نکته قابل توجه دیگر برای من این بود که این سه قتل در سه نقطه متفاوت از ایران رخ داد؛ گیلان، کرمان و خوزستان. این نشان میدهد که هرچند ممکن است مساله «قتل ناموسی» در بخشهایی از کشور بیشتر اتفاق بیفتد ولی درواقع، این یک معضلی ملی است.
رومینا و فاطمه و ریحانه پیش از این که گیلانی و کرمانی و خوزستانی باشند، ایرانی بودند و این نشان میدهد که همه ما ایرانیان باید علیه این قتلها بپاخیزیم و برای پایان دادن به آن مبارزه کنیم. ما باید وارد گفتوگویی شویم که علاوه بر تسهیلکننده ساختاری این قتلها یعنی جمهوری اسلامی، زمینههای فرهنگی پشت آن را نیز نشانه بگیرد. در عین حال باید ممنون باشیم که در زمانهای هستیم که شبکههای اجتماعی قدرتمندند و به ما امکان گفتوگوی بدون سانسور و خودسانسوری را میدهند.
من متاسفانه هیچگاه در ایران زندگی نکردهام و اولین مشاوران من درباره کشور مادریام، پدر و مادر و مادربزرگم بودند. وقتی با مادربزرگم شهبانو، درباره این قتلها گفتوگو میکردم او به من یادآوری کرد که «قتلهای ناموسی» در ایران، ریشه در سنتها و باورهایی غلط و جنایتکارانه دارد و مبارزه برای پایان دادن به آن دشوار است. او همچنین این را هم خاطرنشان کرد که حکومت مسؤولیت دارد از جان شهروندان خود حتی مقابل خانوادههای آنان مراقبت کند. تقریبا در همه کشورهای غربی که قوانینی امروزی دارند، دولت با خانوادههایی که فرزندان خود را آزار میدهند بهشدت برخورد میکند و حتی گاهی دادگاه حق حضانت فرزند را از پدر و یا مادر سلب میکند و نگهداری از کودک را خود برعهده میگیرد.
وقتی خواندم که رومینا در دادگاه التماس میکرد تا او را به پدر سنگدلش تحویل ندهند و آنان بیرحمانه رومینا را به خانه جنایت فرستادند، از شدت خشم جان و دلم آتش گرفت. شهبانو از تلاش زنان و مردان بزرگی میگفت که پیش از انقلاب۵۷ و در دوره پادشاهی پدربزرگم تلاش کردند با ایجاد قوانین پیشرفته مدنی، چتری بزرگ و حمایتی برای دختران و زنان ایران بگسترانند. دیدن و شنیدن این که کشورم چنین سیر قهقرایی بزرگی را تا رسیدن به شرایط وحشتناک امروز طی کرده است قلبم را به درد میآورد.
شهبانو همچنین برایم از زنی به نام «مهرانگیز منوچهریان» گفت که در ایجاد قانون حمایت از خانواده و تصویب آن بسیار تلاش کرد. قانونی که در زمان خود بسیار پیشرفته بود. پدربزرگم نیز همیشه از تصویب قانون حمایت از خانواده پشتیبانی و در مصاحبه با خبرنگاران خارجی تاکید میکرد که چقدر به این قانون افتخار میکند. خمینی اما آن قانون مترقی را «نابودی زندگی خانواده مسلمان» خواند و در اسفند۱۳۵۷ یعنی کمتر از یکماه بعد از رسیدن به قدرت دستور لغو آن قانون را صادر کرد. این خود نشان میدهد که خمینی و پیروان او چه کینه و دشمنی نسبت به زنان داشتند و دارند.
«قتل ناموسی» در ایران با جمهوری اسلامی شروع نشده است. این یک مشکل فرهنگی است و سنت غلطی که زن را جزو اموال مرد میداند و باعث ترویج این گونه جنایتها میشوند. ولی نقش یک حکومت در این میان چیست؟ جز تامین امنیت مردم؟ راه برخورد با این اعمال وحشیانه تصویب قوانینی است که از زنان محافظت کنند و دارای پشتوانه قوی اجرایی باشند. ولی مشکل این است که جمهوری اسلامی به جای حمایت از رومینا و فاطمه و ریحانه، از آنهایی حمایت میکند که دختران و زنان را بخشی از اموال پدران و همسرانشان میدانند.
منبع: ایندپندنت فارسی
#شاهدخت_نور_پهلوی
#زن_ایرانی
https://t.me/siasattalkh/39488
Telegram
جنبش فیروزهای
شاهدخت نور پهلوی: رژیم مذهبی ایران خود رواج دهنده فجایعِ ناموسی است
شاهدخت نور پهلوی در یادداشتی در ایندیپندنت به مسئله فجایعِ ناموسی پرداخته و معتقد است این روند دردناک از تبعاتِ حضور یک رژیم مذهبی در ایران است که نه تنها در صدد رفع این نقیصه بر نخواهد…
شاهدخت نور پهلوی در یادداشتی در ایندیپندنت به مسئله فجایعِ ناموسی پرداخته و معتقد است این روند دردناک از تبعاتِ حضور یک رژیم مذهبی در ایران است که نه تنها در صدد رفع این نقیصه بر نخواهد…
Forwarded from همگام با رضاشاه دوم
⭕️مقاله شاهدخت نور پهلوی
سالی که گذشت، یادآور مقاومت و قدرت زنان ایرانی بود
«امروز در روز جهانی زن، میخواهم به فداکاریهای آنان ( زنان ایران) ادای احترام و از قدرت رهبریشان سپاسگزاری کنم»
جمهوری اسلامی بسیاری را در این سالها قربانی کرده است. چه بیشمار افرادی که تحت تعقیب قرار گرفته یا بازداشت، شکنجه و کشته شده اند. بیگناهانی که به علت باور مذهبی یا گرایش جنسی یا عقیده سیاسی و یا عللی از این دست، مورد هدف رژیم قرار گرفته اند.
اما در این میان، رژیم در تمام این سالها تیغ تیز آزارش را بیش از همه روی زنان ایران قرار داده است. کافیست به نخستین نوشته های خمینی رجوع کنیم که چگونه از پیشرفت زنان ایران تحت هدایت پدربزرگ من به سختی انتقاد میکرد. او هرگز نتوانست برابری حقوقی زنان ایران در آن زمان را بپذیرد. ماموریتش نابود کردن همه آن دستاوردها بود. و رژیمی که او پایه گذاشت نیز در عمر ۴۱ ساله خود به دنبال ساکت کردن زنان ایرانی بوده ولی آنها هرگز موفق نشدند و نخواهند شد.
شیرزنان ایرانی در چهار دهه، لحظه ای از تلاش برای ایفای حقوق خود فرو ننشستند و در هر زمان و مکان که با ستم و سرکوب مواجه شدند، ساکت نماندند. سالی که گذشت، یادآور مقاومت و قدرت زنان ایرانی بود، و من امروز در روز جهانی زن، میخواهم به فداکاریهای آنان ادای احترام و از قدرت رهبریشان سپاسگزاری کنم. این زنان، قهرمانانی واقعی هستند
آتنا دائمی را به یاد بیاوریم. او دارد سالهای جوانی اش را در زندان اوین از دست میدهد. «جرم» او دفاع از حقوق زنان و کودکان است! این زن جوان را حتی از درمان مناسب نیز محروم ساخته اند. ولی با وجود تمام این بی عدالتیها، او شجاعانه به پیگیری آرمانهای خود ادامه داده است. آتنا از پشت دیوارهای بلند زندان اوین این پیام را ارسال کرده که مبارزه حق طلبانه اش را برای زنان ایرانی و دیگر اقشار ستمدیده متوقف نخواهد کرد.
بیایید به یک زن قهرمان دیگر نگاه بیندازیم؛ به شهناز اکملی. در اعتراضات سال ۱۳۸۸ او پسرش مصطفی کریم بیگی را از دست داد؛ اما کنار نکشید و رنج و سوگش را به منبع انرژی برای دادخواهی خود و دیگر مادران داغدیده ای بدل کرد که فرزندانشان به دست رژیم به قتل رسیده اند. شهناز اکملی در تمام این سالها مایه آرامش و همبستگی مادران عزادار ایران بوده است. او بارها تهدید شد و حتی زندانی اش کردند ولی هرگز از مبارزه دست نکشید.
فاطمه سپهری، یکی از ۱۴ زنی است که سال گذشته در بیانیه ای، پایان آپارتاید جنسیتی رژیم و کل موجودیت آن را خواستار شدند. او پس از خروج از کلاس درس قرآن در مشهد از سوی ماموران بازداشت شد و امروز در زندان به سر می برد. فاطمه سپهری با شجاعت برای احقاق حقوق همه زنان ایران به پا خاست و با وجود فشارها ایستادگی کرد.
و گوهر عشقی! پس از قتل پسرش ستار بهشتی در زیر شکنجه در زندان، دیگر فقط مادر ستار نیست؛ او مادر بسیاری از خانواده های داغدیده شده است که در رنج مادرانه او سهیم اند. گوهر عشقی برای مردم کشورش، تجسم عینی دلیری و همدلی بی بدیل است.
اینها فقط نمونه هایی از زنان دلاور ایرانی اند. هزاران هزار مادر و خواهر و دختر دیگر هستند که نامشان را نمیدانیم. زنانی که جگرگوشه هایشان در کشتار آبان ۹۸ به قتل رسیدند و همچنان در سکوت به مبارزه ادامه میدهند. رنج و خشم آنان غیر قابل تصور است و شجاعتشان برای مبارزه، به همه ما قدرت میدهد.
این زنان هرگز نباید در چنین شرایطی قرار میگرفتند و ای کاش قرار نمیگرفتند. میتوانم تصور کنم که خودشان نیز همین حس را دارند. ولی آنها این رنج و درد را تحمل کرده و از آن بهره گرفته اند برای اینکه به تراژدی ملی ما، بر این رژیم آپارتاید جنسیتی، نقطه پایانی بگذارند. این زنان، قهرمانان کشور ما هستند و در این روز جهانی زن باید بدانند که ملت ایران از آنها الهام میگیرد.
ما این قدرت چشمگیر زنان ایران را در همه جا میبینیم. مادرم در سفر اخیرش به یونان برای دیدار با پناهندگان ایرانی، با زنانی آشنا شد که فجایع غیرقابل تصوری را در زندگی خود از سر گذرانده بودند. او با زنانی دیدار کرد که از آزار، مخاطرات روحی-روانی، اعتیاد به مواد مخدر، و بسیاری مشکلات دیگر جان سالم به در برده بودند. آنها به سبک زنان ایرانی، با هم نشستند، حرف زدند، خندیدند و گریستند. داستانهایی که مادرم از این زنان برایم بازگو میکند حیرت آور و احترام برانگیز، و قدرتشان در تداوم ایستادگی قابل توجه است.
این برای من، نشان دهنده چهار دهه ناکامی رژیم در خاموش کردن زنان ایرانی است و حکایت از آن دارد که این زنان با همه تفاوتهایشان، اینک در مبارزه برای عدالت، برابری و آزادی، قویتر و متحدتر شده اند. روزی نزدیک در ایران آزاد فردا، ما این روز بزرگ، روز جهانی زن را با هم در سراسر ایران جشن خواهیم گرفت و به شجاعتها و دستاوردهای بزرگ زنان ایران ادای احترام خواهیم کرد. آن روز قطعا دور نیست.
@SiasatTalk
سالی که گذشت، یادآور مقاومت و قدرت زنان ایرانی بود
«امروز در روز جهانی زن، میخواهم به فداکاریهای آنان ( زنان ایران) ادای احترام و از قدرت رهبریشان سپاسگزاری کنم»
جمهوری اسلامی بسیاری را در این سالها قربانی کرده است. چه بیشمار افرادی که تحت تعقیب قرار گرفته یا بازداشت، شکنجه و کشته شده اند. بیگناهانی که به علت باور مذهبی یا گرایش جنسی یا عقیده سیاسی و یا عللی از این دست، مورد هدف رژیم قرار گرفته اند.
اما در این میان، رژیم در تمام این سالها تیغ تیز آزارش را بیش از همه روی زنان ایران قرار داده است. کافیست به نخستین نوشته های خمینی رجوع کنیم که چگونه از پیشرفت زنان ایران تحت هدایت پدربزرگ من به سختی انتقاد میکرد. او هرگز نتوانست برابری حقوقی زنان ایران در آن زمان را بپذیرد. ماموریتش نابود کردن همه آن دستاوردها بود. و رژیمی که او پایه گذاشت نیز در عمر ۴۱ ساله خود به دنبال ساکت کردن زنان ایرانی بوده ولی آنها هرگز موفق نشدند و نخواهند شد.
شیرزنان ایرانی در چهار دهه، لحظه ای از تلاش برای ایفای حقوق خود فرو ننشستند و در هر زمان و مکان که با ستم و سرکوب مواجه شدند، ساکت نماندند. سالی که گذشت، یادآور مقاومت و قدرت زنان ایرانی بود، و من امروز در روز جهانی زن، میخواهم به فداکاریهای آنان ادای احترام و از قدرت رهبریشان سپاسگزاری کنم. این زنان، قهرمانانی واقعی هستند
آتنا دائمی را به یاد بیاوریم. او دارد سالهای جوانی اش را در زندان اوین از دست میدهد. «جرم» او دفاع از حقوق زنان و کودکان است! این زن جوان را حتی از درمان مناسب نیز محروم ساخته اند. ولی با وجود تمام این بی عدالتیها، او شجاعانه به پیگیری آرمانهای خود ادامه داده است. آتنا از پشت دیوارهای بلند زندان اوین این پیام را ارسال کرده که مبارزه حق طلبانه اش را برای زنان ایرانی و دیگر اقشار ستمدیده متوقف نخواهد کرد.
بیایید به یک زن قهرمان دیگر نگاه بیندازیم؛ به شهناز اکملی. در اعتراضات سال ۱۳۸۸ او پسرش مصطفی کریم بیگی را از دست داد؛ اما کنار نکشید و رنج و سوگش را به منبع انرژی برای دادخواهی خود و دیگر مادران داغدیده ای بدل کرد که فرزندانشان به دست رژیم به قتل رسیده اند. شهناز اکملی در تمام این سالها مایه آرامش و همبستگی مادران عزادار ایران بوده است. او بارها تهدید شد و حتی زندانی اش کردند ولی هرگز از مبارزه دست نکشید.
فاطمه سپهری، یکی از ۱۴ زنی است که سال گذشته در بیانیه ای، پایان آپارتاید جنسیتی رژیم و کل موجودیت آن را خواستار شدند. او پس از خروج از کلاس درس قرآن در مشهد از سوی ماموران بازداشت شد و امروز در زندان به سر می برد. فاطمه سپهری با شجاعت برای احقاق حقوق همه زنان ایران به پا خاست و با وجود فشارها ایستادگی کرد.
و گوهر عشقی! پس از قتل پسرش ستار بهشتی در زیر شکنجه در زندان، دیگر فقط مادر ستار نیست؛ او مادر بسیاری از خانواده های داغدیده شده است که در رنج مادرانه او سهیم اند. گوهر عشقی برای مردم کشورش، تجسم عینی دلیری و همدلی بی بدیل است.
اینها فقط نمونه هایی از زنان دلاور ایرانی اند. هزاران هزار مادر و خواهر و دختر دیگر هستند که نامشان را نمیدانیم. زنانی که جگرگوشه هایشان در کشتار آبان ۹۸ به قتل رسیدند و همچنان در سکوت به مبارزه ادامه میدهند. رنج و خشم آنان غیر قابل تصور است و شجاعتشان برای مبارزه، به همه ما قدرت میدهد.
این زنان هرگز نباید در چنین شرایطی قرار میگرفتند و ای کاش قرار نمیگرفتند. میتوانم تصور کنم که خودشان نیز همین حس را دارند. ولی آنها این رنج و درد را تحمل کرده و از آن بهره گرفته اند برای اینکه به تراژدی ملی ما، بر این رژیم آپارتاید جنسیتی، نقطه پایانی بگذارند. این زنان، قهرمانان کشور ما هستند و در این روز جهانی زن باید بدانند که ملت ایران از آنها الهام میگیرد.
ما این قدرت چشمگیر زنان ایران را در همه جا میبینیم. مادرم در سفر اخیرش به یونان برای دیدار با پناهندگان ایرانی، با زنانی آشنا شد که فجایع غیرقابل تصوری را در زندگی خود از سر گذرانده بودند. او با زنانی دیدار کرد که از آزار، مخاطرات روحی-روانی، اعتیاد به مواد مخدر، و بسیاری مشکلات دیگر جان سالم به در برده بودند. آنها به سبک زنان ایرانی، با هم نشستند، حرف زدند، خندیدند و گریستند. داستانهایی که مادرم از این زنان برایم بازگو میکند حیرت آور و احترام برانگیز، و قدرتشان در تداوم ایستادگی قابل توجه است.
این برای من، نشان دهنده چهار دهه ناکامی رژیم در خاموش کردن زنان ایرانی است و حکایت از آن دارد که این زنان با همه تفاوتهایشان، اینک در مبارزه برای عدالت، برابری و آزادی، قویتر و متحدتر شده اند. روزی نزدیک در ایران آزاد فردا، ما این روز بزرگ، روز جهانی زن را با هم در سراسر ایران جشن خواهیم گرفت و به شجاعتها و دستاوردهای بزرگ زنان ایران ادای احترام خواهیم کرد. آن روز قطعا دور نیست.
@SiasatTalk
Telegram
جنبش فیروزهای
🔴 شاهدخت نور پهلوی: سالی که گذشت، یادآور مقاومت و قدرت زنان ایرانی بود.
💠 با فرا رسیدن 8 مارس ، روز چهانی زنان ، شاهدخت نور پهلوی در مقالهای به مبارزه زنان ایرانی در سالی که گذشت پرداخته اند ...
#شاهدخت_نور_پهلوی
#زنان_ایرانی
@Turquoise_sharg
لینک متن…
💠 با فرا رسیدن 8 مارس ، روز چهانی زنان ، شاهدخت نور پهلوی در مقالهای به مبارزه زنان ایرانی در سالی که گذشت پرداخته اند ...
#شاهدخت_نور_پهلوی
#زنان_ایرانی
@Turquoise_sharg
لینک متن…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام #شاهدخت_نور_پهلوی فرزند ارشد #شاهزاده_رضا_پهلوی به ملت ایران
شاهدخت نور و ایمان پهلوی امروز مقابل سازمان ملل حضور داشتند.
@SiasatTalkh
شاهدخت نور و ایمان پهلوی امروز مقابل سازمان ملل حضور داشتند.
@SiasatTalkh
همگام با رضاشاه دوم
Photo
پست اینستاگرامی #شاهدخت_نور_پهلوی
یلدای انقلاب ملی ایران یادآور پیروزی نهایی نور بر ظلمت و تاریکی
در این نود و پنج روز گذشته میهن عزیزی که هرگز ندیدمش صحنهای از قهرمانیها و دلاوریهای بود که دنیا را به تحسین واداشت. از یک طرف، هموطنان شجاعی که با از خودگذشتگی مبارزه میکنند و از طرف دیگر، رژیمی که با وجود به کارگیری هرنوع جنایتی نتوانسته فریاد آزادیخواهی مردم را خاموش کند.
این روزها که دادگاههای نمایشی رژیم جوانان برومند ایران را به کام مرگ میفرستد به یاد یکایک گلهای پرپرشده و هزاران دختر و پسر شجاع اسیر در زندانها هستم که اگرچه خونشان بر زمین ریخته شد و رنج زندان کشیدند اما شجاعتشان به عنوان پیشتازان جنبش آزادی ایران قطعا راهگشای آزادی ایران خواهد بود.
همچنین همیشه لحظات غرورانگیز اتحاد و همبستگی هموطنانم که از گوشه گوشه ایران یکدیگر را چشم و چراغ و امید و آبروی ایران خواندند را در قلبم نگاه خواهم داشت. بزرگی هموطنان بلوچ هم همیشه به خاطرم خواهد ماند. اینکه با وجود سرکوب خشن و غم و دردی که بر آنها رفت در تظاهراتهای بعدی با دیگر هموطنانشان به ویژه پس از اعدام بیرحمانه محسنشکاری به جای بیان درد خود با خانواده و همشهریهای محسن ابراز همدردی کردند.
همانطور که پدرم گفت حمله جمهوری اسلامی به یک شهر، حمله به تمام نقاط ایران است. غم هموطنان بلوچ ما غم همه ماست؛ و تا رسیدن به عدالت برای همه جانهای پرپر شده و مخالفت با ماشین اعدام رژیم دست از تلاش بر نمیداریم. حال که در آستانه شب یلدا قرار داریم این سنت باستانی یادآوری دیگری برای ما ایرانیان است که پیروزی نور بر ظلمت و تاریکی حتمی است.
@SiasatTalkh
یلدای انقلاب ملی ایران یادآور پیروزی نهایی نور بر ظلمت و تاریکی
در این نود و پنج روز گذشته میهن عزیزی که هرگز ندیدمش صحنهای از قهرمانیها و دلاوریهای بود که دنیا را به تحسین واداشت. از یک طرف، هموطنان شجاعی که با از خودگذشتگی مبارزه میکنند و از طرف دیگر، رژیمی که با وجود به کارگیری هرنوع جنایتی نتوانسته فریاد آزادیخواهی مردم را خاموش کند.
این روزها که دادگاههای نمایشی رژیم جوانان برومند ایران را به کام مرگ میفرستد به یاد یکایک گلهای پرپرشده و هزاران دختر و پسر شجاع اسیر در زندانها هستم که اگرچه خونشان بر زمین ریخته شد و رنج زندان کشیدند اما شجاعتشان به عنوان پیشتازان جنبش آزادی ایران قطعا راهگشای آزادی ایران خواهد بود.
همچنین همیشه لحظات غرورانگیز اتحاد و همبستگی هموطنانم که از گوشه گوشه ایران یکدیگر را چشم و چراغ و امید و آبروی ایران خواندند را در قلبم نگاه خواهم داشت. بزرگی هموطنان بلوچ هم همیشه به خاطرم خواهد ماند. اینکه با وجود سرکوب خشن و غم و دردی که بر آنها رفت در تظاهراتهای بعدی با دیگر هموطنانشان به ویژه پس از اعدام بیرحمانه محسنشکاری به جای بیان درد خود با خانواده و همشهریهای محسن ابراز همدردی کردند.
همانطور که پدرم گفت حمله جمهوری اسلامی به یک شهر، حمله به تمام نقاط ایران است. غم هموطنان بلوچ ما غم همه ماست؛ و تا رسیدن به عدالت برای همه جانهای پرپر شده و مخالفت با ماشین اعدام رژیم دست از تلاش بر نمیداریم. حال که در آستانه شب یلدا قرار داریم این سنت باستانی یادآوری دیگری برای ما ایرانیان است که پیروزی نور بر ظلمت و تاریکی حتمی است.
@SiasatTalkh
والاحضرت #شاهدخت_نور_پهلوی با انتشار تصویری از خود و علیاحضرت #شهبانو_فرح_پهلوی بر آرامگاه والاحضرت #شاهدخت_لیلا_پهلوی در استوری اینستاگرامشان نوشتند: سپاسگزار و قدردان همه کسانی هستم که در سالروز درگذشت عمه لیلای عزیزم به یاد او بودند و به آرامگاهش رفتند. دیدن این همه پیامهای محبتآمیز و گلهای زیبا برای خانواده ما بسیار دلگرم کننده بود.
@Siasattalkh
@Siasattalkh
ولیعهد #شاهدخت_نور_پهلوی تصاویری زیبا از خاندان ایرانساز #پهلوی را در صفحه اینستاگرام رسمیشان منتشر کردند.
@Siasattalkh
@Siasattalkh
ولیعهد #شاهدخت_نور_پهلوی در استوری صفحه اینستاگرامشان تصویری از خود و اعلیحضرت #رضاشاه_دوم را منتشر کردند.
@Siasattalkh
@Siasattalkh
ولیعهد #شاهدخت_نور_پهلوی تصاویری از سخنرانی اعلیحضرت #رضاشاه_دوم در «نشست آپفرانت» (Upfront Summit) در لسآنجلس درباره آینده ایران پس از جمهوریاسلامی و فرصتهای اقتصادی و بازسازی ایران را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کردند.
@Siasattalkh
@Siasattalkh
والاحضرت #یاسمین_پهلوی تصاویری از اعلیحضرت #رضاشاه_دوم و ولیعهد #شاهدخت_نور_پهلوی در «نشست آپفرانت» را در استوری اینستاگرامشان منتشر کردند.
@Siasattalkh
@Siasattalkh