سید‌یاسر جبرائیلی
13.3K subscribers
2.16K photos
796 videos
107 files
780 links
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

ارتباط با ما:
@jebraily_admin

🌐 www.jebraily.ir
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻التهابات امروز دانشگاه، نتیجه تباه کردن آینده در ذهن جوانان توسط گران‌سازان است.

@syjebraily
پیرو گران‌سازی ارز در دیماه، تورم خوراکی‌ها سه رقمی شد و رکورد ۸۰ ساله تورم نقطه به نقطه نیز شکسته شد.
خطایی که مرتبا تکرار می‌شود، دیگر خطا نیست، خیانت است.
@syjebraily
این فقط گوشه‌ای از سود شبکه بانکی از محل افزایش نرخ ارز است. بانک‌ها سهامدار شرکت‌های دلاردار و دلاری‌فروش هستند و با گران‌سازی ارز، در سود این شرکت‌های خام‌فروش نیز سهیم‌اند.
اقتصاد ایران نه از خصوصی‌سازی انفال خیری دیده و نه از بانک‌های خصوصی. انفال و بانک‌ها باید ملی شوند.
@syjebraily
Forwarded from حکمران
جبرائیلی در گفت و گو با تابناک: اگر رسانه‌ها صدای اعتراض مردم باشند، اعتراض به خیابان نمی‌کشد

دکتر سید یاسر جبرائیلی دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی به خبرگزاری تابناک گفت: رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها باید به وظیفه اصلی خود بازگردند؛ یعنی صدای مردم باشند، نه تریبون توجیه سیاست‌های غلط. اگر مردم اطمینان پیدا کنند رسانه‌های رسمی و ملی، مطالبات و اعتراضات آن‌ها را صادقانه منعکس می‌کنند، دیگر نیازی به حضور خیابانی نخواهد بود و مسیر رسیدگی به مطالبات از مجرای درست خود طی می‌شود.

متن کامل گفتگو:
https://www.tabnak.ir/005gJt


🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
نتیجه این جنگ، اخراج آمریکا از غرب آسیاست
@syjebraily
امنیت یک دارایی جمعی است. یا برای همه است یا برای هیچکس
@syjebraily
پیمان‌نامه.pdf
99.6 KB
🔸 تا پای جان برای ایران
🔸 برای امضای پیمان‌نامه از لینک زیر اقدام کنید

🔸 https://survey.porsline.ir/s/7U0wsFNf
چند روز مانده بود به نوروز ۱۴۰۱. حوالی ساعت ۱۱ شب تماس گرفت. گفت ببخشید، اگر پیغام آقا نبود دیر وقت تماس نمی‌گرفتم. فرمایشی داشتند که اطاعت امر کردم و انجام دادم. از آن روز، دیگر هر نامه‌ای برای مولایمان داشتم، به دکتر مصباح زحمت می‌دادم. حضرت آقا هم پیامی اگر داشتند معمولا از طریق ایشان - و گاهی حاج حسین محمدی- ابلاغ می‌فرمودند.
متن پروفایلش همچنان این جمله از امام است:
«امروز غریب‌ترین چیزها در دنیا،
همین «اسلام» است و
نجات آن «قربانی» می‌خواهد؛
و دعا کنید که من نیز...»

@syjebraily
خاطر نامبارک هست می‌گفتید نفت را تحریم کردیم چون پولش را خرج هسته‌ای می‌کنید؟
امروز هم ما منافع آمریکا را چنین موسع تعریف می‌کنیم: از هر شرکتی در منطقه که به دولت آمریکا مالیات می‌دهد، تا هر شرکتی که درآمدهایش راهی به بانک‌ها/خزانه‌داری آمریکا می‌یابد، همه اهداف مشروع ایران‌اند.
@syjenraily
یکی از کاربردهای موشک می‌تواند باز کردن معبر برای ورود نیروی زمینی جبهه مقاومت به خاک سرزمین‌های اشغالی باشد.
@syjebraily
Forwarded from حکمران
پاسخ دکتر جبرائیلی به روبیو: این حساب و کتاب مربوط به قبل از ارتکاب غلط زیادی است!

🔸مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا: طبق برخی برآوردها، ایرانی‌ها ماهی بیش از ۱۰۰ تا از این موشک‌ها تولید می‌کنند. این رو مقایسه کنید با ۶ یا ۷ تا موشک رهگیری که ما می‌تونیم در ماه بسازیم.

✨دکتر جبرائیلی: این حساب و کتاب، مربوط به قبل از غلط زیادی است که مرتکب شدید. آنقدر از افسران آمریکایی خون خواهیم ریخت که مجبور شوید مادران عزادارشان را در خیابان‌هایتان سرکوب کنید.

حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
یکی دیگر از کاربردهای موشک می‌تواند سد معبر برای جلوگیری از ورود نیروهای سعودی برای سرکوب آزادیخواهان بحرین باشد.
‎#جسر_الملک_فهد

@syjebraily
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یا روح من را بیرون کن از تن
یا برگرد، کاین ماندن شد جان کندن...
@syjebraily
ای سفره‌دار روضه زهرا(س) خداحافظ...
@syjebraily
Forwarded from حکمران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی حماسی دکتر جبرائیلی در جمع عزاداران امام شهید در میدان ولیعصر(عج)

حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
صالح بعد صالح...
@syjebraily
چرا نباید انسداد تنگه هرمز استثناءپذیر باشد؟

در منطق بازدارندگی نامتقارن، شکاف قدرت سخت میان دو طرف لزوماً به معنای ناتوانی طرف ضعیف‌تر نیست؛ بلکه او میدان رقابت را جابه‌جا می‌کند. وقتی یک طرف از برتری گسترده در هوا، دریا، فناوری و شبکه پایگاه‌های نظامی برخوردار است، طرف مقابل تلاش می‌کند منطق تقابل را از «برتری نظامی مستقیم» به «آسیب‌پذیری‌های ساختاری سیستم جهانی» منتقل کند. در چنین چارچوبی، هدف صرفاً ضربه زدن به توان رزمی طرف مقابل نیست؛ بلکه افزایش هزینه‌های سیستمیک جنگ است، به‌گونه‌ای که تداوم تقابل برای طرف برتر نیز به لحاظ اقتصادی، سیاسی و امنیتی دشوار شود.
در این چارچوب، تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه جغرافیایی نیست؛ بلکه یک گره راهبردی در شبکه اقتصاد جهانی است. اهمیت آن نه فقط به دلیل عرض محدود یا موقعیت جغرافیایی، بلکه به دلیل جایگاهی است که در زنجیره جهانی انرژی دارد. بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز خلیج فارس، که ستون فقرات بازار انرژی جهانی محسوب می‌شود، از همین گذرگاه عبور می‌کند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در آن بلافاصله اثرات خود را در چند لایه نشان می‌دهد:
افزایش قیمت انرژی، جهش هزینه‌های بیمه دریایی، تغییر مسیر کشتی‌ها، اختلال در زنجیره تأمین و فشار اقتصادی بر مصرف‌کنندگان انرژی در آسیا و اروپا. به تعبیر نظریه‌پردازان ژئوپلیتیک انرژی، چنین نقاطی «گلوگاه‌های ژئواستراتژیک» هستند؛ نقاطی که کنترل یا اختلال در آن‌ها می‌تواند اثراتی بسیار فراتر از میدان نبرد مستقیم ایجاد کند.
از این منظر، هرمز برای ایران می‌تواند به «اهرم ساختاری بازدارندگی» تبدیل شود. یعنی ابزاری که از طریق آن، هزینه تقابل از جغرافیای محدود جنگ به کل شبکه اقتصاد جهانی منتقل می‌شود. در این حالت، فشار نه فقط بر دولت رقیب، بلکه بر مجموعه‌ای از بازیگران ثالث -بازارهای مالی، شرکت‌های انرژی، دولت‌های واردکننده نفت و شبکه بیمه و حمل‌ونقل- وارد می‌شود. این همان سازوکاری است که نظریه‌پردازان امنیت بین‌الملل از آن با عنوان «انتقال هزینه از میدان نظامی به میدان سیستمی» یاد می‌کنند.
در چنین منطق راهبردی، مسئله «استثنا قائل نشدن» برای عبور از تنگه هرمز اهمیت ویژه‌ای دارد. زیرا بازدارندگی تنها زمانی کارآمد است که تهدید آن معتبر، قابل پیش‌بینی و غیرقابل فرسایش باشد. اگر رژیم عبور از یک انسداد به تدریج به مجموعه‌ای از استثناها، مجوزهای موردی یا معافیت‌های گزینشی تبدیل شود، پیام راهبردی آن نیز تغییر می‌کند. در این حالت، تصویر انسداد از یک اهرم قاطع و ساختاری به یک ابزار تاکتیکی قابل مذاکره تنزل می‌یابد.
چنین وضعیتی می‌تواند پیامدهای مهمی داشته باشد. هر استثنا در واقع نوعی سیگنال ضعف در اعتبار تهدید تلقی می‌شود. طرف مقابل ممکن است این‌گونه نتیجه بگیرد که با ترکیبی از فشار نظامی، فشار دیپلماتیک یا ایجاد ائتلاف‌های منطقه‌ای می‌تواند دامنه این استثناها را افزایش دهد. در نتیجه، اهرمی که قرار بود یک عامل بازدارنده پایدار باشد، به تدریج به یک ابزار قابل مدیریت برای طرف مقابل تبدیل می‌شود.
به بیان دیگر، انسداد گزینشی معمولاً به معنای آغاز فرسایش اهرم راهبردی است. زیرا در نظام‌های بازدارندگی، مهم‌ترین عنصر نه صرفاً قدرت اعمال تهدید، بلکه اعتبار و ثبات آن است. اگر بازیگر مقابل احساس کند که تهدید قابل تعدیل، دور زدن یا خریدن است، بازدارندگی به تدریج کارکرد خود را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی، فشار برای گسترش استثناها افزایش می‌یابد و انسداد به جای آنکه یک ابزار ساختاری باشد، به یک سازوکار مدیریتی موقت تبدیل می‌شود.
در منطق بازدارندگی نامتقارن، ثبات در اعمال یک اهرم ژئوپلیتیک مهم‌تر از شدت آن است. زیرا بازدارندگی نه فقط بر قدرت، بلکه بر ادراک طرف مقابل از اراده و انسجام تصمیم‌گیری استوار است. اگر این ادراک تضعیف شود، حتی قدرتمندترین اهرم‌های ژئوپلیتیک نیز ممکن است اثر بازدارنده خود را از دست بدهند.
رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در پیام خود تصریح فرمودند که قطعا همچنان از اهرم مسدودسازی تنگه هرمز باید استفاده شود. مسئولان امر باید توجه داشته باشند که قائل شدن استثناء برای عبور از تنگه هرمز، خلاف این تدبیر است و می‌تواند سرنوشت جنگ را به گونه‌ای دیگر رقم زند.
@syjebraily
✨یک جمله طلایی در توییت ترامپ

دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در لابلای متنی که درباره هدف قرار گرفتن ۵ هواپیمای سوخت‌رسان آمریکا در عربستان منتشر کرده، یک جمله بسیار طلایی نوشته است: «رسانه‌ها می‌خواهند ما در این جنگ شکست بخوریم».
در ادبیات سیاسی و راهبردی ایالات متحده، واژگان مورد استفاده توسط رئیس‌جمهور در زمان جنگ صرفاً توصیف‌کننده واقعیت‌های میدانی نیستند؛ آن‌ها بخشی از سازوکار مدیریت ادراک عمومی، کنترل روایت جنگ و شکل‌دهی به افق ذهنی جامعه هستند. از همین رو، هنگامی که رئیس‌جمهور آمریکا در یک پیام عمومی از امکان «شکست در جنگ» سخن می‌گوید—حتی اگر در قالب انتقاد از رسانه‌ها بیان شده باشد— این امر به‌لحاظ راهبردی اهمیت بسیار فراتر از یک جدال لفظی با رسانه‌ها پیدا می‌کند. در واقع، آنچه در این بیان رخ می‌دهد، ورود مفهوم «امکان شکست» به گفتمان رسمی قدرت در آمریکاست؛ مفهومی که در سنت ارتباطات جنگی آمریکا معمولاً تا حد ممکن از ادبیات رسمی دور نگه داشته می‌شود.
در شرایط عادی، دولت‌ها در زمان جنگ تلاش می‌کنند تصویر روشنی از برتری، کنترل و پیروزی قریب‌الوقوع ارائه دهند. حتی در جنگ‌هایی که بعداً به شکست‌های تاریخی تبدیل شدند، مانند جنگ ویتنام، سال‌ها طول کشید تا واژگان مربوط به شکست به‌طور جدی وارد زبان رسمی سیاستمداران شود. دلیل این احتیاط روشن است: در جنگ مدرن، پیروزی یا شکست صرفاً در میدان نظامی تعیین نمی‌شود، بلکه به‌شدت به میدان ادراکات و اراده سیاسی وابسته است. وقتی رهبر یک قدرت بزرگ به‌طور علنی از «شکست در جنگ» سخن می‌گوید، حتی اگر در قالب انتقاد از دیگران باشد، در واقع یک مرز روانی در گفتمان سیاسی شکسته می‌شود. از آن لحظه به بعد، مفهوم شکست دیگر یک احتمال غیرقابل تصور نیست، بلکه به یکی از سناریوهای قابل بحث در فضای عمومی تبدیل می‌شود.
این تحول در سطح گفتمانی، از نظر راهبردی چند پیام مهم در خود دارد. نخست آنکه نشان می‌دهد جنگ از نظر ادراکی دیگر در چارچوب یک پیروزی آسان یا سریع تصور نمی‌شود. اگر یک درگیری نظامی کاملاً یک‌طرفه تلقی شود، رهبران معمولاً اساساً واژه‌هایی مانند «شکست در جنگ» را وارد روایت عمومی نمی‌کنند، زیرا چنین واژگانی خود می‌توانند به تضعیف اراده اجتماعی منجر شوند. بنابراین صرفِ ورود این واژه به زبان ترامپ، حتی در قالب اعتراض به رسانه‌ها، نشانه‌ای از آن است که جنگ در سطح ادراکات سیاسی وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده است؛ مرحله‌ای که در آن مدیریت افکار عمومی به اندازه مدیریت عملیات نظامی اهمیت پیدا می‌کند.
دوم آنکه این نوع بیان معمولاً نشانه آغاز فرآیند «پیش‌ساختن روایت مسئولیت» در سیاست داخلی است. در تجربه تاریخی آمریکا، زمانی که جنگ‌ها طولانی یا پرهزینه می‌شوند، یکی از مهم‌ترین رقابت‌ها نه در میدان نبرد، بلکه در تعیین روایت شکست شکل می‌گیرد: این‌که اگر جنگ به نتیجه مطلوب نرسید، چه کسی مسئول آن خواهد بود. در چنین شرایطی، اشاره به این‌که برخی رسانه‌ها «می‌خواهند آمریکا جنگ را ببازد» در واقع یک چارچوب‌سازی پیش‌دستانه است؛ چارچوبی که در آن احتمال شکست از پیش به رفتار نیروهای داخلی نسبت داده می‌شود، نه به محاسبات راهبردی یا واقعیت‌های میدان. به بیان دیگر، پیش از آنکه نتیجه جنگ مشخص شود، میدان روایت درباره علل احتمالی شکست شکل می‌گیرد.
مخاطب سومین پیام این تحول گفتمانی، ایران است. در هر درگیری راهبردی، بازیگران نه‌تنها توان نظامی یکدیگر، بلکه پایداری سیاسی و اجتماعی طرف مقابل را نیز ارزیابی می‌کنند. هنگامی که امکان شکست وارد گفتار رسمی یک دولت می‌شود، این امر می‌تواند به طرف مقابل نشان دهد که جنگ علاوه بر بعد نظامی، دارای هزینه‌های سیاسی داخلی نیز هست. در چنین شرایطی، طرف مقابل ممکن است به این جمع‌بندی برسد که فرسایشی شدن جنگ می‌تواند شکاف‌های داخلی را در جامعه رقیب عمیق‌تر کند. لذا جمهوری اسلامی باید بداند که در این جنگ دست برتر را دارد و باید با قدرت تمام مسیری را که در پیش گرفته، بدون تزلزل، تا پیروزی ادامه دهد.
@syjebraily
✨دست برتر ایران در جنگ نامتقارن

واکنش ترامپ و نخست وزیر قطر به هدف قرار دادن تاسیسات LNG قطر توسط ایران بسیار حائز اهمیت است. روشن است که حمله ما به این تاسیسات در واکنش به حمله رژیم صهیونیستی به برخی مخازن پارس جنوبی صورت گرفت. ترامپ نوشته است که بخش کوچکی از پارس جنوبی هدف قرار گرفته، آمریکا هیچ اطلاعی از این حمله نداشته و اسرائیل دیگر این کار را نخواهد کرد. نخست وزیر قطر نیز نوشته است که تاسیسات LNG این کشور، ستون فقرات اقتصادش به شمار می‌رود و نیاز بسیاری از مردم جهان را تامین می‌کند.
این اظهارات ناخواسته یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: زمین بازی از نبرد نظامی کلاسیک به میدان جنگ نامتقارن منتقل شده است و در این حوزه، ایران دست برتر را دارد.
در جنگ نامتقارن، معیار برتری تعداد ناو و جنگنده نیست؛ بلکه توانایی در جابه‌جایی هزینه‌ها به «گلوگاه‌های حیاتی» است. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا به‌جای نمایش قدرت نظامی، درباره امنیت یک میدان گازی سخن می‌گوید، در واقع اعتراف می‌کند که میدان واقعی نبرد به زیرساخت‌های انرژی، بازارهای جهانی و ثبات منطقه‌ای منتقل شده است. این همان زمینی است که قدرت ایران برای آن طراحی شده است.
ایران نیازی ندارد در میدان کلاسیک نظامی پیروز شود(هرچند در این میدان نیز قوی ظاهر شده است)؛ کافی است نشان دهد که امنیت انرژی در خلیج فارس تضمین‌پذیر نیست. میدان‌های گازی، پالایشگاه‌ها، تأسیسات LNG و خطوط انتقال انرژی صرفاً اهداف فیزیکی نیستند؛ این‌ها ستون‌های اعتماد بازار جهانی‌اند. هر گونه اخلال در آن‌ها، زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی، سیاسی و روانی ایجاد می‌کند که بسیار فراتر از یک حمله نظامی مستقیم است. سخنان نخست‌وزیر قطر دقیقاً این واقعیت را تأیید می‌کند: آسیب به چنین زیرساختی، اثرش جهانی است.
در این چارچوب، عدم تقارن به‌شدت به نفع ایران عمل می‌کند. آمریکا و متحدانش برای حفظ «نظم» باید از شبکه‌ای گسترده از زیرساخت‌ها، مسیرها و شرکا محافظت کنند؛ شبکه‌ای که ذاتاً شکننده است. اما ایران برای برهم زدن این نظم، تنها به ایجاد نااطمینانی در چند نقطه حساس نیاز دارد. هزینه دفاع برای طرف مقابل تصاعدی است، در حالی که هزینه اخلال برای ایران به‌مراتب پایین‌تر باقی می‌ماند. وضعیت تنگه هرمز را ببینید! ابرقدرت جهان برای بازنگه داشتن آن از کشورهای دیگر درخواست کمک می‌کند!
اما مهم‌تر از همه، بعد ادراکی ماجراست. متن ترامپ نشانه‌ای از این واقعیت است که ابتکار عمل از دست قدرت برتر نظامی خارج شده و به «واکنش» تبدیل شده است. ترامپ می گوید اسرائیل دیگر نمی‌زند و شما هم اگر بزنید چنین و چنان می‌کنیم. در منطق بازدارندگی نامتقارن، هرچه یک بازیگر مجبور شود سناریوهای بیشتری را پیشاپیش تهدید کند، در واقع بیشتر نشان می‌دهد که در حال مدیریت اضطرار است نه اعمال کنترل.
در سطح منطقه‌ای نیز این روند به سود ایران است. گسترش ناامنی به زیرساخت‌های انرژی و گذرگاه‌ها، شکاف میان آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب را فعال می‌کند. در حال حاضر پادشاهی‌های عرب حاشیه خلیج فارس بیش از آنکه به پیروزی نظامی بیندیشند، نگران حفظ اقتصاد و ثبات داخلی خود هستند. این واگرایی، خود بخشی از قدرت ایران در این معادله است.
پیروزی در این جنگ، ازآن کسی نیست که بیشترین قدرت سخت را دارد، بلکه ازآن بازیگری است که می‌تواند نشان دهد «امنیت» دیگر قابل تضمین نیست. ایران دقیقاً در همین چارچوب توانسته است برتری نظامی دشمن را به آسیب‌پذیری راهبردی تبدیل کند.
مقامات سیاسی ما باید در مقطع فعلی شروع به وضع شروط مشخص برای پایان جنگ کنند. یعنی باید اعلام شود که شرط دستیابی به امنیت پایدار در منطقه، خروج آمریکا از منطقه است. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس باید آمریکایی‌ها را از خاک خود بیرون کنند. اینها باید در این جنگ آموخته باشند که این پایگاه ها نه تنها برای آنها امنیت ایجاد نکرده، بلکه امنیت‌شان را به خطر نیز انداخته است. امنیت واردکردنی نیست، ساختنی است.
@syjebraily