✨بهترین پدافند، آفند موثر است
اظهار «غلط کردیم» ترامپ پس از هدف قرار دادن تاسیسات LNG قطر توسط ایران پیرو حمله اسرائیل به پارس جنوبی، یکبار دیگر ثابت کرد که «بهترین پدافند، آفند موثر است».
قصه نیروگاهها نیز همین است. اگر به یک نیروگاه ایرانی حمله شود و در پاسخ، چند نیروگاه کلیدی در منطقه خاموش شود، یک «غلط کردم» دیگر از ترامپ خواهیم شنید.
@syjebraily
اظهار «غلط کردیم» ترامپ پس از هدف قرار دادن تاسیسات LNG قطر توسط ایران پیرو حمله اسرائیل به پارس جنوبی، یکبار دیگر ثابت کرد که «بهترین پدافند، آفند موثر است».
قصه نیروگاهها نیز همین است. اگر به یک نیروگاه ایرانی حمله شود و در پاسخ، چند نیروگاه کلیدی در منطقه خاموش شود، یک «غلط کردم» دیگر از ترامپ خواهیم شنید.
@syjebraily
تقلای آمریکا برای پایین آوردن قیمت نفت را میبینید؟ از برداشتن تحریمهای نفتی ایران و روسیه تا تمنا از رفقا برای کمک به گشودن تنگه هرمز تا التماس به ایران برای هدف قرار ندادن تاسیسات انرژی منطقه.
در همین چارچوب، اشغال جزیره خارک هم یک بلوف بیشتر نیست. ایران بخواهد، آمریکا حاضر است در همین خارک انواع خدمات را هم برای افزایش صادرات نفت ایران ارائه کند.
@syjebraily
در همین چارچوب، اشغال جزیره خارک هم یک بلوف بیشتر نیست. ایران بخواهد، آمریکا حاضر است در همین خارک انواع خدمات را هم برای افزایش صادرات نفت ایران ارائه کند.
@syjebraily
در میانه جنگ، در شرایطی که دشمن صریحا اعلام کرده است که به دنبال شورش داخلی است، در شرایطی که آشوب پس از گرانسازی ارز و انرژی را مکرر تجربه کردهایم، دولت اعلام کرده است که سهمیه بنزین خودروها را از اول فروردین کاهش داده است.
امروز هر صدایی برای گرانسازی بلند شود، صدای آمریکا و اسرائیل است. از آقای دکتر پزشکیان میخواهم نفوذیهای اقتصادی آمریکا و اسرائیل را از دولت بیرون کنند.
@syjerbaily
امروز هر صدایی برای گرانسازی بلند شود، صدای آمریکا و اسرائیل است. از آقای دکتر پزشکیان میخواهم نفوذیهای اقتصادی آمریکا و اسرائیل را از دولت بیرون کنند.
@syjerbaily
✨چرا ایده «تضمین عدم تجاوز» بی معنی است؟
در میانه رویارویی مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، برخی فعالان سیاسی ایده «اخذ تضمین عدم تجاوز» را مطرح کردهاند. این ایده، بیش از آنکه یک راهبرد سنجیده باشد، بازتابی از درکی نادقیق نسبت به منطق حاکم بر سیاست بینالملل است. در نظام بینالملل، تعهدات نه بر مبنای اراده حقوقی یا اخلاقی، بلکه بر پایه موازنه قدرت معنا مییابند. هر توافقی تنها تا زمانی اعتبار دارد که توازن قوا آن را پشتیبانی کند؛ با تغییر این توازن، تعهدات نیز عملاً کارکرد خود را از دست میدهند. از همین رو، جنگها اساساً ابزار بازتعریف موازنه قدرت هستند و این، طرف پیروز است که در نهایت، نهتنها نتیجه میدان نبرد، بلکه قواعد نظم پس از آن را نیز تعیین میکند.
واشنگتن و تل آویو با این پیش فرض وارد این تقابل شدند که فضا برای شورش مردم ایران علیه حاکمیت و تغییر نظام سیاسی کاملا مهیاست. چه، نفوذیهای اقتصادیشان با گرانسازی ارز و انرژی بستر نارضایتی عمومی و شورش اجتماعی را فراهم کرده بودند و فاجعه دیماه، دشمن را به طمع انداخت(در فرصت مقتضی مفصل به نقش نفوذیهای اقتصادی در شهادت رهبر عزیزمان خواهیم پرداخت). لذا سیاست حذف راس هرم (Decapitation) و ترور مقامات سیاسی و نظامی را با هدف ایجاد خلاء در راس حاکمیت اجرا کردند.
با این حال، بصیرت مثال زدنی مردم و حضور بی سابقه آنان در خیابان ها در پشتیبانی از نظام، اجازه فعال شدن هستههای آشوب را نداد و پروژه در نطفه خفه شد. شجاعت و درایت خبرگان ملت در تعیین ولی فقیه جدید، در سطح دیگری دشمن را مایوس کرد.
در وضعیت کنونی، آمریکا نه اهداف عملیاتی قابل تحققی را با شفافیت تعریف کرده است، نه «تصویر پیروزی» قابل اتکایی دارد و نه راهبرد خروجی که بتواند هزینههای این درگیری را توجیه کند. این وضعیت، نشانهای از اختلال در سطح راهبردی طرف مقابل است.
در مقابل، ایران توانسته منطق تقابل را از سطح درگیری مستقیم نظامی به سطحی گستردهتر و پیچیدهتر منتقل کند؛ سطحی که در آن، هزینهها برای طرف مقابل بهصورت تصاعدی افزایش مییابد و صرفا برتری سختافزاری در این جنگ تعیینکننده نیست. برتری ایران نه تکبعدی، بلکه حاصل همافزایی چند مؤلفه کلیدی است: انسجام اجتماعی و حضور مؤثر مردم بهعنوان پشتوانه راهبردی، تثبیت سریع ساختار رهبری و تداوم ظرفیت تصمیمگیری، استمرار ضربات هدفمند به منافع و زیرساختهای حیاتی دشمن و بهرهگیری از گلوگاههای انرژی و تجارت جهانی بهعنوان اهرم فشار. این جابهجایی در سطح بازی، معادله جنگ را بهنحو محسوسی تغییر داده است.
در چنین چارچوبی، طرح مباحثی نظیر «آتشبس» یا اخذ «تضمین» پیش از تثبیت برتری، نهتنها فاقد پشتوانه واقعی است، بلکه میتواند به توقف در نقطهای منجر شود که هنوز به تغییر پایدار موازنه قدرت نینجامیده است. تجربه آتش بس پس از جنگ 12 روزه نشان میدهد که در فقدان تحمیل هزینههای قاطع و تغییر ملموس در موازنه، هرگونه تعهد از سوی طرف مقابل، ماهیتی تاکتیکی و موقتی خواهد داشت و بهسرعت قابل نقض است. چه بسا اگر ایران در انتهای جنگ 12 روزه آتش بس را نمیپذیرفت و جبهه نبرد را در همین ابعاد کنونی تعریف و آفند میکرد، خیلی از اتفاقات نمیافتاد.
منطق راهبردی وضعیت کنونی اقتضا میکند که اهداف ایران با صراحت و در سطحی تعریف شوند که ریشههای بازتولید تهدید را هدف قرار دهد. در این چارچوب، پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه بهعنوان یک هدف محوری قابل طرح است؛ چراکه تداوم این حضور، بستر ساختاری استمرار ناامنی و مداخله را فراهم میسازد. خروج آمریکا از منطقه، نه صرفاً یک مطالبه سیاسی، بلکه پیششرط شکلگیری نظمی جدید در خاورمیانه است؛ نظمی که در آن، قواعد بازی توسط هژمون جدید منطقه (یعنی ایران) و همپیمانانش نوشته خواهد شد.
بر این اساس، مسئله اصلی صرفاً پایان یک درگیری جاری نیست، بلکه تعیین شکل و قواعد نظم پس از آن است. هرگونه شتابزدگی در پذیرش ترتیباتی که فاقد پشتوانه در موازنه قدرت باشند، میتواند به بازتولید چرخه تهدید در آینده منجر شود. در مقابل، تثبیت برتری و تعریف اهداف راهبردی در سطحی ساختاری، امکان شکلدهی به نظمی پایدارتر و مبتنی بر واقعیتهای جدید قدرت را فراهم خواهد کرد.
@syjebraily
در میانه رویارویی مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، برخی فعالان سیاسی ایده «اخذ تضمین عدم تجاوز» را مطرح کردهاند. این ایده، بیش از آنکه یک راهبرد سنجیده باشد، بازتابی از درکی نادقیق نسبت به منطق حاکم بر سیاست بینالملل است. در نظام بینالملل، تعهدات نه بر مبنای اراده حقوقی یا اخلاقی، بلکه بر پایه موازنه قدرت معنا مییابند. هر توافقی تنها تا زمانی اعتبار دارد که توازن قوا آن را پشتیبانی کند؛ با تغییر این توازن، تعهدات نیز عملاً کارکرد خود را از دست میدهند. از همین رو، جنگها اساساً ابزار بازتعریف موازنه قدرت هستند و این، طرف پیروز است که در نهایت، نهتنها نتیجه میدان نبرد، بلکه قواعد نظم پس از آن را نیز تعیین میکند.
واشنگتن و تل آویو با این پیش فرض وارد این تقابل شدند که فضا برای شورش مردم ایران علیه حاکمیت و تغییر نظام سیاسی کاملا مهیاست. چه، نفوذیهای اقتصادیشان با گرانسازی ارز و انرژی بستر نارضایتی عمومی و شورش اجتماعی را فراهم کرده بودند و فاجعه دیماه، دشمن را به طمع انداخت(در فرصت مقتضی مفصل به نقش نفوذیهای اقتصادی در شهادت رهبر عزیزمان خواهیم پرداخت). لذا سیاست حذف راس هرم (Decapitation) و ترور مقامات سیاسی و نظامی را با هدف ایجاد خلاء در راس حاکمیت اجرا کردند.
با این حال، بصیرت مثال زدنی مردم و حضور بی سابقه آنان در خیابان ها در پشتیبانی از نظام، اجازه فعال شدن هستههای آشوب را نداد و پروژه در نطفه خفه شد. شجاعت و درایت خبرگان ملت در تعیین ولی فقیه جدید، در سطح دیگری دشمن را مایوس کرد.
در وضعیت کنونی، آمریکا نه اهداف عملیاتی قابل تحققی را با شفافیت تعریف کرده است، نه «تصویر پیروزی» قابل اتکایی دارد و نه راهبرد خروجی که بتواند هزینههای این درگیری را توجیه کند. این وضعیت، نشانهای از اختلال در سطح راهبردی طرف مقابل است.
در مقابل، ایران توانسته منطق تقابل را از سطح درگیری مستقیم نظامی به سطحی گستردهتر و پیچیدهتر منتقل کند؛ سطحی که در آن، هزینهها برای طرف مقابل بهصورت تصاعدی افزایش مییابد و صرفا برتری سختافزاری در این جنگ تعیینکننده نیست. برتری ایران نه تکبعدی، بلکه حاصل همافزایی چند مؤلفه کلیدی است: انسجام اجتماعی و حضور مؤثر مردم بهعنوان پشتوانه راهبردی، تثبیت سریع ساختار رهبری و تداوم ظرفیت تصمیمگیری، استمرار ضربات هدفمند به منافع و زیرساختهای حیاتی دشمن و بهرهگیری از گلوگاههای انرژی و تجارت جهانی بهعنوان اهرم فشار. این جابهجایی در سطح بازی، معادله جنگ را بهنحو محسوسی تغییر داده است.
در چنین چارچوبی، طرح مباحثی نظیر «آتشبس» یا اخذ «تضمین» پیش از تثبیت برتری، نهتنها فاقد پشتوانه واقعی است، بلکه میتواند به توقف در نقطهای منجر شود که هنوز به تغییر پایدار موازنه قدرت نینجامیده است. تجربه آتش بس پس از جنگ 12 روزه نشان میدهد که در فقدان تحمیل هزینههای قاطع و تغییر ملموس در موازنه، هرگونه تعهد از سوی طرف مقابل، ماهیتی تاکتیکی و موقتی خواهد داشت و بهسرعت قابل نقض است. چه بسا اگر ایران در انتهای جنگ 12 روزه آتش بس را نمیپذیرفت و جبهه نبرد را در همین ابعاد کنونی تعریف و آفند میکرد، خیلی از اتفاقات نمیافتاد.
منطق راهبردی وضعیت کنونی اقتضا میکند که اهداف ایران با صراحت و در سطحی تعریف شوند که ریشههای بازتولید تهدید را هدف قرار دهد. در این چارچوب، پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه بهعنوان یک هدف محوری قابل طرح است؛ چراکه تداوم این حضور، بستر ساختاری استمرار ناامنی و مداخله را فراهم میسازد. خروج آمریکا از منطقه، نه صرفاً یک مطالبه سیاسی، بلکه پیششرط شکلگیری نظمی جدید در خاورمیانه است؛ نظمی که در آن، قواعد بازی توسط هژمون جدید منطقه (یعنی ایران) و همپیمانانش نوشته خواهد شد.
بر این اساس، مسئله اصلی صرفاً پایان یک درگیری جاری نیست، بلکه تعیین شکل و قواعد نظم پس از آن است. هرگونه شتابزدگی در پذیرش ترتیباتی که فاقد پشتوانه در موازنه قدرت باشند، میتواند به بازتولید چرخه تهدید در آینده منجر شود. در مقابل، تثبیت برتری و تعریف اهداف راهبردی در سطحی ساختاری، امکان شکلدهی به نظمی پایدارتر و مبتنی بر واقعیتهای جدید قدرت را فراهم خواهد کرد.
@syjebraily
دکمه خاموشی کویت زده شد. از این بابت متاثر هستیم. چون نیروگاههای برق ایران تهدید شده بود، برنامهریزی برای تلافی صورت گرفته بود و توئیت دوم ترامپ را بچهها ندیده بودند!
@syjebraily
@syjebraily
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک توضیح مهم درباره اعتراف جهانی به نقش قیمت نفت در ایجاد تورم/ ضرورت اصلاحات اقتصادی برای جلوگیری از انتقال شوکهای جهانی به سفره مردم
@syjebraily
@syjebraily
یک مقام سیاسی امنیتی کشور، پنج شرط زیر را برای پایان جنگ اعلام کرده است:
«۱- تجاوز و ترور توسط دشمن پایان یابد.
۲- شرایطی عینی ایجاد شود که جنگ بار دیگر تکرار نخواهد شد.
۳- پرداخت خسارتها و غرامت جنگ تضمین شده و به روشنی تعیین تکلیف شود.
۴- خاتمه جنگ در همه جبههها و در مورد همه گروههای مقاومت که در این نبرد مشارکت داشتند، در سراسر منطقه به اجرا درآید.
۵- اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز حق طبیعی و قانونی ایران بوده و خواهد بود و نیز تضمین اجرایی شدن تعهدات طرف مقابل است و باید به رسمیت شناخته شود».
در این ۱۵ دقیقه، این ۵ شرط هم از نظر مبانی و از نظر تاکتیکی نقد شده است.
@syjebraily
«۱- تجاوز و ترور توسط دشمن پایان یابد.
۲- شرایطی عینی ایجاد شود که جنگ بار دیگر تکرار نخواهد شد.
۳- پرداخت خسارتها و غرامت جنگ تضمین شده و به روشنی تعیین تکلیف شود.
۴- خاتمه جنگ در همه جبههها و در مورد همه گروههای مقاومت که در این نبرد مشارکت داشتند، در سراسر منطقه به اجرا درآید.
۵- اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز حق طبیعی و قانونی ایران بوده و خواهد بود و نیز تضمین اجرایی شدن تعهدات طرف مقابل است و باید به رسمیت شناخته شود».
در این ۱۵ دقیقه، این ۵ شرط هم از نظر مبانی و از نظر تاکتیکی نقد شده است.
@syjebraily
دو ایده اصلی رهبر شهید درباره منطقه باید شرط پایان جنگ باشد:
۱- خروج تمام و کمال آمریکا از منطقه و تعطیلی تمامی پایگاههای نظامی آن
۲- برگزاری رفراندوم در فلسطین اشغالی برای تعیین نوع نظام سیاسی
@syjebraily
۱- خروج تمام و کمال آمریکا از منطقه و تعطیلی تمامی پایگاههای نظامی آن
۲- برگزاری رفراندوم در فلسطین اشغالی برای تعیین نوع نظام سیاسی
@syjebraily
✨افشاگری بیسابقه گروسی از کارکرد آژانس و حضور بیمعنی ایران در NPT
رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفته است برنامه هستهای ایران «تنها با بمب اتم قابل نابودی است».
گروسی بدون اینکه خواسته باشد، یک افشاگری بیسابقه درباره ماموریت ذاتی آژانس در ایران کرده است: طراحی نحوه نابودسازی برنامه هستهای ایران!
بر اساس ماده ۲ اساسنامه آژانس، مأموریت بنیادین این نهاد «تسریع و گسترش سهم انرژی اتمی در صلح، سلامت و رفاه» است و در ماده ۳ (بندهای A1 و A2) آژانس بهطور مشخص مکلف شده «تحقیق، توسعه و کاربرد عملی انرژی اتمی برای مقاصد صلحآمیز را تشویق و مساعدت کند» و «مواد، خدمات و تجهیزات لازم را برای این مقاصد فراهم یا تسهیل نماید»؛ این تعهدات در سطحی بالاتر با ماده ۴ معاهده NPT تکمیل میشود که «حق غیرقابل انکار» همه اعضا برای توسعه و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را تضمین کرده و همزمان همه طرفها را به «تسهیل همکاری و مبادله فناوری» ملزم میکند.
وقتی عالیترین مقام اجرایی آژانس بهجای صیانت از این حق و اجرای این تکلیف، از نحوه نابودسازی برنامه هستهای ایران سخن میگوید، این صرفاً یک لغزش زبانی نیست، بلکه نشانهای از واژگونی کارکرد آژانس است. نهادی که باید ضامن توسعه صلحآمیز برنامه هستهای ایران باشد، عملاً به ابزاری برای جاسوسی، مهار و حتی طراحی سناریوهای نابودی ظرفیتهای هستهای ایران تبدیل شده بوده است.
این گسست میان «حق مکتوب» و «رفتار نهادی» پیام روشنی دارد: رژیمی که قرار بود توازن میان عدم اشاعه و حق توسعه را برقرار کند، تبدیل به یک سازوکار یکطرفه مدیریت و مهار شده است.
در چنین شرایطی، استمرار عضویت کشوری مانند ایران در چارچوب NPT، بیش از آنکه یک انتخاب حقوقی متوازن باشد، به یک ریسک راهبردی تبدیل شده است. این است که فیالفور باید از این معاهده خسارت بار خارج شد.
@syjebraily
رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفته است برنامه هستهای ایران «تنها با بمب اتم قابل نابودی است».
گروسی بدون اینکه خواسته باشد، یک افشاگری بیسابقه درباره ماموریت ذاتی آژانس در ایران کرده است: طراحی نحوه نابودسازی برنامه هستهای ایران!
بر اساس ماده ۲ اساسنامه آژانس، مأموریت بنیادین این نهاد «تسریع و گسترش سهم انرژی اتمی در صلح، سلامت و رفاه» است و در ماده ۳ (بندهای A1 و A2) آژانس بهطور مشخص مکلف شده «تحقیق، توسعه و کاربرد عملی انرژی اتمی برای مقاصد صلحآمیز را تشویق و مساعدت کند» و «مواد، خدمات و تجهیزات لازم را برای این مقاصد فراهم یا تسهیل نماید»؛ این تعهدات در سطحی بالاتر با ماده ۴ معاهده NPT تکمیل میشود که «حق غیرقابل انکار» همه اعضا برای توسعه و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را تضمین کرده و همزمان همه طرفها را به «تسهیل همکاری و مبادله فناوری» ملزم میکند.
وقتی عالیترین مقام اجرایی آژانس بهجای صیانت از این حق و اجرای این تکلیف، از نحوه نابودسازی برنامه هستهای ایران سخن میگوید، این صرفاً یک لغزش زبانی نیست، بلکه نشانهای از واژگونی کارکرد آژانس است. نهادی که باید ضامن توسعه صلحآمیز برنامه هستهای ایران باشد، عملاً به ابزاری برای جاسوسی، مهار و حتی طراحی سناریوهای نابودی ظرفیتهای هستهای ایران تبدیل شده بوده است.
این گسست میان «حق مکتوب» و «رفتار نهادی» پیام روشنی دارد: رژیمی که قرار بود توازن میان عدم اشاعه و حق توسعه را برقرار کند، تبدیل به یک سازوکار یکطرفه مدیریت و مهار شده است.
در چنین شرایطی، استمرار عضویت کشوری مانند ایران در چارچوب NPT، بیش از آنکه یک انتخاب حقوقی متوازن باشد، به یک ریسک راهبردی تبدیل شده است. این است که فیالفور باید از این معاهده خسارت بار خارج شد.
@syjebraily
این تصور که «اگر بزنیم میزنند»، آفند ما را واکنشی کرده است.
حمله به فولاد خوزستان و فولاد مبارکه اصفهان نشان داد باید سیاست واکنش را کنار گذاشت.
اگر تا الان، با تلافی، دشمن را از ضربه بعدی منصرف میکردیم، اینک باید با ضربات ابتدائی، از حمله دشمن پیشگیری کنیم.
@syjebraily
حمله به فولاد خوزستان و فولاد مبارکه اصفهان نشان داد باید سیاست واکنش را کنار گذاشت.
اگر تا الان، با تلافی، دشمن را از ضربه بعدی منصرف میکردیم، اینک باید با ضربات ابتدائی، از حمله دشمن پیشگیری کنیم.
@syjebraily
✨پرده واقعیتی که جنگ رمضان کنار زد
روزنامه نیویورک تایمز از دومین شوک بزرگ قیمتی در ۳ دهه اخیر خبر داده و نوشته است: «هر آمریکایی برای پر کردن باک خودروی خود، ۲۷ درصد بیش از ماه قبل هزینه میپردازد. این رخداد که از کم سابقهترین بحرانهای انرژی در ۳ دهه اخیر آمریکاست، به زنجیره تأمین کالا سرایت کرده و فشار مستقیمی بر بودجه روزانه خانوارها وارد میکند».
فارین پالیسی نیز نوشته است: «بسته شدن عملی تنگه هرمز صادرات انرژی و کود را به شدت محدود کرده و قیمت این نهاده کلیدی کشاورزی را افزایش داده است. مجموع این شوکها میتواند به افزایش قیمت مواد غذایی در سراسر جهان منجر شود و فشار بیشتری بر مصرفکنندگان وارد کند.»
این ایام از این دست اخبار فراوان است و رسانههای ما نیز به خوبی و به درستی در حال انتشار آنها هستند. چراکه یک واقعیت غیرقابل کتمان است.
این واقعیات، علاوه بر اینکه دست برتر ایران در این جنگ را به نمایش میگذارند، یک حقیقت را نیز اثبات میکنند و آن اینکه افزایش قیمت نفت و گاز و بنزین، میتواند قیمت همه چیز، حتی محصولات کشاورزی و غذا را افزایش دهد.
اما نئولیبرالهای ایرانی که امروز روشن شده است نفوذیهای آمریکا و اسرائیل در اقتصاد ایران بودهاند و هدفشان از گرانسازی، ایجاد شورش داخلی و بسترسازی برای حمله نظامی دشمن بوده، میگفتند تورم هیچ علتی جز نقدینگی ندارد! در یک موردی، یکی از نئولیبرالهای ریشدار حتی گفت که اگر قیمت بنزین افزایش یابد، قیمت سایر اقلام کاهش هم مییابد!
متاسفانه برخی سخنرانان مذهبی و مهدوی نیز در خدمت این جریان قرار گرفتند، به حرفهای غلط اینها ضریب دادند و به جریان انقلابی که مخالف گرانسازی ارز و انرژی و فروش نفت به داخل به قیمت جهانی بودند، تهمت کمونیست زدند.
اگر این عزیزان با مشاهده این واقعیات، از کرده خود پشیمان شوند و از اردوگاه نئولیبرالهای گرانساز خارج شوند، میتوان این را از برکات جنگ برای جبهه انقلاب دانست.
تقاضای ما از دوستان دولت و مجلس نیز این است که پروژه گرانسازی انرژی را که در سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی در دست اجراست، متوقف سازند.
یک خبر خوب این است که وزارت نفت، به بورس انرژی و بورس کالا نامه زده و ابلاغ کرده است که فرآوردههای پالایشی و پتروشیمی که به قیمت جهانی به داخل کشور فروخته میشود، با قیمت قبل از آغاز جنگ محاسبه شود تا شوک افزایش قیمت نفت به داخل منتقل نشود. این یعنی میتوان منابع ملی را به قیمت جهانی و دلاری به ملت خودمان نفروخت. انشاءالله دلارزدایی از اقتصاد نیز از برکات این جنگ باشد...
@syjebraily
روزنامه نیویورک تایمز از دومین شوک بزرگ قیمتی در ۳ دهه اخیر خبر داده و نوشته است: «هر آمریکایی برای پر کردن باک خودروی خود، ۲۷ درصد بیش از ماه قبل هزینه میپردازد. این رخداد که از کم سابقهترین بحرانهای انرژی در ۳ دهه اخیر آمریکاست، به زنجیره تأمین کالا سرایت کرده و فشار مستقیمی بر بودجه روزانه خانوارها وارد میکند».
فارین پالیسی نیز نوشته است: «بسته شدن عملی تنگه هرمز صادرات انرژی و کود را به شدت محدود کرده و قیمت این نهاده کلیدی کشاورزی را افزایش داده است. مجموع این شوکها میتواند به افزایش قیمت مواد غذایی در سراسر جهان منجر شود و فشار بیشتری بر مصرفکنندگان وارد کند.»
این ایام از این دست اخبار فراوان است و رسانههای ما نیز به خوبی و به درستی در حال انتشار آنها هستند. چراکه یک واقعیت غیرقابل کتمان است.
این واقعیات، علاوه بر اینکه دست برتر ایران در این جنگ را به نمایش میگذارند، یک حقیقت را نیز اثبات میکنند و آن اینکه افزایش قیمت نفت و گاز و بنزین، میتواند قیمت همه چیز، حتی محصولات کشاورزی و غذا را افزایش دهد.
اما نئولیبرالهای ایرانی که امروز روشن شده است نفوذیهای آمریکا و اسرائیل در اقتصاد ایران بودهاند و هدفشان از گرانسازی، ایجاد شورش داخلی و بسترسازی برای حمله نظامی دشمن بوده، میگفتند تورم هیچ علتی جز نقدینگی ندارد! در یک موردی، یکی از نئولیبرالهای ریشدار حتی گفت که اگر قیمت بنزین افزایش یابد، قیمت سایر اقلام کاهش هم مییابد!
متاسفانه برخی سخنرانان مذهبی و مهدوی نیز در خدمت این جریان قرار گرفتند، به حرفهای غلط اینها ضریب دادند و به جریان انقلابی که مخالف گرانسازی ارز و انرژی و فروش نفت به داخل به قیمت جهانی بودند، تهمت کمونیست زدند.
اگر این عزیزان با مشاهده این واقعیات، از کرده خود پشیمان شوند و از اردوگاه نئولیبرالهای گرانساز خارج شوند، میتوان این را از برکات جنگ برای جبهه انقلاب دانست.
تقاضای ما از دوستان دولت و مجلس نیز این است که پروژه گرانسازی انرژی را که در سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی در دست اجراست، متوقف سازند.
یک خبر خوب این است که وزارت نفت، به بورس انرژی و بورس کالا نامه زده و ابلاغ کرده است که فرآوردههای پالایشی و پتروشیمی که به قیمت جهانی به داخل کشور فروخته میشود، با قیمت قبل از آغاز جنگ محاسبه شود تا شوک افزایش قیمت نفت به داخل منتقل نشود. این یعنی میتوان منابع ملی را به قیمت جهانی و دلاری به ملت خودمان نفروخت. انشاءالله دلارزدایی از اقتصاد نیز از برکات این جنگ باشد...
@syjebraily
خبر شهادت برادر عزیزم، سردار رشید و شجاع اسلام، حاج علیرضا تنگسیری، جگرسوز بود.
ایشان به اتفاق یارانش، چنان گلوی آمریکای جنایتکار را در تنگه هرمز چنان فشرد که ترامپ قمارباز، هدف جنگ را از سرنگونی نظام ایران به گشودن تنگه هرمز، تغییر داد.
من یقین دارم که خبر شهادت تنگسیری عزیز، عزم یارانش را برای پایان دادن به حضور شوم آمریکا در خلیج فارس بیشتر خواهد کرد. یقین دارم که این خونها، ملت ما را بیدارتر و مقاومتر خواهد کرد.
نام سردار تنگسیری، این دلاور رشید تنگستان، همچون رئیسعلی دلواری، در تاریخ مبارزه با استعمار و استکبار خواهد درخشید.
بهشت برین و همنشینی اولیای الهی، پاداش یک عمر مجاهدت خستگیناپذیر ایشان است.
سید یاسر جبرائیلی
دهم فروردین ۱۴۰۴
@syjebraily
ایشان به اتفاق یارانش، چنان گلوی آمریکای جنایتکار را در تنگه هرمز چنان فشرد که ترامپ قمارباز، هدف جنگ را از سرنگونی نظام ایران به گشودن تنگه هرمز، تغییر داد.
من یقین دارم که خبر شهادت تنگسیری عزیز، عزم یارانش را برای پایان دادن به حضور شوم آمریکا در خلیج فارس بیشتر خواهد کرد. یقین دارم که این خونها، ملت ما را بیدارتر و مقاومتر خواهد کرد.
نام سردار تنگسیری، این دلاور رشید تنگستان، همچون رئیسعلی دلواری، در تاریخ مبارزه با استعمار و استکبار خواهد درخشید.
بهشت برین و همنشینی اولیای الهی، پاداش یک عمر مجاهدت خستگیناپذیر ایشان است.
سید یاسر جبرائیلی
دهم فروردین ۱۴۰۴
@syjebraily
امیدوارم ادعای ترامپ درباره دریافت مجوز برای عبور ۱۰ کشتی از تنگه هرمز تکذیب شود.
@syjebraily
@syjebraily
🔻تصور بفرمائید صبح عاشورا برخی از اصحاب جار میزدند که اگر حضرت اباعبدالله به صلح با یزید امر کردند، همه باید اطاعت کنند!
مگر آن ۷۲ مجاهد که در رکاب امام بودند، در تصورشان هم میگنجید که از امر امام اطاعت نکنند؟! هرگز!
اما آنکه در میانه جنگ، صلح با یزید را بی آنکه امام بر زبان آورد، در جامعه جار میزند، دنبال اطاعت از امام نیست، دنبال تحمیل مطامع خود بر امام است.
@syjebraily
مگر آن ۷۲ مجاهد که در رکاب امام بودند، در تصورشان هم میگنجید که از امر امام اطاعت نکنند؟! هرگز!
اما آنکه در میانه جنگ، صلح با یزید را بی آنکه امام بر زبان آورد، در جامعه جار میزند، دنبال اطاعت از امام نیست، دنبال تحمیل مطامع خود بر امام است.
@syjebraily
رژیم حقوقی جدید برای عبور و مرور از تنگه هرمز باید چنین باشد:
کشورها به سه دسته «متخاصم»، «غیرمتخاصم» و «همسایگان دوست» تقسیم شوند.
شناورهای مرتبط با کشورهای متخاصم اجازه عبور نداشته باشد؛
کشورهای غیرمتخاصم با پرداخت عوارض عبور کنند؛
و به همسایگان دوست، اجازه تردد رایگان داده شود.
@syjebraily
کشورها به سه دسته «متخاصم»، «غیرمتخاصم» و «همسایگان دوست» تقسیم شوند.
شناورهای مرتبط با کشورهای متخاصم اجازه عبور نداشته باشد؛
کشورهای غیرمتخاصم با پرداخت عوارض عبور کنند؛
و به همسایگان دوست، اجازه تردد رایگان داده شود.
@syjebraily
Forwarded from حکمران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر جبرائیلی در اجتماع عظیم مردمی: پایان بخش این جنگ باید «پیمان برائت» باشد
#پیمان_برائت
@HokmranOnline
#پیمان_برائت
@HokmranOnline
Forwarded from حکمران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر جبرائیلی در اجتماع مردمی مطرح کرد: قواعد، هنجارها و نهادها در نظم جدید خاورمیانه
@hokmranonline
@hokmranonline
تنها سخن جدید محمد جواد ظریف در این نوشته، افزوده شدن تنگه هرمز به امتیازهایی است که ایران باید بدهد.
بماند که روشن نیست چرا از یک رسانه آمریکایی، جمهوری اسلامی را خطاب قرار داده است!
@syjebraily
بماند که روشن نیست چرا از یک رسانه آمریکایی، جمهوری اسلامی را خطاب قرار داده است!
@syjebraily