✨مذاکره پس از اعمال قدرت، نه بهجای اعمال قدرت| بخش اول
جریان لیبرال در ایران یک خطای بنیادین دارد و آن اینکه سیاست بینالملل را امتداد حقوق، اخلاق یا گفتوگوی عقلانی میفهمد؛ حال آنکه سیاست بینالملل قبل از هر چیز قلمرو آنارشی است. در این قلمرو، هیچ داور نهایی وجود ندارد، هیچ مرجع بالادستی امنیت بازیگران را تضمین نمیکند و هیچ قدرتی صرفاً به اعتبار «نیت خوب» طرف مقابل عقب نمینشیند. دولتها صرفا زمانی عقب مینشینند که هزینه پیشروی از منفعت آن بیشتر شود.
از این منظر، مذاکره ابزار حل منازعه نیست؛ ابزار تثبیت موازنه است. میز مذاکره جایی نیست که قدرت تولید شود؛ جایی است که قدرت از پیش تولیدشده به زبان توافق ترجمه میشود. اگر دولتی بدون اهرم وارد مذاکره شود، مذاکره برای او مکانیسم کاهش فشار نیست، بلکه سازوکار تثبیت فشار است. مهاجم در برابر نرمش بیپشتوانه، به سازش نمیرسد؛ به این جمعبندی میرسد که فشار مؤثر بوده و باید ادامه یابد.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که «مذاکره بکنیم یا نکنیم». مسئله این است که مذاکره در چه وضعیتی انجام شود: در وضعیت انفعال، یا پس از انتقال هزینه به طرف مقابل. در منطق رئالیسم تهاجمی، دفاعِ صرف کافی نیست، زیرا دفاع صرف ابتکار عمل را به مهاجم واگذار میکند. راه مهار مهاجم، ایجاد آسیبپذیری متقابل است؛ یعنی تبدیل فشار یکطرفه به فشار دوطرفه. تهاجم در اینجا به معنای ماجراجویی نیست؛ به معنای گرفتن ابتکار، ضربه زدن به نقطه اتکای قدرت رقیب و وادار کردن او به بازنگری در محاسبه است.
جنگ اقتصادی اخیر میان چین و آمریکا درسهای قابل تاملی در همین چارچوب دارد. آمریکا با وضع تعرفه، دست به تهاجم اقتصادی علیه چین زد. لکن پاسخ چین شکایت دیپلماتیک یا درخواست مذاکره نبود. پکن نقطه وابستگی ساختاری آمریکا را شناسایی کرد: عناصر خاکی کمیاب؛ همان مواد ظاهراً حاشیهای اما حیاتی که در خودرو، صنایع پیشرفته، موشک، جنگنده، تراشه و زیرساخت نظامی ـ صنعتی آمریکا حضور دارند.
چین با محدود کردن صادرات این عناصر، ماهیت میدان را تغییر داد. جنگ تعرفهای را به جنگ زنجیره تأمین تبدیل کرد. بهجای آنکه صرفاً در همان سطحی پاسخ دهد که آمریکا حمله کرده بود، سطح منازعه را به جایی برد که آمریکا آسیبپذیرتر بود. این همان منطق تهاجم راهبردی است: پاسخ متقارن نمیدهد؛ پاسخ مؤثر میدهد.
نتیجه نیز روشن بود. وقتی زنجیره تأمین آمریکا دچار اختلال شد، وقتی کارخانه فورد با کمبود آهنرباهای خاکی کمیاب روبهرو شد، وقتی پیمانکاران نظامی آمریکا برای تأمین مواد مورد نیاز موشکها و سامانههای خود به مشکل خوردند، واشنگتن ناگهان به میز مذاکره علاقهمند شد. نه به این دلیل که متقاعد شده بود، بلکه به این دلیل که آسیب را لمس کرده بود.
اینجا باید دقت کرد: چین ابتدا مذاکره نکرد تا فشار برداشته شود؛ ابتدا فشار متقابل ساخت تا مذاکره معنا پیدا کند. دیپلماسی چین محصول ضعف نبود، امتداد قدرت بود. پکن به آمریکا نشان داد که فشار علیه چین، بدون هزینه برای آمریکا نخواهد ماند. پس از آن بود که عقبنشینی، تعلیق، تعدیل تعرفهها، نرم شدن محدودیتها و حتی تغییر زبان سیاسی ممکن شد. وقتی ترامپ از آمریکا و چین بهمثابه «G-2» سخن گفت، این فقط یک عبارت نبود؛ نشانه تغییر موقعیت چین از موضوع فشار به طرف معامله بود.
ادامه در بخش دوم
@syjebraily
جریان لیبرال در ایران یک خطای بنیادین دارد و آن اینکه سیاست بینالملل را امتداد حقوق، اخلاق یا گفتوگوی عقلانی میفهمد؛ حال آنکه سیاست بینالملل قبل از هر چیز قلمرو آنارشی است. در این قلمرو، هیچ داور نهایی وجود ندارد، هیچ مرجع بالادستی امنیت بازیگران را تضمین نمیکند و هیچ قدرتی صرفاً به اعتبار «نیت خوب» طرف مقابل عقب نمینشیند. دولتها صرفا زمانی عقب مینشینند که هزینه پیشروی از منفعت آن بیشتر شود.
از این منظر، مذاکره ابزار حل منازعه نیست؛ ابزار تثبیت موازنه است. میز مذاکره جایی نیست که قدرت تولید شود؛ جایی است که قدرت از پیش تولیدشده به زبان توافق ترجمه میشود. اگر دولتی بدون اهرم وارد مذاکره شود، مذاکره برای او مکانیسم کاهش فشار نیست، بلکه سازوکار تثبیت فشار است. مهاجم در برابر نرمش بیپشتوانه، به سازش نمیرسد؛ به این جمعبندی میرسد که فشار مؤثر بوده و باید ادامه یابد.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که «مذاکره بکنیم یا نکنیم». مسئله این است که مذاکره در چه وضعیتی انجام شود: در وضعیت انفعال، یا پس از انتقال هزینه به طرف مقابل. در منطق رئالیسم تهاجمی، دفاعِ صرف کافی نیست، زیرا دفاع صرف ابتکار عمل را به مهاجم واگذار میکند. راه مهار مهاجم، ایجاد آسیبپذیری متقابل است؛ یعنی تبدیل فشار یکطرفه به فشار دوطرفه. تهاجم در اینجا به معنای ماجراجویی نیست؛ به معنای گرفتن ابتکار، ضربه زدن به نقطه اتکای قدرت رقیب و وادار کردن او به بازنگری در محاسبه است.
جنگ اقتصادی اخیر میان چین و آمریکا درسهای قابل تاملی در همین چارچوب دارد. آمریکا با وضع تعرفه، دست به تهاجم اقتصادی علیه چین زد. لکن پاسخ چین شکایت دیپلماتیک یا درخواست مذاکره نبود. پکن نقطه وابستگی ساختاری آمریکا را شناسایی کرد: عناصر خاکی کمیاب؛ همان مواد ظاهراً حاشیهای اما حیاتی که در خودرو، صنایع پیشرفته، موشک، جنگنده، تراشه و زیرساخت نظامی ـ صنعتی آمریکا حضور دارند.
چین با محدود کردن صادرات این عناصر، ماهیت میدان را تغییر داد. جنگ تعرفهای را به جنگ زنجیره تأمین تبدیل کرد. بهجای آنکه صرفاً در همان سطحی پاسخ دهد که آمریکا حمله کرده بود، سطح منازعه را به جایی برد که آمریکا آسیبپذیرتر بود. این همان منطق تهاجم راهبردی است: پاسخ متقارن نمیدهد؛ پاسخ مؤثر میدهد.
نتیجه نیز روشن بود. وقتی زنجیره تأمین آمریکا دچار اختلال شد، وقتی کارخانه فورد با کمبود آهنرباهای خاکی کمیاب روبهرو شد، وقتی پیمانکاران نظامی آمریکا برای تأمین مواد مورد نیاز موشکها و سامانههای خود به مشکل خوردند، واشنگتن ناگهان به میز مذاکره علاقهمند شد. نه به این دلیل که متقاعد شده بود، بلکه به این دلیل که آسیب را لمس کرده بود.
اینجا باید دقت کرد: چین ابتدا مذاکره نکرد تا فشار برداشته شود؛ ابتدا فشار متقابل ساخت تا مذاکره معنا پیدا کند. دیپلماسی چین محصول ضعف نبود، امتداد قدرت بود. پکن به آمریکا نشان داد که فشار علیه چین، بدون هزینه برای آمریکا نخواهد ماند. پس از آن بود که عقبنشینی، تعلیق، تعدیل تعرفهها، نرم شدن محدودیتها و حتی تغییر زبان سیاسی ممکن شد. وقتی ترامپ از آمریکا و چین بهمثابه «G-2» سخن گفت، این فقط یک عبارت نبود؛ نشانه تغییر موقعیت چین از موضوع فشار به طرف معامله بود.
ادامه در بخش دوم
@syjebraily
✨مذاکره پس از اعمال قدرت، نه بهجای اعمال قدرت| بخش دوم
(ادامه از بخش اول)
این درس برای هر کشوری که در برابر قدرت مهاجم قرار دارد اساسی است: مهاجم را با نصیحت، اعتمادسازی یا امتیازدهی یکطرفه نمیتوان متوقف کرد. مهاجم باید بفهمد که ادامه مسیر برای خودش نیز هزینه دارد. تا وقتی هزینه فقط بر یک طرف تحمیل میشود، مذاکره ادامه همان جنگ با زبان دیپلماتیک است. اما وقتی طرف مهاجم نیز در معرض هزینه قرار گیرد، مذاکره از ابزار تحمیل به ابزار موازنه تبدیل میشود.
در نتیجه، راهبرد درست نه نفی مطلق مذاکره است و نه تقدیس سادهلوحانه آن. راهبرد درست، تقدم قدرت بر مذاکره است. باید ابتدا ظرفیت اجبار، اختلال، بازدارندگی و ابتکار عمل ایجاد شود؛ سپس مذاکره انجام گیرد. بدون این تقدم، گفتوگو به مدیریت شکست تبدیل میشود. با این تقدم، گفتوگو میتواند به تثبیت دستاورد تبدیل شود.
در جهان آنارشیک، صلح محصول نیت صلحطلبانه نیست؛ محصول ترس متقابل از هزینههای ادامه منازعه است. تحریم زمانی برداشته میشود که تحریمکننده بفهمد تحریم برای خودش نیز پرهزینه است. جنگ زمانی پایان مییابد که مهاجم ببیند ادامه جنگ، قدرت او را فرسوده میکند.
در برابر مهاجم، مذاکره بدون تهاجم راهبردی، صرفاً دعوت از او برای ادامه فشار است. اما تهاجمِ محاسبهشده، مذاکره را از موضع ضعف به موضع قدرت منتقل میکند. این جوهر رئالیسم تهاجمی است: در سیاست قدرت، امنیت کالایی اعطایی نیست؛ نتیجه تحمیل هزینه به دیگران است.
در همین چارچوب، ایجاد اخلال در عبور و مرور از تنگه هرمز یک اهرم راهبردیِ مؤثر برای تغییر محاسبه طرف مقابل بوده است. اما کنار گذاشتن این اهرم در ازای آتشبس، خطای راهبردی است: وقتی هزینهها پیش از تثبیت امتیاز برداشته شوند، بازدارندگی فرسوده و چرخه فشار دوباره فعال میشود. اهرم باید تا تحقق تغییر پایدار در رفتار طرف مقابل حفظ شود، نه اینکه پیشاپیش واگذار گردد.
@syjebraily
(ادامه از بخش اول)
این درس برای هر کشوری که در برابر قدرت مهاجم قرار دارد اساسی است: مهاجم را با نصیحت، اعتمادسازی یا امتیازدهی یکطرفه نمیتوان متوقف کرد. مهاجم باید بفهمد که ادامه مسیر برای خودش نیز هزینه دارد. تا وقتی هزینه فقط بر یک طرف تحمیل میشود، مذاکره ادامه همان جنگ با زبان دیپلماتیک است. اما وقتی طرف مهاجم نیز در معرض هزینه قرار گیرد، مذاکره از ابزار تحمیل به ابزار موازنه تبدیل میشود.
در نتیجه، راهبرد درست نه نفی مطلق مذاکره است و نه تقدیس سادهلوحانه آن. راهبرد درست، تقدم قدرت بر مذاکره است. باید ابتدا ظرفیت اجبار، اختلال، بازدارندگی و ابتکار عمل ایجاد شود؛ سپس مذاکره انجام گیرد. بدون این تقدم، گفتوگو به مدیریت شکست تبدیل میشود. با این تقدم، گفتوگو میتواند به تثبیت دستاورد تبدیل شود.
در جهان آنارشیک، صلح محصول نیت صلحطلبانه نیست؛ محصول ترس متقابل از هزینههای ادامه منازعه است. تحریم زمانی برداشته میشود که تحریمکننده بفهمد تحریم برای خودش نیز پرهزینه است. جنگ زمانی پایان مییابد که مهاجم ببیند ادامه جنگ، قدرت او را فرسوده میکند.
در برابر مهاجم، مذاکره بدون تهاجم راهبردی، صرفاً دعوت از او برای ادامه فشار است. اما تهاجمِ محاسبهشده، مذاکره را از موضع ضعف به موضع قدرت منتقل میکند. این جوهر رئالیسم تهاجمی است: در سیاست قدرت، امنیت کالایی اعطایی نیست؛ نتیجه تحمیل هزینه به دیگران است.
در همین چارچوب، ایجاد اخلال در عبور و مرور از تنگه هرمز یک اهرم راهبردیِ مؤثر برای تغییر محاسبه طرف مقابل بوده است. اما کنار گذاشتن این اهرم در ازای آتشبس، خطای راهبردی است: وقتی هزینهها پیش از تثبیت امتیاز برداشته شوند، بازدارندگی فرسوده و چرخه فشار دوباره فعال میشود. اهرم باید تا تحقق تغییر پایدار در رفتار طرف مقابل حفظ شود، نه اینکه پیشاپیش واگذار گردد.
@syjebraily
در میانه جنگ که باید حاکمیت اقتدار بیشتری بر دخل و خرج ارزی کشور اعمال نماید، دولت به صادرکنندکان اجازه داده است از هر یک میلیارد دلار صادرات، ۴۰۰ میلیون دلار را به چرخه تجاری کشور برنگردانند و در هر محلی عشقشان کشید مصرف کنند. همزمان دولت تصویب کرده است که یک میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برداشته شده و به واردات کالاهای اساسی تخصیص یابد.
در تاریخ بنویسید جمهوری اسلامی مورد تجاوز نظامی هم قرار گرفت اما ذرهای از تعهدش به اقتصاد آزاد و مکتب نئولیبرال و سرویسدهی به الیگارشی کم نشد.
@syjebraily
در تاریخ بنویسید جمهوری اسلامی مورد تجاوز نظامی هم قرار گرفت اما ذرهای از تعهدش به اقتصاد آزاد و مکتب نئولیبرال و سرویسدهی به الیگارشی کم نشد.
@syjebraily
صدا و سیما و رسانههای مکتوب و مجازی کشور، بام تا شام، به درستی، در حال گزارش آثار ویرانگر افزایش قیمت سوخت بر اقتصاد جهان هستند.
اما همین رسانهها، بام تا شام، به غلط، بلندگوی توجیه گرانسازی انرژی در ایران هستند و در فهرست پرشمار فواید افرایش قیمت برق و گاز و بنزین فقط کاهش قند و چربی خون را از قلم انداختهاند! مردم احتمالا افاضات آن کارشناس نزدیک به دولت را خاطرشان هست که گفته بود افزایش قیمت بنزین، حتی باعث کاهش قیمت سیب و پرتقال میشود!
@syjebraily
اما همین رسانهها، بام تا شام، به غلط، بلندگوی توجیه گرانسازی انرژی در ایران هستند و در فهرست پرشمار فواید افرایش قیمت برق و گاز و بنزین فقط کاهش قند و چربی خون را از قلم انداختهاند! مردم احتمالا افاضات آن کارشناس نزدیک به دولت را خاطرشان هست که گفته بود افزایش قیمت بنزین، حتی باعث کاهش قیمت سیب و پرتقال میشود!
@syjebraily
Forwarded from حکمران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸تصمیمات غلط اقتصادی دولت رهبر انقلاب را به مذبح برد.
🔹دکتر علی عبدی:
در آنچه به اتفاق دی ماه منجر شد، کم کاری خواص چه آنها که در حکومت بودند و چه آنان که بیرون از قدرت بودند، باعث شد دشمن نهایت استفاده را بکند و رهبر انقلاب را به شهادت برساند.
لینک برنامه کامل:
📺 youtu.be/cLDuaaW1J0w
@HokmranOnline
🔹دکتر علی عبدی:
در آنچه به اتفاق دی ماه منجر شد، کم کاری خواص چه آنها که در حکومت بودند و چه آنان که بیرون از قدرت بودند، باعث شد دشمن نهایت استفاده را بکند و رهبر انقلاب را به شهادت برساند.
لینک برنامه کامل:
📺 youtu.be/cLDuaaW1J0w
@HokmranOnline
آگوست سال ۱۹۴۱ یعنی حدود ۳ ماه پیش از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم، دولت روزولت دفتری تاسیس کرد به نام «اداره مدیریت قیمتها» (OPA).
این دفتر در سرتاسر آمریکا برای همه چیز سقف قیمت گذاشت: از تخم مرغ تا کرایه خانه!
آمریکا در حالی چنین سیستمی پیاده کرد که به دیگران درس اقتصاد آزاد میداد! خاک کشورش هم درگیر جنگ نبود.
اینجا در ایران، آمریکا شاگردانی پرورش داده و بر کرسیهای کارشناسی و مدیریت نشانده است که شاید از تنگه هرمز و اورانیوم غنیشده بگذرند، اما از آیات مقدس اقتصاد آزاد نمیگذرند.
@syjebraily
این دفتر در سرتاسر آمریکا برای همه چیز سقف قیمت گذاشت: از تخم مرغ تا کرایه خانه!
آمریکا در حالی چنین سیستمی پیاده کرد که به دیگران درس اقتصاد آزاد میداد! خاک کشورش هم درگیر جنگ نبود.
اینجا در ایران، آمریکا شاگردانی پرورش داده و بر کرسیهای کارشناسی و مدیریت نشانده است که شاید از تنگه هرمز و اورانیوم غنیشده بگذرند، اما از آیات مقدس اقتصاد آزاد نمیگذرند.
@syjebraily
Forwarded from حکمران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 دکتر جبرائیلی، ششم دیماه ۱۴۰۴: به همه کسانی که تعلق به انقلاب اسلامی دارند هشدار میدهم که در حال ورود به نقطه قرمز هستیم
✨ بازخوانی سخنان دکتر سیدیاسر جبرائیلی دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی دو هفته پیش از شورش دیماه ۱۴۰۴:
▪️ سوریه، مصر، لیبی و یمن مانند ما اجرای سیاستهای اقتصاد نئولیبرال را دنبال کردند و به اینجا رسیدند!
▪️ حذف یارانهها، خصوصیسازی درمان و آموزش، آزادسازی ارز و ساختن طبقه اولیگارش، همان چیزی بود بشار اسد هم انجام داده بود.
▪️ پروژه غرب ایجاد تقابل میان مردم و حاکمیت با هدف ایجاد شورش داخلی است.
▪️نه تحریم توان ایجاد تقابل میان مردم و حاکمیت را دارد، نه جنگ؛ اما سیاستهای اقتصادی حتما بین مردم و حاکمیت تقابل ایجاد میکند.
▪️آمریکا و اسرائیل توان وارد کردن نیروی زمینی به ایران ندارند. به شورش مردمی در داخل امید بستهاند. ما در وقت اضافه هستیم. من هشدار میدهم که در حال ورود به نقطه قرمز هستیم.
@HokmranOnline
✨ بازخوانی سخنان دکتر سیدیاسر جبرائیلی دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی دو هفته پیش از شورش دیماه ۱۴۰۴:
▪️ سوریه، مصر، لیبی و یمن مانند ما اجرای سیاستهای اقتصاد نئولیبرال را دنبال کردند و به اینجا رسیدند!
▪️ حذف یارانهها، خصوصیسازی درمان و آموزش، آزادسازی ارز و ساختن طبقه اولیگارش، همان چیزی بود بشار اسد هم انجام داده بود.
▪️ پروژه غرب ایجاد تقابل میان مردم و حاکمیت با هدف ایجاد شورش داخلی است.
▪️نه تحریم توان ایجاد تقابل میان مردم و حاکمیت را دارد، نه جنگ؛ اما سیاستهای اقتصادی حتما بین مردم و حاکمیت تقابل ایجاد میکند.
▪️آمریکا و اسرائیل توان وارد کردن نیروی زمینی به ایران ندارند. به شورش مردمی در داخل امید بستهاند. ما در وقت اضافه هستیم. من هشدار میدهم که در حال ورود به نقطه قرمز هستیم.
@HokmranOnline
اصولگرایانشان به ما میگویند به مردم نگوئید که دلیل گرانیها، گرانسازی ارز و قیمتگذاری دلاری مواد اولیه ملی برای فروش به ملت ایران است، چون مردم ناامید میشوند، وحدت خراب میشود، وفاق آسیب میبیند! چرا این سرودخوانیها و پرچمگردانیهای باشکوه را خراب میکنید!
اصلاحطلبانشان، همزمان، روزی تحریم و روزی جنگ را عامل گرانی معرفی میکنند تا میوه سازش با آمریکا را بچینند.
هر دو سر و ته یک کرباساند...
@syjebraily
اصلاحطلبانشان، همزمان، روزی تحریم و روزی جنگ را عامل گرانی معرفی میکنند تا میوه سازش با آمریکا را بچینند.
هر دو سر و ته یک کرباساند...
@syjebraily
لا یعلم الغیب الا هو
در این ایام جنگ، بازار پیشگوییهای عجیب و غریب از آینده دور و نزدیک، حسابی داغ است. چنان با جزئیات حوادث پیش رو را بیان میکنند که حتی خدای متعال که در ابتدای سوره مبارکه روم میخواهد از آینده خبر دهد، مثل اینها با حتمیت و قطعیت و جزئیات سخن نمیگوید: غُلِبَتِ الرُّومُ. فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ (در نزدیکیهای مرز عربستان، رومیان از ایرانیان شکست خوردند؛ ولی بعد از این شکست، ظرف چند سال آینده پیروز خواهند شد).
در جایی دیگر (آیه ۱۸۸ سوره مبارکه اعراف) خدای متعال به رسول خدا(ص) میفرماید که «بگو: من اختیار سود و زیان خودم را هم ندارم؛ مگر آن مقداری که خدا بخواهد. اگر علم غیب داشتم، منافع بیشتری به دست میآوردم و مشکلات به من رو نمیآورد» (قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ).
حضرت علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ذیل همین آیه توضیح میدهند که عدهای ادعای نبوت پیامبر اسلام(ص) را ادعای علم به غیب تلقی کرده بودند. چون علم به غيب حقيقتش از خدا است، و اگر غير او هم چيزى از آن دارد به تعليم خدا و وحى او است، لذا خدای دستور داد تا پيغمبرش خود را از ادعاى داشتن علم به غيب برى ساخته، و اين اشتباه را از ذهن ايشان بيرون كند. سبب حقيقى اختصاص علم غيب به خداى تعالى اين است كه غير او هر چه باشد وجودش محدود است، و ممكن نيست كه از حدش بيرون شده و به آنچه كه خارج از حد از او و غایت از او است آگاه شود، و معلوم است كه هيچ موجودى غير محدود و غير متناهى و محيط به تمام اشياء نيست مگر خداى تعالى، پس تنها او عالم به غيب است.
با وجود این آیات روشن و صریح، جماعتی دکان به راه انداختهاند که قرار است در ماههای آینده چنین و چنان شود.
این بساط، فقط یک نتیجه دارد و آن، القای جبر و نفی اختیار است. گویی همه چیز از قبل بسته شده و تصمیمات انسانهای مسئول، هیچ تاثیری در آنچه رخ خواهد داد، ندارد. لذا نه تدبیر لازم است، نه مطالبه. مواخذه کسی هم جایز نیست چون وقتی همه چیز از پیش معین شده، چه کاری از انسانها ساخته است!
@syjebraily
در این ایام جنگ، بازار پیشگوییهای عجیب و غریب از آینده دور و نزدیک، حسابی داغ است. چنان با جزئیات حوادث پیش رو را بیان میکنند که حتی خدای متعال که در ابتدای سوره مبارکه روم میخواهد از آینده خبر دهد، مثل اینها با حتمیت و قطعیت و جزئیات سخن نمیگوید: غُلِبَتِ الرُّومُ. فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ (در نزدیکیهای مرز عربستان، رومیان از ایرانیان شکست خوردند؛ ولی بعد از این شکست، ظرف چند سال آینده پیروز خواهند شد).
در جایی دیگر (آیه ۱۸۸ سوره مبارکه اعراف) خدای متعال به رسول خدا(ص) میفرماید که «بگو: من اختیار سود و زیان خودم را هم ندارم؛ مگر آن مقداری که خدا بخواهد. اگر علم غیب داشتم، منافع بیشتری به دست میآوردم و مشکلات به من رو نمیآورد» (قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ).
حضرت علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ذیل همین آیه توضیح میدهند که عدهای ادعای نبوت پیامبر اسلام(ص) را ادعای علم به غیب تلقی کرده بودند. چون علم به غيب حقيقتش از خدا است، و اگر غير او هم چيزى از آن دارد به تعليم خدا و وحى او است، لذا خدای دستور داد تا پيغمبرش خود را از ادعاى داشتن علم به غيب برى ساخته، و اين اشتباه را از ذهن ايشان بيرون كند. سبب حقيقى اختصاص علم غيب به خداى تعالى اين است كه غير او هر چه باشد وجودش محدود است، و ممكن نيست كه از حدش بيرون شده و به آنچه كه خارج از حد از او و غایت از او است آگاه شود، و معلوم است كه هيچ موجودى غير محدود و غير متناهى و محيط به تمام اشياء نيست مگر خداى تعالى، پس تنها او عالم به غيب است.
با وجود این آیات روشن و صریح، جماعتی دکان به راه انداختهاند که قرار است در ماههای آینده چنین و چنان شود.
این بساط، فقط یک نتیجه دارد و آن، القای جبر و نفی اختیار است. گویی همه چیز از قبل بسته شده و تصمیمات انسانهای مسئول، هیچ تاثیری در آنچه رخ خواهد داد، ندارد. لذا نه تدبیر لازم است، نه مطالبه. مواخذه کسی هم جایز نیست چون وقتی همه چیز از پیش معین شده، چه کاری از انسانها ساخته است!
@syjebraily
Forwarded from کانال رسمی دکتر حسین صمصامی
متاسفانه همان اقداماتی که در دی ۱۴۰۳ منجر به تورم شدید و استیضاح وزیر وقت اقتصاد شد، اکنون دوباره در بانک مرکزی در حال تکرار است.
در یک الی دو ماه آینده علاوه بر تورم موجود، اثرات تورمی این سیاست مخرّب (افزایش هزینۀ واردات مواد اولیهای، کالاهای سرمایهای و بورس کالا از طریق افزایش نرخ ارز رسمی) بر سفرۀ مردم آشکار خواهد شد.
متاسفانه جریان نفوذ مقتدرانه در حال انجام ماموریت خود میباشد.
کانال دکتر حسین صمصامی در تلگرام
t.me/dr_hsamsami
در یک الی دو ماه آینده علاوه بر تورم موجود، اثرات تورمی این سیاست مخرّب (افزایش هزینۀ واردات مواد اولیهای، کالاهای سرمایهای و بورس کالا از طریق افزایش نرخ ارز رسمی) بر سفرۀ مردم آشکار خواهد شد.
متاسفانه جریان نفوذ مقتدرانه در حال انجام ماموریت خود میباشد.
کانال دکتر حسین صمصامی در تلگرام
t.me/dr_hsamsami
Forwarded from حکمران
🔸هرمز، محاصره ایران در دریای عمان و شرایط جنگی اقتصاد ایران و آمریکا| چرا جنگ شد؟
🔹دکتر حسین صمصامی| عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی و استاد اقتصاد
از لینک زیر ببینید:
📺 youtu.be/GZ_3LExExRw
حکمران روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
🔹دکتر حسین صمصامی| عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی و استاد اقتصاد
از لینک زیر ببینید:
📺 youtu.be/GZ_3LExExRw
حکمران روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جناب آقای همتی
جنابعالی خوب میدانید که گرانیها نه قبلاً به تحریم ربط داشت و نه اینک به جنگ ربط دارد. راه حلش هم سازش با تحریمکننده و متجاوز نیست.
دلیل گرانیها، گرانسازی ارز و قیمتگذاری دلاری مواد اولیه است. راهکار هم تثبیت نرخ ارز و دلارزدایی از اقتصاد است.
@syjebraily
جنابعالی خوب میدانید که گرانیها نه قبلاً به تحریم ربط داشت و نه اینک به جنگ ربط دارد. راه حلش هم سازش با تحریمکننده و متجاوز نیست.
دلیل گرانیها، گرانسازی ارز و قیمتگذاری دلاری مواد اولیه است. راهکار هم تثبیت نرخ ارز و دلارزدایی از اقتصاد است.
@syjebraily