سرچشمه را باید گرفت!
بانک مرکزی میگوید ارز حاصل از صادرات متعلق به صادرکننده است؛ او باید بتواند ارز خود را با نرخ مورد نظرش بفروشد و درباره محل مصرف آن نیز آزادانه تصمیم بگیرد. در همان اقتصاد، سازمان تعزیرات حکومتی هزار بازرس را برای رصد بازار تهران و مقابله با گرانفروشی بسیج میکند.
این دو سیاست را باید کنار یکدیگر دید. وقتی حاکمیت، در ابتدای زنجیره، اختیار قیمتگذاری یکی از مهمترین نهادههای تعیینکننده قیمت در اقتصاد را واگذار میکند، نمیتواند انتظار داشته باشد در انتهای زنجیره با بازرس و جریمه مانع انتقال همان افزایش قیمت به کالا و خدمات شود. نرخ ارز فقط قیمت یک دارایی نیست؛ در اقتصاد ایران از مواد اولیه و ماشینآلات تا حملونقل، سرمایه در گردش و انتظارات تورمی را تحت تأثیر قرار میدهد. نمیتوان سرچشمه گرانی را رها کرد و در پاییندست با هزار بازرس به جنگ پیامدهای آن رفت؛ این سیاست تنها هزینه نظارت و تعارض دولت با بازار را افزایش میدهد.
اگر بناست با گرانفروشی مقابله شود، حکمرانی باید پیش از رسیدن بازرس به مغازه، به سازوکارهایی بپردازد که موج گرانی را در سراسر اقتصاد به حرکت درمیآورند.
سرچشمه شاید گرفتن به بیل
چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل
@syjebraily
بانک مرکزی میگوید ارز حاصل از صادرات متعلق به صادرکننده است؛ او باید بتواند ارز خود را با نرخ مورد نظرش بفروشد و درباره محل مصرف آن نیز آزادانه تصمیم بگیرد. در همان اقتصاد، سازمان تعزیرات حکومتی هزار بازرس را برای رصد بازار تهران و مقابله با گرانفروشی بسیج میکند.
این دو سیاست را باید کنار یکدیگر دید. وقتی حاکمیت، در ابتدای زنجیره، اختیار قیمتگذاری یکی از مهمترین نهادههای تعیینکننده قیمت در اقتصاد را واگذار میکند، نمیتواند انتظار داشته باشد در انتهای زنجیره با بازرس و جریمه مانع انتقال همان افزایش قیمت به کالا و خدمات شود. نرخ ارز فقط قیمت یک دارایی نیست؛ در اقتصاد ایران از مواد اولیه و ماشینآلات تا حملونقل، سرمایه در گردش و انتظارات تورمی را تحت تأثیر قرار میدهد. نمیتوان سرچشمه گرانی را رها کرد و در پاییندست با هزار بازرس به جنگ پیامدهای آن رفت؛ این سیاست تنها هزینه نظارت و تعارض دولت با بازار را افزایش میدهد.
اگر بناست با گرانفروشی مقابله شود، حکمرانی باید پیش از رسیدن بازرس به مغازه، به سازوکارهایی بپردازد که موج گرانی را در سراسر اقتصاد به حرکت درمیآورند.
سرچشمه شاید گرفتن به بیل
چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل
@syjebraily
ماشین گرانسازی بنزین به راه افتاده است...
همیشه با خود فکر میکردم چرا بشار اسد با آنهمه تجربه شورش پس از گرانسازی، ۲ ماه قبل از سقوط خود نیز دوباره دست به گرانسازی سوخت زد. چرا از تجارب گذشته درس نگرفت؟! امروز با مشاهده وضعیت کشور خودمان که با وجود تجارب گذشته، باز پروژه گرانسازی کلید میخورد، برایم روشن شده که وقتی در کشوری، «فکر» کارگزاران مسموم شد، از داروی «تجربه» کاری ساخته نیست.
طرح «سهمیۀ بنزین خانوار» که این ایام دوباره مطرح شده است، کلید یکی از حساسترین بازارهای کشور را به دست سازوکاری خواهد سپرد که نه قانونپذیر است، نه قابلنظارت و نه قابلمهار.
این طرح، نه اصلاح است و نه عدالتگستری؛ این طرح، خصوصیسازی قیمت بنزین در قالب یک بازار غیررسمی و فراگیر است که کوچکترین مهار و سقفی بر آن وجود ندارد. قیمت بنزین از کنترل دولت خارج و بهدست میلیونها عرضهکننده واگذار خواهد شد که ساختار انگیزههایشان، ذاتاً قیمت را به سمت بالا خواهد برد.
چرا این اتفاق قطعیت دارد؟ زیرا خانواری که خودرو ندارد، از فروش سهمیه در قیمتهای پایین هیچ منفعتی نمیبرد. فروش بنزین با قیمت پایین، برای او «کار زائد» با «سود ناچیز» است. پس کاملاً طبیعی است که عرضه نکند. صبر میکند. او نه تبانی میکند و نه نیازی به هماهنگی با دیگران دارد. تورم در این طرح، از دل صبر فروشندگان زاده میشود، نه از تبانی آنان. وقتی فروشنده هیچ اضطراری ندارد و خریدار نیاز فوری، «قیمت بالا» تنها نقطهای است که معامله ممکن میشود.
در سمت تقاضا اما، میلیونها راننده، کسبوکار، تاکسی، وانتبار و شاغل خدماتی قرار دارند که هر لیتر بنزین برایشان «ابزار کار» است. آنها چارهای جز خرید ندارند.
این دقیقاً خطرناکترین نسبت ممکن است: «عرضۀ بیعجله» در برابر «تقاضای بیچاره». نتیجه، جهش قیمت است.
امروز این منطق را به وضوح در تاکسیهای اینترنتی میبینیم. رانندگان با دیدن قیمت پائین، درخواستها را نمیپذیرند تا قیمت بالا برود. حال تصور کنید همین منطق، بازار «بنزین کل کشور» را دربرگیرد. ابعاد التهاب، دهها برابر خواهد بود. بله! خانوادهای که بنزین را گرانتر میفروشد، در لحظه فروش خواهد گفت «آخ جون!»، اما با مشاهده قیمت اجناس در بازار، «آه جون» خواهد کشید!
بازار خرید و فروش بنزینِ خانوار همانقدر خطرناک است که بازار ارز در روزهای بیثبات. در همان لحظات اول، «چسبندگی صعودی» قیمت فعال میشود. مردم بهسرعت یاد میگیرند که بنزین در بازار قیمت بالاتری دارد و همین آگاهی، خود به محرک افزایش قیمت تبدیل میشود. قیمت ابتدا بالا میرود، سپس تثبیت میشود و نهایتاً «عرف» میشود. چیزی که یکبار عرف شد، دیگر پایین نمیآید. این همان فرمولی است که سالها بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن را به گروگان گرفته است.
مهمتر از همه اینکه این طرح، دولت را از کنترل قیمت کنار میزند. دولت سهمیه را توزیع میکند، اما قیمتگذاری را به بازاری واگذار میکند که هیچ ابزار سیاستی بر آن کارگر نیست. یعنی دولت «توزیع» را به عهده دارد، اما «قدرت» را واگذار میکند؛ و واگذاری قدرت به بازار بیضابطه یعنی رهاسازی قیمت در مسیر بیپایان صعود. به محض آغاز این طرح، شبکههای دلالی، پلتفرمهای خرید و فروش سهمیه، واسطههای چندلایه و جریانهای سوداگری شکل میگیرد.
قیمت بنزین دیگر در پمپبنزین تعیین نمیشود؛ در گوشیهای موبایل، در گروههای مجازی و در معاملات غیررسمی تعیین میشود. از این نقطه به بعد، دولت تماشاگر است نه تنظیمگر.
پیامد این بیثباتی، تنها در قیمت بنزین نمیماند. بنزین، ستون فقرات حملونقل کشور است؛ یعنی ستون فقرات قیمت همه چیز. جهش قیمت بنزین یعنی جهش قیمت نان، گوشت، لبنیات، کرایه خانه، خدمات، تاکسی، تولید، توزیع و حتی آموزش. تورم ناشی از چنین بازاری، نه موضعی است نه موقتی؛ ساختاری و فراگیر است و از کنترل خارج.
طرحی که زرورق عدالت دورش پیچیده شده، به سازوکاری تبدیل میشود که هر ثانیه علیه عدالت کار میکند. در این سازوکار، فقیرترین خانوارها، که بیش از همه به ثبات قیمت سوخت وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند. زیرا «بازار خانوار به خانوار» نه دلسوزی میفهمد و نه تعادل؛ تنها منطقش این است: فروش در بالاترین قیمتی که خریدارِ ناچار، بتواند تحمل کند.
واگذاری قیمتگذاری بنزین به بازاری که نه سقف میشناسد، نه ضابطه و نه اخلاق، چیزی جز باز کردن دروازه گرانسازی افسارگسیخته و تورم مهارنشدنی نیست. این یک اصلاح نیست؛ یک ریسک عظیم ملی است که نتایجش نه بر کاغذ، که بر سفرۀ مردم، امنیت ملی و تمامیت ارضی آشکار خواهد شد.
جراحی اقتصادی مورد نیاز امروز ایران، گرانسازی انرژی نیست، مقابله با مفسدان اتوکشیدهای است که با گرانسازی ارز، از میلیونها ایرانی بیپناه، جیببری میکنند.
@syjebraily
همیشه با خود فکر میکردم چرا بشار اسد با آنهمه تجربه شورش پس از گرانسازی، ۲ ماه قبل از سقوط خود نیز دوباره دست به گرانسازی سوخت زد. چرا از تجارب گذشته درس نگرفت؟! امروز با مشاهده وضعیت کشور خودمان که با وجود تجارب گذشته، باز پروژه گرانسازی کلید میخورد، برایم روشن شده که وقتی در کشوری، «فکر» کارگزاران مسموم شد، از داروی «تجربه» کاری ساخته نیست.
طرح «سهمیۀ بنزین خانوار» که این ایام دوباره مطرح شده است، کلید یکی از حساسترین بازارهای کشور را به دست سازوکاری خواهد سپرد که نه قانونپذیر است، نه قابلنظارت و نه قابلمهار.
این طرح، نه اصلاح است و نه عدالتگستری؛ این طرح، خصوصیسازی قیمت بنزین در قالب یک بازار غیررسمی و فراگیر است که کوچکترین مهار و سقفی بر آن وجود ندارد. قیمت بنزین از کنترل دولت خارج و بهدست میلیونها عرضهکننده واگذار خواهد شد که ساختار انگیزههایشان، ذاتاً قیمت را به سمت بالا خواهد برد.
چرا این اتفاق قطعیت دارد؟ زیرا خانواری که خودرو ندارد، از فروش سهمیه در قیمتهای پایین هیچ منفعتی نمیبرد. فروش بنزین با قیمت پایین، برای او «کار زائد» با «سود ناچیز» است. پس کاملاً طبیعی است که عرضه نکند. صبر میکند. او نه تبانی میکند و نه نیازی به هماهنگی با دیگران دارد. تورم در این طرح، از دل صبر فروشندگان زاده میشود، نه از تبانی آنان. وقتی فروشنده هیچ اضطراری ندارد و خریدار نیاز فوری، «قیمت بالا» تنها نقطهای است که معامله ممکن میشود.
در سمت تقاضا اما، میلیونها راننده، کسبوکار، تاکسی، وانتبار و شاغل خدماتی قرار دارند که هر لیتر بنزین برایشان «ابزار کار» است. آنها چارهای جز خرید ندارند.
این دقیقاً خطرناکترین نسبت ممکن است: «عرضۀ بیعجله» در برابر «تقاضای بیچاره». نتیجه، جهش قیمت است.
امروز این منطق را به وضوح در تاکسیهای اینترنتی میبینیم. رانندگان با دیدن قیمت پائین، درخواستها را نمیپذیرند تا قیمت بالا برود. حال تصور کنید همین منطق، بازار «بنزین کل کشور» را دربرگیرد. ابعاد التهاب، دهها برابر خواهد بود. بله! خانوادهای که بنزین را گرانتر میفروشد، در لحظه فروش خواهد گفت «آخ جون!»، اما با مشاهده قیمت اجناس در بازار، «آه جون» خواهد کشید!
بازار خرید و فروش بنزینِ خانوار همانقدر خطرناک است که بازار ارز در روزهای بیثبات. در همان لحظات اول، «چسبندگی صعودی» قیمت فعال میشود. مردم بهسرعت یاد میگیرند که بنزین در بازار قیمت بالاتری دارد و همین آگاهی، خود به محرک افزایش قیمت تبدیل میشود. قیمت ابتدا بالا میرود، سپس تثبیت میشود و نهایتاً «عرف» میشود. چیزی که یکبار عرف شد، دیگر پایین نمیآید. این همان فرمولی است که سالها بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن را به گروگان گرفته است.
مهمتر از همه اینکه این طرح، دولت را از کنترل قیمت کنار میزند. دولت سهمیه را توزیع میکند، اما قیمتگذاری را به بازاری واگذار میکند که هیچ ابزار سیاستی بر آن کارگر نیست. یعنی دولت «توزیع» را به عهده دارد، اما «قدرت» را واگذار میکند؛ و واگذاری قدرت به بازار بیضابطه یعنی رهاسازی قیمت در مسیر بیپایان صعود. به محض آغاز این طرح، شبکههای دلالی، پلتفرمهای خرید و فروش سهمیه، واسطههای چندلایه و جریانهای سوداگری شکل میگیرد.
قیمت بنزین دیگر در پمپبنزین تعیین نمیشود؛ در گوشیهای موبایل، در گروههای مجازی و در معاملات غیررسمی تعیین میشود. از این نقطه به بعد، دولت تماشاگر است نه تنظیمگر.
پیامد این بیثباتی، تنها در قیمت بنزین نمیماند. بنزین، ستون فقرات حملونقل کشور است؛ یعنی ستون فقرات قیمت همه چیز. جهش قیمت بنزین یعنی جهش قیمت نان، گوشت، لبنیات، کرایه خانه، خدمات، تاکسی، تولید، توزیع و حتی آموزش. تورم ناشی از چنین بازاری، نه موضعی است نه موقتی؛ ساختاری و فراگیر است و از کنترل خارج.
طرحی که زرورق عدالت دورش پیچیده شده، به سازوکاری تبدیل میشود که هر ثانیه علیه عدالت کار میکند. در این سازوکار، فقیرترین خانوارها، که بیش از همه به ثبات قیمت سوخت وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند. زیرا «بازار خانوار به خانوار» نه دلسوزی میفهمد و نه تعادل؛ تنها منطقش این است: فروش در بالاترین قیمتی که خریدارِ ناچار، بتواند تحمل کند.
واگذاری قیمتگذاری بنزین به بازاری که نه سقف میشناسد، نه ضابطه و نه اخلاق، چیزی جز باز کردن دروازه گرانسازی افسارگسیخته و تورم مهارنشدنی نیست. این یک اصلاح نیست؛ یک ریسک عظیم ملی است که نتایجش نه بر کاغذ، که بر سفرۀ مردم، امنیت ملی و تمامیت ارضی آشکار خواهد شد.
جراحی اقتصادی مورد نیاز امروز ایران، گرانسازی انرژی نیست، مقابله با مفسدان اتوکشیدهای است که با گرانسازی ارز، از میلیونها ایرانی بیپناه، جیببری میکنند.
@syjebraily
پزشکیان، دیماه ۱۴۰۴: بنزین را ۶۰ هزار میخریم، ۳ هزار میفروشیم.
پزشکیان، مرداد ۱۴۰۵: چه کسی گفته دولت بنزین را ۱۳۰ هزار تومان بخرید و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟
بزرگوار! یک بار هم به این سوال پاسخ دهید که از دی ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ چه اتفاقی افتاده که قیمت بنزین از ۶۰ به ۱۳۰ هزار رسیده؟
@syjebraily
پزشکیان، مرداد ۱۴۰۵: چه کسی گفته دولت بنزین را ۱۳۰ هزار تومان بخرید و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟
بزرگوار! یک بار هم به این سوال پاسخ دهید که از دی ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ چه اتفاقی افتاده که قیمت بنزین از ۶۰ به ۱۳۰ هزار رسیده؟
@syjebraily
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ظاهراً خرید بنزین به قیمت ۳۰ هزار تومان در آبان ۱۴۰۳ را هم در کارنامه دارند.
بزرگوار! نرخ ارز را که افزایش میدهید، تنها یکی از تبعات سوءش ماجرای بنزین است. قیمت همه کالاهای وارداتی از آبان ۱۴۰۳ تا امروز به همین نسبت ۳۰ به ۱۳۰ افزایش داشته و سودش نصیب دلارداران و دلاریفروشان شده است!
@syjebraily
بزرگوار! نرخ ارز را که افزایش میدهید، تنها یکی از تبعات سوءش ماجرای بنزین است. قیمت همه کالاهای وارداتی از آبان ۱۴۰۳ تا امروز به همین نسبت ۳۰ به ۱۳۰ افزایش داشته و سودش نصیب دلارداران و دلاریفروشان شده است!
@syjebraily
Forwarded from حکمران
ماجرای حذف «هدفمندی یارانهها» از سیاستهای کلی نظام توسط رهبر شهید+مستندات
✍🏻 دکتر سید یاسر جبرائیلی
متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید:
https://hokmran.com/p/c199
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
✍🏻 دکتر سید یاسر جبرائیلی
متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید:
https://hokmran.com/p/c199
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
Forwarded from حکمران
ماجرای حذف «هدفمندی یارانهها» از سیاستهای کلی نظام توسط رهبر شهید
🔹تلاش زیادی کردم که تا هدفمندسازی یارانهها که بستری برای دلاریسازی اقتصاد ایران شده بود، در پیش نویس گنجانده نشود، لکن موفق نشدم. پیش نویس به محضر رهبر شهید انقلاب اسلامی رفت و ایشان با برخی تغییرات جزئی آن را برای اخذ مشورت به صحن مجمع تشخیص ابلاغ فرمودند. تاریخ ابلاغ پیش نویس، 11 بهمن 1400 است و در بند آخر ماده 12 (مربوط به اصلاح ساختار بودجه دولت)، «تحقق کامل هدفمندی یارانهها» آمده است.
🔹نامه ای به محضر رهبر شهید نوشته و استدلال کردم که مبنای این «یارانه پنهان» ادعایی، مابهالتفاوت ریالی و دلاری قیمت انرژی است.
🔹سال 1401 جلسات شور درباره پیش نویس سیاست های کلی برنامه هفتم در مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد و نظر مجمع به محضر رهبر انقلاب تقدیم شد. مجمع تشخیص مصلحت نظام به قدری مجموعه سیاست های کلی برنامه هفتم را تفصیل داده بود که مصوبه نهایی، مطلوب رهبر شهید انقلاب واقع نشد و نهایتا همان پیشنویس اولیه، با تغییراتی توسط رهبر شهید ابلاغ شد.
🔹21 شهریورماه 1401 که متن نهایی سیاست های کلی برنامه هفتم توسط رهبر شهید انقلاب ابلاغ شد، با خرسندی تمام دیدم که بند مربوط به «هدفمندی یارانهها» از ابلاغیه نهایی خط خورده است. تمام موارد مروبط به ماده «اصلاح ساختار بودجه دولت» که در پیش نویس آمده بود، عینا در ابلاغیه نهایی بودند غیر از بحث هدفمندی.
✨متن کامل یادداشت دکتر سید یاسر جبرائیلی را در سایت حکمران بخوانید
https://hokmran.com/p/c199
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
🔹تلاش زیادی کردم که تا هدفمندسازی یارانهها که بستری برای دلاریسازی اقتصاد ایران شده بود، در پیش نویس گنجانده نشود، لکن موفق نشدم. پیش نویس به محضر رهبر شهید انقلاب اسلامی رفت و ایشان با برخی تغییرات جزئی آن را برای اخذ مشورت به صحن مجمع تشخیص ابلاغ فرمودند. تاریخ ابلاغ پیش نویس، 11 بهمن 1400 است و در بند آخر ماده 12 (مربوط به اصلاح ساختار بودجه دولت)، «تحقق کامل هدفمندی یارانهها» آمده است.
🔹نامه ای به محضر رهبر شهید نوشته و استدلال کردم که مبنای این «یارانه پنهان» ادعایی، مابهالتفاوت ریالی و دلاری قیمت انرژی است.
🔹سال 1401 جلسات شور درباره پیش نویس سیاست های کلی برنامه هفتم در مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد و نظر مجمع به محضر رهبر انقلاب تقدیم شد. مجمع تشخیص مصلحت نظام به قدری مجموعه سیاست های کلی برنامه هفتم را تفصیل داده بود که مصوبه نهایی، مطلوب رهبر شهید انقلاب واقع نشد و نهایتا همان پیشنویس اولیه، با تغییراتی توسط رهبر شهید ابلاغ شد.
🔹21 شهریورماه 1401 که متن نهایی سیاست های کلی برنامه هفتم توسط رهبر شهید انقلاب ابلاغ شد، با خرسندی تمام دیدم که بند مربوط به «هدفمندی یارانهها» از ابلاغیه نهایی خط خورده است. تمام موارد مروبط به ماده «اصلاح ساختار بودجه دولت» که در پیش نویس آمده بود، عینا در ابلاغیه نهایی بودند غیر از بحث هدفمندی.
✨متن کامل یادداشت دکتر سید یاسر جبرائیلی را در سایت حکمران بخوانید
https://hokmran.com/p/c199
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
Hokmran
ماجرای حذف «هدفمندی یارانهها» از سیاستهای کلی نظام توسط رهبر شهید+مستندات
هدفمندی، در صورتبندی فعلی خود، به پایان ظرفیت تاریخیاش رسیده است. ادامه آن با همان منطق، فقط تعهدات را بزرگتر، منابع را ناپایدارتر، بدهی را سنگینتر، و اعتماد عمومی را فرسودهتر خواهد کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الیگارشی، از هر دو جناح، ارز را بازنمیگرداند؛ آقایان ارز را بر مردم گران میکنند.
الیگارشی، از هر دو جناح، سوخت را قاچاق میکند؛ آقایان سوخت را بر مردم گران میکنند.
قصه اقتصاد ایران پیچیده نیست، اما گشودن گرهاش هم آسان نیست؛ مستلزم یک جنگ تمامعیار با الیگارشی حاکم بر اقتصاد است.
تا دست الیگارشی از سفره ملت کوتاه نشود، بار فساد آنان بر دوش مردم خواهد ماند.
راه اصلاح، از گرانکردن زندگی مردم نمیگذرد؛ از شکستن قدرت الیگارشی میگذرد.
@syjebraily
الیگارشی، از هر دو جناح، سوخت را قاچاق میکند؛ آقایان سوخت را بر مردم گران میکنند.
قصه اقتصاد ایران پیچیده نیست، اما گشودن گرهاش هم آسان نیست؛ مستلزم یک جنگ تمامعیار با الیگارشی حاکم بر اقتصاد است.
تا دست الیگارشی از سفره ملت کوتاه نشود، بار فساد آنان بر دوش مردم خواهد ماند.
راه اصلاح، از گرانکردن زندگی مردم نمیگذرد؛ از شکستن قدرت الیگارشی میگذرد.
@syjebraily
Forwarded from حکمران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر جبرائیلی در مقابل وزارت خارجه: بروید جلوی وزارت اقتصاد تجمع کنید! با آن وزارت اقتصاد، این وزارت خارجه راهی جز مذاکره ندارد
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
Forwarded from حکمران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای دکتر پزشکیان عزیز! یک بار این قانون اساسی که به آن قسم خوردهای را بخوان!
▪️دکتر سید یاسر جبرائیلی
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
▪️دکتر سید یاسر جبرائیلی
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
رهبر فقیه انقلاب اسلامی در فرازی از پیام مهم خود به مناسبت هفته دولت، کلیدواژههایی به کار بردهاند که نیازمند تأمل جدی است:
«توجّه به اقشاری که منبع اشاعهی فرهنگ مثبت و سازنده میباشند، از قبیل معلّمین در آموزش و پرورش و دانشگاه و حوزه و همچنین پرستاران و اطبّائی که خود را #وقف انجام #وظیفه در نهادهای #غیرخصوصی کردهاند، اهمیّت ویژهای دارد.»
قرار گرفتن سه مفهوم «وقف»، «وظیفه» و «نهاد غیرخصوصی» در کنار یکدیگر، حامل نگرشی عمیق به جامعه و حکمرانی است. در این نگرش، معلّم، پزشک و پرستار صرفاً عرضهکننده یک خدمت در بازار نیستند؛ آنان حاملان فرهنگ مسئولیت، ایثار و تعهد اجتماعیاند. کار آنان از منطق معامله فراتر میرود و به خدمت برای حفظ جان، پرورش انسان و ساختن آینده جامعه معنا مییابد.
تأکید بر «نهادهای غیرخصوصی» نیز معنادار است. مدرسه، دانشگاه و بیمارستان، هنگامی میتوانند مأموریت عمومی خود را بهدرستی انجام دهند که انسان را نه بر پایه قدرت خرید، بلکه بر اساس حق او بر آموزش، سلامت و زندگی شایسته ببینند. خصوصیسازی بیضابطه این عرصهها، بهتدریج معلم، پزشک و پرستار را از صاحب رسالت به فروشنده خدمت و دانشآموز و بیمار را به مشتری تبدیل میکند.
جامعهای که خادمان خود را به وقف عمر و انجام وظیفه فرامیخواند، نمیتواند معیشت، منزلت و امنیت آنان را به بیرحمی بازار بسپارد. حمایت مادی و معنوی از این اقشار، هزینه دولت نیست؛ سرمایهگذاری برای حفظ اخلاق عمومی، انسجام اجتماعی و توان تمدنسازی کشور است.
@syjebraily
«توجّه به اقشاری که منبع اشاعهی فرهنگ مثبت و سازنده میباشند، از قبیل معلّمین در آموزش و پرورش و دانشگاه و حوزه و همچنین پرستاران و اطبّائی که خود را #وقف انجام #وظیفه در نهادهای #غیرخصوصی کردهاند، اهمیّت ویژهای دارد.»
قرار گرفتن سه مفهوم «وقف»، «وظیفه» و «نهاد غیرخصوصی» در کنار یکدیگر، حامل نگرشی عمیق به جامعه و حکمرانی است. در این نگرش، معلّم، پزشک و پرستار صرفاً عرضهکننده یک خدمت در بازار نیستند؛ آنان حاملان فرهنگ مسئولیت، ایثار و تعهد اجتماعیاند. کار آنان از منطق معامله فراتر میرود و به خدمت برای حفظ جان، پرورش انسان و ساختن آینده جامعه معنا مییابد.
تأکید بر «نهادهای غیرخصوصی» نیز معنادار است. مدرسه، دانشگاه و بیمارستان، هنگامی میتوانند مأموریت عمومی خود را بهدرستی انجام دهند که انسان را نه بر پایه قدرت خرید، بلکه بر اساس حق او بر آموزش، سلامت و زندگی شایسته ببینند. خصوصیسازی بیضابطه این عرصهها، بهتدریج معلم، پزشک و پرستار را از صاحب رسالت به فروشنده خدمت و دانشآموز و بیمار را به مشتری تبدیل میکند.
جامعهای که خادمان خود را به وقف عمر و انجام وظیفه فرامیخواند، نمیتواند معیشت، منزلت و امنیت آنان را به بیرحمی بازار بسپارد. حمایت مادی و معنوی از این اقشار، هزینه دولت نیست؛ سرمایهگذاری برای حفظ اخلاق عمومی، انسجام اجتماعی و توان تمدنسازی کشور است.
@syjebraily
رهبر فقیه انقلاب اسلامی در فرازی دیگر از پیام مهم خود به مناسبت هفته دولت، بر «#اسقاط_تدریجی_دلار از تراز نقشآفرینی مهم» تأکید کردهاند؛ تعبیری دقیق که باید آثار آن را در ساختار داخلی اقتصاد ایران جستوجو کرد.
کاهش نقش دلار تنها به پیمانهای پولی دوجانبه، استفاده از ارزهای ملی در تجارت خارجی یا جایگزینی ابزارهای پرداخت محدود نمیشود. تا هنگامی که قیمت انرژی، فولاد، مس، محصولات پتروشیمی، مواد معدنی و حتی بسیاری از کالاهای تولیدشده با منابع و نیروی کار ایرانی، بر پایه دلار محاسبه میشود، دلار همچنان در قلب اقتصاد ملی ما فرمان میراند.
در اقتصاد دلاریزهشده ایران، افزایش نرخ ارز مستقیماً به افزایش قیمت مواد اولیه، هزینه تولید، مسکن، خوراک و خدمات منتهی میشود؛ درحالیکه دستمزد مردم ریالی است. بدینترتیب، هر جهش ارزی بخشی از قدرت خرید ملت را به صاحبان دارایی، انحصارات مواد اولیه و دارندگان درآمدهای دلاری منتقل میکند. دلار از یک ابزار مبادله خارجی، به معیار ارزشگذاری ثروت ملی و سازوکار بازتوزیع درآمد در داخل کشور تبدیل شده است.
«اسقاط دلار از تراز نقشآفرینی مهم» مستلزم بازگرداندن حاکمیت ریال بر جغرافیای اقتصادی ایران است. منابع طبیعی، انرژی و مواد اولیهای که به ملت ایران تعلق دارند، باید در خدمت تولید ملی و با سازوکاری مستقل از نوسانات بازار ارز در اختیار تولیدکننده داخلی قرار گیرند. ارز حاصل از صادرات نیز بخشی از منابع قدرت ملی است و نمیتوان نحوه بازگشت، عرضه و مصرف آن را به اراده خصوصی واگذار کرد.
دلارزدایی از اقتصاد، یعنی پایاندادن به قیمتگذاری دلاری منابع ایرانی، مهار بازارسازی سوداگرانه برای ارز، تقویت پول ملی و استقرار دوباره حاکمیت عمومی بر منابع ارزی. ملتی که استقلال سیاسی میخواهد، باید معیار ارزشگذاری اقتصاد خود را نیز از سلطه پول بیگانه آزاد کند.
@syjebraily
کاهش نقش دلار تنها به پیمانهای پولی دوجانبه، استفاده از ارزهای ملی در تجارت خارجی یا جایگزینی ابزارهای پرداخت محدود نمیشود. تا هنگامی که قیمت انرژی، فولاد، مس، محصولات پتروشیمی، مواد معدنی و حتی بسیاری از کالاهای تولیدشده با منابع و نیروی کار ایرانی، بر پایه دلار محاسبه میشود، دلار همچنان در قلب اقتصاد ملی ما فرمان میراند.
در اقتصاد دلاریزهشده ایران، افزایش نرخ ارز مستقیماً به افزایش قیمت مواد اولیه، هزینه تولید، مسکن، خوراک و خدمات منتهی میشود؛ درحالیکه دستمزد مردم ریالی است. بدینترتیب، هر جهش ارزی بخشی از قدرت خرید ملت را به صاحبان دارایی، انحصارات مواد اولیه و دارندگان درآمدهای دلاری منتقل میکند. دلار از یک ابزار مبادله خارجی، به معیار ارزشگذاری ثروت ملی و سازوکار بازتوزیع درآمد در داخل کشور تبدیل شده است.
«اسقاط دلار از تراز نقشآفرینی مهم» مستلزم بازگرداندن حاکمیت ریال بر جغرافیای اقتصادی ایران است. منابع طبیعی، انرژی و مواد اولیهای که به ملت ایران تعلق دارند، باید در خدمت تولید ملی و با سازوکاری مستقل از نوسانات بازار ارز در اختیار تولیدکننده داخلی قرار گیرند. ارز حاصل از صادرات نیز بخشی از منابع قدرت ملی است و نمیتوان نحوه بازگشت، عرضه و مصرف آن را به اراده خصوصی واگذار کرد.
دلارزدایی از اقتصاد، یعنی پایاندادن به قیمتگذاری دلاری منابع ایرانی، مهار بازارسازی سوداگرانه برای ارز، تقویت پول ملی و استقرار دوباره حاکمیت عمومی بر منابع ارزی. ملتی که استقلال سیاسی میخواهد، باید معیار ارزشگذاری اقتصاد خود را نیز از سلطه پول بیگانه آزاد کند.
@syjebraily
✨تولّدِ تجلّیِ تام آزادی...
امانوئل کانت، فیلسوف آلمانی، درباره آزادی انسان بحث جالبی را مطرح میکند. او میگوید هنگامی که ما، همچون حیوانات، فقط به دنبال لذت میگردیم و از درد اجتناب میکنیم، کارمان واقعا آزادانه نیست؛ بلکه ما طوق بندگی امیال و تمنیاتمان را بهگردن داریم. میتوان به گفته کانت، این حقیقت را هم اضافه کرد که وقتی لذتجویی و دردگریزی به رفتار ما جهت میدهد، ما بنده کسانی هستیم که توانستهاند در جهت منافع خود، به تمنیات و امیال ما جهت دهند. آنکه در اثر مشاهده زرق و برق تبلیغ، دست به انتخاب میزند، انتخابش آزادانه نیست. هرچند در ظاهر، وفق میل خود رفتار کرده و به تعبیر کانت بنده میل خود شده، اما در باطن امر، بنده کسی است که به میل او جهت داده است. لذاست که ادعای برخورداری از آزادی برای چنین کسی، ادعایی مضحک است.
کانت وقتی میخواهد رفتار آزادانه را تعریف کند، میگوید یعنی عمل اختیاری؛ و عمل اختیاری یعنی عمل کردن طبق قانونی که من برای خودم وضع میکنم. و این، نقطه مقابل دگرمختاری (Heteronomy) است که انسان، به خاطر اهدافی عمل کند که از بیرون برای او تعیین میشوند و انسان میشود وسیله -نه بانی- برای اهدافی که دنبال میکند.
اما سوالی که اینجا مطرح میشود این است که آیا انسان قادر است بدون اینکه از طبیعت و تربیتش متاثر شود، برای خود قانون وضع کند؟ میتواند برای خویش هدف تعیین کند؟ آیا چنین انسانی اساسا قابل تصور است؟ اگر پاسخ این پرسش "خیر" است -که هست- چگونه میتوان از آزادیِ انسانِ در بندِ طبیعت و تربیت خود، سخن گفت؟! نمیتوان...
پس آزادی کجاست و چگونه قابل تحصیل است؟ اگر منطق صحیح کانت را بپذیریم که انسان آزاد، انسانی است که بتواند فارغ از امیال و تمنیاتش، بدون تاثر از طبیعت و تربیتش، برای خود هدف تعیین کند و قوانینی برای پیمودن مسیر خود وضع کند، در تمام هستی برای انسان یک گزینه بیشتر باقی نمیماند: اینکه تعیینکننده آن هدف و وضعکننده آن قوانین، موجودی آشناتر از انسان به خودش، آگاهتر از انسان به نیازهایش، مشرفتر از انسان به جهانی که در آن میزید، داناتر از انسان به صلاحش، مهربانتر و دلسوزتر از انسان به خودش، و صالحتر از انسان برای تعیین سرنوشتش باشد.
آری! اگر کانت آزادی انسان را در رهایی از امیالش میداند، این آزادی تنها و تنها در سایه اطاعت از قوانین وضع شده توسط خالق انسان حاصل خواهد شد؛ و این همان آزادی است که نه غایت، که ابزار است: "آزادی برای" سعادت است و صرفا در سایه این آزادی است که سعادت ممکن است.
اما آیا انسانِ پیوسته در معرض انتخاب، میتواند به خالق مراجعه کند و هدفش را و قوانین حرکتش را نو به نو و همینجا و هماکنون از او بگیرد و مسیرش را به سمت سعادت طی کند؟ آری... میتواند! فلسفه انزال کتب و ارسال رسل همینجانست: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ.
میلاد رسول گرامی اسلام و فرزندشان حضرت امام صادق(ع) بر تمام آزادیخواهان جهان مبارک باد.
@syjebraily
امانوئل کانت، فیلسوف آلمانی، درباره آزادی انسان بحث جالبی را مطرح میکند. او میگوید هنگامی که ما، همچون حیوانات، فقط به دنبال لذت میگردیم و از درد اجتناب میکنیم، کارمان واقعا آزادانه نیست؛ بلکه ما طوق بندگی امیال و تمنیاتمان را بهگردن داریم. میتوان به گفته کانت، این حقیقت را هم اضافه کرد که وقتی لذتجویی و دردگریزی به رفتار ما جهت میدهد، ما بنده کسانی هستیم که توانستهاند در جهت منافع خود، به تمنیات و امیال ما جهت دهند. آنکه در اثر مشاهده زرق و برق تبلیغ، دست به انتخاب میزند، انتخابش آزادانه نیست. هرچند در ظاهر، وفق میل خود رفتار کرده و به تعبیر کانت بنده میل خود شده، اما در باطن امر، بنده کسی است که به میل او جهت داده است. لذاست که ادعای برخورداری از آزادی برای چنین کسی، ادعایی مضحک است.
کانت وقتی میخواهد رفتار آزادانه را تعریف کند، میگوید یعنی عمل اختیاری؛ و عمل اختیاری یعنی عمل کردن طبق قانونی که من برای خودم وضع میکنم. و این، نقطه مقابل دگرمختاری (Heteronomy) است که انسان، به خاطر اهدافی عمل کند که از بیرون برای او تعیین میشوند و انسان میشود وسیله -نه بانی- برای اهدافی که دنبال میکند.
اما سوالی که اینجا مطرح میشود این است که آیا انسان قادر است بدون اینکه از طبیعت و تربیتش متاثر شود، برای خود قانون وضع کند؟ میتواند برای خویش هدف تعیین کند؟ آیا چنین انسانی اساسا قابل تصور است؟ اگر پاسخ این پرسش "خیر" است -که هست- چگونه میتوان از آزادیِ انسانِ در بندِ طبیعت و تربیت خود، سخن گفت؟! نمیتوان...
پس آزادی کجاست و چگونه قابل تحصیل است؟ اگر منطق صحیح کانت را بپذیریم که انسان آزاد، انسانی است که بتواند فارغ از امیال و تمنیاتش، بدون تاثر از طبیعت و تربیتش، برای خود هدف تعیین کند و قوانینی برای پیمودن مسیر خود وضع کند، در تمام هستی برای انسان یک گزینه بیشتر باقی نمیماند: اینکه تعیینکننده آن هدف و وضعکننده آن قوانین، موجودی آشناتر از انسان به خودش، آگاهتر از انسان به نیازهایش، مشرفتر از انسان به جهانی که در آن میزید، داناتر از انسان به صلاحش، مهربانتر و دلسوزتر از انسان به خودش، و صالحتر از انسان برای تعیین سرنوشتش باشد.
آری! اگر کانت آزادی انسان را در رهایی از امیالش میداند، این آزادی تنها و تنها در سایه اطاعت از قوانین وضع شده توسط خالق انسان حاصل خواهد شد؛ و این همان آزادی است که نه غایت، که ابزار است: "آزادی برای" سعادت است و صرفا در سایه این آزادی است که سعادت ممکن است.
اما آیا انسانِ پیوسته در معرض انتخاب، میتواند به خالق مراجعه کند و هدفش را و قوانین حرکتش را نو به نو و همینجا و هماکنون از او بگیرد و مسیرش را به سمت سعادت طی کند؟ آری... میتواند! فلسفه انزال کتب و ارسال رسل همینجانست: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ.
میلاد رسول گرامی اسلام و فرزندشان حضرت امام صادق(ع) بر تمام آزادیخواهان جهان مبارک باد.
@syjebraily
Forwarded from حکمران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ را تقطیع و نقل قول از آقای گنجی را از آن حذف کردهاند و آن را در سطح وسیع منتشر کردهاند!
پیش از آنکه خناسان پروژه تخریب را به ثمر برسانند، گفتم از محتوای اصلی مطلع باشید!
جبرائیلی میگه «گنجی نوشته همتی به من گفت»، کلیپ رو تقطیع کردن شده «همتی به من گفت»!
✍🏻 صدرا
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
پیش از آنکه خناسان پروژه تخریب را به ثمر برسانند، گفتم از محتوای اصلی مطلع باشید!
جبرائیلی میگه «گنجی نوشته همتی به من گفت»، کلیپ رو تقطیع کردن شده «همتی به من گفت»!
✍🏻 صدرا
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
انقلاب اسلامی همچون پدیدهای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آمادهی تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان میدهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بیعمل میشمارد، امّا به هیچ بهانهای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمیگیرد. انقلاب اسلامی پس از نظامسازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمیشود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمیبیند، بلکه از نظریّهی نظام انقلابی تا ابد دفاع میکند| بیانیه گام دوم انقلاب
@syjebraily
@syjebraily
Forwarded from حکمران
تغییر استراتژی آمریکا در جنگ| گفتگوی دکتر سعید لیلاز و دکتر سید یاسر جبرائیلی
برنامه را از لینک زیر مشاهده کنید:
📺 youtu.be/7FOEA4MLR8A
@HokmranOnline
برنامه را از لینک زیر مشاهده کنید:
📺 youtu.be/7FOEA4MLR8A
@HokmranOnline
Forwarded from حکمران
گزارش تصویری| سخنرانی امشب دکتر جبرائیلی در جمع ملت مبعوث؛ میدان کاج تهران
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
Forwarded from حکمران
📑 سند| دستور شهید رئیسی روی بسته پیشنهادی دکتر جبرائیلی برای تثبیت نرخ ارز:
«موضوع بررسی و در ستاد اقتصادی دولت نهایی شود»
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
«موضوع بررسی و در ستاد اقتصادی دولت نهایی شود»
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
Forwarded from حکمران
سخنرانی مهم دکتر سید یاسر جبرائیلی در جمع پرشور مردم در میدان کاج سعادت آباد
📺 youtu.be/ufXhDRCHzdI
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
📺 youtu.be/ufXhDRCHzdI
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانم صادق مالواجرد، یک گزاره را پیوسته تکرار میکنند که اگر به مردم زمین بدهیم، برای آیندگان زمین نمیماند!
منظور از «اگر به هر خانواده ۴۰۰ متر زمین دهیم ایران گنجایش یک میلیارد جمعیت را دارد»، افزایش جمعیت به یک میلیارد نیست. رد این مدعاست که اگر امروز به مردم زمین بدهیم، برای آیندگان زمین نمیماند!
@syjebraily
منظور از «اگر به هر خانواده ۴۰۰ متر زمین دهیم ایران گنجایش یک میلیارد جمعیت را دارد»، افزایش جمعیت به یک میلیارد نیست. رد این مدعاست که اگر امروز به مردم زمین بدهیم، برای آیندگان زمین نمیماند!
@syjebraily