در کمتر از ۳ سال دولت #رییسی، دو #خیانت_مهیب توسط تندروها و #پایداریونِ نزدیک و همراهِ دولت، انجام شد که «اوّلی» شاید «نقطهی بازگشت» (با دو سه دهه زیان و عدمالنفع) داشته باشد، ولی «دوّمی» هرگز!
اول: عدم استفاده از فرصت نسبتاً منعطفی به نام #بایدن برای جمع کردن بساط تحریمها بود؛ که البته همان جماعتِ ایرانستیز، در یکسالِ پایانی دولت #روحانی هم اجازهی حل مسئله را در یکسال ابتدایی دولت بایدن ندادند؛ چندانکه در ۹۸ نیز، راه را بر توافق با ترامپ نیز، مسدود کردند.
دوم: باز کردن همهجانبه و عامدانهی مرزها به روی #افغانها برای ملتسازی/امتسازی و استفاده از جمعیت یک کشور کاملاً متفاوت از لحاظ فرهنگی جهت نیل به مقاصد پلشت سیاسی.
به زعم تئوریسینهای این مدل، «اکثریتِ ناراضیِ ایرانی» از چرخهی جمهوریتِ معیوب و ناقص، حذف شده و یک گروهِ غیر ایرانیِ ناآگاهتر، جای خالی آنها را پُر میکند؛ آنهم در ازای دریافتِ حقِ شهروندیِ آسان و امکاناتِ گسترده که یکهزارمش در خاک افغانستان، قابل شناسایی نیست!
براساسِ نظریهی خطرناک تندروها، پس از انتقال موفقیتآمیز افغانها، لااقل برای دو دهه، از شرِّ افکارعمومیِ مزاحم و پاپیچ خَلاصی یافته و در مقابل، افغانهای مهاجر و فاقد عرقِ وطندوستی، در برابر اقدامات مخربِ ایرانستیزانِ وطنی، ساکت و صامت نشسته یا به حامیان پروپاقرص آنها بدل میشدند.
بنابراین، میتوان با قاطعیت ادعا کرد که با وجود زاد و ولد متراکم و کثیرِ مهاجرین، بعید به نظر میآید که امکان ممانعت از سیل جمعیت و افزایش چشمگیرشان، ممکن باشد؛ این خیانت بزرگ و تاریخی، به نظر «قابل بازگشت» نخواهد بود.
مضحکتر آنکه در ماههای اخیر، «واحد فضای مجازی» این جریان ایرانستیز که رسوایی این اقدام ضدملّی را فهم کرده، نه تنها ورود عامدانهی افغانها به ایران را کار «دولت رییسی» نمیدانند، بلکه با جعل بلاهتبار تاریخ یکیدو سال گذشته، هشتگ #اخراج_افغانی_مطالبه_ملی که توسط مردم عادی «ترند» شده را نیز با پررویی، به نام خود ثبت کردهاند تا بدنامی چنین فاجعهی بزرگی، در آینده دامنگیرشان نشود.
_مصطفی فقیهی_
@tartori
اول: عدم استفاده از فرصت نسبتاً منعطفی به نام #بایدن برای جمع کردن بساط تحریمها بود؛ که البته همان جماعتِ ایرانستیز، در یکسالِ پایانی دولت #روحانی هم اجازهی حل مسئله را در یکسال ابتدایی دولت بایدن ندادند؛ چندانکه در ۹۸ نیز، راه را بر توافق با ترامپ نیز، مسدود کردند.
دوم: باز کردن همهجانبه و عامدانهی مرزها به روی #افغانها برای ملتسازی/امتسازی و استفاده از جمعیت یک کشور کاملاً متفاوت از لحاظ فرهنگی جهت نیل به مقاصد پلشت سیاسی.
به زعم تئوریسینهای این مدل، «اکثریتِ ناراضیِ ایرانی» از چرخهی جمهوریتِ معیوب و ناقص، حذف شده و یک گروهِ غیر ایرانیِ ناآگاهتر، جای خالی آنها را پُر میکند؛ آنهم در ازای دریافتِ حقِ شهروندیِ آسان و امکاناتِ گسترده که یکهزارمش در خاک افغانستان، قابل شناسایی نیست!
براساسِ نظریهی خطرناک تندروها، پس از انتقال موفقیتآمیز افغانها، لااقل برای دو دهه، از شرِّ افکارعمومیِ مزاحم و پاپیچ خَلاصی یافته و در مقابل، افغانهای مهاجر و فاقد عرقِ وطندوستی، در برابر اقدامات مخربِ ایرانستیزانِ وطنی، ساکت و صامت نشسته یا به حامیان پروپاقرص آنها بدل میشدند.
بنابراین، میتوان با قاطعیت ادعا کرد که با وجود زاد و ولد متراکم و کثیرِ مهاجرین، بعید به نظر میآید که امکان ممانعت از سیل جمعیت و افزایش چشمگیرشان، ممکن باشد؛ این خیانت بزرگ و تاریخی، به نظر «قابل بازگشت» نخواهد بود.
مضحکتر آنکه در ماههای اخیر، «واحد فضای مجازی» این جریان ایرانستیز که رسوایی این اقدام ضدملّی را فهم کرده، نه تنها ورود عامدانهی افغانها به ایران را کار «دولت رییسی» نمیدانند، بلکه با جعل بلاهتبار تاریخ یکیدو سال گذشته، هشتگ #اخراج_افغانی_مطالبه_ملی که توسط مردم عادی «ترند» شده را نیز با پررویی، به نام خود ثبت کردهاند تا بدنامی چنین فاجعهی بزرگی، در آینده دامنگیرشان نشود.
_مصطفی فقیهی_
@tartori
👍2🔥1🤔1