Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایلیا، پسر جاویدنام افسانه مهدینژاد:
«عاشق پلیسا بودم. دوست داشتم پلیس شم. پلیسا هم زدن مادرمو کشتن»
این حرفهای ایلیا، پسر دهساله جاویدنام افسانه مهدینژاد است؛ کودکى که در مراسم چهلم، کنار مزار مادرش، واژههایی را بر زبان میآورد که شنیدنشان دل هر انسانی را به درد میآورد.
اینها فقط گریههای یک کودک نیست؛ این کیفرخواست یک نسل علیه سیستم کشتار جمهوری اسلامی است.
ایلیا، یک کودک دهساله، در کنار مزار مادرش، حقیقتی را فریاد میزند که تمام دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی سالهاست با گلوله و دروغ پنهانش میکند: پلیس این حکومت، حافظ جان مردم نیست؛ ابزار مرگ است.
در ادامه، ویدئویی از سالهای گذشتهٔ افسانه مهدینژاد، در کنار همسر و فرزندش منتشر شده است؛ ویدئویی که در آن افسانه مهدینژاد میگوید:
افسانه مهدینژاد، ۳۵ ساله و مادر یک پسر ۹ ساله به نام ایلیا، ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات شهر رشت کشته شد.
در پایان سخن یکی از همراهان که خطاب به ماموران پلیس و سرکوب نوشته:
#افسانه_مهدی_نژاد
💸 tavaanatech
«عاشق پلیسا بودم. دوست داشتم پلیس شم. پلیسا هم زدن مادرمو کشتن»
«مادرم مرده»، «با یه تیر، کل زندگیم از هم پاشید به هم»، « سه نفر بودیم، یکیمون کم شد»، «میخواستم پلیس بشم، اما پلیسا هم زدن مادرمو کشتن»
این حرفهای ایلیا، پسر دهساله جاویدنام افسانه مهدینژاد است؛ کودکى که در مراسم چهلم، کنار مزار مادرش، واژههایی را بر زبان میآورد که شنیدنشان دل هر انسانی را به درد میآورد.
اینها فقط گریههای یک کودک نیست؛ این کیفرخواست یک نسل علیه سیستم کشتار جمهوری اسلامی است.
ایلیا، یک کودک دهساله، در کنار مزار مادرش، حقیقتی را فریاد میزند که تمام دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی سالهاست با گلوله و دروغ پنهانش میکند: پلیس این حکومت، حافظ جان مردم نیست؛ ابزار مرگ است.
در ادامه، ویدئویی از سالهای گذشتهٔ افسانه مهدینژاد، در کنار همسر و فرزندش منتشر شده است؛ ویدئویی که در آن افسانه مهدینژاد میگوید:
«سلام بر آینده خودمون در بیست سال دیگه، اگه همچین ویدئویی باشه، نگاه کنیم که ایلیا چقدر کوچیک بود، من چقدر جوان بود، ببینیم اصلا زنده هستیم....»
افسانه مهدینژاد، ۳۵ ساله و مادر یک پسر ۹ ساله به نام ایلیا، ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات شهر رشت کشته شد.
در پایان سخن یکی از همراهان که خطاب به ماموران پلیس و سرکوب نوشته:
«شما محافظ ملت نیستید؛ شما قاتلان رویاهای کودکان و جلادان این سرزمین هستید که نام پلیس را به لکه ننگی در تاریخ تبدیل کردید»
#افسانه_مهدی_نژاد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایلیا، پسر جاویدنام افسانه مهدینژاد:
«عاشق پلیسا بودم. دوست داشتم پلیس شم. پلیسا هم زدن مادرمو کشتن»
این حرفهای ایلیا، پسر دهساله جاویدنام افسانه مهدینژاد است؛ کودکى که در مراسم چهلم، کنار مزار مادرش، واژههایی را بر زبان میآورد که شنیدنشان دل هر انسانی را به درد میآورد.
اینها فقط گریههای یک کودک نیست؛ این کیفرخواست یک نسل علیه سیستم کشتار جمهوری اسلامی است.
ایلیا، یک کودک دهساله، در کنار مزار مادرش، حقیقتی را فریاد میزند که تمام دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی سالهاست با گلوله و دروغ پنهانش میکند: پلیس این حکومت، حافظ جان مردم نیست؛ ابزار مرگ است.
در ادامه، ویدئویی از سالهای گذشتهٔ افسانه مهدینژاد، در کنار همسر و فرزندش منتشر شده است؛ ویدئویی که در آن افسانه مهدینژاد میگوید:
افسانه مهدینژاد، ۳۵ ساله و مادر یک پسر ۹ ساله به نام ایلیا، ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات شهر رشت کشته شد.
در پایان سخن یکی از همراهان که خطاب به ماموران پلیس و سرکوب نوشته:
#افسانه_مهدی_نژاد
💸 tavaanatech
«عاشق پلیسا بودم. دوست داشتم پلیس شم. پلیسا هم زدن مادرمو کشتن»
«مادرم مرده»، «با یه تیر، کل زندگیم از هم پاشید به هم»، « سه نفر بودیم، یکیمون کم شد»، «میخواستم پلیس بشم، اما پلیسا هم زدن مادرمو کشتن»
این حرفهای ایلیا، پسر دهساله جاویدنام افسانه مهدینژاد است؛ کودکى که در مراسم چهلم، کنار مزار مادرش، واژههایی را بر زبان میآورد که شنیدنشان دل هر انسانی را به درد میآورد.
اینها فقط گریههای یک کودک نیست؛ این کیفرخواست یک نسل علیه سیستم کشتار جمهوری اسلامی است.
ایلیا، یک کودک دهساله، در کنار مزار مادرش، حقیقتی را فریاد میزند که تمام دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی سالهاست با گلوله و دروغ پنهانش میکند: پلیس این حکومت، حافظ جان مردم نیست؛ ابزار مرگ است.
در ادامه، ویدئویی از سالهای گذشتهٔ افسانه مهدینژاد، در کنار همسر و فرزندش منتشر شده است؛ ویدئویی که در آن افسانه مهدینژاد میگوید:
«سلام بر آینده خودمون در بیست سال دیگه، اگه همچین ویدئویی باشه، نگاه کنیم که ایلیا چقدر کوچیک بود، من چقدر جوان بود، ببینیم اصلا زنده هستیم....»
افسانه مهدینژاد، ۳۵ ساله و مادر یک پسر ۹ ساله به نام ایلیا، ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات شهر رشت کشته شد.
در پایان سخن یکی از همراهان که خطاب به ماموران پلیس و سرکوب نوشته:
«شما محافظ ملت نیستید؛ شما قاتلان رویاهای کودکان و جلادان این سرزمین هستید که نام پلیس را به لکه ننگی در تاریخ تبدیل کردید»
#افسانه_مهدی_نژاد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پسر جاویدنام افسانه رضویان در کنار مزار مادرش:
«تولدم بدون تو مبارک نیست»
بشار، فرزند افسانه رضویان، از جانباختگان دیماه ۱۴۰۴، همزمان با روز تولدش بر مزار مادر جاویدنامش حاضر شد و نوشت:
🔸افسانه رضویان شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ مقابل کلانتری چالوس و در پی شلیک گلوله جان خود را از دست داد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، او در همان روز و در جریان تجمع مقابل کلانتری چالوس هدف تیراندازی نیروهای امنیتی قرار گرفت و کشته شد.
در برخی گزارشها آمده است که پس از این حادثه، پیکر او در محل رها شد و به شهروندانی که برای انتقال آن اقدام کرده بودند نیز تیراندازی شده است.
◾️شبکههای اجتماعی امروز به یکی از مهمترین تریبونهای خانوادههای دادخواه و داغدار تبدیل شدهاند؛ فضایی که روایتهای شخصی آنان را از محدوده خانه و مزار فراتر میبرد و در برابر فراموشی قرار میدهد.
#افسانه_رضویان
💸 tavaanatech
«تولدم بدون تو مبارک نیست»
بشار، فرزند افسانه رضویان، از جانباختگان دیماه ۱۴۰۴، همزمان با روز تولدش بر مزار مادر جاویدنامش حاضر شد و نوشت:
«تولدم بدون تو مبارک نیست»
🔸افسانه رضویان شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ مقابل کلانتری چالوس و در پی شلیک گلوله جان خود را از دست داد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، او در همان روز و در جریان تجمع مقابل کلانتری چالوس هدف تیراندازی نیروهای امنیتی قرار گرفت و کشته شد.
در برخی گزارشها آمده است که پس از این حادثه، پیکر او در محل رها شد و به شهروندانی که برای انتقال آن اقدام کرده بودند نیز تیراندازی شده است.
◾️شبکههای اجتماعی امروز به یکی از مهمترین تریبونهای خانوادههای دادخواه و داغدار تبدیل شدهاند؛ فضایی که روایتهای شخصی آنان را از محدوده خانه و مزار فراتر میبرد و در برابر فراموشی قرار میدهد.
#افسانه_رضویان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعرخوانی پسر جاویدنام افسانه رضویان بر مزار مادرش
بشار، فرزند افسانه رضویان، از جانباختگان دیماه ۱۴۰۴، همزمان با روز تولدش بر مزار مادر جاویدنامش حاضر شد و نوشت:
«امسال شمع تولدمو با نبودت فوت کردم چون بهت قول دادم قوی باشم و به آرزوت برسونمت 💔🎂»
🔸افسانه رضویان شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ مقابل کلانتری چالوس و در پی شلیک گلوله جان خود را از دست داد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، او در همان روز و در جریان تجمع مقابل کلانتری چالوس هدف تیراندازی نیروهای امنیتی قرار گرفت و کشته شد.
◾️شبکههای اجتماعی امروز به یکی از مهمترین تریبونهای خانوادههای دادخواه و داغدار تبدیل شدهاند؛ فضایی که روایتهای شخصی آنان را از محدوده خانه و مزار فراتر میبرد و در برابر فراموشی قرار میدهد.
#افسانه_رضویان
💸 tavaanatech
بشار، فرزند افسانه رضویان، از جانباختگان دیماه ۱۴۰۴، همزمان با روز تولدش بر مزار مادر جاویدنامش حاضر شد و نوشت:
«امسال شمع تولدمو با نبودت فوت کردم چون بهت قول دادم قوی باشم و به آرزوت برسونمت 💔🎂»
🔸افسانه رضویان شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ مقابل کلانتری چالوس و در پی شلیک گلوله جان خود را از دست داد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، او در همان روز و در جریان تجمع مقابل کلانتری چالوس هدف تیراندازی نیروهای امنیتی قرار گرفت و کشته شد.
◾️شبکههای اجتماعی امروز به یکی از مهمترین تریبونهای خانوادههای دادخواه و داغدار تبدیل شدهاند؛ فضایی که روایتهای شخصی آنان را از محدوده خانه و مزار فراتر میبرد و در برابر فراموشی قرار میدهد.
#افسانه_رضویان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیانونوازی دختر افسانه محمدعلیزاده با دست تیرخورده، به یاد مادرش
نوشآفرين محيطيان، فرزند جاويدنام افسانه محمد عليزاده،، با دست و پایی که هنوز جراحت گلولههای جنگی در آن است، ملودی را برای مادرش مینوازد.
نوشآفرین با انتشار این ویدیو نوشته است:
«هر کدام مشعل خاموش نشدنی نام مادرم باشید.»
افسانه محمدعلیزاده، ۴۲ سال داشت. شب نوزدهم دی، کنار همسر و دخترش، سوار بر ماشین بود که نیروهای بسیج، ماشین خانوادگیشان را به رگبار بستند. گلوله به قلب افسانه نشست و او را همان لحظه از دختر و همسرش گرفت، درست همانطور که خودروی کیان پیرفلک را پیش از آن به رگبار بسته بودند.
نوشآفرین این دختر هنرمند و شجاع با پنج گلوله در دست و پا زنده ماند و پدرش هم با جراحتهای شدید سرانجام نجات یافت.
#افسانه_محمد_علیزاده
📱 tavaanatech
نوشآفرين محيطيان، فرزند جاويدنام افسانه محمد عليزاده،، با دست و پایی که هنوز جراحت گلولههای جنگی در آن است، ملودی را برای مادرش مینوازد.
نوشآفرین با انتشار این ویدیو نوشته است:
«هر کدام مشعل خاموش نشدنی نام مادرم باشید.»
افسانه محمدعلیزاده، ۴۲ سال داشت. شب نوزدهم دی، کنار همسر و دخترش، سوار بر ماشین بود که نیروهای بسیج، ماشین خانوادگیشان را به رگبار بستند. گلوله به قلب افسانه نشست و او را همان لحظه از دختر و همسرش گرفت، درست همانطور که خودروی کیان پیرفلک را پیش از آن به رگبار بسته بودند.
نوشآفرین این دختر هنرمند و شجاع با پنج گلوله در دست و پا زنده ماند و پدرش هم با جراحتهای شدید سرانجام نجات یافت.
#افسانه_محمد_علیزاده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM