آکادمی رواندرمانی
830 subscribers
11 photos
6 videos
25 files
107 links
Download Telegram
پژوهشی با شرکت یازده هزار رواندرمانگر (اورلینسکی و رونستاد، 2005) نشان داد 76 درصد این متخصصین دچار کمبود مهارت و اعتماد به نفس در حوزه‌هایی کلیدی‌اند: 1) توانایی انگیزه دادن به درمانجویان برای درگیر شدن فعالانه در فرایند درمانی، 2) فهمیدن فرایند لحظۀ به لحظۀ درمان و 3) دانستن این که کی و چگونه تکنیک‌های خاص را برای پرداختن به مشکلات و اهداف خاص به کار ببرند. شایان ذکر است حدود 47 درصد این درمانگران بسیار آموزش دیده بوده و تجربۀ بالایی داشتند. به گمان من این کمبود تسلط و شایستگی در نتایج ضعیف رواندرمانی و همچنین فرسودگی شغلی رواندرمانگران نقش دارد. با این حال، بنا به تجربۀ من وقتی درمانگران بیاموزند به شیوه‌ای مداخله کنند که به طور باثباتی تغییرات عمیق و پایدار به بار آورد، آنگاه در مورد حرفۀ خود مشتاق‌تر شده و نیروی خود را باز می‌یابند.
یازده هزار درمانگری که در مطالعۀ اورلینسکی و رونستاد (2005) حضور داشتند وضعیت حوزۀ کاری ما را به شکل‌های گوناگونی بازتاب می‌دهند. ما نظریه‌های پیچیده‌ای خلق کرده و حجم انبوهی از داده‌های تجربی دربارۀ فرایندها و نتایج رواندرمانی گرد هم آورده‌ایم. همزمان، کمبود توجه به پرورش مهارت‌های خاص و رشد شخصی رواندرمانگران شکافی در دانش ما به وجود آورده است. در نتیجه چنین کمبود توجهی، نتایج بالینی در 50 سال گذشته بهبود نیافته است (اکر، 2015).
منبع:
Coughlin, P. (2016). Maximizing effectiveness in dynamic psychotherapy. Routledge.
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
مثلث شایستگی در رواندرمانی
#رواندرمانگر_ممتاز (3)

رواندرمانگر ممتاز هنرمندی حرفه‌ای‌ست
پاتریشیا کاگلین
مترجم: علی فیضی
رواندرمانگران ممتاز در سه حوزۀ نظریه، پژوهش و تکنیک دانشمند و ماهرند. رواندرمانگرانی که این مهارت‌های فراشناختی را در خود پرورش می‌دهند به نظر می‌رسد که نتایجی بهتر از همکاران کمتر پرورش‌‌یافتۀ خود به دست می‌آورند (ومپولد، 2010، 2015). من این طبقه از دانش منسجم را مثلث شایستگی می‌نامم که در آن نظریه، تکنیک و پژوهش به شیوه‌ای متقابل به هم مربوطند. به علاوه درمانگران به شدت موثر می‌توانند این دانش و مهارت‌ها را با شخصیت و منش خود یکپارچه سازند. با دارا بودن مبنای نظری محکم برای کار، مهارت‌ها و مداخله‌های به خوبی بهبودیافته و پرورش مداوم خویشتن به عنوان یک انسان، می‌توانیم مهارت خود را بیشینه ساخته و به درمانجویان بیشتری کمک کنیم.
خبرگی در رواندرمانی شامل دانش مبنایی زیاد و تمرین عامدانه به همراه پیگیری و ارزیابی است تا عملکرد و نتیجۀ کار خود را ارزیابی کنیم. پژوهش‌ها (تریسی، ومپولد، لیختنبرگ و گودیر، 2014) نشان می‌دهد که خبرگان رواندرمانی این ویژگی‌ها را دارند: الف) توانایی ادراک الگوهای معنادار بزرگ؛ ب) سرعت و صحت بیشتر در پردازش اطلاعات؛ پ) (در قیاس با تازه‌کاران) توانایی دیدن و بازنمایی مشکل در سطحی‌ عمیق‌تر؛ ت) صرف زمان بیشتر برای فهمیدن یا تحلیل مشکلات؛ ث) مهارت‌های قوی‌تر نظارت بر خود. تمرین عامدانۀ این عوامل بایستی خبرگی را افزایش بدهد. اگر رواندرمانگران جلسات رواندرمانی خود را ضبط و مطالعه کنند و در پایان جلسات و زمان پیگیری نتایج جلسات از درمانجویان خود بازخورد دریافت کنند، شایستگی بالینی بایستی افزایش یابد.
مطالب زیادی دربارۀ علم و هنر رواندرمانی نوشته شده است (هافمن و وِینبرگر، 2006؛ شور، 2012؛ سولدز و مک‌کلو، 2000). دوست دارم پیشنهاد دهم که پرورش و بهبود «هنر ماهرانۀ» خود را مدنظر قرار دهیم. هنرمندی ماهرانه یکپارچه‌سازی عقل و قلب، علم و هنر و تکنیک و آزمودن است. سنت (2008) نشان داده است آنهایی که میزان بالایی از استادی در هنری خاص را دارا هستند خبرگی خود را در منطقۀ انتقالی مابین مساله‌یابی و حل مساله پرورش می‌دهند. چنین کاری نیازمند نگرشی حاکی از کنجکاوی، یادگیری فعال و آزمودن، به جای پاسخ‌های خشک یا وابسته به فرمول است. ایدۀ هنرمندی ماهرانه شامل خلق فرهنگ خبرگی و ممتازی است. در چنین فرهنگی «آرزوی کیفیت» به صورت ضمنی وجود دارد که هنرمند را برای بهبود و بهتر شدن به جای عادت کردن انگیزه‌مند می‌کند (سنت، 2008، ص.24). چنین آرزویی شامل یادگیری با انجام دادن، تلاش کردن و بعضی‌اوقات شکست خوردن، رشد از طریق چالش و عدم قطعیت، مشغول تمرین هدفمند شدن برای رفتن به فراسوی سطح کنونی شایستگی و بهبود دادن مداوم هنرمندی خود است.
#تمرین_عامدانه
#Deliberate_Practice

Coughlin, P. (2016). Maximizing effectiveness in dynamic psychotherapy. Routledge.

https://t.me/AcademyofPsychotherapy
عوامل درمانی در رواندرمانی
آکادمی رواندرمانی
عوامل درمانی در رواندرمانی
حقایقی دربارۀ رواندرمانی (1)
گردآوری و ترجمه: علی فیضی
1. پژوهش‌های چند دهۀ گذشته نشان داده است رواندرمانی برای جمعیت‎های گوناگون، افرادی با سن، جنسیت و تشخیص‌های متفاوت موثر بوده و اندازه اثری بین0.8تا 1.2دارد (آسای، لمبرت، 19999، لمبرت و اگلز، 2004؛ اسمیت و گلس، 1977؛ اسمیت، گلس و میلر، 1980؛ ومپولد، 2001). اندازه اثر به معنای میزان تغییر (بر اساس انحراف معیار) قابل انتساب به رواندرمانی در مقایسه با افراد درمان نشده یا مقایسۀ وضعیت قبل از رواندرمانی و بعد از رواندرمانی افراد است.
2. سود رواندرمانی از هزینه‌اش بیشتر است؛ به این معنا که کاربرد این شیوۀ درمانی می‌تواند مدت زمان بستری شدن، ملاقات با پزشکان ارائۀ‌دهندۀ مراقبت اولیه، استفاده از دارو، مراقبت شدن از سوی خویشاوندان و مصرف خدمات مراقبت سلامت عمومی را 60 الی 90 درصد کاهش بدهد (گیلز، لمبرت و هچ، 1999؛ کرفت، پوشن، لمبرت و کوردی، 2006).
3. رواندرمانی تا حد زیادی به خاطر عوامل عمومی موثر واقع می‌شود. این عوامل از طریق تعامل‌های بین رواندرمانگران و مراجعین به نسبت‌های گوناگونی خود را نشان می‌دهند. علی‌رغم تلاش برای شناسایی مولفه‌های خاص در رواندرمانی، پژوهش‌های مکرر نشان داده است گروهی اساسی از عوامل درمانی عمومی -نامربوط به یک رویکرد یا الگوی رواندرمانی خاص- مسئول نتایج موفق‌اند (هابل، دانکن، میلر، 1999؛ لمبرت، 1992؛ لمبرت، شاپیرو و برگین، 1986). عوامل درمانی را می‌توان هر عاملی شمرد که منجر به رواندرمانی موفق می‌شود. شایان ذکر است این عوامل نامتغیر، نسبتاً ثابت یا صرفا اضافی نیستند؛ بلکه جازی و پویا هستند. نقش و میزان تاثیری که هرکدام از عوامل بر نتیجۀ درمان می‌گذارند وابسته به این عوامل است: بافتار و مخصوصاٌ کسانی که درگیر آن هستند، آنچه بین رواندرمانگر و درمانجو روی می‌دهد؛ زمان و جایی که تعامل رواندرمانی رخ می‌دهد و در نهایت دیدگاه کسانی که این عوامل را در نظر می‌گیرند. شکل 1 بازنمایی تصویری از این عوامل است که پژوهش‌ها نشان داده عوامل اثرگذار در نتایج رواندرمانی‌اند.
عوامل درمانی را می‌توان به دو دستۀ 1) عوامل فرادرمانی یا آنچه به درمانجو مربوط است و 2) عوامل مخصوص رواندرمانی تقسیم کرد. در مطالب بعدی این دو دسته را با جزئیات بیشتری بررسی خواهیم کرد.
حقایقی دربارۀ رواندرمانی (2)
گردآوری و ترجمه: علی فیضی
عوامل درمانی شامل این موارد می‌شوند:
1. عوامل فرادرمانی و متعلق به درمانجو. این عوامل شامل آمادگی درمانجو برای تغییر، توانمندی‌ها، منابع، سطح عملکرد قبل از درمان (عملکرد پیش از اختلال)، سیستم‌های حمایت اجتماعی، جایگاه اجتماعی-اقتصادی و رویدادهای زندگی می‌شود (هابل و همکاران، 2010). تخمین زده شده است که عوامل فرادرمانی و متعلق به درمانجو 80 الی 87 درصد پراکنش نمرات بین درمانجویان درمان‌شده و درمان‌نشده را تبیین می‌کند (به عنوان ومپولد، 2001 را مطالعه کنید). بخش زیادی از این پراکنش به خطای آماری کلی قابل انتساب است؛ متغیرهای تاثیرگذار تبیین‌نشده، کنترل‌نشده یا ناشناخته که شامل نقایص و خطاهای رایج و گریزناپذیر روش‌شناسی و سنجش تجربی می‌شود. برخی از این متغیرها چیزهایی‌اند که درمانجویان به رواندرمانی می‌آورند، شرایط و رویدادهایی که حین رواندرمانی در زندگی آنها روی می‌دهد و به بهبودی کمک می‌کند یا مانعش می‌شود.
2. اثرات رواندرمانی. این اثرات طبقۀ گسترده‌ای از عوامل را شامل می‌شود که پژوهشگران آنها را با پیامد رواندرمانی مرتبط می‌دانند. تخمین زده شده است که رواندرمانی 13 الی 20 درصد پراکنش پیامد کلی درمان را تبیین می‌کند. اثرات رواندرمانی عبارتند از:
الف. اثرات رواندرمانگر: پژوهش‌ها نشان می‌دهد آن «فردی» که رواندرمانی را ارائه می‌دهد یکی از عوامل تعیین‌کنندۀ نتیجۀ درمان است. پژوهش‌ها متعددی نشان داده‌اند که برخی روان‌درمانگران نسبت به برخی دیگر موثرترند (به عنوان مثال لمبرت، جونز و مینامی، 2005؛ لوبورسکی و همکاران، 1986؛ ومپولد و براون، 2005). رواندرمانگران «بهتر»، روابط بهتری با دستۀ گسترده‌ای از درمانجویان برقرار می‌کنند. در واقع 97 درصد تفاوت بین نتایجی که درمانگران به دست می‌آورند به تفاوت آنها در شکل‌دهی به روابط درمانی قابل انتساب است (بالدوین، ومپولد و ایمل، 2007). بر عکس این مورد، دیگر ویژگی‌های درمانگران تاثیر کمی بر نتیجۀ درمان دارد یا هیچ تاثیری ندارد. از جمۀ این ویژگی‌ها می‌توان به سن، جنسیت، میزان تجربۀ رواندرمانی، رشته و مدرک حرفه‌ای، میزان آموزش، مجوز رواندرمانی، رویکرد نظری، میزان دریافت نظارت بالینی یا رواندرمانی فردی و استفاده از روش‌های مبتنی بر شواهد اشاره کرد.
ب. اثرات اتحاد درمانی: میزان تغییری که به کیفیت رابطۀ روان‌درمانگر و درمانجو قابل انتساب است به علت اتحاد درمانی روی می‌دهد. در اصل، اتحاد درمانی به خاطر درگیر کردن درمانجو در فرایند رواندرمانی، موثر واقع می‌شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهد سطح درگیری درمانجو قوی‌ترین پیش‌بینی‌کنندۀ تغییر در رواندرمانی است.
پ. اثرات انتظار، دارونما و تبعیت: این عوامل به انتظارات و باورهای مربوط به رواندرمانی و اثرات بالقوۀ آن در درمانجو و رواندرمانگر مرتبط است. برای درمانجو این تاثیرات به امیدوار شدن و انتظار ویژگی‌های شفابخش رواندرمانی را کشیدن و مخصوصاً به باور و اعتقاد او به رواندرمانگر و درمانی که ارائه می‌دهد مربوط است (مجموعۀ این عوامل به عنوان «اثر دارونما» شناخته می‌شود). در مورد درمانگر این عوامل شامل انتظارات مثبت او، باورش به درمان به عنوان چیزی کاربردی و باور به رویکرد و روش‌هایی که به کار می‌برد و تبعیت از اینها است.
ت. اثرات مدل درمانی/تکنیک‌ها: همۀ رواندرمانی‌ها روش‌هایی –آیین‌های شفابخشی- دارند که تاثیرگذاری آنها به ترجیحات و انتظارات درمانجو و فعال‌سازی عواملی نظیر اثر دارونما و امیدواری برای تسریع بهبودی وابسته است. مدل‌ها و تکنیک‌ها وقتی به بهترین شکل کار می‌کنند که درمانجو و درمانگر را درگیر کرده و به آنها الهام می‌بخشند و ساختاری برای درمان فراهم می‌کنند. مطالعات نشان داده‌اند که کمبود ساختار و تمرکز در درمان پیش‌بینی‌کننده‌های خوبی برای نتیجۀ منفی رواندرمانی‌اند (به عنوان مثال لمبرت و برگین، 1994؛ مول، 1995؛ ساچز، 1983).
شواهد کنونی نشان می‌دهد که رواندرمانی به رفع نشانه‌ها و بهبود عملکرد درمانجو منجر می‌شود. فایدۀ این مداخله به نیز هزینه‌اش می‌چربد. با تثبیت اثربخشی و مفید بودن رواندرمانی می‌توانیم سوالات ضروری دیگری را بپرسیم: «چه چیزی در رواندرمانی موثر نیست؟» و اگر ایجابی‌تر بپرسیم: «چه چیزی در رواندرمانی موثر است؟» .

https://t.me/AcademyofPsychotherapy
چطور مهارت بالینی خود را -بدون هدر دادن پول و زمان- افزایش دهید؟
ترجمه و تالیف: علی فیضی
دوست دارید مهارت‌های خود را در زمینۀ رواندرمانی افزایش بدهید؟ به نظرتان کدام یک از گزینه‌های زیر می‌تواند بهترین انتخاب باشد؟
الف. در یک کارگاه دو یا سه روزه شرکت کنید.
ب. در یک رویکرد درمانی خاص از یک متخصص شناخته‌شده نظارت بالینی سنتی (سوپرویژن) دریافت کنید، یعنی گزارشی از درمانجو/درمانجویان خود به او ارائه داده و راهنمایی‌های برای بهتر کار کردن از او دریافت کنید.
پ. یک کتاب راهنمای درمانی یا دسته‌ای از مقالات مطالعۀ موردی را بخوانید.
ت. ورزش آیروبیک انجام بدهید یا چرت بزنید.
اگر گزینه‌های الف، ب یا پ را انتخاب می‌کنید پس به دنیای عملکرد متوسط یا یا متوسط به پایین خوش آمدید. شواهدی پژوهشی وجود دارند که نشان می‌دهند که متاسفانه آموزش حرفه‌ای رایج و معمول –حتی در کشورهای جهان اول- منجر به افزایش مهارت بالینی چشمگیری نمی‌شود (نیمن، نفزیگر، اسمیت، 2011؛ اتکینز و کریستینسن، 2001).
در مورد نظارت بالینی چطور؟ اوضاع خیلی بهتر نیست و شواهد کمی مبنی بر اثربخشی نظارت بالینی وجود دارد (هالت و همکاران، 2015). حتی اگر کمی بیشتر در این مورد جستجو کنیم بعضی حقایق ناخوشایند خودشان را نشان می‌دهند. مثلا در یک مطالعه در آمریکا (الیس، 2013) معلوم شد از 363 درمانگری که نظارت بالینی دریافت می‌کردند 93 درصد ایشان آنچه دریافت می‌کردند ناکافی بود و 35 درصد نظارت بالینی آسیب‌زایی دریافت می‌کردند. یکی از جدیدترین مطالعاتی هم که دربارۀ ارتباط نظارت بالینی و اثربخشی درمانگر در حوزۀ درمان‌های شناختی رفتاری انجام شده نشان می‌دهد که دریافت نظارت بالینی به شایستگی مهارتی درمانگر منجر می‌شود اما بر اثربخشی بیشتر کار او بر درمانجو تاثیری ندارد (آلفونسون و همکاران، 2018). آخرین مطالعه‌ای هم که دربارۀ ارتباط نظارت بالینی و اثربخشی بیشتر درمانگر انجام شده (لینس و همکاران، 2018) بین نظارت بالینی و اثربخشی بیشتر درمانگر ارتباط مثبتی یافته است اما دو نکتۀ اساسی وجود دارد که بهتر است در نظر بگیریم: اولا نظارت بالینی به صورت گروهی و فردی بوده ، دوما طولانی بوده (حدود 70 ساعت) و سوما مبتنی بر بازخورد دادن بر اساس نسخۀ ضبط‌شدۀ جلسات بوده است؛ یعنی فرایندی متفاوت از آنچه نظارت بالینی سنتی ارائه می‌دهد. البته این مطالعه مبتلا به ضعفی اساسی است و آن نبود گروه کنترل است که نتیجه‌گیری در مورد اثربخشی منحصر به فرد نظارت بالینی بر اثربخشی روان‌درمانگر را با دشواری روبه‌رو می‌کند.
البته از طرف دیگر یافته‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد انجام ورزش آیروبیک یا چرت زدن نیمروزه برای انجام تکالیف پیچیدۀ شناختی و افزایش ظرفیت یادگیری مفیدند (هسو و همکاران، 2018، واکر و استیک‌گولد، 2004). دارید نتیجه می‌گیرید که گزینۀ خوابیدن و ورزش کردن از همه بهتر است؟ صبر کنید! خوشبختانه هنوز می‌توان به افزایش یادگیری از طریق آموزش و نظارت بالینی امیدوار بود. اگر آموزش و نظارت حاوی مولفۀ مهمی به نام یادگیری و #تمرین_عامدانه باشد می‌توان به تسلط بلکه استادی در مهارت‌های بالینی امیدوار بود. نقش تمرین عامدانه در رسیدن به تسلط بر مهارت در حرفه‌های گوناگونی از شطرنج گرفته تا موسیقی شناخته شده است و خوشبختانه بررسی سودمندی این روش در رواندرمانی نیز مورد توجه قرار گرفته است (چاو و همکاران، 2015)؛ آنچنان که یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد میزان تجربه، جنسیت، حرفه، صلاحیت کسب شده، تعداد مراجع، میزان یکپارچگی نظری، هیچ کدام پیش‌بینی‌کنندۀ موفقیت درمانگر بر اساس گزاش مراجعان نیستند و همراستا با یافته‌های پژوهشی در انواع حرفه‌ها و مهارت‌های گوناگون، در مورد موفقیت در رواندرمانی نیز آنچه پیش‌بینی‌ کننده است مقدار زمانی است که درمانگر صرف بهبود مهارت‌های درمانی خود به شکل تمرین عامدانه می‌کند. مطالعۀ دیگری نیز نشان داده است که بهبود مهارت‌های بالینی درمانگر مشروط به دو نکته است: یکی این که به صورت منظمی بر نتایج کار خود به صورت جلسه به جلسه نظارت کند و دیگر این که بر اساس بازخوردهایی که از این طریق و نیز یک یا چند مشاور ماهر می‌گیرد برای بهبود مهارت‌های خود دست به تمرین عامدانه بزند . (گولدبرگ و همکاران، 2016). حال بیایید به این بپردازیم که تمرین عامدانه چیست. در این متن صرفا به مولفه‌های تمرین عامدانه می‌پردازم و امیدوارم در نوشته‌های بعدی کاربرد عملی تمرین عامدانه برای بهبود مهارت رواندرمانی را توضیح دهم. تمرین عامدانه شامل پنج مولفۀ مهم (اریکسون و همکاران، 2018) است:
1. مشاهدۀ عملکرد خود
2. بارخورد گرفتن از عملکرد خود
3. تشخیص خرده‌مهارت‌های خاص
4. تمرین مکرر آن مهارت‌ها
5. ارزیابی نتایج عملکرد خود
منابع:
✅Nyman, S. J., Nafziger, M. A., & Smith, T. B. (2010). Client outcomes across counselor training level within a multitiered supervision model. Journal of Counseling & Development, 88(2), 204-209.
✅Atkins, D. C., & Christensen, A. (2001). Is professional training worth the bother? A review of the impact of psychotherapy training on client outcome. Australian Psychologist, 36(2), 122-130.
✅Holt, H., Beutler, L. E., Kimpara, S., Macias, S., Haug, N. A., Shiloff, N., ... & Stein, M. (2015). Evidence-based supervision: Tracking outcome and teaching principles of change in clinical supervision to bring science to integrative practice. Psychotherapy, 52(2), 185.
✅Ellis, M. V., Berger, L., Hanus, A. E., Ayala, E. E., Swords, B. A., & Siembor, M. (2014). Inadequate and harmful clinical supervision: Testing a revised framework and assessing occurrence. The Counseling Psychologist, 42(4), 434-472.
✅Alfonsson, S., Parling, T., Spännargård, Å., Andersson, G., & Lundgren, T. (2018). The effects of clinical supervision on supervisees and patients in cognitive behavioral therapy: a systematic review. Cognitive behaviour therapy, 47(3), 206-228.
✅Liness, S., Beale, S., Lea, S., Byrne, S., Hirsch, C. R., & Clark, D. M. (2018). The Sustained Effects of CBT Training on Therapist Competence and Patient Outcomes. Cognitive Therapy and Research, 1-11.
✅Hsu, C. L., Best, J. R., Davis, J. C., Nagamatsu, L. S., Wang, S., Boyd, L. A., ... & Liu-Ambrose, T. (2018). Aerobic exercise promotes executive functions and impacts functional neural activity among older adults with vascular cognitive impairment. Br J Sports Med, 52(3), 184-191.
✅Walker, M. P., & Stickgold, R. (2004). Sleep-dependent learning and memory consolidation. Neuron, 44(1), 121-133.
✅Chow, D. L., Miller, S. D., Seidel, J. A., Kane, R. T., Thornton, J. A., & Andrews, W. P. (2015). The role of deliberate practice in the development of highly effective psychotherapists. Psychotherapy, 52(3), 337.
✅Ericsson, K. A., Hoffman, R. R., Kozbelt, A., & Williams, A. M. (Eds.). (2018). The Cambridge handbook of expertise and expert performance. Cambridge University Press.
✅Goldberg, S. B., Babins-Wagner, R., Rousmaniere, T., Berzins, S., Hoyt, W. T., Whipple, J. L., ... & Wampold, B. E. (2016). Creating a climate for therapist improvement: A case study of an agency focused on outcomes and deliberate practice. Psychotherapy, 53(3), 367.
✅تمرین عامدانه چیست و چگونه می توان از آن برای یافتن جاری شدن و بهبود در هر مهارتی -از جمله مهارت‌های رواندرمانی- بهره گرفت؟ (بخش اول)
چه چیزی یک ورزشکار خوب را از کسی که برندۀ مدال المپیک می شود، متمایز می کند؟ یا یک نویسندۀ متوسط را از یک نویسندۀ برتر که پرفروش‌ترین کتاب را در وبگاه نیویورک تایمز به خود اختصاص می دهد؟ استعداد خام ، بله البته! اما دانشمندان هرچه بیشتر و بیشتر جستجو کرده اند به این موضوع دست یافته اند که می‌شود علت تمامی آنها را در یک روش ساده جمع کرد و آن همان #تمرین_عامدانه است.
این روش را اندرس اریکسون ، استاد روانشناسی ایالت فلوریدا و نویسندۀ کتابِ Peak: Secrets from the New Science of Expertise ابداع کرده است. تمرین عامدانه فرآیندی است که شامل کاری ویژه، هدفمند و در مسیری مدبرانه برای بهبود هر مهارتی می‌شود.
این مفهومی است که تقریبا در مورد هر چیزی که می توانید تصور کنید کاربرد دارد و توسط هر کسی اعم از موسیقی‌دان های مشهور تا دارندگان رکورد در کتاب رکوردهای گینس و نگهدارندگان آن برای بهترین شدن در مهارت‌هایشان استفاده شده است.
خب با این اوصاف، تمرین عامدانه چیست؟ و چطور می توانید از آن برای بهتر شدن مهارت‌های شغلی، عادات و علایق خودتان بهره بگیرید؟

بسیاری از ما زمانی که تلاش می‌کنیم مهارت‌هایمان را بهبود ببخشیم کجای کار دچار اشتباه می‌شویم ؟
برای شروع بهتر است به این موضوع بیندیشم که بیشتر افراد چطور به تمرین مهارت‌هایشان می‌پردازند.
هر زمان که می‌خواهیم مهارت جدیدی یاد بگیریم و خودمان را ارتقا دهیم، چه آن فعالیت یا مهارت رانندگی کردن باشد یا نواختن یک آلت موسیقی یا استاد شدن در برخی بخش‌های جدید یک نرم افزار، بسیاری از ما از همیشه از الگوی مشابهی پیروی می‌کنیم.
ما به عنوان مبتدی آغاز می‌کنیم. هر چیزی نو و ترسناک است و همچنان که برای فهمیدن اصول آن چیز به سختی کار و تلاش می‌کنیم مغزمان بطور طبیعی وسواس دارد که تمامی جزئیات را بداند .
با این وجود همچنان که پیش می رویم (خواه یاد گرفتن چیزی از دوست یا مربی‌مان باشد و خواه تماشای یک فیلم آموزشی) آن ترس اولیه را پشت سر می‌گذاریم. اکنون به اندازۀ کافی خوب هستیم که از این تکانه‌ها بگذریم و حرکت‌های اساسی را چندین و چند بار انجام دهیم تا این حرکات و اعمال خودبه‌خود انجام شوند.
سرانجام به نقطه‌ای می‌رسیم که مهارت‌هایمان به اندازۀ کافی خوب هستند. کاری را می‌توانیم انجام دهیم که برای آن هدفگذاری کرده و آن را آغاز کرده بودیم. و این جایی است که به وضعیت ثابتی از بهبود می‌رسد. از این نقطه نظر، هیچ تمرین مازادی از طریق هدفگذاری‌ها موجب بهتر شدن نخواهد شد. برای بیشتر مردم این خوب است. اما اگر می‌خواهید استاد و حرفه‌ای باشید نیاز دارید از این مرحله بگذرید.
همانطور که آقای اریکسون در کتاب Peak توضیح می‌دهد:
"ما گمان می‌کنیم راننده‌ای که 20 سال رانندگی کرده باشد باید بهتر از راننده‌‌ای باشد که 5 سال تجربه دارد.... اما اینطور نیست"

همچنان که پژوهش‌ها همراستا با این نظر نشان می‌دهند اگر یکبار به سطح قابل قبولی برسیم و همواره این کار را به آسانی انجام دهیم، تمرین اضافی برای چند سال دیگر هم نمی‌تواند منجر به بهبود مهارت شود. در واقع کسی که کار مشابهی را برای یک دورۀ 20 ساله انجام می‌دهد احتمالاً به دلیل زوال تدریجی (آموزشی) مهارتش بدتر هم می‌شود. اما انجام دادن این توصیه مبنی بر اینکه «از این ذهنیت بیرون بایید» بسیار سخت‌تر از شنیدن آن است. مغز انسان جوری سیم کشی شده که رفتارهای تکراری را به عادت بدل کند. هر کاری را که بیشتر انجام دهید بیشتر امکان دارد آن رفتار خودبه‌خودی انجام شود.
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
آکادمی رواندرمانی
✅تمرین عامدانه چیست و چگونه می توان از آن برای یافتن جاری شدن و بهبود در هر مهارتی -از جمله مهارت‌های رواندرمانی- بهره گرفت؟ (بخش اول) چه چیزی یک ورزشکار خوب را از کسی که برندۀ مدال المپیک می شود، متمایز می کند؟ یا یک نویسندۀ متوسط را از یک نویسندۀ برتر…
معنای «جاری شدن» چیست؟
یک وضعیت روانی که فرد بطور کامل تمام قوا و حواس خود را روی یک نقطه متمرکز می کند و از تمام نیرو و انرژی خود در جهت آن هدف استفاده می کند بی آنکه نگران نتیجه نهایی کار باشد.
❇️تمرین عامدانه چیست و چرا بازخورد، راز موفقیت آن است؟ (بخش دوم)

زمانی که به سطح رضایت‌بخشی رسیدید و خواستید مسیر بهبود و ارتقا را ادامه دهید چکار می‌کنید؟ این همان جایی است که تمرین عامدانه بسیار اهمیت پیدا می‌کند. تفاوت میان تمرین‌های تکراری خودبه‌خودی و تمرین عامدانه‌ای که هدفمندی بیشتری دارد در این جمله خلاصه می‌شود که «بدانید کجا نیاز به بهتر شدن و بهبود یافتن دارید و به شدت روی همان ناحیه تمرکز کنید تا بهتر شوید.»
تمرین عامدانه شیوه‌های ویژه و روشمندی برای بهبود مهارت را در بر می‌گیرد که با گذشت زمان، مهارتی را بهتر کنیم و صرفاً به معنای انجام دادن دوباره و دوباره و دوبارۀ فعالیتی یکسان نیست. شاه کلید موضوع این است که بدانید در چه محدوده‌ای و در کدام حوزه باید توجه و صرف وقت بیشتری نشان دهید و این نیاز دارد تا بازخوردی وجود داشته باشد، که آقای اریکسون آن را اینگونه توضح می‌دهد:
"تمرین هدفمند تماماً به این موضوع اشاره دارد که گام‌های کوچک کودکانه بردارید تا به هدفی بسیار دور و دراز برسید".
بازخورد به شما می‌گوید چه قدم‌هایی باید بردارید. مثل فرآیند وارد شدن به حالت جاری شدن تمرین عامدانه به بازخورد مستمر و توانایی تنظیم آنچه در حال انجام دادن آن هستید نیاز دارد. فرض کنید بوکسوری حرفه‌ای که با یک مربی کار می‌کند مشتی پس از مشت دیگر پرتاب می‌کند در حالی که آنها موقعیت بازوی او را کمی دستکاری می‌کنند. این وضعیت را مقایسه کنید با محیط کاری پیشرفته‌ای که اگر شانس بیاوریم بازخوردی از توانایی‌هایمان را یکبار در سال و در طول مرور عملکرد خواهیم گرفت.

✅6 گام برای آغاز به کار بردن تمرین عامدانه در زندگی

تعداد معدودی از ما فرصت این را به دست می‌آوریم که با کسی کار کنیم که مستقیماً مهارت‌های کاری را که باید انجام دهیم به ما بیاموزد (و به شخصه فکر نمی‌کنم که وقتی دارم تایپ می‌کنم بخواهم کسی روی شانه‌هایم باشد و به من بگوید آنچه انجام می‌دهم اشتباه است.)
اما اگر هنوز بتوانیم برخی شیوه های تمرین عامدانۀ دقیق را برای مهارت‌های کاری‌مان استفاده کنیم چه؟
تمرین عامدانه روشی سحرآمیز نیست که در یک لحظه (مهارت‌های) شما را بهتر کند. در واقع این عبارت اسم مناسبی برای اشاره به این فرایند است: «عامدانه و به به شیوه‌ای هدفمند به شدت کار و تمرین کردن.» اما گفتن آن آسانتر از انجام دادنش است.
تمرین عامدانه تمرکز و انگیزش را به کار می‌گیرد. با این روش یاد می‌گیرید چگونه کنترل وقت خود را به دست بگیرید و بیشتر تمرکز داشته باشید.
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
“I always wanted to be someone. Now I think I should have been more specific.”

~Comedian Lily Tomlin
✅تمرین عامدانه چیست و چگونه می توان از آن برای یافتن جاری شدن و بهبود در هر مهارتی -از جمله مهارت‌های رواندرمانی- بهره گرفت؟ (بخش سوم)
1️⃣ آنچه به شما انگیزه می‌دهد را پیدا کنید
در صورتی که هیچ علاقه‌ای به یک مهارت نداشته باشید غیر ممکن است که آن را بهبود ببخشید. همانطور که شاید تصورش را بکنید، انگیزه نقش بسیار بزرگی در تمامی جنبه‌های تمرین عامدانه ایفا می‌کند. زمانی که به ثبات در مهارت‌هایتان می‌رسید نیاز دارید بدانید چرا ادامه دادن آن برای شما مهم است و چرا می‌خواهید از حدمتوسط بالاتر باشید. انگیزه برای هر فرد متفاوت است. ام زمانی که حس می‌کنید احساسات‌تان فروکش کرده است چیزهای ویژه‌ای وجود دارد که می‌توانید از آنها برای کمک به انگیز‌مند شدن خودتان استفاده کنید. اول از همه آنکه جلسۀ تمرین خودتان را پیرامون غرور اصیلی برای پیش بردن آنچه در حال ساختن آن و کاری که در حال انجام دادنش هستید شکل بدهید؛ مثلاً قبل و بعد از تمرین و حتی در حین انجام دادن به یاد خود بیاورید که این تلاش به کدام ارزش‌ها و اهداف ارزشمند زندگی شما مربوط است. با توجه به نظر جسیکا تریسی -روانشناس در دانشگاه بریتیش کلمبیا و نویسندۀ Take Pride- زمانی که احساس غرور اصیلی دارید (مثلاً غرور به خاطر کارهای خودمان و نه آن غروری که از تحسین بیرونی حاصل می‌شود)، همان احساس غرور می تواند انگیزۀ شما را برای کار سخت زنده نگه دارد. اگر کارآمد نبود سعی کنید عملکرد گذشته‌تان را به خود یادآوری کنید (سخن بگویید و بنویسید). بعضی یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد شرکت کنندگانی که انجام دادن کاری دشوار در گذشته را یادآوری کردند انگیزۀ بیشتری برای انجام دادن آن در آینده داشتند حتی اگر این یادآوری حاوی نکات منفی بود.
2️⃣ هدف‌های ویژه و قابل اندازه‌گیری تعریف کنید
هر زمانی که هدفی تعیین می‌کنید، مهم است که آنها را به بخش‌های کوچک و قابل اجرا تقسیم کنید. و هیچ جایی بهتر از تمرین عامدانه نیست که بتوانید آن را به خوبی انجام دهید. همانطور که آقای اریکسون در کتاب Peak می‌نویسد:
"موضوع کلیدی، به دست آوردن هدف کلی (بهتر شدن) و تبدیل آن به شکل ویژه‌ای (خرده اهداف مرتبط با هم) است که بتوانید باپیش بینی واقع گرایانه‌ای دربارۀ بهبود یافتن، برای رسیدن به آنها تلاش کنید."
چند نکتۀ موثر اینجا وجود دارد. نخست، تنظیم کردن هدف‌های کوچکتر است؛ یعنی بدانید دقیقاً چه کار باید بکنید (مانند افزایش مهارت در گوش دادن فعال یا همدلی یا بازتاب دادن یا تایید کردن). اما در این بین داشتن هدف‌های کوچک، آنچه که خودکارآمدی می‌نامیم را افزایش می‌دهد؛ به این معنا که هر چه بیشتر تمرین کنید بیشتر هم اعتماد به نفس پیدا می‌کنید یکی از روش‌های موثر انجام دادن تمرین در چند مرحله است. این کار را با تبدیل هدف‌های مبهم به نقاط عطف ملموس شروع کنید. شاید می‌خواهید «در برقراری ارتباط درمانی بهتر شوید» اما این چه معنایی دارد؟ آیا نقاط عطف اختصاصی ملموسی می‌توانید تعریف کنید به شما نشان خواهد داد که به آن هدف/اهداف دست یافته‌اید؟
همین که نقاط عطف را مشخص کردید برای رسیدن به آنها زمان‌های نهایی -مثلا 3، 6 یا 12 ماهه- در نظر بگیرید. اکنون یک گام بیشتر بردارید. نیاز دارم چه کارهایی را انجام دهم تا به آن اهداف مشخص برسم؟ با صرف زمان و تلاش فراوان می‌توانید اهداف خودتان را به مراحلی تقسیم کنید که دقیقاً می دانید چه نیازی به توجه‌تان دارند و چگونه می‌توانید آنها را در برنامۀ روزانۀ خود بگنجانید.

3️⃣یک ساعت در روز را برای تمرین شدید اختصاص دهید
حالا می‌رویم سراغ جنبه‌های کاربردی تمرین عامدانه. نخست، چه زمانی باید آن را انجام دهید؟
شاید فکر کنید که نیاز دارید هر رروز بخش‌های بزرگی از زمان را کنار بگذارید تا نتایج (مفید) را ببینید، اما چنین نیست. در واقع بیشتر مطالعات موافق این هستند که موفقیت در تمرین عامدانه، بیشتر از شدت تمرینات متاثر است تا مدت زمان آن. زمانی که مایکل سایمونس به برنامه‌های روزانۀ مختلف انسانها از اوپرا وینفری گرفته تا بیل گیتس ، با دقت نگاه کرد مشابهت اعجاب انگیزی را دریافت و آن این بود که: تمامی آنها یک ساعت از روز (یا 5 ساعت در هفته) را به شکلی از تمرین عامدانه اختصاص می‌دهند. شما هم به بیشتر از این مقدار نیازی ندارید (و حتی می‌توانید در صورت نیاز بخش‌های کوچکتری از زمان را استفاده کنید). تلاش کنید زمانی را در طول روز بیابید که بیشترین مقدار انرژی را دارید و همان زمان را برای درگیر شدن ذهن و جسمتان با تمرین عامدانه در نظر بگیرید. پیشنهاد ما چه هست؟ تمرین عامدانه اولین کار در صبح باشد.
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
#Deliberate_Practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
✅تمرین عامدانه چیست و چگونه می توان از آن برای یافتن جاری شدن و بهبود در هر مهارتی -از جمله مهارت‌های رواندرمانی- بهره گرفت؟ (بخش چهارم)

4️⃣سامانه‌ای برای بازخورد، ترتیب دهید
همانطور که قبلاً گفتیم، بازخورد نقشی کلیدی در انجام و ثمربخشی تمرین عامدانه دارد. شما به سادگی نخواهید دانست که چقدر در حال پیشرفت هستید، چقدر انگیزه دارید تا سخت کار کنید و بدون آن نخواهید توانست تمرین خود را تنظیم کنید. سامانه‌های زیادی وجود دارند که شما می توانید از آنها برای دنبال کردن مسیر پیشرفت‌تان استفاده کنید، در زمینۀ رواندرمانی و مشاوره می‌توانید از ابزارهای مربوط به توافق و ارتباط درمانی یا نتیجۀ درمان مثل مقیاس درجه‌بندی نتیجۀ جلسه (ORS) یا مقیاس درجه‌بندی جلسه SRS استفادع کنید. .
هر کدام را که انتخاب کنید مطمئن شوید که دقیق است و چیزی هست که قادر هستید با آن مسیر را ادامه دهید.

5️⃣عناصرِ جاری شدن را دنبال کنید
در حالیکه بازخورد عضو جدایی ناپذیر تمرین عامدانه است، اما تنها عضو موثر نیست. تمرین عامدانه تعداد زیادی از معیارهای مشابه «ورود به حالت جاری شدن» را دنبال می‌کند. این بدان معنا است که هر زمان جلسۀ تمرینی تشکیل دادید بهتر است این موارد را نشانه/هدف بگیرید:
خودتان را از منطقۀ راحتی به بیرون هل دهید. هر جلسۀ تمرین عامدانه باید شما را به انجام چیزی که با آن راحت نیستید رهنمون کند. به محض اینکه انجام دادن چیزی به صورت خودکار در می¬آمد، زمان آن می‌رسد که یک گام به جلوتر بردارید.
شکلی از بازخورد بی‌درنگ داشته باشید. پیگیری پیشرفت کلید موفقیت است. اگر بتوانید در طول جلسۀ تمرین عامدانه بازخورد بی‌درنگی از یک مربی مهارت‌آموزی داشته باشید و روی آن چیزهای ویژه کار کنید، تاثیر آن بسیار بهتر خواهد بود.
سطح بهینه‌ای از تنش را پیدا کنید. جاری شدن و تمرین عامدانه در سطحی بهینه از تنش قرار دارند. تنش خیلی کم باشد خسته می‌شویم و رشد نمی‌کنیم. خیلی زیاد باشد، نگران و دلسرد می‌شویم.
یا آنچنان که اندرس اریکسون می‌نویسد:
"این حقیقتی بنیادین در مورد هر نوع تمرینی است: اگر خود را از محدودۀ راحتی و آسایش خودتان به بیرون هل ندهید، هرگز به بهبود یا ارتقای مهارت نخواهید یافت."

6️⃣استراحت کافی و مناسبی بین جلسه¬ها داشته باشید.
در آخر، به دلیل اینکه در جلسات با تمام توان در حال تمرین کردن هستید، نمی‌توانید انتظار این را داشته باشید که این سطح از فعالیت را برای دوره‌های پایداری حفظ کنید. تمرین عامدانه به استراحت عامدانه نیاز دارد، یعنی تعطیل کردن فعالیت برای استراحت، آرامش و بازیابی انرژی بین جلسه‌ها. دقیقاً مثل تمرین کردن یا یادگرفتن زبانی جدید، نمی¬توانید همۀ کارها را در یک جلسه انجام دهید. اگر به انجام یکبارۀ فعالیت‌ها پافشاری کنید البته نتایج بسیار بدتر خواهند شد. در عوض می‌توانید استراحت‌هایی داشته باشید، فعالیت تمرینی خود را قطع کنید و سرگرمی‌هایی بیابید که در بازیابی انرژی به شما کمک می‌کنند.
همۀ اینها در یک قانون به نام قانون طلایی رشد جمع می‌شوند که شامل یک توالی از تنش، استراحت و تکرار است.

❇️تمرین عامدانه به تنهایی شما را تبدیل به استادی ماهر نمی‌کند اما کمک‌تان خواهد با اثربخشی بهتری به سوی مهارت‌اندوزی حرکت کنید کرد.
تمرین عامدانه قول یا قرارداد قطعی نیست که به سادگی و فقط با پیروی از گام‌های گفته شده بتواند از 0 شروع کند و شخص را تبدیل به قهرمان آیندۀ شطرنج جهان، یک ورزشکار قهرمان یا بهترین نویسنده کند.
همچنین پژوهشگران دانشگاه ایالت گرَند وَلی ، زمانیکه سریعترین دوندگان دوی سرعت جهان را مطالعه می‌کردند پی بردند که تمامی آن دودندگان پیش از دریافت آموزش‌های رسمی، %95 تا %99 از همتایان‌شان بالاتر بودند. اما فقط به این خاطر که از جایگاه سوم شروع نکردید دلیل نمی‌شود که نتوانید تمام مسیر تا خانه را بپیمایید. تمامی ما توانایی شگفت‌آوری در بهبود بخشیدن به مهارت‌هایمان داریم و تا زمانیکه درگیر کارهای گفته شده باشید تمرین عامدانه به شما اجازه خواهد داد توان خودتان به حداکثر برسانید.
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
#Deliberate_Practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
رواندرمانی و سه نوع دانش لازم برای بهبود مهارت

دکتر داریل چاو
مترجم: علی فیضی

اگر فردی دانش کاملی از اطلاعات روانپزشکی و روانشناختی داشته باشند و با هوش سرشاری بتواند این دانش را به کار بگیرد باز این شرایط، مهارت او در رواندرمانی را تضمین نمی‌کند.
-کارل راجرز

در مسیر تلاش برای رواندرمانگری بهتر شدن، بسیاری از اوقات در محدودۀ «دانش محتوایی» باقی می‌مانیم. این نوع از دانش هرچند ضروری است اما کافی نیست. ما به دو نوع دانش دیگر با عناوین دانش فرایندی و دانش موقعیتی نیازمندیم. با این که داشتن دانش محتوایی مستحکم دربارۀ دغدغه‌ها و مشکلات حاضر درمانجو (افسردگی، اختلال وسواس فکری-عملی، اسکیزوفرنیا) اهمیت دارد، اغلب آنچه در آموزش رواندرمانی و دریافت نظارت بالینی (سوپرویژن) به شدت مورد نیاز است مربوط به دانش فرایندی‌ست. این نوع از دانش به تعاملات لحظه به لحظۀ درمانجو و رواندرمانگر مربوط است. در نهایت به دانش موقعیتی محتاجیم. دانشی که به ما می‌گوید چگونه به عنوان مثال رواندرمانی با فردی که افسردگی‌اش به خاطر داغ‌دیدگی است چه تفاوت‌هایی با رواندرمانی با درمانجویی دارد که افسرده است و سابقۀ ترومای آزاردیدگی جنسی دارد و در هر مورد به چه نحوی بهتر است کار کنیم.
بنابراین اگر دارید نظارت بالینی دریافت می‌کنید اصلا به گفتگوی صرف دربارۀ ضابطه‌‍بندی مورد و تکنیک‌های مورد نیاز نپردازید. چنین کارهایی صرفا شما را در حوزۀ دانش محتوایی باقی نگه می‌دارد. اگر هم ناظر بالینی هستید مراقب باشید در دام صرفاً حرف زدن و راهنمایی بدون پیشنهاد و تمرین عملی نیفتید.
دو راه برای فرا رفتن از محدودۀ دانش محتوایی و کسب دانش فرایندی و دانش موقعیتی وجود دارد. یکی این که از مقیاس‌ها و پرسشنامه‌های مربوط به نتیجۀ درمان و توافق درمانی برای پیگیری و ارزیابی پیشرفت رواندرمانی و سطح درگیری درمانجو با فرایند رواندرمانی استفاده کنید. پیشنهاد دومم هم این هست که جلسات خود را با اجازه گرفتن از درمانجو ضبط کرده و قسمت‌های کلیدی آن را به تنهایی یا با همراه ناظر بالینی خود مرور کنید. هر از گاهی ویدئو را متوقف کرده و از خود و/یا ناظر بالینی بپرسید: چه کار متفاوتی می‌توانستم انجام بدهم تا مشغولیت و درگیری درمانجو با فرایند کار را افزایش بدهم؟
#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
#Deliberate_Practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
Forwarded from اتچ بات
‍ كانال انجمن روان شناسي ايران/ خبرنامه زمستان 1397 انجمن روانشناسی ایران با مطالب زیر منتشر شد.

فهرست مطالب این شماره:


1. سخن نخست / 2

2. بحث ویژه: شفافیت به مثابه نیازی ملی و نقش روان‌شناسان در ارتقای آن/ 3

3. کارگاه ها و دوره های آموزشي انجمن: / 7

4. اخبار و اطلاعیه­ های انجمن روان­شناسی ایران: انجمن روانشناسی ایران، عنوان انجمن برتر سال 1397 در گروه علوم انسانی توسط کمیسیون انجمن­ های علمی ایران را کسب کرد، قابل توجه فارغ التحصیلان دکتری در رشته روان‌شناسی، کانال انجمن روانشناسی ایران در تلگرام، فراخوان مقاله برای نشریه دانش روان‌شناسی، مجله علمی ـ ترویجی انجمن روان شناسی ایران، شعبه­ ها و نمایندگی­ های انجمن روان­شناسی ایران / 11

5. اخبار و گزارش ­های خبری حرفه­ ی روان­شناسی: نکوداشت دکتر حمزه گنجی/ 24

6. دیدگاه های روان شناختی: ضرورت پژوهش کیفی عاری از شتاب زدگی، دیدگاه نقادانه ای به رشد ویادگیری کودک/ 25

7. اخبار همایش‌های روان­شناختی: معرفی 4 همایش روانشناختی/ 29

8. همایش های روان­شناختي بین المللی: معرفی 1 همایش بین المللی/ 31

9. مناسبت فصل: روان‌شناسی غذا/ 32

10. چکیده پایان­ نامه دکتری: معرفی 2 چکیده پایان ­نامه/ 35

11. معرفي كتاب‌های جدید: معرفی 4 کتاب / 37

12. مجله‌هاي منتشرشده: معرفی 4 مجله/ 39

13. یادداشت ها: در جستجوی کسب مهارت در رواندرمانی (چشم انداز نویدبخش تمرین عامدانه)/ 42

14. شرايط و تسهیلات عضويت در انجمن: / 46


هر عضو، یک پیام رسان
#انجمن_روانشناسی_ایران
‏@iranpsyasso
‏https://telegram.me/iranpsyasso
آکادمی رواندرمانی
رواندرمانی و سه نوع دانش لازم برای بهبود مهارت دکتر داریل چاو مترجم: علی فیضی اگر فردی دانش کاملی از اطلاعات روانپزشکی و روانشناختی داشته باشند و با هوش سرشاری بتواند این دانش را به کار بگیرد باز این شرایط، مهارت او در رواندرمانی را تضمین نمی‌کند. -کارل…
ترکیب سه نوع دانش در عمل
داریل چو
مترجم: علی فیضی

❇️با گرد هم آوردن دانش محتوایی، فرایندی و موقعیتی، می‌توان در موقعیت‌های دشوار دست به اقدام درمانی زد:

1️⃣ وقتی بین شما و درمانجو تعارضی پیش می‌آید و درمانجو از شما عصبانی می‌شود:

✅اصل اول= با موافقت کردن، جو موقعیت را صلح‌آمیز کنید. به جای دفاع از دیدگاه خودتان، را با دفاعی رفتار نکردن و یا حتی تلاش نکردن برای روشن‌سازی نقطه‌نظرتان، جو موقعیت را صلح‌آمیز کنید. به جای چنان اقداماتی، وارد دنیای درونی درمانجو شده و از آنجا صحبت کنید.
به عنوان مثال: «می‌دانی، وقتی دربارۀ آنچه گفتی فکر می‌کنم باورم نمی‌شود که چقدر بدون حساسیت رفتار کردم. درست می‌گویی. من اینجا برای تو وقتی بیشترین نیاز را به من داشتی حضور کاملی نداشتم... تعجبی ندارد که از من عصبانی شده‌ای».

2️⃣ وقتی بین شما و درمانجو تعارضی پیش می‌آید و درمانجو از خودش خشمگین می‌شود.

✅اصل اول= هیجان را هدف قرار بدهید. به جای تعمق در خودسرزنشگری درمانجو، به او کمک کنید با خشمی که نسبت به شما داشته و آن را خنثی کرده است روبه‌رو شود.
به عنوان مثال: «آیا متوجه شدی وقتی چند دقیقۀ قبل با این مساله روبه‌رو شدیم، تو بلافاصله از خودت خشمگین شدی؟ نظرت چیست که با هم با این هیجان روبه‌رو بشویم؟ می‌توانیم این احساس را درون گفتگوی خودمان دعوت کنیم؟ وقتی که بیشترین نیاز را به من داشتی و من نتوانستم به نیازت پاسخ بدهم چه احساسی نسبت به من داشتی و داری؟»

#تمرین_عامدانه
#درمان_مبتنی_بر_بازخورد
#Deliberate_Practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
کدام یک از مولفه‌های پنج‌گانۀ «تمرین عامدانه» را برای افزایش مهارت‌های رواندرمانی/مشاورۀ خود به کار می‌برید؟
anonymous poll

1. مشاهدۀ نسخۀ ضبط‌شدۀ عملکرد خود در اتاق درمان و تعمق در آن – 16
👍👍👍👍👍👍👍 21%

4. تمرین مکرر مهارت‌های خاص (بر اساس مراحل پیشین) برای گسترش مرزهای مهارت خود در رواندرمانی/مشاوره – 14
👍👍👍👍👍👍 18%

5. ارزیابی مداوم عملکرد خود (در راستای مراحل پیشین) – 12
👍👍👍👍👍 16%

6. همۀ مولفه‌ها – 11
👍👍👍👍👍 14%

2. دریافت بازخورد در مورد عملکرد زنده یا ضبط‌شدۀ خود در رواندرمانی/مشاوره از یک متخصص در زمینۀ رواندرمانی – 9
👍👍👍👍 12%

3. هدف‌گزینی برای فراترفتن از مرزهای مهارتی خود بر اساس مشاهده عملکردی که دارید و بازخوردی که از درمانجویان و مربی خود می‌گیرید. – 8
👍👍👍👍 11%

7. هیچ‌کدام – 6
👍👍👍 8%

👥 76 people voted so far.
با بهره‌گیری از روش SPICE ، جلسه‌های تمرینی خود را به جلسات «تمرین عامدانه» تبدیل کنید

آندرس اریکسون
مترجم: اسماعیل فیضی
ویراستار: علی فیضی

Specific Performance target
اهداف عملکردی مشخص داشته باشید
از اهداف‌ مبهم بپرهیزید! مثلاً بهتر شدن یا موفقیت به درد نمی‌خورند، این‌ها فقط وقت شما را تلف می‌کنند. برای بهتر ساختن عملکرد خود نیاز دارید که هدف‌های قابل اجرا یا قابل انجام دادنِ ویژه‌ و روشنی داشته باشید.

Periods of intense undistracted focus
✅بازه‌هایی از زمان را تعیین کنید که در آنها که با تمرکزی عاری از حواس‌پرتی به تمرین بپردازید

فقط و فقط روی آنچه که می‌خواهید انجام دهید تمرکز کرده و مشتاقانه آن را ادامه ‌دهید. تحت هر شرایطی تمرکزمان را از روی آن برنمی‌داریم و با خود تکرار می‌کنیم که انجام می‌دهم و بهترش را هم می‌توانم انجام دهم، الان هیچ چیز مهم‌تر از این کارم نیست و به خوبی آن را انجام خواهم داد.
اینکه تنها به راهنمایی مربی یا معلّم اکتفا شود اصلاً و ابداً کافی نیست و فرد باید با توجه و دقت تمام در لحظۀ انجام تمرین، برای انجام دادن درست و هرچه بهتر آن تلاش کند.

Immediate Feedback
✅بلافاصله بازخورد بگیرید
برای اینکه «تمرین عامدانۀ» اثر بخشی داشته باشیم، بهتر است فوراً و با دقت فراوان بازخوردی از آنچه انجام داده‌ایم داشته وعملکرد خود در طول تمرین را بسنجیم. به این منظور باید بازنمایی ذهنی از آنچه می‌خواهیم انجام دهیم داشته باشیم. سنجش از طریق بازخورد و خود بازخورد هر چه سریعتر باشد، بازنمایی ذهنی هم بهتر و بهتر خواهد شد.
بدون داشتن بازخورد از آنچه که در حال انجام دادنش هستیم، نمی‌توانیم بگوییم چقدر به هدف نزدیک شده‌ایم یا به چه کاری نیاز داریم تا بهتر شویم.

Cycling between comfort and discomfort
✅بین منطقه راحتی و ناراحتی در رفت و آمد باشید

همچون ورزشکاران بدنسازی عمل کنید. دوره‌های سخت و سپس از پس آنها دوره‌های آسان می‌آیند. زمانی که وزنه‌ای سنگین بلند می‌کنید و ورزشی سخت انجام می‌دهید و پس از آن دورۀ بازیابی در نظر می‌گیرید، در اصل می‌خواهید ماهیچه‌های جدید رشد کنند.
بهتر شدن از خواست قلبی می‌آید و اینکه بین راحتی و خواست قلبی و دشواری در رفت و آمد و نوسان باشید.
به اندازۀ توان‌تان، خود را تحت فشار قرار دهید.

Expert coaching from proven performers
✅از افرادی که مهارتشان تایید شده است بخواهید تا به صورت حرفه‌ای مربی شما باشند.

افراد ماهری که قبلاً چنین کارهایی کرده‌اند، به آسانی و درستی می‌توانند شما را به روند کار وارد کنند و در پیمودن راه شما را پیش بیندازند.
راهنمایی یک فرد ماهر در «تمرین عامدانه»، جنبه‌های مثبت گوناگون آن را تشدید و تقویت می‌کند.

❇️هدف نهایی چیست؟
تمرین عامدانه هم موجب تولید بازنمایی ذهنی می‌شود و هم به آن وابسته است. بهبود عملکرد دست در دستِ بهبود بازنمایی ذهنی دارد، چنانکه اگر شخصی عملکردش را بهبود بخشد بازنمایی ذهنی‌اش از آنچه می‌خواهد انجام دهد دقیق‌تر و موثرتر خواهد بود و چه بسا ممکن است حتی آن را بیشتر بهبود بخشد و ارتقا دهد.
#تمرین_عامدانه
#Deliberate_Practice


https://t.me/AcademyofPsychotherapy